شبه جزیره ناشناخته -4

پیروزی بر سكوت

حقایق در «آكواریوم‌های پیونگ‌یانگ» فریاد می‌زنند

 

فرزانه سالمی :خاطرات «كانگ چول هوان» از دوران دهشتناك زندگی اش در اردوگاه‌های كار اجباری حكومت كره شمالی جذاب و البته تكان‌دهنده است. كتاب او و«پیر ریگولت» با عنوان «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» گاهی شكل داستانی دارد؛ در بخش‌هایی مثل سند تاریخی است؛ و گاه به خاطره نگاری شباهت پیدا می‌كند؛ و البته خیلی‌ها معتقدند این كتاب یكی از وحشتناك‌ترین كتاب‌های خاطراتی است كه تاكنون منتشر شده است. هوان -كه روزنامه‌نگار و رئیس گروه مبارزه با گولاگ‌های كره شمالی است- می‌گوید انتشار كتابش باعث شده كه جهانیان نسبت به مردم كره شمالی و رنجی كه می‌برند بی‌تفاوت نباشند.

 

با این وجود، سر و صداهای زیادی كه پس از انتشار «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» بلند شد نشان داد از طرفی حق با اوست و از طرف دیگر، هوان به هر حال باید شرط عقل را در موضع گیری‌هایش در نظر بگیرد! ماجرا از آنجا شروع شد كه جورج بوش در اوج درگیری‌های كاخ سفید با حكومت كره شمالی، كتاب «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» را خواند و به شدت هم آن را پسندید. رئیس‌جمهور آمریكا معمولا عادت ندارد كتاب‌های زیادی را مورد توجه قرار دهد و خواندن آن را هم به دیگران توصیه كند؛ اما این بار او به مقامات ارشد آمریكایی هم توصیه كرد كتابی را كه در خصوص یكی از كشورهای عضو محور شرارت نوشته شده، بخوانند! اما این تازه اول ماجرا بود. روز 13 ژوئن سال 2005 میلادی، «كانگ چول هوان» به كاخ سفید دعوت شد تا با جورج بوش در خصوص این كتاب به تبادل نظر بپردازد. كاخ سفید هم در ابتدا دیدار بوش و هوان را به صورت عمومی‌مطرح نكرده بود اما بعد این دیدار تایید شد و عكس‌هایی نیز از آن به نمایش گذاشته شد. 

دیدار 40 دقیقه‌ای آنها با این سوال بوش آغاز شد كه: «اگر رئیس‌جمهور آمریكا بودی در مورد كره شمالی چه كارهایی صورت می‌دادی؟» پاسخی هم كه شنید این بود: «اول از همه، چین را متقاعد می‌كردم كه از استرداد اتباع فراری كره شمالی دست بردارد. بعد بستن اردوگاه‌ها در كره شمالی را مورد توجه قرار می‌دادم و سپس بحران هسته‌ای را حل می‌كردم.» تركش‌های ناشی از دیدار بوش و هوان خیلی زود آشكار شدند. فورا مقامات كره شمالی پا به صحنه گذاشتند و نویسنده كتاب «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» را «آدم منفوری» خواندند كه طی دیدارش با بوش «تمام تلاش‌ها برای از سرگیری مذاكرات هسته‌ای با آمریكا را نقش بر آب كرده است».

 

اما در شرایطی كه جورج بوش، كره شمالی را عضو محور شرارت قلمداد می‌كرد و به سیاست‌های مشابه بیل كلینتون در قبال كره شمالی هم علاقه‌ای نشان نمی‌داد، توجه خاص او به كتابی انتقادی نسبت به حكومت كره شمالی غیرعادی نبود. جورج بوش نمی‌خواست در جریان مذاكرات هسته‌ای با كره شمالی هم امتیازی به این كشور بدهد و این كتاب انتقادی به او كمك می‌كرد كه موضع خود در مورد كره شمالی را راحت‌تر توجیه كند. از سوی دیگر، خیلی از صاحبنظران هم كره شمالی را با آلمان شرقی مقایسه می‌كردند و به همین جهت، به شدت از انتشار «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» راضی بودند.

 

صاحبنظرانی كه تعلق خاطر خاصی به ایده‌های راست‌گرایانه و چپ‌گرایانه نداشتند، تاكید می‌كردند هركس كه در عرصه سیاسی یا تجاری با كره شمالی مراوده دارد باید این كتاب را بخواند؛ زیرا «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» به همه یادآوری می‌كند كه در پشت موضع‌گیری‌ها و ژست‌های سیاسی، میلیون‌ها نفر از مردم حضور دارند كه فقط به تامین نان شبشان راضی‌اند. برخی صاحبنظران مثل كریستوفر هیچنز از مجله سالن معتقد بودند كه« آكواریوم‌های پیونگ یانگ» باید خیلی معروف‌تر از اینها می‌شد. روزنامه انگلیسی فایننشیال‌تایمز هم این كتاب را «پیروزی بر سكوت» لقب داده و نوشته بود: «كیم جونگ ایل هنوز بر سر قدرت است و اردوگاه یودوك هم سر جایش است. به همین جهت فقط خواندن این كتاب هم به مثابه حمله‌ای به این وضعیت غیرانسانی در كره شمالی است.»

 

از سوی دیگر، طبیعی بود كه چنین انتقاد شدیدی از یك حكومت كمونیستی به كام چپ‌ها چندان خوش نیاید. شاید به همین جهت بود كه ایزابل هیلتون در نشریه انگلیسی و چپ گرای «نیو استیتزمن» یادداشت خود در مورد «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» را چنین آغاز كرد: «واقعیت این است كه در بسیاری از كتاب‌ها، داستان‌های مشابهی نقل می‌شود. اگر آكواریوم‌های پیونگ‌یانگ را هم جزو همین دسته كتاب‌ها قرار دهیم، بدان معنی نیست كه می‌خواهیم بسبت به رنج و عذاب انسان‌ها بی‌تفاوت باشیم. موضوع این است كه این نوع از خاطره‌نویسی دیگر اصالت قبلی‌اش را ندارد.» هیلتون ترجیح داده بود برای نشان دادن رنج و عذاب‌های انسانی به شكنجه شدن زندانیان توسط سربازان آمریكایی در ابوغریب اشاره كند.

 

در مقابل، راست‌ها و برخی میانه‌روها نیز با انتشار «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» خود را در موقعیت خوبی برای انتقاد از حكومت كمونیستی یافتند. مثلا دیلی‌تلگراف - روزنامه راست‌گرای انگلیسی- از انتشار كتاب «آكواریوم‌های پیونگ یانگ» استقبال كرد و نوشت: «داستانی كه هوان تعریف می‌كند، نشان می‌دهد تصمیم‌گیری‌های ما انسان‌ها چه عواقب غیرقابل‌پیش‌بینی می‌تواند به همراه داشته باشد.» و این موضوعی بود كه درواقع به بازگشت خانواده هوان به كره شمالی و سرنوشت سخت آنها در این كشور كمونیستی اشاره داشت. به قول روزنامه دیلی‌تلگراف، حقایق در این كتاب فریاد می‌زنند. به همین خاطر نیازی به توجیه و تفسیر بیشتر وجود ندارد.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)