آرش نصیری :به هر حال هنرمندی كه به عنوان نوازنده، سمت راست خواننده بزرگی چون استاد شجریان مینشیند بسیار مطرحتر میشود حتی اگر از اولین باری كه اسمش در آلبومی از پدر حك شده بود سالها گذشته باشد. مژگان شجریان آن زمان دانشجوی نقاشی بود و ضمن آنكه چندین سال قبلتر با تعلیم آواز و سه تار نزد استادان بزرگ، اتصالش با موسیقی را آغاز كرده بود به عنوان طراح آلبومهای استاد مطرح شد و بعد رفت كه گرافیك بخواند و تا مقطع فوقلیسانس پیش رفت و قبل ازآن، ازدواجش با كسی كه یك شركت تبلیغاتی را اداره میكرد مسیر زندگیش را كشاند به حاشیه موسیقی. حالا آن طراح حاشیه موسیقی آمده است به متن آن، در گروهی كه خوانندهاش استاد شجریان است و رهبر گروهش یك نوازنده مطرح تار و سهتار و او در سمت راست استاد سه تار میزند به هر حال صحنه جذابیتهای خودش را دارد و حالا مژگان خانم شجریان درست در وقتی كه همایون رفته است كار مستقلاش را آغاز كند آمده است بههمراهی استاد هرچند میگوید این مساله اتفاقی است. یاد ایامی كه مژگان شجریان با «یاد ایام» طراحی آلبومهای استاد را آغاز كرده بود بهخیر.
در خانوادههای هنری، كسانی كه به سمت هنرهای دیگر مثل طراحی و گرافیك میروند كه به نسبت كمحاشیهتر از موسیقی است و به نظر میرسد به نظر میرسد كه راهشان را انتخاب كردهاند اما شما به هر حال به سمت كنسرت دادن در موسیقی كشیده شدید...
حقیقتش این است كه یكی از رشتههایی كه من در آن كار كردم رشته موسیقی است. من هم لیسانس نقاشی هستم و هم لیسانس موسیقی و بعد از آن فوقلیسانس گرافیك را گرفتم اما حكایت موسیقی جداست. ما در خانوادهای هستیم كه موسیقی ركن اساسی زندگی ماست. از بچگی موسیقی را هم شنیدهایم و هم كار كردیم و من در دانشگاه هم این رشته را ادامه دادم ولی متاسفانه بعد از آرش نصیری :ازدواج نتوانستم آن را پیگیرانه دنبال بكنم. در كنار همسرم یك شركت تبلیغاتی داشتیم و من این كار را بیشتر ادامه دادم و بیشتر روی آن پافشاری كردم. كار من هم بیشتر طراحیهایی بود كه روی موسیقی انجام میشد و تزهایی هم كه در دانشگاه داشتم بیشتر در رابطه با موسیقی، رنگ و كلا طراحیای كه میتوان روی آثار موسیقایی انجام داد. من این كار را هم در نقاشی انجام دادم و هم در گرافیك و شاید بشود گفت كار اصلی و تخصصی من همین است و به همین علت بیشتر در این زمینه كار كردم.
فكر میكنم این كار را از اول با كارهای پدر شروع كردید. درست است؟
بله و بعد هم در حقیقت خارج از كار پدر روی موسیقی كار گرافیكی دیگری انجام ندادم. البته آن زمان كه شركت تبلیغاتی داشتیم كارهای دیگری را هم در كنارش انجام میدادیم و عمده تمركزم روی كار موسیقی بود.
به نظر میرسد هر كار دیگری را كه انجام میدادید از موسیقی گریزی نداشتید. درست است؟
به هر حال ما با موسیقی پیوند داریم و هیچ وقت نمیتوانیم فكر كنیم از آن جدا شدهایم.
جدا از كار كردن در حاشیه موسیقی، خودتان هم آواز كار كردهاید؟
بله، به همراه خواهرانم و همایونجان یك مقداری با پدر كار كردیم كه بیشتر در مرحله صداسازی و یكی دو دستگاه موسیقی بود ولی بعدا برای ما این مساله كم شد و ادامه ندادیم و آن حالت تبدیل شد به اینكه گاه و بیگانه با پدر صداسازی و دستگاههای موسیقی را كار میكنیم. البته خیلی كم پیش میآید كه ایشان وقت داشته باشند و همه با هم باشیم و بتوانیم این كار را دنبال كنیم.
حتی همایون كه با استاد همراهتر بود و كنسرت برگزار میكرد و جدیتر كلاسهای آواز را ادامه میداد هم در مصاحبه به ما گفت كه خیلی وقت نمیشد با پدر به صورت منظم و منسجم كلاس داشته باشد. شما كه دیگر دورتر بودید و ازدواج هم كرده بودید قطعا خیلی كمتر میتوانستید به این كار بپردازید.
بله، به هر حال من دورههای كامل را نتوانستم با ایشان طی كنم ولیكن در حد پایینتر كار كردیم و دستگاههای بیات اصفهان و همایون را كار كردیم و خیلی وقت نشد. خواهرانم ازدواج كردند و بعد من ازدواج كردم و زمانهای زیادی بود كه پدر كنسرت داشتند و در خارج از كشور تشریف داشتند و زمانهایی هم كه در ایران بودند كارهای دیگری داشتند بنابراین كلاسها خیلی پیگیرانه دنبال نشد.
ولی كلاس ساز را خودتان ادامه میدادید.
بله، ساز را از وقتی كه كلاس پنجم بودم در مراحل مقدماتی كار در خدمت استاد لطفی شروع كردم و بعد هم مدتی خدمت استاد علیزاده رفتم. اینها همه در مرحله ابتدایی و دوره مقدماتی بود. بعد از آن موقعی بود كه چاووش را بسته بودند و تعطیل شده بود اساتید اصلا در دسترس نبودند كه بشود از محضرشان استفاده كرد. بعد از مدتی من و خواهرم خدمت استاد مشكاتیان ردیف ماهور را كار كردیم و بعد از آن من شخصا این مساله را دنبال كردم و بعد از آن هم وقتی كه وارد دانشگاه شدم ردیفها را خدمت سركار خانم مهربانو توفیق كار كردم. یك مدت خیلی كوتاه هم خدمت آقای شعاری تكنیك نوازندگی را كار كردم.
موقعی كه خدمت آقای مشكاتیان كلاس میرفتید همان موقعهایی بود كه بعد از آن افسانه خانم با آقای مشكاتیان ازدواج كردند.
بلهبله. همان موقع ازدواج كردند و كلاسهای ایشان هم به این علت كه استاد مشكاتیان از هنرمندان بنام بودند و كنسرتها و كارهای مختلفی داشتند خیلی مداوم و پیدرپی نبود و من خیلی كم توانستم از محضر ایشان استفاده كنم و در حد اینكه همان دستگاه ماهور را تمام كنم توانستم در محضر ایشان باشم. اما خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم. بعد از دانشگاه حدود دوازده سال ساز را به صورت جدی كار نكردم تا این اواخر كه گروه شهناز داشت شكل میگرفت. من از پدر خواهش كردم كه اگر میشود برای اینكه دوباره تمرینهایم را شروع كنم در كنار استاد درخشانی و بچهها كمی كار كنم. بعد كه شروع كردم خیلی تشویقم كردند كه در گروه شركت بكنم و برای من هم یك افتخار بود كه در كنارشان باشم و بنابراین به خودم اجازه دادم كه این جسارت را به خرج بدهم و در كنارشان حاضر باشم.
آمدن شما به گروه آقای شجریان مصادف شد با رفتن همایون. وقتی به این مساله فكر میكنید چه حسی به شما دست میدهد؟
فكر میكنم این مسائل هیچ ربطی به همدیگر نداشت و كاملا اتفاقی بود. جای همایون در گروه خیلی خالی است. فكر میكنم این مساله كاملا حس میشود كه چقدر جای همایون در كنار پدر خالی است منتها وقتی من جویا شدم پدر گفتند كه این كار به این علت است كه همایون آزاد باشد تا بتواند كار مستقل خودش را هر زمان كه بخواهد انجام بدهد و این به پیشرفت بیشتر همایون كمك میكند. همایون بهتر است آزاد باشد نه اینكه درگیر گروه باشد و نتواند كارش را انجام بدهد. شاید هم یك روزی صلاح بدانند كه در همین گروه شهناز در كنار هم كار كنند.
اینطوری به نظر میرسد كه پدر دوست داشت در گروهش همیشه یكی از اعضای خانوادهاش باشد و بنابراین وقتی مقرر شد كه همایون نباشد به شما گفتند در گروه نوازندگی كنید؟
من خودم از پدر خواهش كردم كه فقط برای تمرین در كنارشان باشم. وقتی استاد درخشانی اسامی را میدادند و اسم من را هم دادند من گفتم اصلا توقع ندارم كه به عنوان یكی اعضای گروه باشم. منتها خودشان گفتند كه تو آنقدر خوب كار كردی كه حیف است در گروه نباشی. ایشان به پدر گفتند كه اگر میشود مژگان هم در گروه ما باشد و پدر هم قبول كردند. در حقیقت پیشنهاد بچههای گروه بود كه من در گروه باشم و پدر هم پذیرفتند و وقتی من به پدر گفتم كه نظر شما چیست گفتند من خودم خیلی دوست دارم ولی نمیخواستم بچهها را تحت فشار قرار بدهم كه حتما تو را بپذیرند. میخواستم خودشان این مساله را بخواهند.
قرار بود در گروه نوازندگی سلو هم داشته باشید؟
اوایل قرار نبود سلو داشته باشم ولی برای سه شب آخر كنسرت، پدر گفتند اگر بشود نوازندگی سلو داشته باشی خوب است و بنابراین در سه شب آخر سلو زدم.
پسر برای پدر جای خودش را دارد ولی معمول این است كه پدر خیلی با دختر عیاق است، مخصوصا دختر آخری. اینكه شما ساز سلو بزنید و پدر آواز بخواند فكر میكنم خیلی برای پدر دلچسب بود. این را قبول دارید؟
دلچسب كه هست و برای من هم افتخار بزرگی است ولی به هر حال در كنار بزرگانی مثل استاد درخشانی قاعدتا من نباید به خودم این اجازه را بدهم كه این كار را بكنم.
جالب است كه همكاری بچهها با آقای شجریان از آخر شروع شد. یعنی اول همایون كه از همه كوچكتر بود شروع كرد و بعد شما. شما و همایون به واسطه نزدیكی سن احتمالا بیشتر با هم بودید. رابطهتان از بچگی چطور بود؟
از زمانی كه ما ساز زدن را شروع كردیم این امكان را داشتیم كه جلوی دیگران ساز بزنیم. با اینكه شاید هنوز چیزی بلد نبودیم ولی همیشه این جرات را به ما میدادند كه حتی اگر یك درس كوچولو را یاد گرفتیم آن را به دیگران ارائه بدهیم. در این مساله جرات من از خواهران دیگرم بیشتر بود و همین مساله باعث شد كه من این كار را بیشتر ادامه بدهم. از همان اول این جرات در من به وجود آمد كه بتوانم جلوی دیگران ساز بزنم با اینكه شاید چیزی بلد نبودم. همایون هم زمانی ساز زدن را شروع كرد كه وقتی ضرب را در دست خودش میگرفت ساز از خودش بزرگتر بود. از همان بچگی هم ریتم را خیلی خوب ادا میكرد و خدمت استاد فرهنگفر هم كار میكرد. ما از بچگی جلوی دیگران ساز میزدیم و جراتمان هم خوب بود.
و این امكان را هم داشتید كه پیش خیلی از بزرگان موسیقی مثل استاد شهناز، مشكاتیان، لطفی، علیزاده و خیلیهای دیگر تمرین كنید و ساز بزنید؟
به هر حال ما در فضای موسیقی زاده شدیم. من البته در موسیقی چیز خاصی نشدم و واقعا نتوانستم حق موسیقی و موقعیتی را كه داشتم ادا كنم ولی چیزی كه هست این است كه وقتی یك بچه در چنین محیطی بزرگ میشود موسیقی برایش مثل یك زبان میشود و با آن كاملا یك رابطه نزدیك پیدا میكند و یك كنش نهادی به موسیقی پیدا میكند. با اساتید بزرگ برخورد داشتیم و آنها لطف داشتند و به ما كمك میكردند ولی آن زمان ما كوچك بودیم و شاید در حدی نبودیم كه آنچنان كه باید و شاید از محضرشان استفاده كنیم. من موقعی كه ساز را شروع كردم در حد ابتدایی بودم و لابد برای استاد لطفی خیلی سخت بود كه به یك بچه درس مقدماتی سهتار را بدهند. البته ایشان این زحمت را میكشیدند. من آن زمان نمیتوانستم آنچنان كه باید و شاید از محضرشان استفاده كنم. الان مثلا خیلی بهتر میتوانم تا آن موقع كه بچه بودم چون یك بچه به هر حال به فراخور سن نمیتواند قدر درس استادش را بداند.
و نباید این را فراموش كرد كه مادرتان هم دبیر بودند و اهل فرهنگ و طبیعتا به دلیل مشغلههای كاری پدر، ایشان برای سازماندهی فعالیتهای تحصیلی و هنریتان خیلی نقش داشتند.
مادر در رشتههای مختلفی دبیر بودند و خیلی زحمت كشید برای كلاسهای ما. در آن شلوغیها ما را میبردند كلاس و میآوردند و خیلی در كار و تحصیل ما تاثیر داشتند و در حقیقت تشویقمان میكردند كه به موسیقی گرایش داشته باشیم. زمانی كه من موسیقی را شروع كردم مصادف شده بود با سالهای انقلاب و كلاسها تعطیل شد و من نتوانستم آن را ادامه بدهم. شاید اگر آن موقع آن كلاسها پیگیرانه ادامه پیدا میكرد قضایا برای من خیلی فرق میكرد.
با توجه به اینكه از همان اول موسیقی را با آواز شروع كرده بودید، فكر میكنید دوباره آواز را بیشتر تمرین كنید و با استاد همخوانی هم داشته باشید؟
راستش نمیدانم. من خودم خیلی دوست داشتم آواز را كار بكنم. آن موقع هم كه كار میكردم صدایم خیلی آمادهتر بود و به من كمك میكرد ولی متاسفانه آن زمان كه باید روی صدایم كار میكردم، كار نكردم و الان یك كم مشكل است كه برگردم سر خط اول. البته پدر گفتند كه باید این را ادامه بدهم و صداسازی را شروع كنم و كار بكنم و فكر میكنم كه بیشتر هدف ایشان این است كه روی من برای تدریس آواز كار كنند تا اگر شد بعدا بتوانم كلاسهای آواز را اداره كنم. اینكه من بخواهم در كنار پدر بخوانم خیلی جرات میخواهد كه فكر نمیكنم این اتفاق بیافتد.
ولی شاید جرات خواندن با همایون را دارید به این دلیل كه برادر كوچكترتان هستند.
البته نه اینكه نتوانم ولی باید خیلی تمرینات مداوم داشته باشم تا صدایم را برگردانم به سر خط اول آن.
اینكه همایون هم از نظر چهره و هم از نظر صدا خیلی شبیه استاد هستند چه حسی را در شما برمیانگیزد؟ البته نمیخواهم مساله حسادت یا رقابت و این حرفها را مطرح كنم...
فكر میكنم آنچه كه میشنوید صدای طبیعی خود همایون است. حالا اگر شبیه صدای پدر است یك حسن است برایش. فكر نمیكنم او سعی كند كه صدایش را بسازد تا شبیه به صدای پدر شود و این صدای طبیعی خودش هست كه میخواند و خیلی هم خوب است و من خیلی خوشحال هستم و وقتی كه میخواند احساس میكنم شجریان دوم شكل گرفته و این خیلی باعث افتخار من است.
آقا همایون در مصاحبه به ما گفت كه وقتی در كنسرت گوته در آلمان پدر سرما خورد و همایون به پدر گفت كه او میتواند در بعضی جاها به جایشان بخواند پدر تعجب كرد. یعنی پدر خیلی شاهد تمرینهایش نبود. لابد او بیشتر تمرینها و آوازخوانیهایش را در كنار شما بود. مخصوصا شما كه از لحاظ سنی به او نزدیكترید...
نه، او خودش تمرینهای خودش را داشت و من هم آن زمان كه همایون تمرین میكرد خیلی درگیر دانشگاهم بودم. به دو دانشگاه میرفتم و كار تحصیلی خیلی فشردهای داشتم و او هم به صورت مستقل تمرینهای خودش را داشت و اگر بود در كنار همه بود و هیچ فرق نداشت كه مثلا چون من از لحاظ سنی نزدیكترم بیشتر با من باشد.
كدام آهنگ همایون را بیشتر دوست دارید و برای خودتان زمزمه میكنید؟
من همه آهنگهایش را دوست دارم. هر كدامش حال و هوای خودش را دارد. من دوستشان دارم. وقتی كارهایش را میشنوم خیلی لذت میبرم. به او افتخار میكنم و تبریك میگویم.
همسرتان هم اهل موسیقی هستند؟
نه، موسیقی را دوست دارد اما خودش نوازندگی و كار موسیقی انجام نمیدهد. ما بیشتر در زمینه طراحی و اینها كار میكردیم و تخصص ایشان هم بیشتر در زمینه چاپ است. تجربه زیادی در این مورد دارند و من بیشتر كارهای طراحی را میكنم و زحمت كارهای مربوط به چاپ هم به دوش ایشان است.
فرزندانتان چطور؟ چند فرزند دارید؟
من سه فرزند دارم. دخترم دوازده سال دارد و الان چند سال است كه پیانو میزند. پسرهایم هم دوقلو هستند و تازه شروع كردهاند به یاد گرفتن پیانو. خدا را شكر مثل اینكه هوششان بد نیست.
از آلبومهایی كه كار طراحیاش را انجام دادید كدامش را بیشتر دوست دارید؟
راستش نمیتوانم بگویم كدام را بیشتر دوست دارم.
با طراحی كدام آلبوم استاد شروع كرده بودید؟
اولین كارم «یاد ایام» بود كه كاری است كه با «براش» انجام شده و بعد كارهای دیگر بود كه هر كدام حال و هوای خودش را دارد. البته من دارم حس خودم را میگویم و شاید كسانی باشند كه آن كارها را دوست نداشته باشند این حس خودم بوده در رابطه با آن موسیقیای كه برایش طراحی میكردم. «زمستان است» را هم دوست دارم.
برای چند آلبوم طراحی بروشور انجام دادید؟
دقیقا نمیدانم. فقط این را میدانم كه بعد از «یاد ایام» تقریبا همه طراحیهای آلبوم را من انجام دادم به جز «ساز خاموش» و «سروده مهر» كه طراحی آنها را یكی از دوستان عزیزم، آقای سیامك خیریزاده كار كردند. اگر اشتباه نكنم كار طراحی بقیه آلبومها با من بوده.
فكر میكنم بعد از «دود عود» كه مرحوم استاد مرتضی ممیز كار كردند، بقیه را شما انجام دادید.
بله، اكثرا من طراحی كار را به عهده داشتم.
آن موقع دانشجو بودید یا درستان تمام شده بود؟
آن موقع دانشجوی رشته نقاشی بودم و بیشتر كار نقاشی هم انجام میدادم.
آیا روابط و مشكلات و مسائل خانوادگی روی حستان از موسیقی تاثیر میگذارد؟ مثلا بروز مشكلاتی كه به وجود آمده بود باعث میشد كه شما «یاد ایام» یا طراحی بروشور آن را دوست نداشته باشید؟
نه، اینها هیچ ربطی به هم ندارند. من هیچوقت نمیتوانم بگویم كه از یك موسیقی خوشم نمیآید، به این علت كه به فرض با آهنگساز آن در آن مقطع مشكل دارم. ذات هنر و موسیقی چیزی است كه از بین نمیرود و رابطهای كه من با آن موسیقی برقرار میكنم ربطی ندارد با رابطه یا اختلافی كه من با آهنگسازش دارم.
اگر بخواهید از بین آلبومهای پدر یك آلبوم را انتخاب كنید كدام را انتخاب میكنید؟
هر كدامشان حس و حالی دارد ومن نمیتوانم از بینشان انتخاب كنم. من با همهشان زندگی كردم و نمیتوانم بگویم كدام را بیشتر دوست دارم. این مثل آن میماند كه شما بخواهید بگویید كدام یك از خواهر و برادرهایتان را بیشتر دوست دارید.
شما در موسیقی دنبالهروی پدر شدید. ادامهدهنده كار شما در خانواده شما، خواهرزادهتان آوا مشكاتیان شد كه كار گرافیك میكند.
بله، آواجان در رشته گرافیك كار میكند. واقعا خوشحال هستم كه میبینم آوا دارد طراحی میكند و كارهای پدرش را كه طراحی كرده دوست دارم. بعضیهایش خیلی قشنگ است. آوا خیلی حس و حال خوبی در كارهایش دارد.
از شما نظرخواهی هم كرده؟
در كارهایی كه انجام داده، نه. خودش مستقلا كار كرده. به هر حال من هر كمكی كه بتوانم به او بكنم خوشحال میشوم. اگر نیاز داشته باشد اما فكر نمیكنم كه نیازی به كمك من داشته باشد.
موسیقی در خانواده شما خیلی جدی است اما وقتی كه با هم و در جمع خودمانی هستید آیا همایون كه استاد ضرب هم هست، آهنگهای ریتمیكتر و كوچهبازاری هم میخواند؟
نه، ممكن است با پیانو یا ضرب آهنگهای ریتمیك بزند ولی اینكه بخواند نه. چیزی كه از همایون یادم میآید این است كه از بچگی میشد زندگی موسیقی را در او دید و واقعا همه كارهایش با موسیقی و ریتم بود و خلاقیت موسیقیاش خیلی زیاد بود.
گفتید بچههایتان موسیقی كار میكنند و طبیعتا نوههای دیگر استاد هم هستند فكر میكنید این راه آنقدر ادامه پیدا كند كه چند سال بعد یك گروه داشته باشیم كه همه شجریان باشند؟
نمیدانم. زندگی خیلی فراز و نشیب دارد و هر اتفاقی ممكن است بیفتد. آدم نمیتواند پیشبینی كند در آینده بچه آدم چه شكلی و چه كاره میشود.
البته من دقت نكردم به اینكه فقط همایون میتواند گروه شجریان درست كند و بچههای شما رفیعی و مشكاتیان و اینها هستند.
بله. دقیقا (خنده).