روشنفكران و سیاستمداران در تعطیلات

 

آمنه شیرافكن: اوقات فراغت آدم‌ها فراخور سبك زندگی كه برای ادامه راه برمی‌گزینند با یكدیگر متفاوت است. آدم‌ها همیشه از زاویه دید خود به چگونگی گذر زمان می‌اندیشند. مفهوم زمان در پیوند با اندیشیدن حجم متفاوتی پیدا می‌كند. از نحوه ارتباط این دو می‌توان مدل‌های متفاوتی از زندگی را ترسیم كرد. اوقات فراغت روشنفكری اگرچه در فرهنگ لغات جامعه‌شناسی تعریف مشخصی ندارد اما می‌توان با تعریف سبك زندگی، مقوله سرمایه اجتماعی و اوقات فراغت به آن پرداخت.

 

سبك‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون را در بر می‌گیرد. براساس سبك زندگی، مدل زیست روشنفكران ویژگی‌های متفاوتی با دیگر طبقات پیدا می‌كند. از نوع موسیقی كه گوش می‌دهند گرفته تا نحوه نگرش به زندگی و روش‌هایی كه برای ارتباط با دوستان و استفاده از فرصت‌های به وجود آمده بر می‌گزینند. روشنفكری شغل محسوب نمی‌شود.

 

بیشتر دغدغه است. در ایران غالبا در حاشیه قرار می‌گیرد و به همین خاطر روشنفكران ایرانی روزهای تعطیل و فراغت می‌توانند با توجه و فرصت بیشتر به امور خود بپردازند. این كارها شاید ترجمه كتابی باشد، یا نگارش كتابی یا سرایش شعر. زمان در زوایه دید روشنفكر مفهومی متفاوت و البته مقدس پیدا می‌كند. البته گاهی مدل زندگی آنها در این روزها هم چندان فرقی نمی‌كند. می‌شود ادامه همان شیوه زیست همیشگی‌شان با این تفاوت كه فرصت بیشتری برای اندیشیدن پیدا می‌كنند.

عبدالله كوثری و باز تولید لذت نوشتن
عبدالله كوثری، مترجم همدانی این روزها ساكن مشهد است و نوروز را در خانه‌اش گذرانده است. وضعیت جغرافیایی مشهد او را از سفر بازداشته و در روزهای فراغت نوروزی غالبا دست به ترجمه بوده است: «یكسری كتاب‌های نخوانده را خواندم و كمی هم به ترجمه پرداختم. درواقع كار نویسندگی و ترجمه از آن كارهایی است كه تفریح مداوم در آن وجود دارد. هیچ چیز برای من لذت‌بخش‌تر از نوشتن نیست.»

ماحصل كار و فراغت نوروزی شما چیست؟

ترجمه بخشی از زندگینامه آیزیا برلین، ترجمه یك داستان كوتاه و نگارش چند مقاله ره‌آورد نوروزی بنده است. 

به جز كار و ترجمه چه فعالیت و مطالعه شخصی داشته‌اید؟
كتاب the book of denial اثر دكتروف كه از دوستی به بنده رسیده است را خواندم و البته دركنار آن مروری هم بر شعرای كلاسیك ایران داشتم و البته تورق منشعات خاقانی را نیز از دست ندادم.
عبدالله كوثری حسب علاقه‌اش سری هم به كتاب همدان‌نامه زده است تا بیشتر درباره زادگاهش بداند:«در مشهد آشنای خاصی نداریم. رفت و آمد هم كم است برای سفر هم تا شمال دست كم 15 ساعت و تا شیراز در حدود 48 ساعت راه است.

 

لذا گذران اوقات فراغت در ایران در مقایسه با نمونه‌های آن در دیگر كشورها بسیار سخت است و واقعیت امر هم در این است كه در حقیقت ما حتی اگر بخواهیم هم نمی‌توانیم آن طور كه لازم است از چنین زمانی استفاده كنیم. حتی شیوه‌های پیشین مردم هم برای پركردن فرصت‌های خالی زندگی‌شان دیگر مثل گذشته نیست. مثل سفر كه این روزها گران و هزینه‌بر شده و حتی دیدو بازدیدهایی كه عرف است و سنت دیرین ما.» برای شرحی بهتر، كوثری به خاطرات جوانی‌اش گریزی می‌زند؛ تهران در سال 1340:«آن موقع سینما می‌رفتیم.

 

فیلم‌ها جدید بود و سینماها هم به نسبت شلوغ. اما بعد از 40 سال هنوز جوان‌ها باید به همان چند سینمای محدود شهر بروند. دامنه تنوع فیلم‌ها هم كه به شدت كاهش یافته و اصلا خیلی از فیلم‌های خارجی در سینماهای ما نمایش داده نمی‌شود. اما بگذریم از این غم نبود سینما، باید دست‌كم این روزها هنر تئاتر به جایگاهی می‌رسید كه جوانان می‌توانستند از آن به‌عنوان یك گزینه جایگزین برای گذران فرصت‌های پیش رویشان استفاده می‌كردند. اینگونه است كه نوروز كه تمام می‌شود چهره خیلی‌ها را كه نگاه كنی هنوز خسته‌اند.

 

كار در ایران به هر صورت نوعی تفریح است و وقتی افراد نمی‌دانند چطور باید فرصت فراغت را بگذرانند و برایش برنامه‌ریزی كنند اینطور می‌شود كه فقط در پایان تعطیلات برایشان خستگی تكرار روزها می‌ماند.» كوثری چنین حالتی را نتیجه ابتلای مردم به جریان روزمرگی می‌داند:«مشكلی كه با بروز فرصت آسوده بودن برای مردم بیشتر می‌شود. افراد یكجور مسیر گذران روزمره زندگی‌شان را گم می‌كنند. اینكه باید بروند سر كار و بعد هم به خانه بیایند و همان تكرار روز. اما حالا باید در خانه باشند و همین تغییر در مسیر هر روزه خسته‌شان می‌كند.»

محمد صنعتی و سفری برای خرید كتاب
محمد صنعتی، روانشناس، نویسنده و منتقد ادبی تعطیلات نوروزی را خارج از كشور بوده است:
سفر فرصت مناسبی برای دید و بازدید با دوستانی است كه خارج از كشور به سر می‌برند و البته در كنار آن تهیه منابعی كه برای ادامه سال و كار به آن احتیاج است. یكی از دلایل اصلی سفرم به خارج از كشور تهیه كتاب بود.

 

منابعی كه برای یكسری كارهای مطالعاتی به آن نیاز دارم و در اینجا دشوار می‌توانستم آن را تهیه كنم. باید گفت كه مدل گذران اوقات فراغت نویسندگان و پژوهشگران در فرم خیلی متمایز با توده مردم نیست.نویسنده‌ها هم سفر می‌كنند و در سفر هم با دوستان و همراهان دیدار دارند. صورت گذراندن فرصت در همه جا یكی است اما در محتوا كمی تفاوت وجود دارد. 

پس به این ترتیب اوقات فراغت روشنفكری در ایران به طور معمول با اوقات كاری تفاوت زیادی ندارد. همانطور كه از عنوان اطلاق شده به این قشر پیداست سر و كار این قشر با اندیشه و تمدن و فرهنگ و جامعه انسانی است. بنابر این فراغت و تمدد اعصاب این گروه نیز در ارتباط با همین موضوعات است كه معنا پیدا می‌كند. آنها هم وقتی لذت می‌برند كه بتوانند كتابی مطالعه كنند، یا فیلمی ببینند و البته یكی از مهمترین چیزهایی كه به آن نیاز دارند ارتباط با همزبان‌های خودشان است و این بدان معنا است كه آنها نیاز دارند گفتمانی مشترك با همفكران خود پیدا كنند و این فرصت شاید یكی از بهترین فرصت‌های فراغت روشنفكری است كه البته در همان زمان با كار جدی هم تنیده می‌شود.

 

شرایطی را تصور كنید كه این ابزار و وسایل برای گذران زندگی روزانه یك روشنفكر مهیا نشود. آنگاه است كه او دچار انزوا می‌شود و اوقاتش را در تنهایی می‌گذراند. برای فردی كه می‌اندیشد روابط انسانی منبع مهم و الهام‌بخشی به شمار می‌آید. اینكه هم بتوانند به ارزیابی افكار خودشان اقدام كنند و هم در این گفت‌وگو به تبادل افكار و اندیشه بپردازند. همدیگر را تشویق كنند برای اینكه كارهای خلاقه بهتری انجام دهند. اوقات فراغت روشنفكری به واقع نوعی اوقات كاری است.

 

غالبا در اوقات فراغت روشنفكران مسیر زندگی آنها تغییر خاصی نمی‌كند و با فرصت‌گذاری بیشتر به سمتی می‌روند كه رویه پیشین را با انرژی و توان بیشتری پیش ببرند. اما جا دارد كه به این بهانه به شیوه‌های معمول گذران اوقات فراغت در ایران نقد وارد كرد. باید اوقات فراغت و نحوه گذران آن برای افراد جامعه بازتعریف شود. این اوقات برای خیلی‌ها مترادف با اوقات بطالت تعبیر می‌شود. زمانی كه می‌توان دست از فكركردن برداشت و وقت را صرف كارهای صرفا تفریحی كرد.

 

باید این نوع نگاه به اوقات فراغت تصحیح شود. اندیشیدن محور طی كردن لحظه‌های عمر است و آدمی در فرصت بیشتری كه برایش پیش می‌آید باید نوع نگاه و دیدش را به ساختار زندگی زنده كند و اینجاست كه اندیشه به خانه‌تكانی نیاز دارد و نه توقف. اما ذكر این نكته هم برای پایان بحث ضروری است كه روشنفكری در ایران همیشه در حاشیه بوده و فرد غالبا شغل دیگری دارد كه فضای آن هم با فضای روشنفكری متفاوت است و بنابراین در كنار اشتغال به كارهای اینچنین می‌رسد. اینجا روشنفكری ما در شكل تفاوت زیادی با سبك زندگی روشنفكران در دیگر كشور‌ها پیدا می‌كند. در آنجا غالبا شیوه زیست افراد و ارتزاق آنها با سبك زیست روشنفكرانه همگام است و شغل از مقوله روشنفكری جدا نیست.

نجف دریابندری در جزیره قشم
نجف دریابندری همان ابتدا می‌گوید كه مطلب گفتنی ندارم. تعطیلات به قشم رفتیم و به تهران هم كه رسیدیم كار خاصی نكردم: در نوروز برنامه مشخصی ندارم، گاهی سفر، گاهی كار و همه این‌ها بستگی به شرایطی دارد كه پیش می‌آید. اگرچه نوروز 87 را بیشتر در سفر بوده و خیلی به كار نپرداخته‌ام اما با این وجود كار ترجمه را همچنان پیش می‌برم. سال‌ها پیش بود كه بخشی از كتاب مربوط به معرفی ماركوس اورلیوس امپراتور روم را آغاز كردم. در واقع حدود 30 سال پیش قسمتی از كتاب را ترجمه كردم و آن بخش هم در مجموعه فلاسفه اجتماعی به چاپ رسید، چرا كه اورلیوس امپراتور روم فیلسوف هم بود. حالا دارم باقی كتاب را ترجمه می‌كنم. كار ترجمه را هم تازه شروع كردم. روزهایی كه از قشم به تهران رسیدیم.

بازگشت خشایار دیهیمی به نوجوانی
خشایار دیهیمیدر ایام تعطیل مطابق معمول سری هم به طالقان زده است:
سال‌هاست كه در حسرت ایام فراغت به معنای واقعی آن هستم، سال‌هاست كه این مجال حاصل نشده تا كاملا به خود و احوالات خود بپردازم. در این سالیان ایام تعطیل و فراغت به گوشه‌ای می‌روم و یك كتاب ترجمه می‌كنم و آن كتاب محصول ایام عید و نوروز من می‌شود. در سال‌های اخیر در تعطیلات نوروز ترجمه یك كتاب را تمام كردم و آن را با خود به تهران آوردم. این واقعیت كه انسان هم رئیس خودش باشد در عین حال كه مزایایی دارد، مضراتی هم دارد و اصلی‌ترین ضرر هم این است كه دلم نمی‌آید به خودم مرخصی بدهم و انتظار كار مضاعف از خویش دارم، خاصه در تعطیلات.

 

اگر كارمند باشم حتما به مرخصی كه مستحق آن هستم خواهم رفت اما من واقعا مدت‌هاست كه به خود مرخصی نداده‌ام. گاهی می‌اندیشم كه شاید این گونه عمل كردن اشتباه باشد اما فعلا كه شیوه‌ای ناگزیر است. برای من تنها تفاوت روزهای تعطیل با غیرتعطیل در این است كه از تهران فرار می‌كنم و مجال كار بیشتر می‌یابم. مضاف بر اینكه به دل طبیعت رفتن و در طبیعت تامل كردن و لذت بصری از زیبایی‌های طبیعی بردن هم آرامشی ناب است كه در هیاهو و سروصدای تهران دست یافتن به آن امكانپذیر نیست. آنچه روایت شد كل داستان تكراری اوقات فراغت بنده در سالیان اخیر است. پس مطابق هر سال امسال هم از تهران بیرون رفتم و در طالقان همانند خیلی سال‌‌های دیگر به كار پرداختم. ترجمه كتاب «روح پراگ» نوشته «ایوان كلیما» را تمام كردم. در این مدت دوستی مهربان هم همراه من بود كه از حضور او هم لذت وافری بردم.

به جز ترجمه و كار آیا كتاب یا كتاب‌های دیگری هم كه جنبه شخصی داشته باشد مطالعه كردید؟
در تعطیلات نوروز به ایام نوجوانی خود بازگشتم و كتاب‌هایی را كه سال‌ها قبل خوانده بودم و با آنها آرامش یافته بودم دوباره خواندم. كتاب‌هایی مثل «هایدی»، «بی‌خانمان» و «بابا لنگ‌دراز» كه كتاب‌هایی ساده و دلنشین‌اند و سرشار از حس آرامش؛ كتاب‌هایی كه در آن خیر همواره بر شر پیروز می‌‌شود و حس امید را به خواننده منتقل می‌كند. در این تعطیلات هر گاه كه سرگرم كار نبودم، خوراك من خواندن كتاب‌های دوره نوجوانی بود كه البته از خواندن آنها به لذت وافری هم رسیدم.

سلین‌خوانی‌های جمادی
سیاوش جمادی، پژوهشگر فلسفی و نیچه‌شناس و مترجم روزهای نوروز فرصت بیشتری برای پرداختن به كار ترجمه داشته و این روزها مشغول نوشتن نقدی بر ادبیات سلین است:
هیچ تفاوتی حداقل برای مدل زندگی من در روزهای تعطیل و غیرتعطیل وجود ندارد. هر روز خورشید از سویی طلوع می‌كند و از سویی دیگر غروب و زمین هم در 24 ساعت یك بار گردش می‌كند و من هم هر روز روال زندگی‌ام را همین طور پیش می‌برم. هر روز و نه تنها در روزهای تعطیل درگیر كار ترجمه و نگارش هستم و به نظرم لذت‌بخش‌ترین تفریح و سرگرمی هم برایم همین است.

 

به نظرم عید فرقی با روزهای دیگر سال ندارد. مهم آن چیزی است كه در ذهن و درون ما می‌گذرد. گاهی به سمت شادمانی می‌رود و گاهی هم به سمت غم. فرصت تعطیلات نوروزی برای من فرصتی در جهت انسجام در كارها بوده و توانسته‌ام با فرصت بیشتری كه به دست آوردم به كارهای عقب افتاده بپردازم. اكنون ترجمه كتاب تئوری زیبایی تئودور آدورنو را در دست دارم. این كار به عنوان كار اصلی فراغت نوروزی بنده بوده و البته در كنار آن به نگارش چند مقاله هم مشغول بودم.

 

برای ترجمه اثر آدورنو در اوقات فراغت نوروز دو متن انگلیسی ترجمه شده از كار آدورنو را با هم تطبیق داده تا ترجمه با دقت بیشتری ادامه پیدا كند. روزهای تعطیل نوروز همچنین برای من فرصت مناسبی بوده تا بتوانم بیشتر با سبك نگارشی و ویژگی‌های زبانی این اندیشمند مكتب فرانكفورت آشنا شوم. دیگر فعالیت نوروزی بنده در ادامه همكاری با فصلنامه خوانش برای این شماره این نشریه نقدی بر آثار فردیناند سلین است كه خواهم نوشت.

 

به اعتقاد من سلین یكی از بزرگترین رمان‌نویسان جهان است و علاقه‌مندم كه بتوانم در معرفی او به مخاطب ایرانی و نقد آثار او قدمی بردارم. برای نگارش مقاله‌ای درباره سلین در نوروز 87 سه رمان از سلین خوانده‌ام؛ كتاب‌هایی كه ترجمه انگلیسی آثار سلین از زبان آلمانی‌اند. همچنین سری هم به ویژه‌نامه بخارا درباره فردیناند سلین زده و از ابتدا تا انتها را خوانده و همه را هم فیش‌برداری كرده‌ام.

لیلی گلستان و اكتشاف نوروزی
لیلی گلستان، نویسنده و مترجم نوروز 87 را از آن جهت خوب می‌داند كه توانسته نویسندگان جوان آلمانی را كشف كند:
همیشه از بچگی آموخته بودم كه از فرصت‌هایم استفاده كنم و بیكار نباشم. اوقات فراغت برای من وقت‌های پركار و پرباری می‌شود. فرصتی كه بی‌تعلق و مسوولیت كاری بشود به امور دلخواه رسید. در خانواده‌مان خیلی رسم به دید و بازدید نیست، مگر دیدار تعدادی دوست نزدیك. نوروز برای من پر بوده است از هیجان مطالعه و لذت‌های ترجمه به خصوص مطالعه كتاب قصه‌های محمد‌علی موحد در مورد شمس و مولانا.

 

در این مدت ترجمه كتاب زندگی نیچه اثر اشتفن وایك را به سفارش نشر مركز به نیمه رسانده‌ام و البته خیلی از كارهای نصفه و نیمه گذشته را هم انجام داده‌ام. در كنار این‌ها كتاب‌های داستان نویسندگان جوان معاصر آلمان را هم مطالعه كرده و خرسند از این اكتشاف نوروزی هستم. یك بار دیگر سری به دیوان شمس لنگرودی زده و رمان حلقه كنفی را هم دیگر بار خوانده‌ام. اوقات فراغت برای من تمام روزهای یك ماه فروردین است. خوشحالم از اینكه در این یك ماه قرار نیست درگیر و دار مدیریت گالری‌ باشم و می‌توانم مدت زمان بیشتری به كار‌های مورد علاقه‌ام برسم.

جواد مجابی به قزوین می‌رود
جواد مجابی شاعر، نویسنده، نقاش، طنزپرداز و روزنامه‌نگار ایرانی سال‌هاست كه به گفته خودش شغل خاصی ندارد و همه روزهایش شبیه جمعه است.:
نوروز و عید برای من تنها چرخش فصلی بوده و روزهای فراغت نوروزی تغییر خاصی در سبك زندگی‌‌ام به وجود نیاورده‌است. من هر روز كار می‌كنم. درگیر نگارش و سرایش شعر بوده‌ام و مطالعه چند كتاب و بازدید از نمایشگاه نقاشی. با شعرهایی كه در نوروز 87 سروده‌ام تقریبا می‌توانم به زودی دفتر شعر تازه‌ای منتشر كنم. فرصت‌هایم را بین شعر و قصه و مقاله‌نویسی تقسیم می‌كنم.

 

نوروز به برخی متن‌های قدیمی مراجعه كرده، نگاهی دوباره به شرح شطحیات انداخته و از خواندن كتاب فصوص‌الحكم به تصحیح محمدعلی موحد بهره‌ها برده‌ام. موحد در این كتاب توانسته نگاه ناقدانه‌ای بر آثار محیی‌الدین عربی داشته باشد. در كنار مطالعه متون قدیمی چند مجموعه جدید شعر و قصه را هم خوانده‌ام و تقریبا از گذران روزگار در تعطیلات نوروزی راضی هستم.

 

در ادامه تعطیلات سری هم به زادگاهم قزوین زده و به بازدید كاروانسرای ناصرالدین شاهی این شهر رفته و نگرانم كه بناهای تاریخی به یادگار مانده در زادگاهم و البته سایر شهرهای ایران به دنبال بی‌توجهی مسوولان به تلی از خاك مبدل شده است لذا نكته‌ای كه این روزها مدام در ذهنم مرور می‌كنم این است كه ادبیات و هنر ما به شدت در معرض خطر است. البته ناگفته نماند كه در روزنامه‌خوانی‌های نوروزی چند یادداشت درباره وضعیت نشر در ایران خوانده‌ام و این روزها نگرانم از تهدید وضعیت نشر خصوصی در ایران و بازگشت نوعی نشر دولتی متمركز. 

هایك‌خوانی نجفی
محمدعلی نجفی عضو كمیسیون عمران شورای شهر تهران فراغت نوروزی‌اش را در بخش سفر، دید و بازدید و مطالعه تقسیم‌بندی كرده است. برای من ویژه‌نامه‌های نوروزی روزنامه‌ها یكی از منابع مطالعاتی در روزهای تعطیل بوده است، از سطح كیفی ویژه‌نامه‌ها راضی‌ام و در مقایسه با سال گذشته ویژه‌نامه‌ها را پربارتر دیدم. اگرچه خیلی اهل تلویزیون دیدن نیستم اما سریال مرد هزارچهره را هم در تعطیلات نوروزی دیدم.

 

در بخش سفر به شهر بم رفتم. همیشه هر وقت فرصتی شود برای دیدن مراسم جشن خرما راهی بم می‌شدیم، نوروز 87 هم چهار روز در بم ساكن شدیم و البته دیدار از وضعیت مرمت و ساماندهی ارگ بم و بازدید از ارگ جدید هم به برنامه‌مان اضافه شد، البته از بم هم سه روز به شمال كشور رفتیم. تعطیلات نوروزی را فرصت مناسبی می‌دانم برای تجدید دیدار با دوستان و آشنایان. به ویژه گذراندن فرصت زمان بیشتر با اعضای خانواده.

 

در بخش مطالعه هم علاوه بر ویژه‌نامه‌خوانی‌های امسال، دو كتاب خاطره از مشاهیر را هم خوانده‌ام. نخست كتاب خاطرات آقای مجتهدی كه مدت‌ها قصد مطالعه‌اش را داشتم و دیگری هم كتاب خاطرات آقای مجیدی كه سابق براین وزیر و رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده است. كتابی درباره آزادی اثر هایك، فیلسوف سیاسی لیبرال نیز دیگر كتابی است كه در این فرصت مطالعه كردم.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)