جیمز واتسون هنوز از كار جایزه نوبلبرده خود روی ساختار DNA در سال 1953 به درستی فارغ نشده بود كه پرتاب برخی اظهارنظرهای حیرتآور در مورد همنوعان خویش را آغاز كرد: اینكه چاقها استخدام نمیشوند چون جاهطلبی ندارند؛ اینكه چگونه آفتاب (و پوست تیرهتر) منبع لیبیدوی «عشاق آمریكای لاتینی» است؛ و اینكه در قیافه و سر و وضع رزالیند فرانكلین (R.Franklin)، همكار پژوهشیاش، چه چیزهای چندشآوری یافته بود.
اما با بازگشت ناگهانی و بیسر و صدای او به ایالات متحده در روز جمعه (دو هفته پیش ـ م)، معلوم میشود كه آخرین عمل تحریكآمیز این ژنتیكدان بزرگ چیزی نیست كه واتسون بیاعتنا بتواند از كنار آن بگذرد (سفر او به انگلستان به مناسبت انتشار كتاب جدیدش «از آدمهای ملالآور دوری كن: درسهایی از عمری زندگی در علم» كه تمام بلیتهای آن پیشفروش شده بود، پس از اظهارات ظاهرا نژادپرستانه او در گفتوگوی آخر هفته پیش از آن با مجله «ساندیتایمز» انگلستان لغو شد).
در واقع واتسون 79 ساله میگوید از وضعیت بغرنجی كه برای خود به وجود آورده «شرمسار» است و بابت بیانات آزارندهاش در مورد آنكه سیاهپوستان به اندازه سفیدپوستان باهوش نیستند، «بیقید و شرط» عذرخواهی میكند: او به شارلوتهانتگراب از ساندیتایمز گفته است كه او «ذاتا در مورد آینده آفریقا ناامید» است زیرا «تمام سیاستگذاریهای اجتماعی ما بر پایه این واقعیت قرار دارند كه هوش آنها با هوش ما برابر است ـ در حالی كه آزمونها نشان میدهند واقعا این طور نیست.» علاوه بر این واتسون به هانتگراب كه یك دهه پیش به عنوان دستیار آزمایشگاه در لانگآیلند با او زندگی و كار كرده،گفته است كه گرچه او امیدوار بود تمام مردم از نظر استعدادهای فكری برابر باشند، «كسانی كه ناگزیرند با كارمندان سیاهپوست سر و كله بزنند میدانند كه این حقیقت ندارد.»
حكم محكومیت به سرعت صادر شد. واتسون اواسط هفته به انگلستان رسید تا برای كتاب جدیدش كه قرار بود 22 اكتبر (دوشنبه هفته بعدش ـ م) منتشر شود، تبلیغ كند. قرار بود روز جمعه در موزه علوم لندن سخنرانی كند، اما موزه یك روز پیش از آن اعلام كرد از آنجا كه واتسون «از حد قابل قبول این بحث فراتر رفته است» این برنامه را لغو میكند. سپس دانشگاه ادینبرو حضور برنامهریزی شده واتسون برای روز دوشنبه را منتفی ساخت و اظهارات این دانشمند را «به كلی ناسازگار با روح» مجموعه سخنرانیهایی خواندكه قرار بود او سخنران یكی از آنها باشد. به دنبال آن برنامهریز بریستول كه از این پیشگام DNA برای 24 اكتبر (چهارشنبه ـ م) دعوت كرده بود نیز نام واتسون را خط زد و اعلام كرد كه اظهارات وی در مجله ساندیتایمز «به طرز نامعقولی تحریككننده» بودند.
تا ظهر روز جمعه، واتسون درمانده و به ستوه آمده بقیه قرار ملاقاتهایش را لغو كرده و سوار هواپیما در راه بازگشت به ایالات متحده بود. كیت فرگوهر تامسون، مسوول برنامههای تبلیغاتی واتسون، میگوید: «به عقیده من تصمیم او برای ترك كشور مربوط به اتفاقاتی است كه در كلد اسپرینگهاربر دارد میافتد.» منظور تامسون آزمایشگاه لانگآیلند است كه واتسون ریاست آن را برعهده دارد. اگرچه فرگوهرتامسون از حدس زدن درباره اینكه آن «اتفاقات» چه میتوانند باشند خودداری میكند، احتمال میرود كه تصمیم دیروز (پنجشنبه ـ م) هیات امنای این آزمایشگاه برای تعلیق واتسون از مسوولیتهای اجراییاش نیز از جمله این اتفاقات باشد.
ظاهرا هیچكس بیشتر از خود جیمز واتسون از اظهاراتش شوكه نشده است. واتسون روز پنجشنبه در انجمن سلطنتی اعلام كرد: «از تمام آنهایی كه از سخنان من چنین برداشت كردهاند كه آفریقا، به عنوان یك قاره، از نظر ژنتیكی به نوعی پستتر است، تنها میتوانم بیقید و شرط عذرخواهی كنم. منظور من این نبود. از دیدگاه من مهمتر از آن این است كه برای چنین باوری پایه و اساس علمی وجود ندارد.» و دستكم از این نظر حق با اوست. از یك طرف هیچ تعریف مورد توافقی از نژاد (race) در علم وجود ندارد: هر طور كه جمعیتی را قطعهقطعه كنید، دستههای حاصل كاملا دلبخواهی به نظر میآیند. از طرف دیگر هیچ تعریف مورد توافقی از هوش (intelligence) نیز در علم وجود ندارد ـ چه رسد به روش مورد توافقی برای آزمودن آن. برای مثال، در آزمونهای IQ تمامی انواع سوگیریهای فرهنگی شناسایی شده است. اگر در مغز ما چیزی بنیادی وجود داشته باشد كه توانایی ما برای یادگیری را كنترل كند، هنوز قادر نیستیم تاثیر آن را از تاثیر چیزهای دیگری كه پس از تولد تجربه میكنیم تفكیك كنیم.
با این همه و با تمام اظهارات توهینآمیز و نامعقولی كه در مطبوعات به چاپ رسید، هنوز هم دشوار بتوان هیچ احساس تاسفی برای واتسون نداشت. مردی كه شارلوتهانتگراب در مجله ساندیتایمز توصیف میكند، بیشتر پیرمردی علاقهمند هرچند گمراه است تا متعصبی مغرور، كسی كه به درستی درك نمیكند مردم اظهارنظرهای تحریككننده او را همیشه به پای سادگی و مقاصد معصومانهاش نخواهند نوشت. به نظر میرسد واتسون حتی خودش نیز از اظهاراتی كه در مجله آمده شوكه شده است. او در گفتههای دیروزش اعلام كرد: «نمیتوانم بفهمم چگونه ممكن است چیزهایی را كه گفته میشود گفتهام را گفته باشم.» (به گزارش سایت تایمز آنلاین، گفتوگوی مجله ساندیتایمز ضبط شده و آنچه به چاپ رسیده مبتنی بر آن است.)
هانتگراب در مقالهاش مینویسد حدود 10 سال پیش و در دورانی كه دستیار آزمایشگاه بود، یك روز واتسون را در حالی یافت كه از تیتر یك روزنامه انگلیسی ناراحت بود: «برنده جایزه نوبل میگوید جنینهای دارای ژن همجنسگرایی را سقط كنید.»هانتگراب در ملاقاتی كه برای این گفتوگوی اخیر با هم داشتند بار دیگر درباره آن ماجرا از واتسون سوال كرد. واتسون به او پاسخ داد: «آن یك موقعیت فرضی بود».
كسی درباره سقط كردن جنینهای همجنسگرا سوالی پرسیده بود و واتسون اعتقاد داشت مادران وقتی بچه مال آنهاست «باید حق داشته باشند» تصمیم بگیرند و ادامه میدهد كه «من فقط داشتم از حق آزادی زنان در داشتن آن نوع بچههایی دفاع میكردم كه دلشان میخواهد، نه اینكه چه چیزی درست یا غلط است.» بدون تردید موضوع دستچین كردن و انتخاب كردن صفات كودكانتان به قدر كافی جنجالی است. اما الزاما تعصبآمیز و منافی حقوق نیست. با توجه به آوازه واتسون در مجامع علمی و پس گرفتن كامل تمام ادعاهایش در مجله ساندیتایمز، بیایید امیدوار باشیم این اظهارات نژادی نیز ناشی از سوءتفاهم باشند و اینكه واتسون صرفا محصول خارج از رده روزگاری سپری شده نیست.
Time, Oct.19, 2007