ترجمه: علیرضا محمودی :حجتالاسلام و المسلمین سیدعبدالعزیز حكیم، سیاستمدار ارشد شیعی عراقی است كه پس از ترور و شهادت برادرش – آیتالله سیدمحمدباقر حكیم – ریاست مجلس اعلای عراق را برعهده دارد و نماینده متنفذ و همرأی با آیتالله سیستانی در مجلس عراق است. او فرزند بزرگ مرجع عراق، مرحوم آیتالله العظمی سیدمحسن حكیم است. از آن رو كه امام موسی صدر ارتباط عمیقی با آیتالله حكیم و آیتالله خویی و روابط مستحكمی با حوزه نجف داشت، تاحدی كه گفتارهای مخالفانش در میان علما و مراجع نجف تاثیری نمیگذاشت، سیدعبدالعزیز حكیم، فرزند آیتالله حكیم را برگزیدیم تا این روابط را برایمان روایت كند. به دلیل فرصت اندك و مشغولیتهای حكیم فرصت گفتوگوی حضوری مهیا نشد و به پرسشهای مكتوب بسنده كردیم.
در چه سالی با امام موسی صدر آشنا شدید؟ خاطرات خودتان را از آن سالها و پس از آن روایت كنید.
تفاوت سنی من و امام موسی صدر زیاد است. من خیلی كوچكتر از ایشان هستم. اما دو حادثه را در دهه شصت میلادی به یاد میآورم: اول اینكه، در منزل برادر شهیدم، حجت الاسلام سید محمدمهدی حكیم، در بغداد بودم كه امام موسی صدر آمدند. با ایشان و مرجع شهید، سید محمدباقر صدر، در یك ماشین بودیم و به قصد زیارت به سامرا میرفتیم. امام موسی صدر، شهید صدر و شهید مهدی حكیم درباره مسائل گوناگون گفتوگو میكردند. البته من به علت اختلاف سنی در سطحی نبودم كه در بحثها شركت كنم. دوم اینكه، در حوزه علمیه نجف طلبه بودم؛
در مدرسهای كه آیتاللهالعظمی سید محسن حكیم تأسیس كرده بودند و شهید آیتالله سیدمحمدباقر حكیم اداره آن را بر عهده داشت. آنجا بود كه شنیدیم امام موسی صدر به نجف آمده است. ایشان از مدرسه علوم اسلامی در انتهای خیابان الرسول دیدن كردند و سخنرانی مؤثر و بسیار خوبی در آنجا داشتند. امام صدر در آن سخنرانی تجربه شخصی خود را از تحصیل در قم و نجف بیان داشتند. پس از آن بود كه به لبنان رفتند و رسالت خود را در مقام عالمی دینی ادا كردند و به تبلیغ دین مبین پرداختند. ایشان همواره در كنار فعالیتهای اجتماعی به مطالعه و تحقیقات علمی نیز میپرداختند. البته همانطور كه خودشان نیز گفتهاند، وقتی به لبنان رفتند بار سنگین مسئولیت و كارهای مختلف به ایشان مجال نداد، آن طور كه علاقه داشتند به پژوهشهای علمی خود بپردازند. در نتیجه ایشان همواره به ما توصیه میكردند از این فرصت گرانبهایی كه در اختیارمان است، نهایت استفاده را ببریم.
چرا كه اگر زمان آن برسد كه به ناچار مسئولیتی بپذیریم، دیگر فرصتی برای استمرار مطالعه و تحقیق علمی نخواهد ماند. سخنان ایشان و ایستادگی و فعالیتشان برای ما بسیار جالب بود.امام موسی صدر همواره برای ما الگوی بسیار خوبی برای پذیرش مسئولیتهای تبلیغی بودهاند. به علت آن فعالیتها و ایستادگیها بود كه ایشان طرحهای بزرگی را به ثمر رساندند. امیدوارم خداوند ما را نیز در برابر امت و مردم موفق بدارد. به خاطر دارم هنگامی كه ایشان (فرج الله عنه) تصمیم داشتند، نجف را ترك كنند. آن روز، با علما خداحافظی و وداع میكردند. در برخی محافل گفته میشد، سفر ایشان به لبنان و عهدهدار شدن فعالیتهای دینی در آنجا به نوعی گریز از عهدهدار شدن مرجعیت دینی در نجف اشرف بوده است. چرا كه هیچ صفتی از نظر علمی، اخلاقی و دینی نبود كه در ایشان وجود نداشته باشد. اینها همه به امام موسی صدرشایستگی پذیرش مرجعیت اعلی را در قم و نجف میداد.
روابط میان ایشان با مرحوم آیتالله سیدمحسن حكیم چگونه بود؟ آیا ایشان انتقاداتی به روش و منش امام موسی صدر داشتند؟
روابطشان در بهترین شكل ممكن بود. آیتالله العظمی سید محسن حكیم اعتقاد داشت، امام موسی صدر توانایی انجام دادن كارهای بزرگ را در درجه اول برای دین و شیعیان در لبنان و همینطور در خارج از لبنان دارد. به همین علت بود كه فرزند خود، علامه شهید سید مهدی حكیم را برای حمایت مرجعیت از تشكیل مجلس اعلای شیعیان به لبنان فرستاد و ایشان نیز مدتی كه كوتاه هم نبود، در لبنان ماند و این طرح بزرگ الحمدالله برای طایفه شیعه و همه لبنانیها محقق شد. من از آیتاللهالعظمی حكیم هیچ گونه انتقادی نسبت به كارها و برنامههای امام موسی صدر نشنیدم. بلكه به عكس ایشان از شخصیتهای محبوب و ارجمند و مورد حمایت مرجعیت بود.
امام موسی صدر تجسم این روابط نیكو و ایمان و اعتقاد به مرجعیت آیتاللهالعظمی حكیم و تقدیر فراوان از نقش اصلاحی بزرگ ایشان بود. این هنگامی بود كه امام صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان بودند و حركت جهانی و منطقهای را برای دفاع از آیتالله العظمی حكیم و مرجعیت نجف اشراف، رهبری میكردند. این قضیه مربوط به اواسط سال 1969 میلادی( 1348 شمسی) است؛ زمانی كه حضرت آیتاللهحكیم پس از یك سال از روی كار آمدن حزب بعث در عراق به مقابله با این حزب برخاسته بودند. امام موسی صدر به امیر كویت و دبیر كل سازمان مللمتحد نامه مینویسند و از آنان میخواهند سریعاً برای حمایت از مرجعیت دینی در نجف اشرف عكسالعمل نشان دهند. ایشان همچنین حمایت مردمی را برای شهید سیدمحمدباقر صدر جلب كرد. شهید صدر حركتی را متشكل از مردم و علما در لبنان برای دفاع از آیتالله حكیم و مرجعیت دینی عهدهدار شده بود. این حركت به تیرگی روابط میان لبنان و عراق منجر شد كه عراق در نتیجه آن حركت سفیر خود را از لبنان فراخواند و از عراقیها خواست ظرف یك ماه لبنان را ترك كنند و به عراق بازگردند.
روابط امام موسی صدر با كدامیك از علمای نجف بسیار نزدیك و با كدامیك سرد بود؟
حقیقت آن است كه در آن زمان اطلاعات خاص در این باره نداشتم. اما ایشان روابط بسیار محكمی با بسیاری از علما خصوصاً آیتاللهالعظمی سید محسن حكیم و شهید سیدمحمدباقر صدر داشت. افزون بر آن روابط بسیار خوبی با دیگر مراجع و در رأس آنها، آیتالله خویی داشت.
با توجه به نوگرایی امام موسی صدر كه گاهی با باورهای سنتی در تضاد بود، چگونه ایشان توانست برخی علمای بزرگ نجف را با خود همراه كند؟
در واقع امام موسی صدر درصدد تحقق طرحی بزرگ با شیوهای نو بود. طبیعی است كه ملاحظاتی نسبت به اقداماتی كه انجام میداد وجود داشته است. اما به صورت كلی مورد احترام و حمایت مرجعیت دینی بود و مراجع از مواضع ایشان به طور كلی حمایت میكردند و از ایشان پشتیبانی میكردند تا تضعیف نشوند.
با توجه به اینكه ایشان هم در قم و هم در نجف تحصیل كرده بودند، به نظر شما دیدگاه ایشان بیشتر متاثر از حوزه نجف بود یا قم؟
به اعتقاد من او هم از قم و هم از نجف متاثر بود. در نجف حركت قدرتمندی برای حمایت از اسلام و مرجعیت دینی در همه جای جهان اسلام وجود داشت. بنابراین تحت مرجعیت آیتالله سیدمحسن حكیم پیروزی و موفقیتهای بزرگی به نفع مصالح اسلام محقق شد. در قم نیز حركت بزرگی در زمان مرحوم آیتالله العظمی بروجردی و به كمك روابط و نیز نحوه برخورد و تعامل ایشان با مسایل مهم وجود داشت. خصوصاً در مورد وحدت میان مسلمانان و تعامل ایشان با دانشگاه الازهر و شرایطی كه نسبت به فلسفه در قم وجود داشت. همه این امور در شكلگیری شخصیت امام موسی صدر نقش داشت و موثر بود و ایشان را شایسته عهدهداری مسئولیتهای سترگ كرده بود.
آیا ایشان در عملكردهای سیاسیاش در لبنان با علمای نجف مشورت میكرد؟ با كدامیك از علما؟ آیا در اینباره خاطرهای را به یاد دارید؟
ایشان با مرجعیت و همچنین با شخصیتهای بزرگی چون شهیدان سیدمحمدباقر صدر، علامه سیدمحمدمهدی حكیم و سیدمحمدباقر حكیم مشورت میكرد. به یاد دارم در سال 1969 ( 1348 شمسی) كه شهید سید محمد باقر صدر برای حمایت از مرجعیت كه از سوی رژیم بعث مورد اهانت قرار گرفته بود، به لبنان سفر كرده بود، حركت بزرگی ایجاد كرد كه اساساً با تكیه بر امام موسی صدر و مراكز تحت نظر ایشان و نیز استفاده از روابط سیاسی و شخصیت فراگیر او شكل گرفته بود. در اثر این حركت بود كه پیروزی برای مرجعیت نجف به دست آمد كه به قطع روابط لبنان و عراق در اعتراض به رفتار بعضیها با مرجعیت منجر شد. این حادثه در تاریخ ثبت شده است كه میتوان به آن مراجعه كرد. طبعاً نقش شهید صدر در این مساله علنی نبود و برنامهریزی برای پیروزی نجف با امام موسی صدر بود. این مواضع عزتمند امام موسی صدر و شهید صدر است كه ما بدانها افتخار میكنیم.
شما به عنوان یك سیاستمدار شیعی به كدام رفتار سیاسی امام موسی صدر علاقمند هستید و از آن، در اقدامات خودتان استفاده میكنید؟
در آن زمان موضوع بسیار مهم تشكیل «جنبش امل» مطرح بود. ما كه جوان و طلبه حوزه و نماینده حركت آگاه و مقاوم بودیم، پیش رویمان نمونه بزرگی وجود داشت كه همان تشكیل گروههای مقاومت لبنانی (امل) بود. برای اولین بار پس از سپری شدن چند دهه این سازمان تازه تاسیس روش مقاومت و مبارزه اسلامی را برای مواجهه با صهیونیسم در پیش گرفت. در نتیجه شیعه چنین نیرویی را از درون خود به دست آورد تا بتواند از طریق آن كه همان پشتوانه دینی است، از شیعه و همه لبنانیها دفاع كند. این مساله بسیار بزرگ و مهم شمرده میشود و برخی از اخبار آن از طریق شهید صدر كه با ایشان روابط مستحكمی داشتم به من میرسید. از برخی جزئیات مطلع بودیم. شهید صدر درباره مسائل و مواضع مقاومت در آن زمان، نظر میدادند؛ مقاومتی كه در آغاز دهه هفتاد میلادی در جنبش امل مجسم بود.
تصور میكنید كه ربوده شدن ایشان چه تاثیری بر لبنان، عراق، ایران و خاورمیانه داشت؟
طبعاً ربوده شدن امام موسی صدر تأثیر زیادی داشت. چرا كه فردی ربوده شد كه بزرگترین شخصیت شیعی مبارز علیه اسرائیل بود. افزون بر آن ایشان حلقه ارتباطی نجف و لبنان و دیگر كشورها بود و نیز مورد احترام و تقدیر همگان. در نتیجه ربودن این شخصیت با هدف از بین بردن تاثیرهای او و درهم شكستن طرحهایش بود. اما به فضل خدا و با آگاهی دستاندركاران و آگاهی مرجعیت، مقاومت و پایداری ادامه یافت و نتایج بزرگی محقق شد. البته حقیقت آن است كه مرجعیت در قم و نجف خسارت بزرگی با ربودن امام موسی صدر تحمل كرد؛ امام موسی صدری كه میتوانست سالها به فعالیت موفق خود ادامه دهد.
از نظر شما، ویژگی بارز امام موسی صدر نسبت به سایر سیاستمداران روحانی شیعی، چه ویژگیای است؟
گشودگی در برابر دیگران، در پیش گرفتن گفتوگو و نشستها و دیدارهای ایشان و نیز طرح مسائل مختلف. همچنین تفكر عمیق و تحلیل دقیق اوضاع و برنامهریزی برای فعالیتها و حركت و مقاومت و نیز ارتباط مستحكم با مرجعیت دینی.