مهرزاد دانش :شیطان از دیدگاه اسلام واجد چه ماهیت و كاركردی است؟ مفسران لغوی معنای شیطان را برگرفته از شاط (به معنی سوختن در آتش) و یا شطن (سركشی كردن) دانستهاند و از این رو واژه شیطان برای هر پدیده پلیدی به كار میرود. از همین رو برخی صاحبنظران كاربرد لغوی شیطان را منحصر به شخصیت «ابلیس» ندانستهاند. مثلا شیخ محمد عبده در تفسیر المنار در خصوص احادیثی از قبیل (از قسمت شكسته ظرف و دستگیره آن آب نخورید، زیرا شیطان روی آنها مینشیند. علی «ع»)، شیطان را به معنای میكروب و باكتری میگیرد و یا برخی در تفسیر آیه 275 سوره بقره جنون را شیطان نسبت میدهد تعبیرشان از شیطان، اختلالات روانی است و نه ذات ابلیس. اما بیشترین و اصلیترین مفهوم از این واژه همان ابلیس و كارگزاران اوست.
ابلیس (كه به معنای ناامید، سرگشته و شریر است) لقب جنی به نام حارث (و یا عزازیل) است به واسطه علم و عبادتش به بهشت و جماعت فرشتگان راه پیدا كرد اما پس از خلقت آدم و فرمان خدا به سجده در مقابل او به دلیل تكبر از دستور خداوند سرپیچی كرد و از بهشت رانده شد و از آن پس به گمراه ساختن آدم و نسل او مبادرت ورزید. بنابراین شیطان در اصل از جنس جن است كه از آتش آفریده شده و مثل هر جن دیگری ماهیت مادی لطیفی دارد و به تعبیر ملاصدرا آن سان كه در حالت عادی در حال انبساط است و قابل دیدن نیست و اگر منقبض شود میتوان مشاهده و حتی لمسش كرد.
برخی ویژگیهایی كه شیطان دارد و قابل طرح در بررسی سریالهای تلویزیونی او یك فرشته بود و اغما است به شرح زیر است: شیطان دارای دو صورت است یكی بعد حقیقی كه تنها اولیا الله میتوانند آن را درك كنند و دیگری صورت تمثل یافته كه اشكال گوناگونی مانند حیوانات و یا انسان و یا حتی موجودی عجیب (مثل قورباغهای كه خرطوم درازی دارد و آن را داخل شكمش فرو كرده است) درمیآید. در دو سریال او یك فرشته بود و اغما نیز چنین بود و حقیقت شیطان در قالب انسان متجلی میشد. تنها این امر در سریال اول هم جنس مرد را شامل میشد (مرد وكیل) و هم جنس زن را (فرشته)، اما در اغما هر 4 صورت شیطان (الیاس، فرزاد، بیژن و پیرمرد زشت روی) مذكر بود. در روایات دینی جنسیت خاصی برای شیطان ذكر نشده است اما چون او از جنیان است (و جنها هم مذكر و مونث دارند) و لحن روایات نیز با توجه به چیرگی شمایل مذكر به مونث در ادبیات عرب، تلویحا بر مذكر بودنش دلالت دارند، باورها عمدتا به مرد بودن او گرایش دارد اما تمثل شیطان به گونهای نیست كه محدودیتهای فیزیكی مانع از بروز او در چند مكان در زمانی واحد ولو به اشكال مختلف كردند.
این ویژگی در سریال اغما نادیده گرفته شده بود و مثلا شیطان در قالب فرزاد، زمانی كه میدید دكتر پژوهان به سمت خانه باغ میرود فورا رز را ترك میكرد تا خود را در قالب الیاس زودتر از دكتر به خانه باغ برساند! برعكس در او یك فرشته بود تا حدی این مساله مورد توجه بود و فرشته و وكیل همزمان به ماموریتشان مشغول بودند. البته شیطان، شخصی واحد نیست و طبق آیه 50 سوره كهف، ابلیس دارای ذریه است كه برخی از ذریه به فرزندان و برخی به كارگزاران تعبیر كردهاند و حتی نامهای آنها را (نظیر زوال، قفندر، رها، متكون، مذهب، ولهان، ثبر، زلنبور و...) را ذكر كردهاند كه هر یك ماموریتی دارد؛ یكی مانع از بیداری انسانها برای نماز شب میشود، دیگری مامور ایجاد وسواس است، آن یكی به زنا ترغیب میكند و كس دیگر به دروغگویی و... این ویژگی در سریال او یك فرشته بود وجود ندارد اما میتوانست در اغما با توجه به موقعیت برتر مرد زشت روی نسبت به الیاس، فرزاد و بیژن تداعی شود كه استفاده به جایی از آن به عمل نیامد.
در معارف اسلامی از دو نوع شیطان نام برده شده است: شیطان جنی و شیطان انسانی (مثل آیه 112 انعام یا آیه آخر سوره ناس) شیطان جنی از باطن و با ایجاد افكار فاسد آدمی را وسوسه میكند و شیطان انسی به صورت ظاهری و بیرونی. آنچه در این دو سریال میبینیم، بیشتر تداعیبخش شیطان جنی است كه به صورت انسان تمثل یافته است اما در هر حال غالب وسوسههای شناخته شده به همان وسوسههای ذهنی و درونی برمیگردد، منتها چون این فرآیند چنان قابلیت نمایشی شدن و درامپردازی را ندارد شكل شیطان انسانی برای هنرمندان صورتپرداز، جذابتر به نظر میآید و شاید به دلیل همین نوع جذابیتها باشد كه برای شیطان قدرت و ارادهای بیش از حد و حدودش در معارف اسلامی متصور شدهاند. طبق آنچه مرحوم مطهری در كتاب عدل الهی میگوید قلمرو شیطان در وجود بشر محدود است به نفوذ در اندیشه و نه تن یا بدن و این نیز صرفا در حد وسوسه كردن و جلوهگری است اما اینكه به شكل یك قدرت قاهره بتواند بر وجود بشر تسلط یابد و بر كار بد اجبارش كند از حوزه قدرت او خارج است.
این همان مطلبی است كه در آیه 22 سوره ابراهیم نیز آمده است و شیطان را تنها یك دعوتكننده میانگارد كه فارغ از سلطه و اجبار است. این مفهوم در هر دو سریال نادیده گرفته شده است. از این حیث به برخی ابعاد شیطان در آیینهای مبتنی بر ثنویت و یا نزدیك به آن (مثل زرتشتی یا مسیحیت) نزدیك شده است. در او یك فرشته بود كار به آنجا میرسد كه شیطان دست طفلی خردسال را میگیرد و به وسط خیابان میبرد تا در تصادف با اتومبیل بمیرد و در اغما نیز شیطان كنار دست انسان در اتومبیل مینشیند و مسیر منتهی به یك تصادف را كروكیوار برایش ترسیم میكند و یا از زبان یك بیمار بیهوش طرز عمل جراحی و تشخیص بیماری را برای دكتر شرح میدهد! اما آنچه در اغما از همه بارزتر است پیشگوییهای شیطان است كه مبتنی بر هیچ حقیقت دینی نیست. خداوند طبق آیههای 27 – 26 سوره جن، علم غیب را در اختیار هیچكس ننهاده مگر در اختیار برخی اولیائش؛ از پیامبران و طبعا شیطان جزو این اولیا نیست! اگرچه در قسمت پایانی اغما نفی پیشبینی شیطان به شكلی كه كاملا مشخص بود تحمیلی از فرامتن كار است رقم خورده بود.
اما متن اصلی آكنده از این جادو جنبلبازیها بود كه صرفا جذابیت داستانی داشت و نه استناد دینی، كار اصلی شیطان جلوه دادن بد در قالب خوب است (آیه 63 سوره نحل: فزین لهم الشیطان اعمالهم) و البته این مهم در هر دو سریال مورد تاكید قرار گرفته بود. فرشته در او یك فرشته بود ابتدا با ظاهری معصوم وارد زندگی قربانیاش میشود و الیاس در اغما نیز در قالب مردی عابد و عارف اغواگری میكند. با این حال رهایی انسان از شیطان در هر دو سریال با حضور انسانی روحانی میسر میشود كه در سریال اول یك معمم است و در سریال دوم یك عارف روستایی.
در او یك فرشته بود حضور مرد روحانی ابعاد نمایشیتری داشت و با تمهیداتی مثل گرداندن تسبیح و یا گفتن ذكر و خواندن نماز و قرائت قرآن، شیطان معذب میشد اما در اغما این رویارویی در حد یك مواجهه توام با جدل گفتاری است اگرچه قالب قرآن و اذكار در این سریالها تا حدی یادآور كاربرد شمایل صلیب و اوراد كتاب مقدس در برابر موجودیت اهریمنی در فرهنگ مسیحیت است. اما این نجاتبخشی شخصیت اصلی داستان از شر شیطان، در یك او یك فرشته بود منتهی به یك پایان خوش مطلق نمیشود و وفق آیه 62 سوره اسراء كه شیطان تا قیام قیامت به اغواگری مشغول است و تسلیم نمیشود ابلیس نیز در قسمت پایانی آن سر راه دیگران كمین میكند ولی در قسمت پایانی در اغما اوضاع خوشآیندتر از آن به نظر میرسد كه تهدیدات شیطان جدی انگاشته شوند.