رابرت كی. جانستن* ترجمه: كسرا مقصودی: «طالع نحس» [1976] ساخته «ریچارد دانر»، فیلم پرطرفداریست؛ تماشاگران بسیاری آنرا دیدهاند و در زمان نمایش عمومیاش اتفاقهای زیادی افتاد كه بعضی آنرا به فیلم ربط دادند. یادم هست كه روزنامههای آن سال، پر از عكس كسانی بود كه ادعا میكردند روی بدنشان عدد «666» نقش بسته است. دستهای از آنها میگفتند این عدد روی سر آنها است و یكی آنرا روی بازویش یافته بود و شاید بامزهتر از همه مردی بود كه كشف كرده بود سهتا از دندانهایش شبیه این عدد هستند.
بخش عمدهای از شهرت «طالع نحس» مدیون همین اتفاقها بود؛ هرچند خود فیلم هم جذابیتهای بینظیری داشت و تقریبا همه آدمها را به سینما كشاند. در آن روزها بحثهای زیادی میان كشیشان و الهیدانان در گرفته بود و دستهای از آنها بر این باور بودند كه باید نمایش «طالع نحس» را ممنوع كرد. آنچه باعث شده بود آنها به این نتیجه برسند، علاقه بیحد تماشاگران به فیلم بود. حتی حرفهای روزمره هم بهنوعی درباره وجود امثال «دیمین» و نحوست عدد 666 بود؛ بیآنكه كسی دلیلی منطقی برایش داشته باشد.
سالها پیش از آنكه «ریچارد دانر» فیلم «طالع نحس» را بسازد، «سسیل ب. دومیل» فهمیده بود كه میشود داستانهای كتاب مقدس را با تغییراتی سینمایی برای مردم نمایش داد. جذابیت فیلمهای «دومیل» در روزگار خودش بسیار بود و هنوز هم كسانی پیدا میشوند كه «ده فرمان» [1923] او را تحسین میكنند. اما واقعیت این است كه اگر «دومیل» در نمایش لذتجوییهای دنیوی زیادهروی نمیكرد و به بهانه اینكه نمایش گناه، آدمی را از گناه وامیدارد، این لذتجوییها را نشان نمیداد، شاید صدای اعتراض كلیسا بلند نمیشد.
درواقع، بعد از «نشان صلیب» [1932] بود كه كلیسا احساس كرد «دومیل» در ساخت این فیلمها صادقانه رفتار نمیكند. بهانه «دومیل» برای نمایش لذتجوییهای دنیوی كافران این بود كه آنها را غرق در گناه نشان میدهد، اما كلیسا به این نتیجه رسید كه فیلمهای او نتیجهای معكوس دارند و میل به گناه را در انسانها زنده میكنند. سینما به تهدیدی مرگبار برای اخلاقیات بدل شده بود و همین زمینهساز تأسیس «لژیون نزاكت» شد. در طول سالهای بعد، این لژیون به دستهبندی و درجهبندی فیلمها مشغول بود و بالاخره بعد از چند سال، فعالیتش كمرنگ شد.
همزمان با نمایش «طالع نحس» دوباره بحث «لژیون نزاكت» بالا گرفت و اینبار دلیل كسانی كه میگفتند این فیلمها باید مورد بررسی كارشناسانه قرار بگیرند، این بود كه «طالع نحس» دست به ترویج خرافات زده است. البته، كارگردان فیلم [ریچارد دانر] این ادعا را رد كرد و گفت از هر 10 نفری كه به دیدن این فیلم میآیند، شاید 2 نفر داستان فیلم را باور كنند. با اینكه در آن زمان فیلمها كاملا درجهبندی میشد، این فیلم جنجالهای عظیمی را به پا كرد. ظاهرا دامنه این جنجالها به واتیكان هم كشیده شده بود و در هفته اول نمایش فیلم، هیأتی از واتیكان به آمریكا سفر كردند تا تشخیص دهند كه با فیلمی ضد مسیحی طرف هستند یا نه.
نتیجه تشخیص آنها هیچوقت در قالب یك گزارش رسمی منتشر نشد، اما در محافل الهیدانان و گاهی در موعظه كشیشان، اشارههای روشنی به این فیلم میشد و از قول آن هیأت میگفتند كه نمایش «طالع نحس» هیچ ایرادی ندارد و بهتر است مردم به تماشای آن بروند و اینگونه آماده مبارزه با «ضد مسیح» [دجال] باشند. كاملا قابل درك است كه نمایندگان جناب پاپ در این مورد اظهار نظر نكردهاند. شاید اگر كلیسای كاتولیك رسما مردم را به تماشای این فیلم دعوت میكرد، سبب میشد شایعههایی درباره مناسبات پشتپرده هالیوود و واتیكان راه بیفتد. راه منطقی همین بود كه بگذارند مردم «طالع نحس» را ببینند و خودشان دربارهاش تصمیم بگیرند. اما عملا همان اتفاقی افتاد كه پیشتر برای فیلمهای «دومیل» رخ داده بود. مردم همانقدر كه از فیلمهای «دومیل» استقبال كردند، به دیدن «طالع نحس» هم رفتند.
«طالع نحس» مثل همه فیلمهایی كه هالیوود تولید میكند یك فیلم داستانی و تخیلیست و مثل همه این فیلمها چیزهایی به آن افزودهاند تا بر میزان جذابیتش افزوده شود. داستان «ضد مسیح» [دجال] را تقریبا هر مسیحی مؤمنی میداند و سالها موعظه كشیشان اینرا به مردم آموخته است كه شیطان برای سلطه بر زمین به كمك آدمیان نیاز دارد و این آدمیان هستند كه باید در برابر وسوسههای او ایستادگی كنند. اما آنچه واقعا سبب شده است «طالع نحس» فیلمی ماندگار نباشد، حجم بسیار خرافات در آن است.
قطعا بخشی از نشانههایی كه در فیلم میبینیم، چیزهاییست كه در كتاب مقدس آمده، اما همهچیز صورتی خرافی گرفته است. شاید «ریچارد دانر» و گروهش ادعا كنند كه آنها قرار نبوده همهچیز را مطابق واقعیت كتاب مقدس پیش ببرند؛ اما در اینصورت میشود از آنها سئوال كرد كه چرا برای بیان این خرافات، از نشانههای كتاب مقدس سود جستهاند و نشانههای تازهای را ابداع نكردهاند. شاید اگر «طالع نحس» روی این نشانههای كتاب مقدس تكیه نمیكرد و فیلمی یكسر خرافی بود، چنین ادعایی هم معنا پیدا نمیكرد. از سوی دیگر، اینرا هم باید پذیرفت كه در غیر اینصورت، «طالع نحس» اینقدر طرفدار پیدا نمیكرد.
بخشی از اعتراضها به «طالع نحس»، بیشك، به خود «دیمین» برمیگردد؛ كودكی كه سرشتی شیطانی دارد و دست به هر كاری میزند، خواسته شیطان را برآورده میكند. شاید اگر این ضد قهرمان یك كودك نبود، «طالع نحس» هم اینقدر مورد انتقاد قرار نمیگرفت؛ همانگونه كه در آن سالها مادرانی پیدا شدند كه به خیال شیطانیبودن فرزندانشان، آنها را كشتند. مادران دیگری هم بودند كه دست به شكنجه فرزندانشان زدند تا روح شیطانی را از وجودشان بیرون كنند. همه این اتفاقها، ما را به یك نتیجه میرساند؛ اینكه «طالع نحس» یكی از پربینندهترین فیلمهای این سالها است و شاید اگر دقت بیشتری در ساختش میشد با فیلمی معقولتر روبهرو میشدیم. دنبالههایی هم كه بر این فیلم ساخته شد، هرچند داستانهایی جذاب داشتند، به اندازه خود «طالع نحس» اثرگذار نبودند، چون میزان خرافات در فیلمهای بعدی دوچندان شده بود و دیگر نشانههای آشنای كتاب مقدس را نمیشد بهسادگی در آنها تشخیص داد.
* دكترای الهیات و متخصص سینما