اكبر منتجبی :آتش در نیستان دیپلماتهای ایرانی افتاده است. چند ماهی بود كه سید حسین موسویان، سخنگوی سابق پرونده هستهای ایران، خبر اول ایران بود و هر روز این سایت یا آن خبرگزاری به نقل از وزیر اطلاعات و آن نماینده، از پرونده جاسوسی كه برای موسویان گشایش یافته، سخن میگفتند و «ابعاد» دیگر آن را روشن میكردند. هنوز تكلیف آن دیپلمات روشن نشده بود كه دو دیپلمات پر سابقه دیگر علیه هم شمشیر كشیدند؛ علی اكبر ولایتی كه 16 سال سابقه صدارت در وزارت خارجه ایران را دارد، جواد لاریجانی معاون سابق خود را در یك گفتوگوی كوتاه نقره داغ كرد.
ماجرا خیلی ساده بود.
محمد جواد لاریجانی در یك برنامه تلویزیونی علت ترك وزارت خارجه را «اختلاف سلیقه خیلی سنگین» با دكتر ولایتی دانسته بود و در توضیح ریشههای این اختلاف به نحوه پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ ایران و عراق اشاره كرده و گفته بود كه «آقای ولایتی خیلی نسبت به عكسالعمل مطبوعات حساس بود. اگر كسی یك كلمه در مطبوعات راجع به قطعنامه مطلبی مینوشت، ایشان حاضر بود كه این پروژه را متوقف كند در حالی كه من معتقدم اگر یك پروژهای مبنا داشته باشد و مسیر تعریفی را در نظام طی كرده باشد، چون كار حكومتی، كارتك فردی نیست، باید ... در مواجهه با مطبوعات و رسانهها در اصطلاح باز بود ولی با قدمهای محكم پیش رفت.»
بلافاصله علی اكبر ولایتی، در گفتوگو كوتاهی كه با روزنامه جمهوری اسلامی ایران انجام داد در مقام پاسخگویی به اظهارات لاریجانی بر آمد. ولایتی اختلاف سلیقه را امری طبیعی دانست، اما در خصوص افكار عمومی، یادآور شد: «افكار عمومی مردم پشتوانه سیاست خارجی هستند... لذا حق دارند در این موضوع خاص (قطعنامه) حساسیت بیشتری داشته باشند.» ولایتی در قدم بعد علت رفتن جواد لاریجانی از وزارت خارجه را این دانست كه «در زمان تصدی جناب آقای ریشهری در وزارت اطلاعات ادامه كار ایشان از سوی آن وزارت مصلحت دانسته نشد و از ما خواستند كه به فعالیت ایشان خاتمه دهیم.» فراز پایانی سخن ولایتی، بسان بمب خبری، در رسانهها منفجر شد. بلافاصله این گفتوگوی كوتاه در صدر خبرگزاری و سپس روزنامههای روز بعد نشست.
جواد لاریجانی، نیز نامه بلند بالایی نوشت و آن را روی سایت خبری بازتاب منتشر كرد. گفته میشد كه همان روز عدهای با نشریات و برخی روزنامهها تماس گرفتند و خواستار آن شدند تا نامه جواد لاریجانی، كه پاسخی صریح به ولایتی بود منتشر نشود. یكی از نزدیكان جواد لاریجانی روایت میكرد كه پنج نفر از افراد سرشناس واسطه شدند تا لاریجانی این نامه را منتشر نكند و او نپذیرفت، سخن ولایتی و استناد به نظر وزارت اطلاعات برای جواد لاریجانی كه این روزها مشاور وزیر خارجه ایران، مشاور دبیر شورای عالی امنیت ملی و مرد پشت پرده سیاست خارجی ایران است، بسیار گران آمده بود. به رغم آن تلاشها، «بازتاب» نامه را منتشر كرد. برخی روزنامهها همانند اعتماد ملی، با سكوت از كنار آن گذشتند و حتی منعكس نكردند و برخی همچون روزنامه اعتماد آن را كامل چاپ كردند. جواد لاریجانی در نامه خود منطق كاری دكتر ولایتی را زیر سوال برده و گفته بود كه در منطق او «ابتدا باید تیر را رها كرد و هر كجا تیر اصابت كرد، دور آن را خط كشید و آن را هدف اعلام كرد و برای آن پیروزی جشن گرفت و تیرانداز را تشویق كرد...
لذا عجیب نیست كه آقای ولایتی در مدت سه دهه كه از انقلاب میگذرد، به رغم عناوین مفصلی كه همواره یدك كشیدهاند، هرگز ایدهای را كه تا حدی جدید باشد، ارایه نكردهاند.» او در فراز دیگری از نامه خود، به ماجرای قطعنامه 598 نیز اشاره كرد و اینكه در تمام مراحل، این وی بوده كه ماجرا را پیگیری میكرده ولی ولایتی «حتی یك لحظه هم حاضر نشد به موضوع، نتایج، متن و مسیر توجه كند و همواره میگفت كه چون حساسیت عمومی وجود دارد، من مخالفم». لاریجانی همچنین به فشاری كه آمریكا بر ایران آورد تا قطعنامه را بپذیرد نیز اشاره میكند و بلافاصله یادآور میشود كه پس از این مساله، «آقای ولایتی در اتاق آقای شیخالاسلام جلسه برگزار كرد و مرا كه مسوول مذاكرات قطعنامه 598 بودم، صدا كرد و گفت تا من وزیر خارجهام، اجازه نمیدهم كه این قطعنامه (598) قبول شود. درست 12 ساعت بعد مرحوم حاج احمد آقا زنگ زدند و گفتند كه حضرت امام فرمودهاند بروید نیویورك و آنها را متقاعد كنید كه ما قطعنامه را رد نكردهایم و قصد رد كردن هم نداریم.»
در این میان، لاریجانی، همچون ولایتی، تعریضی نیز نسبت به وی انجام میدهد. اگر ولایتی نامی از وزارت اطلاعات به میان آورد و صلاحیت لاریجانی را برای ادامه كار زیر سوال برد، لاریجانی نیز یادآور شد كه «حقیر دقیقترین تحلیلها و گزارشها را ... ارایه میكردم». اگر چه این مباحثه قلمی امروز بر پرده افتاده، اما بنابر آنچه كه لاریجانی گفته، اختلافات و تفاوت دیدگاهها در طول این سالها وجود داشته است. اتفاقا علی اكبر ولایتی نیز در طول این ایام، خط فكری خود را از برادران لاریجانی متمایز كرده و تعارض خود را نیز با آنها به نمایش گذاشته است. چه در ماجرای انتخابات ریاستجمهوری سال 76 با جواد لاریجانی و چه در انتخابات ریاستجمهوری سال 84 با علی لاریجانی.
در 28 بهمن ماه سال 75، جواد لاریجانی، به لندن سفر میكند. ایران و انگلستان روابط خوبی در آن ایام نداشتند اما جواد لاریجانی، از آنجایی كه علاقهمند است در پشت پرده، نقشآفرینی كند، به بریتانیا میرود و با نیك براون، سفیر سابق انگلیس در ایران، دیدن میكند. این سفر و این دیدار از چشم وزارت خارجه ایران پنهان نماند. بلافاصله خبر حضور لاریجانی در بریتانیا توسط خبرگزاری رویترز اعلام میشود. لاریجانی در آن سفر در یك كنفرانس مطبوعاتی شركت كرد و از علی اكبر ناطقنوری كه كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 76 بود، حمایت جانانهای كرد و گفت كه اگر ناطق نوری رییسجمهور ایران شود، برنامههای اقتصادی، در وضعیت خوبی قرار خواهند گرفت. لاریجانی حتی ناطقنوری را بهتر از رفسنجانی خواند.
اگر در ایران، نیروهای چپ اسلامی ناطقنوری را كه كاندیدای جناح راست بود تعقیب میكردند و پیگیر اظهارات لاریجانی در لندن بودند، اما دیگرانی نیز بودند كه از سفر لاریجانی به لندن ناخشنود بودند. جدا از سید محمد خاتمی كه كاندیدای مجمع روحانیون مبارز بود، محمدمحمدیریشهری، وزیر سابق اطلاعات نیز نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود. كسی كه دستگاه مربوطهاش حضور لاریجانی را در وزارت خارجه، به صلاح ندانسته بود و به گفته ولایتی از او خواسته بودند تا عذرش را بخواهند. پس بیراه نیست اگر در تحلیل خود، از نقش روحالله حسینیان، محمد محمدی ریشهری و علی اكبر ولایتی در افشای دیدار جواد لاریجانی با نیك براون سخن بیاوریم. ماجرایی كه به «لاری گیت» معروف شد و ضربه محكمی در انتخابات ریاست جمهوری 76 به ناطقنوری وارد كرد.
به هر حال پس از نامه تند و تیز جواد لاریجانی، اكنون علی اكبر ولایتی سكوت پیشه كرده است. گر چه روزنامه جامجم در یادداشتی از دو طرف خواست كه این مجادله را پایان دهند چرا كه هیچ حاصلی برای آنها نخواهد داشت، اما معلوم نیست این توصیه، مورد توجه قرار گیرد. اگر جواد لاریجانی بخشی از ناگفتههای خود را منتشر كرد، بیشك علی اكبر ولایتی نیز ناگفتههای بسیاری خواهد داشت؛ ناگفتههایی كه میتواند زوایایی از تاریخ معاصر ایران را روشن كند. اما باید دید مصلحت در چیست. سكوت یا بیان ناگفتهها؟