هومان دوراندیش : «در مسیر مصیرظهور» عنوان مراسم یادبود سیداحمد فردید بود، مراسمی كه عصر چهارشنبه بیست و سوم مردادماه در منزل فردید كه اكنون به بنیاد فردید و خانه فلسفه بدل شده است، برگزار شد. هرچند تقریبا تمام صندلیهای چیده شده در حیاط خانه «اسطوره فلسفه در میان ما» اشغال شده بود، اما شركتكنندگان در مراسم چندان پرشمار نبودند. از جمع مدعوین نامدار، دكتر اعوانی و دكتر دینانی به دلیل كسالت و علل دیگر در جلسه حضور نیافته بودند. به هر حال اما پس از قرائت فاتحه برای روح احمد فردید، مهدی صادقی پشت تریبون قرار گرفت تا از «روزهای آخر فردید» بگوید. اینچنین بود كه او در آغاز گفت: «دو یا سه هفته قبل از فوت دكتر فردید، من سوالی فلسفی داشتم و به خدمت ایشان رسیدم و مطالبی را از خلال گفتوگوهایمان یادداشت كردم. این مطالب، مطالب فردید در روزهای آخر حیاتش بود كه آنها را عینا برای شما میخوانم. ما میتوانیم از این مطالب به تفكر مردی پی ببریم كه هركسی از ظن خود شد یار او.» صادقی با تعبیر فوت فردید، به «غروب خورشید» گفت: «رنه شار، شاعر فرانسوی، فوت مارتین هایدگر را به غروب خورشید تعبیر كرده است. من معتقدم اگر رنه شار احمد فردید را میشناخت، پس از فوت فردید دوباره میگفت خورشید غروب كرده است.»
صادقی: هایدگر را انقلابی واقعی و سارتر را انقلابی قلابی میدانست
دكتر مهدی صادقی در شرح نگاه فردید نسبت به هایدگر نیز چنین سخن گفت: « فردید با اشاره به اینكه هایدگر به رادیكالیزه كردن عرفان معتقد بود، این نكته را مطرح نمود كه همه جریانهای عرفانی، كلامی و فلسفی، تحت تاثیر یونانیتی هستند كه ما باید از آن عبور كنیم و به نظر او تنها تفكر انقلابی قرن بیستم، تفكر مارتین هایدگر بوده است. فردید حساسیت عجیبی روی ژان پل سارتر داشت و میگفت: سارتر نیستانگاری را به نام هایدگر به تمامیت رسانده است. وی انقلاب سارتر را «انقلاب قلابی» میدانست چرا كه در انقلاب باید جسم و صورتی روی جسم و صورت دیگری بیاید اما این در اندیشه سارتر وجود ندارد. انقلاب واقعی تنها در تفكر مارتین هایدگر مطرح شده است چرا كه هایدگر پایان متافیزیك و آغاز تفكر را مطرح میكند.
فردید حتی به شوخی میگفت غزالی به رغم معلومات كمتر، از ما انقلابیتر است. فردید حتی «وجود» ملاصدرا را شكلی از همان وجود متافیزیكی غربی و برای همین او بسیاری از فیلسوفان عالم اسلام را غربزده میدانست. به نظر فردید، هایدگر در كتاب وجود و زمان در قرب نوافل سیر میكند ولی در كتاب تعلیقات بر فلسفه، صیرورتی دارد به قرب فرائض. دكتر صادقی در ادامه سخن به نقل از فردید، هایدگر را «فیلسوف منتظر» خواند و گفت: «فردید میگفت میخواستم هایدگر را به نحوی با انقلاب و زمان جمع كنم ولی نشد. هایدگر «فیلسوف منتظر» است كه در انتظار پسفردای تاریخ و خدای پسفردا نشسته است. فردید به این نكته اشاره كرد كه هایدگر سابق خدای پریروز و پسفردا را قبول دارد ولی هایدگر لاحق توجهی به مهدی موعود میكند. این اصطلاح را خود فردید به كار برد. در جایی دیگر فردید گفت برخلاف بسیاری از تفاسیر كه سعی میكنند هایدگر و فلسفهاش را غیرسیاسی و غیردینی تلقی كنند، فلسفه هایدگر هیچجا از سیاست و دین جدا نیست.»
داوری: فلسفه فیلسوف را از سیاست او جدا كنید
دومین سخنران همایش دكتر رضا داوری اردكانی بود. داوری پس از ذكر این نكته آغازین كه او ابا دارد به مطالب فلسفیای بپردازد كه ممكن است با جامعهشناسی و سیاست اشتباه شود، گفت: «من و جمع دیگری از دانشجویان فلسفه، از محضر استاد فردید «فلسفه» آموختیم. فلسفه و سیاست بیتردید با هم نسبت دارند اما فلسفه مستقیما از سیاست نتیجه نمیشود. به عبارت دیگر، پیوند و نسبت منطقی میان فلسفه و سیاست وجود ندارد. هر فیلسوفی میتواند نظر سیاسی خودش را داشته باشد اما حساب فلسفه او را با حساب سیاست نباید مخلوط كرد.» داوری سپس در پاسخ به كسانی كه فردید را سیاستباز و قدرتپرست میدانند، گفت: «مرحوم دكتر فردید با سیاستهایی موافق و با سیاستهایی مخالف بود.
اما كار اصلی او و جایی كه میتوانست تاثیر بگذارد، حوزه سیاست نبود. یعنی او مرجع سیاسی نبود. كسانی هم كه به ایشان علاقه داشتند از ایشان درس سیاست نیاموختند، بلكه كم و بیش درس فلسفه آموختند. دكتر فردید فیلسوف بود و همیشه به فلسفه فكر میكرد. اگر هم به سیاست پرداخت، این كار فرعی او بود.» داوری برای زدودن اتهام غربستیزی و خشونتپروری از دامن اندیشه فردید نیز گفت: «وقتی از غرب پرسش میشود و از غربزدگی سخن میرود، مراد، توجیه یك سیاست یا مخالفت با سیاست دیگر نیست اما به هر حال غربزدگی همواره با نظر سیاسی تفسیر شده است و البته اگر لحن سخن گوینده ایدئولوژیك باشد و او از آنچه در غرب میگذرد و از اوصافی كه برای غرب قائل است خشنود نباشد، چندان حرجی بر مفسر هم نخواهد بود و به همین دلیل گفته میشود دكتر فردید غربستیز بود. شاید بعضی از دوستان من، یعنی شاگردان دكتر فردید، این سخن را تصدیق كنند و قبول داشته باشند كه به یك معنا دكتر فردید غربستیز بوده است. اما ستیزه در فلسفه جایی ندارد.» داوری در ادامه سخن نیز در توضیح غرب و غربزدگی در كلام فردید گفت: «دكتر فردید پرسید كه غرب چیست؟ جوابی هم به این سوال داد. این جواب سیاسی نیست چنانكه پرسش سیاسی نیست.
اصلا وقتی كه میپرسیم غرب چیست، سوال سیاسی نمیكنیم. البته نتایج سیاسی بر پاسخی كه به این پرسش داده میشود، مترتب خواهد شد اما تا زمانی كه شما در مقام فلسفه به این پرسش و پاسخ میاندیشید، اهل ستیزه نیستید. این فلسفه هم هرچه باشد به خشونت و ستیزه، مودی نمیشود.» داوری سپس در پاسخ به كسانی كه فردید را غربستیز میخوانند نیز گفت: «آنها غرب را مصداق عقلانیت و آزادی میدانند و بنابراین معتقدند فردید بنیاد چیزی را گذاشته كه به توجیه خشونت مودی شده و بنابراین معلم خشونت است. من میگویم كه فهم شما اینطور است و ممكن است كه فهم دیگران مودی به این معانی نشود. اما تاثیر فردید در سیاست هیچ یا چیزی در حد هیچ بوده است.» داوری پس از عبور از منتقدان غربگرای فردید، برخی دیگر از منتقدان فردید را اشخاصی دانست كه «فرق غرب و آبگوشت را نمیدانند و با اینكه دائما شعار ضدغربی میدهند و غرب را عین فساد قلمداد میكنند، بعضی از اهل فلسفه را غربستیز میخوانند.»
رجبی: تلقی فردید از دیدن امام زمان به معنی انفتاح وجود به روی انسان بود
آخرین سخنران همایش بنیاد فردید نیز دكتر محمد رجبی بود كه در آغاز سخن با اشاره به اینكه عبارت «در مسیر مصیر ظهور» تكیه كلام فردید بود، گفت: «شاید خیلیها تصور كنند پرداختن به موضوع ظهور از نوع مباحثی است كه اخیرا به دلایل خاصی مطرح شده است. اما آنچه حضرت استاد فردید رحمهالله علیه درباره ظهور مطرح میكردند از ساحت دیگری بود. «مصیر» ظهور، یعنی آنچه باعث تحقق ظهور میشود. «مسیر» ظهور نیز یعنی «راه» تحقق یافتن ظهور. رجبی با اشاره به اینكه مسیر مصیر، به تعبیر فردید، مسیر خودآگاهی و دل آگاهی است، درباره «تلقی عامیانه دیدن امام زمان» از نظر فردید گفت: «دیدن امام زمان یعنی انفتاح ساحت وجود به روی انسان؛ تا انسان بتواند بدون حجاب با حق مواجه شود و ظهور اعظم حق را كه باطن انسانی كامل است، شهود كند.» رجبی درباره نسبت فردید با سیاست گفت: «دكتر فردید روی كلمه «عهد» تاكید زیادی داشت و معتقد بود هیچ انسانی نیست كه عهدی نداشته باشد. او میفرمود این عهد یا با الله بسته میشود یا با شیطان. بنابراین بدیهی است حكیمی كه در مسیر مصیر ظهور تفكر میكند، تعهد دارد. شاید شما اسم این تعهد را موضع سیاسی بگذارید. اشكالی ندارد. اما اگر فكر كنید موضع سیاسی به معنای دعواهای جناحی و روزنامهای یا بیانیههایی است كه چاپ میشود، این دیگر در شأن یك حكیم نیست.»