آقای اردیبهشت- 10

تلفیق زیبایی و اندیشه

 

علی میرزایی:احمدرضا از جمله كسانی است كه باور نمی‌كنی، با معیارهای امید به زندگی در ایران، وارد ثلث سوم عمر خود شده است (از شما چه پنهان كه من هم وارد همین ثلث شده‌ام!). با اینكه چهل‌وچندسال است با احمدرضا، به ترتیب آشنا، همكار و دوست بوده‌ام و آثار گذران زمان را بر سلامت قلب او، چشمان او، و ... از نزدیك دیده‌ام، باز هم فكر می‌كنم او در سال‌های ثلث اول زندگی است، و این فقط به دلیل روحیه تروتازه و شاداب احمدرضاست، و از آن مهم‌تر، ناشی از اراده همچنان قوی او به خلق آثار تازه (بله، چهل سال) است كه این روزها همراه شده با تدوین و تبویب و تدارك و تنظیم انتشار مجموعه آثارش كه دست‌كم سه جلد خواهد شد.

 

او، با اراده و قوی، از سحرگاهان تا پاسی گذشته از شب، در حال آماده‌سازی این مجموعه سترگ است. من، در جاهای دیگر، به طور مفصل درباره احمدرضا نوشته‌ام (مثلاً در گوهران، همبستگی، اعتماد، نگاه‌نو) و سخن گفته‌ام (مثلاً در بزرگداشتی كه انتشارات شباویز برایش گرفت، یا در مجلسی كه به عنوان برنده جایزه بیژن جلالی معرفی شد) ولی به تكرارش می‌ارزد كه بگویم احمدرضا، گذشته از شعر و شاعری‌اش كه امروز به مرز بلوغ كامل و پختگی محض رسیده، و علاوه بر كارنامه درخشان مدیریتی‌اش در حوزه فرهنگ، از نویسندگان ممتاز و ترازاول ادبیات كودكان ماست.

 

من كمتر می‌بینم كه درباره این جنبه از خلاقیات هنری احمدرضا حرف زده شود. این البته به معنای این نیست كه این آثار كم خوانده می‌شود. نه مخاطبان این آثار، یعنی كودكان، آثار احمدرضا را می‌خوانند و این آثار بارها و بارها تجدید چاپ شده است و می‌شود. اما بزرگتر‌ها یادشان باشد كه احمدرضای شصت‌وهشت‌ساله امروز، كه اكنون شاعری ممتاز و تثبیت شده است، برای كودكان فارسی‌زبان نیز نویسنده‌ای ترازاول و ممتاز است.

 

من، در ثلث سوم سالهای عمر، همچنان این آثار را می‌خوانم و از ظرافت و لطافت آنها لذت می‌برم، و گاه از عمق آنها، در عین سادگی ظاهر، به حیرت می‌افتم، حیرتی كه ریشه‌اش در تلفیق هنرمندانه زیبایی و اندیشه است. آثاری كه هم زیباست و هم مخاطب را، با طرح مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل زندگی، در هر كجای جهان پرآشوب امروز ایستاده باشد، به تفكر می‌خواند (به عنوان نمونه داستان «هفت روز هفته دارم» را كه احمدرضا نوشته و محمدرضا دادگر نقاشی‌های آن را كشیده و در سال 1364 منتشر شده است را بخوانید).

 

او از دیدگاه من از آن دسته هنرمندانی نیست كه با نبودش مردم آثارش را فراموش كنند. آثار او را من برای فرزندان‌ام خوانده‌ام، و نوه من، امروز بر زانوی مادر – پدر می‌نشنید و به این داستان‌ها گوش می‌دهد و قطعاً او نیز برای فرزندانش این داستان‌ها را خواهد خواند. و این یعنی احمدرضا «درد جاودانگی» را از گذرانده است. احمدرضا نوشتن برای كودكان را از سال 1348 آغاز كرده است (من حرفی دارم كه فقط بچه‌ها باور می‌‌كنند؛ 1348) و آخرین اثرش برای كودكان چند روز پیش منتشر شده است.(در باغ بزرگ باران می‌بارید؛ 1387)

 

– او در آستانه چهلمین سال داستان‌نویسی برای كودكان است، و چشمه زلال خلق آثارش همچنان می‌جوشد. امروز احمدرضا هرچندساله كه می‌خواهد باشد، مهم این است كه با اراده‌ای قوی و امید، به سرودن شعرهای ناب و به خلق داستان‌های ممتاز برای كودكان ادامه می‌دهد. آرزو كنیم این چشمه جوشان، و این جویبار روان، حیات زاینده فرهنگی‌اش را ادامه دهد.
احمد رضا! تولدت مبارك

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)