یادنامه امام موسی - 11

در كمین نشستگان

چه كسانی از ربوده شدن امام موسی صدر سود بردند؟

 

محسن كمالیان:دوست خوب و همشهریم، آقای فرید مدرسی تكلیف كرده است تا به طور مكتوب این سؤال را پاسخ گویم: «از ربوده شدن امام صدر، چه كسانی سود بردند؟» آنچه در پی می‌آید، چكیده همه آن چیزی است كه تا شامگاه دوشنبه هفته گذشته، از مجموعه شواهد و قرائن موجود، استنباط و البته در تنگنای زمان قلمی كرده‌ام. اگرچه رژیم معمر قذافی عامل اصلی و مستقیم ربودن امام صدر در بعد از ظهر روز 31 اوت سال 1978 در شهر طرابلس پایتخت كشور لیبی است، اما به نظر نگارنده پنج گروه بیش از دیگران، از این خوش‌خدمتی آن رژیم سود جستند:

1- برخی قدرت‌های جهانی شرق و غرب: این قدرت‌ها كه تبیین اسلام به زبان روز، طرح آن در قالب یك ایدئولوژی رهایی‌بخش، عدالت‌گستر، ظلم‌ستیز و در یك كلام گسترش آن در دنیای امروز را بر نمی‌تافتند. امام صدر در خط مقدم عالمانی بود كه با همه وجود باور داشتند، اسلام اگر به درستی فهم و تبیین شود، حتی امروز و در قرن بیست و یكم، ظرفیت و توانمندی بهسازی و اداره جوامع بشری را دارا است. همه تلاش امام صدر در لبنان آن بود كه با ارائه الگویی عملی، منطق و هنر اسلام در درمان فقر، محرومیت، تبعیض، بی‌عدالتی، قیام علیه ظلم و نیز برپایی یك جامعه متكثر مبتنی بر گفتگو، همزیستی و صلح میان پیروان ادیان و مذاهب مختلف را به نمایش بگذارد.


موفقیت چشم‌گیر امام صدر در به صحنه كشاندن اسلام، تأثیر اخلاقی عمیق و معنویت زیبایی كه حتی در میان غیر شیعیان و بلكه غیر مسلمانان لبنان بر جای گذارده بود و لذا گرایش غیر قابل وصف جوانان، تحصیل‌كردگان و فرهیختگان آن كشور به ایشان، قدرت‌های جهانی را حساس و هوشیار ساخته بود. گزارش‌های پی در پی سفارت آمریكا در بیروت از فعالیت امام صدر كه از نیمه اول دهه شصت میلادی، یعنی حتی سال‌ها پیش از تأسیس حركت امل، حركت‌المحرومین و حتی مجلس اعلای اسلامی شیعه به واشنگتن مخابره می‌شد، شاهد صدقی بر این مدعاست. همچنین مجله لبنانی الشراع چند سال پیش گزارشی منتشر كرد كه مسئول سال 1978 ایستگاه سازمان سیا در اروپا، همزمان با ربودن امام صدر توسط رژیم قذافی در لیبی، از شهر رُم بر انجام عملیات نظارت داشته و بلافاصله پس از اتمام آن، گزارشی مبسوط از مراحل مختلف آن را برای سازمان متبوع خود ارسال كرده است.


حذف زود هنگام امام صدر در لبنان و نیز ترورهای متعاقب اقران ایشان نظیر شهید صدر در عراق و شهیدان مطهری، بهشتی، مفتح و باهنر در ایران، زمینه‌ساز ظهور و یكه‌تازی جریانات و شخصیت‌هایی شد كه خواسته یا ناخواسته، چهره‌ای خشن، خردستیز، مخالف كرامت‌های انسانی و در یك كلام مخدوش، از اسلام و تشیع را به تصویر كشیدند. آنچه تاكنون درباره ترور‌های سیاسی فوق‌الذكر منتشر شده، حداكثر بخشی كوچك از تمام حقیقت است و كشف حقایق هر یك از این پرونده‌ها، قطعا به كشف حقایق دیگر پرونده‌ها كمك خواهد كرد.

2- رژیم صهیونیستی: این رژیم كه امام صدر را به درستی مؤسس مقاومت و جامعه مقاوم لبنان، بزرگترین حامی سازمان مقاومت فلسطین در آن كشور، بزرگترین مانع امضای پیمان صلح اسرائیل با لبنان و نیز بزرگترین مانع معامله اعراب، اسرائیل و آمریكا سر توطین آوارگان فلسطینی در جنوب آن كشور می‌دانست. این شیعیان لبنان بودند كه تحت پرچم مقاومت لبنان، نیروهای اسرائیلی و ارتش سعد حداد را طی نبردهای جانانه اواخر سال 1976 و اوایل سال 1977، از شهرهای بنت‌جبیل، طیبه و تپه‌های رب‌الثلاثین به عقب راندند. این شیعیان لبنان بودند كه در اواسط سال 1978، به رغم آنكه رزمندگان فلسطینی همگی سلاح خود را بر زمین گذاشتند و عقب نشستند، شجاعانه عملیات مقاومت علیه ارتش متجاوز صهیونیستی را در میانه دشمن سامان دادند. سعد حداد همان وقت در گفتگویی با تلویزیون رژیم صهیونیستی تصریح كرده بود: «ما تنها یك مشكل داریم و آن جوانان امام موسی صدر هستند. با اینكه پولی ندارند و فقیر هستند؛ با اینكه ماشینی ندارند و پیاده به جبهه می‌آیند؛ با اینكه كفش مناسبی ندارند و در برف‌های زمستان به مشكل بر می‌خورند؛ با وجود همه اینها اصرار دارند كه با ما بجنگند. اگر ما نیز با اینها كاری نداشته باشیم، آنها با ما كار دارند»


ده‌ها سند ساواك دلالت بر آن دارد كه رژیم صهیونیستی درست همانطور كه امروز در پی حذف سید حسن نصرالله است، سال‌ها در پی حذف امام صدر از صحنه سیاست لبنان بوده است. با این حال در میان ده‌ها اطلاعات آشكاری كه درباره چگونگی ربوده شدن امام صدر انتشار یافته است، حتی یك مورد از نقش رژیم صهیونیستی سخنی به میان نیامده است. با ربوده شدن امام صدر، آتش جنگ داخلی لبنان كه توسط خود آن بزرگوار خاموش شده بود، بار دیگر شعله‌ور شد و این بار ده سال تمام آن كشور را در كام خود كشید. با ربوده شدن امام صدر و در نتیجه آماده شدن عرصه برای بروز مشكلات فراوان و از جمله یكه‌تازی‌های برخی عناصر تندرو وابسته به انقلاب اسلامی ایران، طائفه متحد و منسجم شیعه گرفتار اختلاف، چنددستگی و متأسفانه در اواخر دهه هشتاد میلادی برادركشی شد.


این دو مصیبت فرآیند آزادسازی سرزمین چنوب لبنان را كه از سال 1982 به اشغال رژیم صهیونیستی در آمده بود، تا سال 2000 به تأخیر انداخت. نبود امام صدر باعث شد تا «مقاومت لبنان» كه به واسطه پررنگ شدن برخی تنگ‌نظری‌ها و نیز غفلت از برخی ظرافت‌های مورد نظر آن بزرگوار به «مقاومت اسلامی لبنان» تغییر نام یافته بود، تدریجا حامیان پیشین خود را در میان نخبگان اهل سنت و مسیحی لبنان از دست دهد، متعاقب آن به روابطی خاص با ایران و سوریه متهم شود؛ و بالاخره امروز در تله حاقدان و توطئه شوم و قطعا اسرائیلی «خلع سلاح» گرفتار آید.

3- برخی محافل قدرت در سوریه: این محافل كه نگران تأثیرپذیری حافظ اسد از امام صدر و كنترل سیاست‌های ایرانی، لبنانی و فلسطینی سوریه توسط آن بزرگوار بودند. این امام صدر بود كه سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رابطه آن با سوریه را برقرار و دمشق را به محل امنی برای فعالیت مبارزان ایرانی بدل كرد. این امام صدر بود كه در اوایل سال 1976 میلادی حافظ اسد را جهت مداخله نظامی در جنگ داخلی لبنان متقاعد و سایه سقوط نظامی قطعی را از افق جبهه مسلمانان دور ساخت. این امام صدر بود كه با پادرمیانی‌های مكرر میان حافظ اسد و یاسر عرفات در اواسط سال 1976، سوریه را از كشتار و سركوبی فلسطینی‌ها در لبنان بر حذر داشت. این امام صدر بود كه با حل اختلافات حافظ اسد و انور سادات، اجماعی عربی جهت پایان دادن به جنگ داخلی دو ساله لبنان برقرار و زمینه برپایی دو اجلاس موفق اكتبر سال 1976 سران عرب در ریاض و قاهره را فراهم كرد. بی‌شك زلزله ترور رفیق حریری در لبنان كه پس‌لرزه‌هایی چون جدایی عبدالحلیم خدام از بشار اسد و خودكشی ژنرال غازی كنعان را در پی داشت، شكاف‌های قدیمی موجود در حاكمیت سوریه را آشكار و رؤیت برخی واقعیت‌های پنهان را ممكن ساخت.


بر اساس اسناد ساواك، مقامات سوریه بی آنكه به خود امام صدر هشدار دهند، دو ماه پیش از ربوده شدن آن بزرگوار، نماینده ساواك در دمشق را حتی با تعیین ظرف زمان، از برنامه قریب‌الوقوع حذف ایشان مطلع كرده بودند. عبدالحلیم خدام وزیر خارجه وقت سوریه پس از ربوده شدن امام صدر توسط رژیم قذافی در لیبی مدعی شد كه آن بزرگوار را پیش از عزیمت به لیبی از انجام این سفر بر حذر داشته بود. این در حالی است كه نه تنها هیچ‌یك از نزدیكان امام صدر دریافت چنین هشدار امنیتی توسط آن عزیز از مقامات سوریه را هرگز تأیید نكردند، بلكه ایشان خود در مكالمه‌ای تلفنی با شهید صدر از مشورت با حافظ اسد و عدم مخالفت نامبرده با انجام این سفر خبر داده بود. خروج امام صدر از صحنه سیاست باعث شد تا نه تنها حافظ اسد و سیاست‌های لبنانی و فلسطینی سوریه از حوزه تأثیر آن بزرگوار خارج شود، بلكه اركان طائفه شیعه لبنان، شامل مجلس اعلای اسلامی شیعه، حركت امل و حتی حزب‌الله را به مدت قریب سه دهه زیر سایه سنگین سوری‌ها قرار داد. این سخن دردمندانه نبیه بری رئیس حركت امل و پارلمان لبنان به اندازه كافی گویاست كه حتی در پیگیری مسأله امام صدر، از سقفی كه سوری‌ها تعیین كرده‌اند، نمی‌تواند عبور كند.

4- احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌های چپ لبنانی و فلسطینی: این احزاب كه اعتدال و میانه‌روی امام صدر را مانع تحقق برنامه‌های خود و نفس وجود آن بزرگوار را سبب اصلی رویگردانی جوانان از شعارهای خویش ارزیابی می‌كردند. جریان چپ لبنانی و فلسطینی خواهان ادامه جنگ داخلی لبنان بود، در حالی‌كه امام صدر آن را فتنه‌ای اسرائیلی و توقف آن را لازمه ممانعت از تقسیم آن كشور می‌دانست؛ جریان چپ لبنانی و فلسطینی شعار فتح بندر مسیحی‌نشین جونیه در شمال بیروت پیش از آزادسازی فلسطین را سر می‌داد، در حالی‌كه امام صدر فلسطینی‌ها را از هرگونه دخالت در امور داخلی لبنان بر حذر می‌داشت؛ جریان چپ لبنانی و فلسطینی كشتن سربازان سوری در لبنان را از كشتن سربازان اسرائیلی واجب‌تر می‌دانست، در حالی‌كه امام صدر حل اختلافات میان سازمان مقاومت فلسطینی و سوریه را از اهم واجبات دینی و ملی خویش برمی‌شمرد.


جریان چپ لبنانی و فلسطینی موشك‌باران شمال فلسطین اشغالی از روستاهای جنوب لبنان را اقدامی انقلابی و قهرمانانه تلقی می‌كرد، در حالی‌كه امام صدر آن را پاس دادن توپ به اسرائیل و خیانتی در حق لبنان و آرمان فلسطین می‌دانست. ابوایاذ، ابوصالح، ماجد ابوشراره و ابوموسی در جنبش الفتح، جرج حبش، نایف حواتمه، احمد جبرئیل، زهیر محسن، ابوالعباس و ابونضال در دیگر گروه‌های فلسطینی و بالاخره كمال جنبلاط و جرج هاوی از جبهه ملی لبنان، چهره‌های شاخص این جریان بودند. احزاب چپ لبنانی و خصوصا فلسطینی تنها طی سال 1976بارها به امام صدر در لبنان سوءقصد كردند كه تماما نافرجام ماند: محل اقامت امام صدر در طبقه فوقانی ساختمان مجلس اعلای اسلامی شیعه در حازمیه را با آرپی‌چی هدف قرار دادند؛ به محل اقامت بعدی ایشان در خیابان وردان بیروت تعرض و محافظان آن را خلع سلاح كردند؛ محل اقامت بعدی ایشان در منطقه عرمون بیروت را به هدف خمپاره‌اندازهای فالانژیست‌ها بدل ساختند؛ محل اقامت بعدی ایشان در هتل آلویت بعلبك را با آرپی‌چی مورد اصابت قرار دادند و نهایتا بالگرد حامل ایشان در راه عزیمت به سوریه را با 86 عدد گلوله ضد هوایی نشانه گرفتند. 

روزنامه السفیر سخنگوی شاخص‌ترین نشریه این جریان در لبنان بود. طلال سلمان سردبیر این روزنامه دو روز پس از ورود امام صدر به لیبی در رأس هیأتی از روزنامه‌نگاران همفكر خود راهی آن كشور شد، پیش از امام صدر با قذافی دیدار كرد و روز پس از ربوده شدن امام صدر به لبنان بازگشت.(20) همه اعضای هیات به جز طلال سلمان توسط سازمان امنیت لبنان مورد بازجویی قرار گرفتند. برگه‌های بازجویی حاوی ابهامات و تناقضات قابل توجه بود و اعضای هیات حتی امروز از رو در رویی با خانواده محترم امام صدر گریزان هستند. 

5- برخی جریانات و عناصر افراطی در ایران: این افراد كه اعتدال و میانه‌روی آن بزرگوار را مانع پیشرفت انقلاب در هر دو مقطع قبل و بعد از پیروزی انقلاب می‌دانستند. اینها استقلال رأی و عدم وابستگی امام صدر به بیرونی حضرت امام را بر نمی‌تافتند و خط مشی آن بزرگوار را مغایر خط مشی حضرت امام می‌پنداشتند. اینها اعتدال و میانه‌روی امام صدر را سازشكاری تلقی می‌كردند و روابط گرم آن بزرگوار با سران عرب و دولت‌های غرب را بر نمی‌تافتند. اینها مخالفت قاطع امام صدر با موشك‌باران شمال فلسطین اشغالی از اراضی جنوب لبنان را عدم همراهی آن بزرگوار با آرمان فلسطین تفسیر می‌كردند و همچنین عدم طرح شعار برپایی حكومت اسلامی در لبنان را نشانه مخالفت ایشان با اندیشه ولایت فقیه برمی‌شمردند. افراطی‌ترین این افراد در لبنان و سوریه بودند، بخشی در ایران و تعداد اندكی نیز در نجف. چهره‌های شاخص این افراد در لبنان را آقایان ...تشكیل می‌دادند.


این سه تن كسانی بودند كه صمیمانه‌ترین روابط دوستی را با شخص معمر قذافی برپا كرده بودند؛ چنان‌كه اولی در شب 22 بهمن سال 57 میهمان قذافی در لیبی بود و دومی میزبان عبدالسلام جلود در اولین سفر وی به ایران. همچنین از حسنین هیكل، عقل منفصل جمال عبدالناصر، نقل شده است كه وقتی چند ماه بعد از پیروزی انقلاب به دیدار معمر قذافی رفته بود تا با شرح جایگاه امام صدر وی را به آزادسازی آن بزرگوار متقاعد سازد، قذافی با عصبانیت روی میز كوبیده و پاسخ داده بود: «چرا این مسأله را به من می‌گویید؟ بروید و با ... صحبت كنید.» بعضی رهبران كنونی امل و حزب‌الله ، این افراد را مشوقان اصلی قذافی در ربودن امام صدر دانسته‌اند. حذف امام صدر از صحنه سیاست و نیز شهادت بزرگانی چون مطهری، بهشتی، مفتح و باهنر باعث شد تا همانطور كه جریانات و عناصر افراطی و خودسر راغب بودند، رادیكالیسم و تندروی جایگزین اعتدال و میانه‌روی شود. در عرصه دیپلماسی، رابطه با مجموعه‌های ماجراجو و بدنامی چون رژیم قذافی و گروه‌های فلسطینی احمد جبرئیل و سرهنگ ابوموسی اولویت خاصی یافت و ابرهای شوم بی‌اعتمادی و سوءظن حتی تا امروز بر مناسبات ایران با كشورهای مهم دو جهان عرب و غرب سایه افكنده است. به تعبیر آیت‌الله سید محمد باقر حكیم، امام صدر اساسا برای این ربوده شد كه روابط انقلاب با جهان عرب و دنیای غرب را تنظیم نكند. 

kamalian@revayatesadr.ir٭
٭٭ پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)