سیدمصطفی تاجزاده:سرمقاله شماره 51 هفتهنامه «شهروند امروز» با عنوان «بحران جانشینی در اصلاحطلبان» برخلاف اغلب مقالات آقای قوچانی از انسجام كافی برخوردار نبود و از خطای تحلیلی رنج میبرد. از آنجا كه موضوع یادداشت مذكور درباره انتخابات مهم ریاستجمهوری آینده است، ارائه توضیحاتی را لازم میدانیم.
1- آنچه در علوم سیاسی بحران جانشینی گفته میشود در مورد تبعات تغییر در راس هرم قدرت سیاسی به ویژه در نظامهای بیثبات است، در حالی كه رئیسجمهور ایران شخص دوم كشور است. بنابراین تحلیل آقای قوچانی در مورد بحران جانشینی اساسا در مورد رئیسجمهور ایران صدق نمیكند. جالب آنكه او در همان سرمقاله توضیح داده است كه «جمهوری اسلامی در انتخابات رهبری با وجود مجلس خبرگان رهبری با بحران مواجه نمیشود». البته همانطور كه خود او نیز به درستی اشاره كرده، شرطش آن است كه انحصار صنفی نباشد و نظارت استصوابی بر انتخابات مجلس خبرگان اعمال نشود .
2- طبق قانون اساسی كنونی، رئیسجمهور مانند نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا با رای مستقیم مردم انتخاب میشود ولی اختیارات و مسئولیتهای او در مقایسه با كشورهای دارای نظام ریاستی تا حد قابل توجهی محدود است. برای مثال نه تنها نیروهای مسلح (ركن نظامی) بلكه حتی نیروی انتظامی (پلیس) نیز در كنترل او نیست و بر صدا و سیما (ركن تبلیغاتی، اطلاعرسانی) هیچ كنترلی ندارد. در تعیین مسئولان قوه قضائیه، مدیریت نهادهای اقتصادی یا عمومی (مانند بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی، كمیته امداد و...) اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای بازنگری قانون اساسی و... نقش ندارد. به همین دلیل رئیسجمهور در ایران هرگز قادر نیست نظام سیاسی را تغییر دهد. كسی میتواند ماهیت نظام را تغییر دهد كه 1- نیروهای مسلح 2- نهادهای اطلاعاتی 3- دستگاه قضائی 4- رادیو و تلویزیون و امكانات مالی فراوان داشته باشد. در جمهوری اسلامی چنین شخصی رئیسجمهور نیست اگرچه او میتواند به سهم خود ایفاگر نقش در این زمینه باشد. در جمهوری اسلامی ایران، اگر قدرت با انتخابات آزاد توزیع شود آنگاه میتوان امیدوار بود كه كشور به شكل همهجانبه توسعه یابد. آنچنان كه در دوره اصلاحات شاهد بودیم.
3- بهرغم سوتیتر سرمقاله مذكور مبنی بر «بازگشت خاتمی، چگونه دموكراسی به شبهدموكراسی تبدیل میشود؟» آقای قوچانی توضیح نداده است چرا فقط نامزدی آقای خاتمی دموكراسی را به شبهدموكراسی تبدیل میكند. به علاوه، وی به صراحت اعلام نكرد كه آیا به نظر وی شبهدموكراسی برای ایران مفید است یا خیر؟ نویسنده محترم در سه فراز یادداشت خود از شبهدموكراسی غیرمستقیم تمجید كرده كه شاهبیت آن این جمله است: «سران چین و مالزی خدماتی برای توسعه ملتهای خود انجام دادهاند كه هیچ دموكراتی در آن كشورها انجام نداده است. اینگونه است كه میل به دموكراتیك شدن در این كشورها حتی در میان شهروندان از میان میرود و شبهدموكراسی به عنوان نظامی مستقر و حتی رقیب دموكراسی سرپا باقی میماند.» با وجود چنین نگرشی، آقای قوچانی كاندیداتوری آقای خاتمی را در انتخابات ریاست جمهوری آینده به دلیل آن كه مدعی است دموكراسی را به شبهدموكراسی تبدیل میكند، غیرمستقیم نفی كرده است؟! فعلا به این موضوع نمیپردازیم كه آیا اكنون «دموكراسی» حاكم است و با نامزدی رئیسجمهور سابق، كه نویسنده محترم پیروزی وی را در صورت شركت در انتخاب بسیار محتمل میداند، «شبه دموكراسی» حاكم خواهد شد یا نه؟!
4- آنچه در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران را كه طبق قانون اساسی باید متكی به رای آزاد ملت باشد، تهدید میكند، تبدیل «دموكراسی» به «شبهدموكراسی» نیست بلكه خطر از یك سو تبدیل این نظام به نظامی است كه در آن رقابت آزاد سیاسی نفی و آزادی «امتیازی» محسوب میشود كه حاكم به هركس و به هر اندازه كه صلاح بداند، میبخشد و از سوی دیگر تحریمها و فشارهای بینالمللی است كه منشا هر دو انسدادی شدن فضای سیاسی كشور است. به بیان روشن خطری كه «جمهوری اسلامی ایران» را در هر سه مولفه جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت آن تهدید میكند و ساختار این تالیف سهگانه را از درون و بیرون در معرض تهاجم قرار داده، در وهله نخست از سوی كسانی است كه از فردای رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، شعار مغایر با ساختار انتخاباتی «جمهوری اسلامی» را مطرح كردند و حال كه فضا را بهزعم خود مساعد میبینند، برای استحاله و قلب ماهیت «جمهوری اسلامی ایران» برنامههایی در پوشش شعارهای زیبا تدارك دیدهاند كه اقدامی براندازانه و ساختارشكن است. همین تلاشها فرصت مناسبی برای جنگطلبان آمریكایی نیز فراهم كرده است تا با جلب موافقت دیگر قدرتهای بزرگ، استقلال، یكپارچگی سرزمین، امنیت و منافع ملی ما را در معرض مخاطره قرار دهند.
5- طرفداران اندیشه ارتجاعی تبدیل «جمهوری اسلامی» به حكومت نفی مردم كه از مشروطه تاكنون در كمین حركت اصیل و بالنده مردم مسلمان ایران بودهاند، درصددند با استفاده از توهم «یكدستی فضای سیاسی» انتقام شكستی را كه از «نهضت مشروطه» تا «انقلاب اسلامی ایران» متحمل شدهاند، از «جمهوری اسلامی ایران» بگیرند. پیروان ایده مزبور بدعتهایی را طراحی كردند كه اكنون ثمرات خود را آشكار كرد و بهزعم طرفدارانش شرایط مساعدی را برای «عبور از جمهوری اسلامی ایران» فراهم كرده است. اینان احساس میكنند حضور یا نفوذ موثرشان به ویژه در سه سال اخیر این فرصت را به وجود آورده است كه میتوانند در امتداد منطق ضدآزاری و ضدمردمسالار منویات خود را مستقر و از جمهوری اسلامی و همه مظاهر و نهادهای انتخاباتی و آزاد آن عبور كنند.
6- تركیب «جمهوری اسلامی ایران» آنچنان واحد و درهم تنیده است كه ضربه به هر یك از اجزایش، هویت غنی و چندوجهی آن را متزلزل خواهد كرد. بر این اساس نفی جمهوریت نظام و اتكای آن به آرای آزاد شهروندان از هر موضع، حتی اگر پشتوانه «اسلامی» برای آن تدارك دیده شود، همچنان كه «مشروطه» با شعاری ظاهرپسند «مشروعه» مورد هجوم واقع شد، نه فقط مرزهای انتخاباتی و آزاد جمهوری اسلامی ایران را با استبداد طالبانی مخدوش و اساس نظام را در هر سه ركن پیش گفته تهدید میكند، بلكه اسلام، ایران و مردم را به تندباد حوادث شوم كنونی خاورمیانه میسپارد، كما اینكه در سه سال اخیر كشور را در مسیر «عراقیزه شدن» قرار داده است و در صورت متوقف نشدن این روند، آیندهای نگرانكنندهتر از افغانستان و عراق، مام وطن را تهدید میكند.
7- تهاجم آزادیستیزان و استبدادطالبان به تالیف و تركیب سهگانه «جمهوری، اسلامی، ایران» كه اكنون به نقطه اوج خود رسیده، به مرتجعین منطقه كه همواره دعاوی ضدایرانی خود را به عنوان سرپوشی برای بیكفایتی و دستنشاندگی خود علیه زورگویی قدرتهای بزرگ غربی و اسرائیل به كار بردهاند، فرصت داده است به طرح مجدد دعاوی موهوم خود علیه میهن بپردازند. در واقع اقتدارگراهای ایرانی برای به محاق بردن مدل دموكراتیك ایران اسلامی این فرصت را به استبدادگرایان عرب میدهند كه از لاك تدافعی خود بیرون بیایند و بكوشند مطالبات دموكراتیك مردم مسلمان منطقه را تحت عنوان «خطر نفوذ امپریالیسم فارس» منحرف و «جمهوری اسلامی ایران» را نظامی فرقهای، ماجراجو و ناتوان از حل مشكلات مردم و كشور معرفی كنند تا به این طریق «استبداد و ارتجاع عرب» توجیه شود.
در چنین شرایط ملی، منطقهای و جهانی كاندیداتوری آقای خاتمی نه تنها دموكراسی را به شبهدموكراسی تبدیل نمیكند، بلكه با رفع تهدیدهای داخلی و منطقهای و دفع تحریمهای بینالمللی، امكان ارتقا و تقویت دموكراسی، نهادهای مدنی، مشاركت مردمی، آگاهیهای عمومی، رفاه شهروندان و توسعه اقتصادی، علمی و فنی را فراهم میكند. به همین دلیل وظیفه همه آزادیخواهان، عدالتطلبان و توسعه گرایان را آن میدانیم كه به حمایت از نامزدی آقای خاتمی برخیزند و شرایطی ایجاد كنند تا كسب اعتماد به نفس شهروندان، مجددا شور و نشاط و امید به آینده فضای كشور را عطرآگین كند.
دو توضیح
در شماره قبل در توضیح تصویر فیلم گاوخونی، نام نویسنده این اثر، آقای جعفر مدرس صادقی، به اشتباه چاپ شده بود كه ضمن پوزش از ایشان، به این وسیله تصحیح میشود.
در شماره گذشته هفتهنامه شهروندامروز در ویژهنامه «فصل كتاب» مقالهای از فریدون مجلسی با عنوان «قرصهای شاه در قوطی عوضی» منتشر شد كه نویسنده «نماینده شاه در اتحادیه اروپا» معرفی شده بود. آقای مجلسی با ارائه توضیحی به «شهروند امروز» اظهار داشت كه سمت وی در آن سالها دبیر اول نمایندگی ایران در اتحادیه اروپا بود كه سمتی انتصابی از سوی شاه و به نمایندگی از وی نبوده است. بدین وسیله این عنوان اصلاح میشود.