یادداشتی از بابك احمدی درباره كارل ماركس

ترجمه‌‌‌‌‌‌ تازه‌ای از سرمایه

 

بابك احمدی:1 سرمایه‌، نقدی‌ بر اقتصاد سیاسی‌ (جلد یكم‌) نوشته‌ كارل‌ ماركس‌ با ترجمه‌ حسن‌ مرتضوی‌ به‌ همت‌ انتشارات‌ آگاه‌ منتشر شده‌ است‌. كتاب‌ سرمایه‌ به‌ گونه‌ای‌ متناقض‌نما یكی‌ از مشهورترین‌ آثار در تاریخ‌ اندیشه‌ها است‌ كه‌ بسیار كم‌ خوانده‌ شده‌. البته‌ این‌ یك‌ استثناء در تاریخ‌ علم‌ و فلسفه‌ نیست‌. شما چند نفر را می‌شناسید كه‌ كتاب‌های‌ اصول‌ ریاضی‌ فلسفه‌ طبیعی‌ نیوتون‌ یا متافیزیك‌ ارسطو را خوانده‌ باشند؟ اما خیلی‌ از آدم‌های‌ باسواد چیزهایی‌ درباره‌ مطالب‌ این‌ كتاب‌ها شنیده‌اند، یا با نام‌ كانت‌ به‌ یاد سنجش‌ خرد ناب‌ می‌افتند بی‌ آن‌ كه‌ كتاب‌ پرحجم‌ او را ورق‌ زده‌ باشند.

 

شهرت‌ مجلد نخست‌ سرمایه‌ از این‌ واقعیت‌ نتیجه‌ شده‌ كه‌ نویسنده‌ آن‌ پس‌ از هفده‌ سال‌ كار فكری‌ شبانه‌روزی‌ و مداوم‌ در نقادی‌ مبانی‌ اقتصاد سیاسی‌ و نظریات‌ رایج‌ اقتصادی‌ دوران‌اش‌، و به‌ سودای‌ سر درآوردن‌ از سازوكار تولید سرمایه‌داری‌ در كلیّت‌اش‌، یا به‌ قول‌ خودش‌ «آشكار كردن‌ قانون‌ اقتصادی‌ حركت‌ جامعه‌ مدرن‌» این‌ كتاب‌ را در سال‌ 1867 به‌ چاپ‌ سپرد كه‌ هم‌چون‌ كتاب‌ كم‌حجم‌تری‌ كه‌ هشت‌ سال‌ پیش‌تر با عنوان‌ درآمدی‌ به‌ نقد اقتصاد سیاسی‌ از او منتشر شده‌ بود فقط‌ بیان‌گر بخش‌ كوچكی‌ از حجم‌ عظیم‌ كارها و دانسته‌های‌ او در این‌ زمینه‌ بود.

 

حدود هفتاد سال‌ بعد بخش‌ مهم‌ دیگری‌ از آن‌ پژوهش‌ها در پی‌ كوشش‌ داوید ریازانف‌ با عنوان‌ گروندریسه‌ در اتحاد شوروی‌ منتشر شد (به‌ دقت‌ در فاصله‌ سال‌های‌ 1939 تا 1941) و بعد هم‌ چهل‌ سال‌ گذشت‌ تا برگردان‌های‌ كامل‌ آن‌ به‌ زبان‌های‌ انگلیسی‌، فرانسوی‌ و ایتالیایی‌ (و سرانجام‌ به‌ ترجمه‌ فارسی‌ باقر پرهام‌ و احمد تدین‌ با عنوان‌ گروندریسه‌، مبانی‌ نقد اقتصاد سیاسی‌) منتشر شود. با انتشار گروندیسه‌ معلوم‌ شد كه‌ سرمایه‌ استوار به‌ چه‌ كندوكاو عظیمی‌ بود و چه‌ ریشه‌های‌ عمیقی‌ در خاك‌ اندیشه‌های‌ فلسفی‌ غرب‌ داشت‌.

 

به‌ احتمال‌ زیاد اشاره‌ ماركس‌ در پی‌گفتار به‌ ویراست‌ دوم‌ آلمانی‌ سرمایه‌ كه‌ پژوهش‌های‌ اقتصادی‌ او در حكم‌ Forschung («پویه‌ پژوهش‌») بود و سرمایه‌ در حكم‌ Darstellung («پویه‌ بیان‌گری‌ علمی‌»)، ناظر به‌ همین‌ نكته‌ بود (بنگرید به‌ ترجمه‌ مرتضوی‌ ص‌ 41، كه‌ دو عبارت‌ متفاوت‌ ماركس‌ را در این‌ مورد آورده‌ است‌). من‌ با آنتونیو نگری‌ موافق‌ام‌ كه‌ در كتاب‌ ماركس‌ فراسوی‌ ماركس‌، درس‌هایی‌ درباره‌ گروندریسه‌ نوشته‌ كه‌ كل‌ پژوهش‌ ماركس‌ در زمینه‌ اقتصاد «چندوجهی‌» بوده‌ و سرمایه‌ فقط‌ نمایش‌گر یكی‌ از این‌ وجوه‌ است‌، و گروندریسه‌ بارها بهتر از آن‌ ثابت‌ می‌كند كه‌ پژوهش‌های‌ او چه‌ قلمرو وسیعی‌ را در بر می‌گرفت‌. 

هرچند بر خوانندگان‌ تیزبین‌ نیز در همان‌ نخستین‌ نسل‌های‌ پس‌ از ماركس‌ این‌ نكته‌ پنهان‌ نبود كه‌ كار او در نقادی‌ اقتصاد سیاسی‌ استوار به‌ مبنای‌ فلسفی‌ مستحكمی‌ بود و متفكری‌ چون‌ گئورگ‌ لوكاچ‌ از خوانش‌ بخش‌ چهارم‌ از فصل‌ نخست‌ سرمایه‌ یعنی‌ مبحث‌ «سرشت‌ بتواره‌ای‌ كالا و راز آن‌» تاحدودی‌ به‌ محتوای‌ فكری‌ و فلسفی‌ نخستین‌ آثار ماركس‌ (كه‌ هنوز منتشر نشده‌ بودند) پی‌ برده‌ بود. متفكر انقلابی‌ دیگری‌ از همان‌ نسل‌ یعنی‌ روزا لوكزامبورگ‌ نیز بیش‌ترین‌ احترام‌ ممكن‌ را در حق‌ كتاب‌ ماركس‌ به‌ جا آورده‌ و از نظریه‌هایی‌ در مجلد سوم‌ آن‌ (كه‌ پس‌ از مرگ‌ ماركس‌ به‌ ویراستاری‌ انگلس‌ منتشر شد) انتقاد كرده‌ بود.

 

از این‌ جهت‌ كار لوكزامبورگ‌ را احترامی‌ عظیم‌ به‌ ماركس‌ می‌دانم‌ كه‌ از روح‌ انتقادی‌ كتاب‌ سرمایه‌ درس‌ گرفته‌ و با نظریه‌های‌ ماركس‌ در مواردی‌ چون‌ انباشت‌ سرمایه‌ و گسترش‌ جهانی‌ مناسبات‌ تولیدی‌ سرمایه‌داری‌ با همان‌ شیوه‌ای‌ رفتار كرده‌ بود كه‌ خود ماركس‌ با متفكرانی‌ كه‌ برای‌ آنان‌ احترام‌ ویژه‌ای‌ قائل‌ بود (كسانی‌ چون‌ ادم‌ اسمیت‌ و دیوید ریكارد) روبرو شده‌ بود: شیوه‌ انتقاد به‌ قصد تعالی‌ بحث‌. 

2
انتشار برگردان‌ تازه‌ مجلد نخست‌ سرمایه‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ رویداد مهمی‌ است‌. باید به‌ حسن‌ مرتضوی‌ تبریك‌ گفت‌ كه‌ این‌ كار را پیش‌ برده‌ است‌.تعهد علمی‌ او در این‌ ترجمه‌ و وفاداری‌ او به‌ موازین‌ مستحكم‌ برگردان‌ آثار علمی‌ و فلسفی‌ و كوشش‌ او در انتقال‌ عبارات‌ متفاوت‌ ویراست‌های‌ مختلف‌ كتاب‌ ستودنی‌ است‌. در عین‌حال‌ باید گفت‌ كار چنین‌ پیش‌ نمی‌رفت‌ اگر عشق‌ او به‌ این‌ كتاب‌ در میان‌ نمی‌بود. عشقی‌ به‌ محتوای‌ اثر و روش‌ درخشان‌ نویسنده‌اش‌ كه‌ فراتر از تعهد سیاسی‌ به‌ این‌ حزب‌ و آن‌ گروه‌ می‌رود و ناشی‌ از بینشی‌ واقع‌طلب‌ و هم‌خوان‌ با روح‌ علمی‌ و انتقادی‌ خود اثر است‌.

 

به‌ خوانندگان‌ فارسی‌زبان‌ هم‌ باید تبریك‌ گفت‌ كه‌ سرانجام‌ برگردانی‌ دقیق‌تر و جذاب‌تر در برابر دارند و می‌توانند با اطمینان‌ فزون‌تری‌ به‌ مطالب‌ این‌ ترجمه‌، راهی‌ به‌ ژرفای‌ اندیشه‌های‌ متفكری‌ بزرگ‌ بیابند كه‌ بیش‌ از هر فیلسوف‌ و متفكر دوران‌ مدرن‌ بر تاریخ‌ زندگی‌ و اندیشه‌ها تاثیرگذاشته‌ و كارش‌ در معرض‌ انواع‌ برخوردها بوده‌: از پیروی‌ كوركورانه‌ تا تحریف‌ محض‌، از پذیرش‌ ناب‌ تا انكار مغرضانه‌، از نقادی‌ منصفانه‌ تا جای‌ دادن‌ آن‌ در متن‌ فجایع‌ بزرگ‌ تاریخی‌ كه‌ با شعار پیروی‌ از او روی‌ دادند.

 

نخستین‌ كوشش‌ برای‌ آشنایی‌ فارسی‌ زبانان‌ با سرمایه‌ به‌ دهه‌ 1320 بازمی‌گردد. كتاب‌ كوچكی‌ در حدود دویست‌ صفحه‌ با عنوان‌ كاپیتال‌ (سرمایه‌) تلخیص‌ ل‌. میشل‌، ترجمه‌ م‌. نوایی‌ را انتشارات‌ حزب‌ توده‌ منتشر كرده‌ و تا جایی‌ كه‌ به‌ یاد دارم‌ تاریخ‌ انتشار كتاب‌ در آن‌ ذكر نشده‌ بود. بر جلد كتاب‌ روی‌ تصویری‌ صورتی‌ از ماركس‌ نوشته‌ شده‌ بود: «كتابی‌ كه‌ دنیا را تكان‌ داد» و «موافق‌ و مخالف‌ همه‌ باید این‌ كتاب‌ را بخوانند!».

 

من‌ سیزده‌ سال‌ داشتم‌ كه‌ این‌ كتاب‌ را در كتاب‌خانه‌ پدرم‌ پیدا كردم‌ و خواندم‌. مطالب‌ هر فصل‌ سرمایه‌ به‌ غایت‌ كوتاه‌ و ساده‌ شده‌ بود. ظاهراً اصل‌ مطلب‌ را ارائه‌ می‌كرد، اما سال‌ها بعد دانستم‌ كه‌ اصل‌ مطلب‌ چنین‌ ساده‌شدنی‌ نیست‌. حدود سی‌ سال‌ بعد برگردان‌ ایرج‌ اسكندری‌ از مجلد نخست‌ سرمایه‌ در خارج‌ از ایران‌ (در 1352) منتشر شد. اساس‌ آن‌ ترجمه‌ فرانسوی‌ ژوزف‌ روا بود و مترجم‌ در موارد مبهم‌ به‌ ویراست‌ انگلس‌ در زبان‌ آلمانی‌ مراجعه‌ كرده‌ بود.

 

هرچند ترجمه‌ اسكندری‌ چندان‌ دقیق‌ نبود و نه‌ فقط‌ در پانوشت‌های‌ خود او بل‌ در برگردان‌ واژه‌ها و عبارت‌های‌ ماركس‌ نیز جا به‌ جا نشان‌ تعلق‌ خاطر سیاسی‌ او كه‌ از رهبران‌ حزب‌ توده‌ بود آشكار می‌شد، اما در عین‌حال‌ از برخی‌ جنبه‌های‌ مثبت‌ نیز بهره‌ می‌برد. این‌ ترجمه‌ در اوج‌ انقلاب‌ ایران‌ و نیز در سال‌های‌ اخیر بارها چاپ‌ شد، اما به‌ نظر نمی‌رسد كه‌ زیاد خوانده‌ شده‌ باشد! 

سال‌ گذشته‌ در سوئد ترجمه‌ دیگری‌ از مجلد نخست‌ منتشر شد. این‌بار جمشید هادیان‌ كه‌ عضو یك‌ حزب‌ مائوئیستی‌ است‌ كتاب‌ را با عنوان‌ سرمایه‌ (كاپیتال‌) تحلیل‌ نقادانه‌ تولید كاپیتالیستی‌ بر اساس‌ ترجمه‌ انگلیسی‌ بن‌ فاكس‌ به‌ فارسی‌ برگرداند و در مقدمه‌ هم‌ فرصت‌ را برای‌ تبلیغ‌ مواضع‌ حزب‌ خود از دست‌ نداده‌ است‌. فهمی‌ متعصبانه‌ از ماركسیسم‌ ارتدكس‌ و سنتی‌ در سطر به‌ سطر آن‌ مقدمه‌ موج‌ می‌زند.

 

زبان‌ ترجمه‌ هم‌ نسبت‌ به‌ زبان‌ متون‌ امروزی‌ فارسی‌ در گفتمان‌های‌ فلسفه‌، علوم‌ اجتماعی‌ و اقتصاد كهنه‌ است‌. هادیان‌ كوشش‌ اسكندری‌ را نادیده‌ گرفته‌ و فقط‌ یكی‌ دو بار به‌ ضرورت‌ به‌ یاد از «آن‌ ترجمه‌ كذایی‌» بسنده‌ كرده‌ است‌. این‌ سخن‌گوی‌ دیكتاتوری‌ پرولتاریا به‌ این‌ پندار عادت‌ كرده‌ كه‌ وقتی‌ از واقعیتی‌ نام‌ نبرد آن‌ واقعیت‌ وجود نخواهد داشت‌. روش‌ او را با كار مرتضوی‌ قیاس‌ كنید كه‌ با وجود دوری‌ از دیدگاه‌ و حزب‌ مورد قبول‌ اسكندری‌ و انتقادهای‌ فراوانی‌ كه‌ به‌ ترجمه‌ او دارد باز نوشته‌: «متن‌ كنونی‌ با ترجمه‌ اسكندری‌ نیز مقایسه‌ شده‌ و مواردی‌ كه‌ در آن‌ها اسكندری‌ نكاتی‌ را بهتر بیان‌ كرده‌ یا توضیحات‌ روشنگری‌ را در پانوشت‌ها داده‌ بود حفظ‌ شده‌ است‌» (ص‌ 14). 

3 من‌ در طول‌ دو هفته‌ گذشته‌ یك‌ بار برگردان‌ مرتضوی‌ را خوانده‌ام‌. اكنون‌ باید یك‌ بار دیگر آن‌ را با توجه‌ به‌ «نسخه‌ بدل‌ها» بخوانم‌. ترجمه‌ دقیق‌ و روان‌ است‌. برگردان‌ اصطلاح‌ها اندیشیده‌ و در مواردی‌ نوآورانه‌ است‌. بخش‌های‌ «تاریخی‌» كتاب‌ (برای‌ نمونه‌ فصل‌های‌ هشتم‌ تا سیزدهم‌) بسیار شیرین‌ و دلنشین‌ از كار درآمده‌اند و نشان‌ از طنز و شیطنت‌ ماركس‌ دارند. مرتضوی‌ (كه‌ پیش‌تر هم‌ دست‌نوشته‌های‌ اقتصادی‌ و فلسفی‌ 1844 ماركس‌ را ترجمه‌ كرده‌) بر اساس‌ قیاس‌ برگردان‌ فاكس‌ و برگردان‌ قدیمی‌ انگلیسی‌ و با نظر به‌ چند ترجمه‌ قدیم‌ و جدید سرمایه‌ به‌ فرانسوی‌ و سرانجام‌ قیاس‌ كل‌ كتاب‌ با متن‌ اصلی‌ آلمانی‌ (ویراست‌ جدید مجموعه‌ آثار ماركس‌ و انگلس‌ MEGA كه‌ در 1991 با روشی‌ انتقادی‌ و دقیق‌ فراهم‌ آمده‌) كار خود را پیش‌ برده‌ است‌.

 

به‌ این‌ ترتیب‌، می‌توان‌ گفت‌ كه‌ با توجه‌ به‌ كوشش‌ قابل‌ ستایش‌ مرتضوی‌، هم‌چنان‌ جای‌ یك‌ ترجمه‌ كه‌ به‌ طور كامل‌ از متن‌ آلمانی‌ به‌ فارسی‌ برگردد و در موارد ضروری‌ با برگردان‌های‌ آن‌ به‌ زبان‌های‌ دیگر مقایسه‌ شود خالی‌ است‌. البته‌ این‌جا هم‌ نكته‌ای‌ متناقض‌نما (یا بهتر است‌ بگویم‌ به‌ راستی‌ متناقض‌) سر برمی‌آورد. بخش‌ مشهور «سرشت‌ بتواره‌ای‌ كالا و راز آن‌» در این‌ ترجمه‌ از زبان‌ آلمانی‌ و به‌ همت‌ كمال‌ خسروی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌، اما نثر آن‌ به‌ استحكام‌ و روایی‌ نثر برگردان‌ مرتضوی‌ نیست‌، هرچند به‌ احتمال‌ زیاد مرتضوی‌ این‌ بخش‌ را ویراسته‌ است‌. برای‌ من‌ روشن‌ نیست‌ كه‌ چرا مترجم‌ كه‌ كل‌ كتاب‌ را به‌ روشی‌ و با زبانی‌ خاص‌ خود ترجمه‌ كرده‌ یكی‌ از زیباترین‌ و ژرف‌ترین‌ مباحث‌ كتاب‌ را به‌ مترجمی‌ دیگر سپرده‌ است‌.

 

پیشنهاد می‌كنم‌ او این‌ بخش‌ را ترجمه‌ كند و در چاپ‌های‌ بعدی‌ در متن‌ اصلی‌ جای‌ دهد تا یك‌دستی‌ ترجمه‌ بهتر حفظ‌ شود و برگردان‌ خسروی‌ را كه‌ دقیق‌ هم‌ هست‌ به‌ خاطر این‌ امتیاز یا مزیّت‌اش‌ كه‌ از آلمانی‌ ترجمه‌ شده‌ در پیوستی‌ در پایان‌ كتاب‌ بیاورد. كتاب‌ به‌ همت‌ ناشر به‌ شكل‌ نفیسی‌ چاپ‌ شده‌ و استفاده‌ از حاشیه‌های‌ 4/5 سانتی‌ صفحات‌ همراه‌ با پانوشت‌های‌ گاه‌ طولانی‌ كاری‌ دشوار در صفحه‌بندی‌ بوده‌ كه‌ با زیبایی‌ و كمال‌ انجام‌ شده‌ است‌.

 

واژه‌نامه‌ چهار زبانی‌، كتاب‌نامه‌، و سه‌ نمایه‌ اشخاص‌، عمومی‌ و موضوعی‌ بسیار مفیدند. به‌ بخت‌ مرتضوی‌ غبطه‌ می‌خورم‌ كه‌ چند سالی‌ از عمر خود را در انس‌ با این‌ كتاب‌، چنین‌ از نزدیك‌، سپری‌ كرده‌ و از حال‌ و هوای‌ قله‌هایی‌ لذت‌ برده‌ كه‌ نویسنده‌ بزرگ‌ كتاب‌ در نامه‌ای‌ در 8 مارس‌ 1872 به‌ مترجم‌ فرانسوی‌اش‌ از آن‌ چنین‌ یاد كرده‌ بود: «در علم‌ راه‌ شاهانه‌ای‌ وجود ندارد، و تنها كسانی‌ كه‌ از خستگی‌ بالا رفتن‌ از راه‌های‌ پرنشیب‌ و فراز نمی‌ترسند، بخت‌ و اقبال‌ رسیدن‌ به‌ قله‌های‌ درخشان‌ آن‌ را دارند» (ص‌. 44)

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)