جناب آقای قوچانی
سردبیر محترم مجله وزین شهروند
با سلام و آرزوی توفیق الهی، مطالب شمارههای اخیر مجله شهروند درباره انتخابات ریاست جمهوری و تعریضهای مكرر نویسندگان مجله به آقای خاتمی و اصلاحطلبان حامی حضور وی در این انتخابات كه ظاهرا قرار است به مضمون ثابت شمارههای آینده شهروند امروز تبدیل شود، مرا بر آن داشت كه نكاتی را با شما و خوانندگان محترم درمیان بگذارم.
اگر بنابر پارهای از ملاحظات مربوط به خطمشی مجله انتشار این وجیزه به صواب تشخیص داده نشد، میتوانید آن را پاسخی قانونی و در عین حال دوستانه به نقدها و نقلهای مستمر اما غیرمستند و تحریفشدهای تلقی فرمایید كه از مواضع و اظهارات دوستان بنده در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در آن مجله منتشر میشود. علت تاخیر در ارسال این نامه را بگذارید به حساب تردیدها و وسواسهای بنده كه مبادا حمل بر قصد و غرضی دیگر شود. اما نهایتا اطمینان از سعهصدر مسئولان شهروند در برابر نقد و انتقاد به این وسواسها خاتمه داد.
دوست عزیز
شما میدانید كه شناختهشدهترین احزاب و گروههای طرفدار حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، تنها احزابی در كشور به شمار میآیند كه آگاهانه و به نحوی هدایت شده از داشتن نشریه محرومند و نامشان در فهرست سیاه رسانه ملی كشور قرار دارد تا مبادا جامعه نام و سخنی از ایشان بشنود.
دستكم شما به عنوان یك روزنامهنگار حرفهای و صاحب قلمی توانا و آشنا با نقش و تاثیر رسانه، نیك واقفید كه عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری آینده كه در آن تقریبا تمامی رقبا از امكانات متعدد رسانهای برخوردار و به فراخور مورد عنایت رسانه ملی قرار دارند، برای ما و دوستانمان تا چه حد ناعادلانه و بلكه ظالمانه است. از امكانات مالی و حمایتهای بیدریغ كه نامی جز رانت و سوءاستفاده از قدرت و یا نزدیكی به قدرت نمیتوان برآن گذارد، سخنی نمیگویم كه سخن گفتن از آن هیچ سودی جز تبدیل این یادداشت به مكتوبی غیرقابل انتشار ندارد. به رغم این همه ما و دوستانمان از آغاز بنا را براین گذاشتهایم كه در این عرصه، حضور و رفتاری دمكراتیك داشته باشیم و در این رقابت نابرابر به قواعد رقابت سالم ملتزم بمانیم.
هم از اینرو در جمع دوستان اصلاحطلب همواره و پیش از دیگران برحق احزاب و گروههای ائتلاف اصلاحطلبان بر معرفی و حتی تبلیغ و ترویج كاندیدای موردنظر خویش تاكید و از آن استقبال كردهایم. ما براین باور بوده و هستیم كه وجود نامزدهای متعدد اصلاحطلب در این مرحله موجد هیچ نگرانی نیست. زیرا با توجه به تنوع و تكثر فكری و سیاسی موجود در میان اصلاحطلبان، این حق گروههای اصلاحطلب و دیگر گروههای سیاسی منتقد است كه مواضع و دیدگاههای خود را مطرح و از كاندیدای موردنظر خود حمایت كنند.
طبیعی است هرگونه اجماع و توافق بر كاندیدای واحد منوط به مطرح شدن كاندیداها و فراهم آمدن امكان ارزیابی ایشان و میزان نفوذ و مقبولیت اجتماعی آنها است. گمان بنده و دوستانم این است كه اكثر اصلاحطلبان با توجه به تجربه سالهای اخیر به این درك و درایت رسیدهاند كه اگر خواهان حضوری موثر و نه صوری در انتخابات هستند، راهی جز اجماع و ائتلاف ندارند. بنابراین حضور كاندیداهای مختلف را در این شرایط نشانه تفرقه و اختلاف و یا دستكم ناتوانی اصلاحطلبان در دستیابی به اجماع نمیدانیم و این ظرفیت را در ایشان میبینیم كه در مرحله بعد بر سر راهكاری دمكراتیك برای اجماع حول كاندیدای واحد به توافق برسند.
در این مجموعه حداقل توافق و انتظار این بود كه از تخریب یكدیگر بپرهیزیم و سوژه تبلیغات هدفدار رسانه ملی و موجب دلسردی و ناامیدی خیل عظیم شهروندان مشتاق و منتظر نشویم. این در واقع تنها خواسته و انتظار ما بوده و هست و خود سخت بدان ملتزم بودهایم، به طوری كه تصور نمیكنم كسی بتواند حتی یك نمونه ارائه كند كه دوستان بنده در مصاحبهها یا سخنرانیهای خود حرمت كاندیدای اصلاحطلبی را پاس نداشته و یا در تخریب او سخن گفته باشند.
جناب قوچانی عزیز!
متاسفم بگویم این حداقل انتظار و توافق از سوی برخی از دوستان از جمله مجله وزین شهروند امروز پاس داشته نمیشود. تا آنجا كه ظاهرا برخی رسالت خود را تلاش برای نیامدن خاتمی دانسته و به جای تبلیغ كاندیدای خود پروژه «نیامدن خاتمی» را در دستور قرار دادهاند. این چنین است كه چه زمانی كه سخن درباره خاتمی است و چه زمانی كه سخن درباره كاندیدای دیگر است، خود را ملزم و موظف به عیبجویی و نقد خاتمی میدانند. ظاهرا در میان كاندیداهای مطرح در میان اصلاحطلبان این تنها خاتمی است كه اثبات هر كاندیدایی چه اصلاحطلب و چه غیر اصلاحطلب در گرو نفی او تلقی میشود. تا جایی كه برخی دوستان اصلاحطلب ما فراموش كردهاند كه خاتمی بیش از سه سال است كرسی ریاست جمهوری را به كس دیگری سپرده و امروز جلب آرای مردم در گرو نقد عملكرد دولتمردان كنونی است و نه عملكرد خاتمی.
زمان زیادی از انتشار مجله وزین شهروندامروز نمیگذرد. شهروندامروز با این هدف پای به خانواده مطبوعات كشور گذاشت كه صدای عام اصلاحطلبان باشد. با توجه به محرومیت ما از داشتن رسانه غیرطبیعی نبود اگر انتظار میداشتیم اگر نه بیش از دیگرانی كه صاحب رسانه هستند و نامشان در فهرست سیاه صداوسیما قرار ندارد، صدای ما دستكم به اندازه و شدت صدای ایشان در شهروند امروز انعكاس داشته باشد. این انتظار به ویژه از دوستان ادارهكننده شهروندامروز، البته انتظار زیادی نبود، اما امروز از این انتظار كه شرط مروت و دوستی است، چشم پوشیدهایم. تنها توقع ما این است كه با تخریب و بیان تحلیلهای غیرمستند، ما و شما سوژه «بیستوسی» نشویم.
جناب آقای قوچانی!
مسلما به امثال بنده حق خواهید داد كه روند روبهافزایش انتشار اخبار و نقلقولهای غیرمستند و عاری از حقیقت مذكور را كه از قضا همگی به افراد طرفدار حضور خاتمی در انتخابات مربوط میشود، حاصل یك اتفاق و یا نتیجه سهوهای معمول در كار روزنامهنگاری ندانیم. آیا واقعا باید خود را قانع سازیم كه مثلا ذكر بیدلیل آدرس و مشخصات نشست جمعی از روزنامهنگاران و حساس كردن برخی مراكز به این نشست در یك مقاله به ظاهر تحلیلی از سراتفاق و ناشی از سهو است؟
دوست عزیز!
حداقل شما كه خود و پدر همسرتان آقای باقی- كه خداوند ثابتقدم و برقرارش بدارد-، با تمام وجود میزان امنیت حرفهای روزنامهنگاران را در این كشور لمس كرده و میدانید كشور عزیز ما از نظر امنیت و امید به آینده در حرفه روزنامهنگاری و عمر متوسط روزنامه در مقایسه با دیگر كشورهای جهان پایینترین ردهها را به خود اختصاص داده است، با این وصف حساس كردن بیدلیل برخی محافل كه كینهای هیستریك به روزنامهنگاران دارند، نسبت به نشست ساده جمعی از روزنامهنگاران اصلاحطلب، آن هم با ارائه اطلاعات مغلوط (اما آدرس دقیق) تنها به این دلیل كه احتمال دارد در حمایت از خاتمی فعال شوند، چه معنایی میتواند داشته باشد؟
این رفتار با كدامیك از موازین حرفهای، دمكراتیك و اخلاقی سازگار است؟ یقین دارم كه شخص شما چنین رفتاری را تایید نمیكنید و قطعا به مقاله مذكور از این منظر ننگریستهاید، اما وقتی بنا شد به جای تبلیغ كاندیدای مورد علاقه، پروژه «نه خاتمی»در دستور قرار گیرد، چنین اقداماتی از برخی همكاران فاقد تدبیر و درایت كافی، چندان دور از انتظار نیست.
برادر عزیز! در شماره های اخیر نشریه شهروند اصرار و تعمد عجیبی مشاهده میشود اعضای سازمان عدهای تندرو، مخالف گفتوگو و ائتلاف معرفی شوند كه هیچ پیشنهاد معقولی را برنمیتابند و سد راه اصلاحطلبان برای دستیابی به توافقی منطقی هستند. در یك شماره از قول برادرمان آقای تاجزاده نقل میشود كه در جلسات گروه هفت مانع شكلگیری توافق شد، در شماره دیگر از قول یك عضو برجسته و باسابقه و پیر سیاست كه (لابد منظور نویسنده آقای بهزاد نبوی نیست!!!) نقل میشود كه مانع تلاشهای برادرمان آقای الویری برای رسیدن اصلاحطلبان به یك راهحل معقول شد. در شمارهای دیگر به اعضای سازمان نسبت داده میشود كه مخالف كاندیدا شدن افراد دیگری به جز آقای خاتمی در میان اصلاحطلبان هستند و...
دوست من!
اتهام تندروی علیه سازمان البته ابداعی و جدید نیستند. سالهاست كه كیهان و یالثارات جهدی بلیغ در انجام این مأموریت دارند، اما شهروندامروز چرا؟
حداقل شما كه به حكم سابقه آغاز فعالیت مطبوعاتی در نشریه عصر ما شناخت دقیق و بلاواسطهای از دیدگاههای سازمان و اعضای آن دارید و به خوبی میدانید كه از دهه هفتاد تاكنون كه مبارزه با انحصار و اقتدارگرایی در دستور كار نیروهای خط امام آن زمان و سپس اصلاحطلب این زمان قرار گرفته است، خط مشی سازمان به ویژه در دورههای انتخاباتی ایجاد توافق و تقویت انسجام در میان خط امامیهای آن روز و اصلاحطلبان امروز بوده و هست.
شما كه به خوبی میدانید در طول سالهای اخیر ما تنها حزبی بودیم كه در برابر كملطفی و اظهارنظرهای صریح و غیرمنصفانه برخی دوستان، تنها برای اینكه مشاركتی در تشدید اختلاف و تفرقه نداشته باشیم و مورد سوءاستفاده قرار نگیریم، از هرگونه پاسخ و یا مقابلهبهمثل خودداری كردیم.
شما كه خوب میدانید در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما مدافع اجماع اصلاحطلبان بر كاندیدای واحد بودیم اما متاسفانه تلاشهای ما در این زمینه به علت برخی مواضع انعطافناپذیر كه فعلا از شرح آن معذورم به بنبست رسید.
شما كه به خوبی میدانید درباره انتخابات ریاست جمهوری آینده ما اولین حزبی بودیم كه برحق انتخاب اصلاحطلب بر معرفی كاندیدا تاكید كرده و آن را مغایر با اصول وحدت و ائتلاف ندانسته و تاكید كردیم احزاب اصلاحطلب پس از معرفی كاندیدای مطلوب خود و تبلیغ درباره آنها میتوانند براساس راهكاری دمكراتیك درباره كاندیدایی كه بیشترین محبوبیت اجتماعی را كسب كرده است، اجماع كنند.
این فهرست میتواند بسیار طولانیتر از این شود، مثلا داستانهای پیدا و پنهان چهار سال مجلس ششم را كه بهرغم روایتهای مغلوط برخی از دوستان كملطف از بیان آنها خودداری كردیم، نیز شامل گردد. اما به دلایل پیشین به همین مقدار اكتفا كرده، بیان ناگفتههای مجلس ششم را به فرصتی مناسب وامینهم اینها و بیش از اینها را شما خوب میدانید. اگر در این قسمت شما را مخاطب قرار میدهم برای یادآوری به برخی دیگر است كه ظاهرا گذشت زمان دچار نسیانشان كرده است. نیك به خاطر دارید كه از آغاز دوره اصلاحات تا همین یكی، دو سال پیش از سوی همینها كه امروز سعی در ترسیم چهرهای افراطی از ما دارند، متهم به محافظهكاری بودیم.
زمانی آقای هاشمی رفسنجانی شده بود تنها مشكل این جماعت ووقتی به ایشان گوشزد میكردیم مشكل این كشور جایی دیگر و چیزی دیگر است، متهم میشدیم به ساخت و پاخت با آقای هاشمی.
ما كه در آن ماجراها به رغم انتقاداتی كه به سیاستهای آقای هاشمی داشتیم، نه حاضر شدیم علیه وی سمینار برگزار كنیم و نه هزینه آن را تأمین كنیم، متهم بودیم به مصلحتاندیشی. در مقطعی دیگر تابوهایی مانند عالیجناب سرخپوش و سیاهپوش و... آفریدند و اذهان را از مشكل اصلی به سوی آنچه كه چیزی جز زاییده اذهان مشوش و متوهم نبود، منحرف كردند و ما به دلیل عدم همراهی با این تابوآفرینی متهم شدیم به سازشكاری.
زمانی كه شعارهای تند چپ روانه خریدار داشت، به خاطر طرح راهبرد آرامش فعال آماج حمله و انتقاد همین جماعت بودیم و متهم به این كه با این شعار اصلاحات را زمینگیر كردیم. زمانی دیگر كه برخی شعار خروج از حاكمیت میدادند ما متهم بودیم به اینكه طعم قدرت زیر دندانمان مزه كرده است. زمانی نیز شعار عبور از خاتمی میدادند و سودای درانداختن طرح دیگر داشتند باز ما بودیم كه به دلیل عدم همراهی با ایشان اصلیترین مانع تحقق طرحهای عقیم و ذهنی مذكور قلمداد میشدیم.
روزی دیگر پیش از روزهای اخیر ما تنها به دلیل اینكه ایده جبهه دمكراسیخواهی را كارآمد و سازگار با واقعیات سیاسی اجتماعی نمیدیدیم و از پیوستن به آن خودداری كردیم، متهم شدیم كه سعی در جلبنظر و خشنودی قدرت داریم و چشم امید به لطف و رضایت او دوختهایم.
و امروز همانها كه این انبوهه را در كارنامه خود دارند چنان معقول و معتدل شدهاند كه ما در نظرشان تندرو و افراطی و مخالف گفتوگو و توافق و ائتلاف شدهایم. دیگر نهتنها آقای هاشمی تابو نیست، بلكه میتوان با افتخار در نشریه متعلق به همفكران و یاران ایشان نیز قلم زد. امروز كه معلوم شده است جادهای كه برای خروج از حاكمیت درنظر گرفته شده بود و به گام زدن در آن دعوت میشد و از كنار تابلوی خاتمی عبور میكرد به منزل آقای كروبی ختم میشود، ماهیت آن شعارهای آوانگارد و رادیكال و درك و هوش سیاسی صاحبان آن شعارها را بهتر میتوان درك كرد. همینجا بگویم آقای كروبی همواره برای ما محترم بودهاند و همواره خود را به حفظ حرمت ایشان ملتزم دانستهایم. اما مطمئنیم خود ایشان نیز میان خویش و آن شعارها هیچ نسبتی نمیبینند.
ما امیدواریم آنها كه زمانی از جمله نشانهها و دلایل سازشكاری ما را رأی دادن و دفاع از ریاست آقای كروبی در مجلس ششم میدانستند و عللی نظیر حضور آقای كروبی در ریاست مجلس ششم موجب قهر ایشان با اصلاحات و گام نهادن در جاده خروج از حاكمیت و عبور از خاتمی بود، امروز از سر صدق و راستی به آقای كروبی رسیده باشند؛ ما این عقلانیت را گرامی میداریم و از فاصله گرفتن ایشان از شعارهای پوچی كه راه به ناكجا آباد میبرد، خوشحالیم و به هیچ وجه قصد یادآوری و بهرخ كشیدن گذشته را نداریم؛ تنها متعجب و نیز گلایهمندیم كه چرا ما باید مرغ عروسی و عزا باشیم.
دوست عزیز، آقای قوچانی!
به راستی نمیدانم وقتی هیچكس در میان اصلاحطلبان مخالفتی با طرح كاندیداهای متعدد و حتی تبلیغ و ترویج آنها ندارد، چه مشكلی باقی است و چه جایی برای ابهامآفرینی و ایجاد كدورت است؟ چنان كه گفتم من و دوستانم حق شما میدانیم كه آقای كروبی را گزینه مناسب و مطلوب تشخیص دهید و خود را متعهد به تبلیغ ایشان بدانید، حتی اگر لازم تشخیص دهید مجله شهروند را نیز تریبون ایشان كنید. تنها خواسته ما این است كه به همین مقدار برای ما به عنوان یك حزب سیاسی حق تشخیص و نظر متفاوت قائل باشید و این اجازه را به ما نیز بدهید كه ضمن تمام احترامی كه برای جناب آقای كروبی قائلیم، فرد دیگری را برای ریاست جمهوری مطلوبتر بدانیم.
این نه عادلانه است و نه اخلاقی كه تبلیغ و ترویج شما از كاندیدای خود و بلكه تخریب كاندیدای دیگران عین پایبندی به دمكراسی و منطق وحدت و ائتلاف تبلیغ شود و متقابلا اگر ما كه یك حزب سیاسی هستیم و از داشتن رسانه و روزنامه محروم، ضمن احترام به كاندیداهای دیگر از خاتمی بگوییم، متهم به مطلقگرایی و جزماندیشی و وحدتشكنی شویم. چنان كه میبینید این خواسته زیادی نیست.
شما البته مختار هستید كه بهرغم برخورداری و یا آشنایی با اندیشه مدرن عرصه رقابت سیاسی را به سطح روابط رفیق رفاقتی لوطیمنشانه تقلیل دهید یا ندهید، داستانهای داشآكل و قیصر و طوقی را در مقالات و سرمقالات و تحلیلهای سیاسی یك نشریه سیاسی جدی بازتولید كنید یا نكنید، و این شیوه را به نفع كاندیدای خود و به ضرر دیگران تشخیص بدهید یا ندهید، كه گفتهاند صلاح ملك خویش خسروان دانند.
آنچه برشما پسندیده نیست عدول از طریق عدالت و انصاف است. از شما انتظار نداریم به جبران بیعدالتی كه هیأت نظارت بر مطبوعات و دولت نهم بر ما روا میدارند، صفحاتی از مجله را در اختیار ما بگذارید. تنها توقع داریم برای ما به عنوان یك حزب حق عمل حزبی و سیاسی قائل باشید. همچنان كه در شرایط حساس و ناگوار كنونی این انتظار از ما و شما هست كه با تخریب یكدیگر مایه دلسردی بخش مهمی از جامعه را كه امروز ناامید از همهجا چشم به عمل ما دوختهاند، فراهم نیاوریم.
با احترام محسن آرمین