یادنامه لاهوتی- 5

قصد بازگشت به سیاست را ندارم

گزارش یك دیدار با سیاستمدار فعلا غایب: فائزه هاشمی رفسنجانی

 

رضا خجسته‌رحیمی: غیبت فائزه هاشمی رفسنجانی از عرصه سیاست در ایران پایان نیافته است. «فائزه» اگرچه نماینده‌ دوم تهران در مجلس پنجم بود اما در بهار اصلاحات در تهران از ورود به پارلمان اصلاحات-مجلس ششم-بازماند و در تنور گرم آن انتخابات به واسطه برخی نقدها و بعضی تخریب‌ها، در قامت دختر كوچك اكبر هاشمی رفسنجانی، رای لازم برای ورود به پارلمان را به دست نیاورد اما امروز جای كتمان ندارد كه نام او، یادآور نوستالژی عصر اصلاحات در ایران است.

چه آنكه او دختر یكی از بانفوذترین روحانیون جمهوری اسلامی بود و با این حال از دوچرخه‌سواری بانوان سخن می‌گفت؛ در دانشگاه دخترانه الزهرا، چادر از سر برمی‌داشت تا در جمع دختران دانشجو راحت‌تر با آنها سخن بگوید و در جمع دانشجویان پسر دانشگاه علم و صنعت نیز می‌گفت: «مونا دختر من هم می‌تواند به خواستگاری یك پسر برود.» روزنامه زن نیز یك سال پس از دوم خرداد 76 پا به عرصه مطبوعات گذاشت تا صدای فائزه بلندتر از پیش شنیده شود: «هنوز هم زن، جنس دوم است... فكر می‌كنیم كه نباید سنت‌شكنی بكنیم و فكر می‌كنیم سنت‌ها همان قوانین و موازین شرعی است، غافل از اینكه بخشی از مسائل برمی‌گردد به تداخل سنت و شرع، بعضی از آنها تحمیلی است و بعضی خوب و مورد قبول.»

او امروز از پس آن سال‌ها صرفا به بهانه گفت‌وگو درباره آیت‌الله لاهوتی - «پدر همسر» فقید خود – است كه با ما به گفت‌وگو می‌نشیند و اگرچه تاكید می‌كند كه دوران غیبت او از عرصه سیاست پایان نیافته اما پرسش‌های ما درباره عصر اصلاحات و كناره‌گیری خود از عرصه سیاست را نیز بی‌پاسخ نمی‌گذارد.

فائزه هاشمی همچنان در دفتر «ریاست فدراسیون اسلامی ورزش بانوان» در خیابان ایرانشهر تهران، روزهای خود را می‌گذراند و وقتی از او می‌پرسم كه چگونه در عصر پس از اصلاحات همچنان توانسته است این ساختمان را برای خود نگه دارد، با خنده‌ای می‌گوید: «هركسی كه آمد چه در دوره خاتمی و چه در دوره احمدی‌نژاد، در اولین اقدام قصد برداشتن من را داشت اما بعد فهمید كه تشكیلات و انتخابات ما بین‌المللی است و ما با حكم آنها منصوب نشده‌ایم كه بخواهند ما را بردارند.»

پرسش اول از فائزه هاشمی كه امروز خبری و نامی از او در عرصه سیاست ایران نیست، چنین است: غیبت شما چندساله شده است؟ و او ذهن‌ها را به سال‌ها پیش می‌برد: «از انتخابات مجلس ششم در سال 79 كه من رای نیاوردم دیگر خبری از من نیست.» اما چرا: «انگیزه‌ها و اعتقادات خود نسبت به یك سری از مسائل را از دست دادم.

رای نیاوردن، تاثیر زیادی بر من گذاشت. من در مبارزه و جنگیدن برای اصلاحات و اهدافی كه داشتم خصوصا حقوق زنان، اول با راست‌ها در جدال بودم و بعد با چپ‌ها. كم هم نیاوردم و هنوز اهل جنگیدن‌ام و مشكلی برای درگیر شدن با این نیروهای سیاسی ندارم. لذت هم می‌برم كه پای مرامم بایستم و مبارزه كنم.

اما باور نمی‌كردم كه مردم به من رای ندهند. در میان زنان كسی كه مانند من از خودش مایه بگذارد، نبود. با خودم گفتم كه وقتی مردم نمی‌خواهند چرا باید زور بزنم؟ چرا باید تلاش كنم؟ تلاش من بدون حمایت مردمی چه فایده دارد؟ وقتی به من رای ندادند معنی‌اش این بود كه خط و خطوط مرا قبول ندارند؟ وقتی مردم می‌روند و به كسانی رای می‌دهد كه عوام‌فریب‌اند و شعارهای توخالی می‌دهند، طبیعی است كه من هم اعتمادم به آنها را از دست بدهم.»

می‌گویم كه نام شما با نام آقای هاشمی گره خورده بود و او می‌گوید كه «بسیاری صحبت‌ها درباره آقای هاشمی هم تهمت و دروغ بود و باور شدن آن دروغ‌ها نیز ضربه‌ای دیگر به اعتماد من بود.»

اما آقای هاشمی به‌رغم آن اتفاقات در انتخابات مجلس ششم كنار نرفت و در سیاست باقی ماند. شما چرا كنار رفتید؟
آقای هاشمی سیاستمدار است و سیاسی‌كار. برای ایشان طبیعی است اگر زمانی رای بیاورند و زمانی رای نیاورند ولی من سیاستمدار به آن معنی نبودم.

پوست كلفت نبودید؟
نه، روابط من با مردم بیشتر عاطفی و اجتماعی بود تا سیاسی. در مجلس پنجم نماینده بودم اما روحیه‌ام روحیه یك آدم سیاسی نبود. چون آدم سیاسی نبودم نتوانستم آن قضیه را هضم كنم.

می‌پرسم كه آیا نقدهای سیاسی از سوی برخی گروه‌های اصلاح‌طلبان را به دل گرفته است؟ و او می‌گوید: نقدهای سیاسی در مبارزه طبیعی است اگرچه نقد هم با تخریب فرق دارد و در نقد هم باید حدود جوانمردی را نگه داشت. آن تخریب‌ها، نظر من را نسبت به صداقت اصلاحی آنها خدشه‌دار كرد و متوجه شدم كه آنها به‌رغم شعارهای اصلاح‌طلبانه، رفتار انحصارطلبانه دارند اما این دلیل خروج من از سیاست نبود، من از مردم ناامید شدم.

سوال بعدی درباره خط سیاسی فائزه است. او اگر مشی غالب اصلاح‌طلبان را در آن سال‌ها قبول نداشت پس در چه خطی بود: «من خط سیاسی كارگزاران اولیه و مشی آقای هاشمی را بیشتر قبول دارم. چون كارگزاران هم بعدا در طول آن سال‌ها متاسفانه تحت تاثیر فضای ساخته شده توسط نیروهای چپ قرار گرفتند.»

فائزه از مشی سیاسی پدر دفاع می‌كند و وقتی برخی انتقادها از پدرش را بازگو می‌كنم و از سكوت پدر در برابر بازداشت چهره‌هایی همچون نوری و كرباسچی می‌پرسم باز هم عقب نمی‌نشیند، می‌گوید كه انتقاد بر هر كسی وارد است و نه آقای هاشمی بی‌‌عیب و نقص بوده است و نه دخترش، فائزه: «من نمی‌گویم كه صددرصد در خط آقای هاشمی هستم اما بین جریانات موجود ایشان را كم‌اشتباه‌تر از همه می‌دانم. امروز تب احساسات خوابیده و زمان بهتری برای داوری رسیده است.»

فائزه درباره مشی پدر در برابر بازداشت چهره‌هایی همچون نوری و كرباسچی نیز می‌گوید: «مشی آقای هاشمی درست بود و شما دیدید كه برخی دیگر، چه بسیار شعار دادند و چه كم آن شعارها عملی شد. آقای هاشمی البته كارهایی هم برای آقای كرباسچی یا آقای نوری انجام داد ولی عادت نداشت در بلندگو فریاد بزند.

شاید من هم در آن زمان با خود می‌گفتم كه كاش بابا فلان كار را درباره آقای كرباسچی انجام می‌داد. اما بعد دیدم دیگران و آنهایی كه شعار تند می‌دادند هم هیچ كاری برای آقای كرباسچی انجام ندادند.» بدین ترتیب فائزه نیز اگرچه در آن زمان دودل شده بود اما امروز باور دارد كه رفتار سیاسی پدرش قابل دفاع‌تر از دیگران بوده است و اگر آن روش ادامه پیدا می‌كرد اوضاع ما بسیار متفاوت از امروز می‌بود. او می‌گوید كه اصلاحات محتاج فرهنگ‌سازی و كار تدریجی بود: «اصلاح‌طلبان می‌گویند كه ما آزادی و جامعه مدنی را نهادینه كردیم اما نتیجه و دستاورد سیاسی عمل آنها نه فقط روی كار آمدن دولت احمدی‌نژاد كه تعطیل شدن همه NGOها بود. كجا آزادی نهادینه شد؟ به عكس در نتیجه عملكرد دوران اصلاحات، نیروهای مقابل نهادینه شدند. صرفا آنها را هشیار كردند و این باعث شد كه تمام نهادها و نیروهای اصلاحات شناسایی شوند و از بین بروند بی‌آنكه ما به اهداف اصلاحی‌مان برسیم. این نتیجه اصلاح‌طلب شعاری بود.»

فائزه هاشمی معتقد است كه به نتایج عملكرد سیاسی افراد باید نگاه كرد و در دفاع از عملكرد پدر نیز معتقد است كه روند عملكرد آقای هاشمی در هشت ساله ریاست‌جمهوری اصلاح‌طلبان نیز تداوم پیدا كرد. حال آنكه عملكرد هشت ساله اصلاح‌طلبان در قدرت به تداوم مسیر آنها در دولت بعدی نینجامید: «من معتقدم بابا دو تا امتیاز اگر می‌داد چهار تا امتیاز می‌گرفت و من این روش را قبول دارم.» او معتقد نیست كه آقای هاشمی گردش به راست داشته است و امتیازدهی او به جریان مقابل را تدبیر سیاسی می‌نامد و نتیجه می‌گیرد كه «این پیروزی نیست اگر امتیازی ندهیم و نتیجه‌ای هم به دست نیاوریم.»

به یاد فائزه هاشمی می‌آورم كه پدر گاهی در مصاحبه‌های خود، دختر خود را نیز متهم به تندروی در برخی رفتارها كرده است. فائزه هاشمی اما معتقد نیست كه تندروی كرده است و با این حال برخی دغدغه‌های پدر را درست می‌داند: «بابا می‌گفت كه مثلا در روزنامه زن فلان جمله را به جای تیتر یك، تیتر سه می‌كردی؛ یا به جای صفحه یك در صفحه دو به یك موضوع خاص می‌پرداختی؛ نتیجه فرقی نمی‌كرد و فقط دردسر ایجاد نمی‌شد. راست می‌گفت.»

فائزه هاشمی رفسنجانی می‌گوید كه در دومین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری عصر اصلاحات رای خود را به كاندیدای اصلاح‌طلبان نداده است و وقتی می‌پرسم كه جدایی او از اصلاح‌طلبان چگونه رقم خورد، می‌گوید كه از همان روزهای اول حرف‌هایی زده شد كه خیلی چیزها را روشن می‌كرد: «مثلا می‌گفتند چرا آقای هاشمی باید رئیس مجمع تشخیص مصلحت شود؟ یا می‌گفتند كه ما وارث پروژه‌های شكست‌خورده و بدهی‌های خارجی دولت آقای هاشمی هستیم.»

 

فائزه كه نماینده مجلس پنجم نیز بود می‌گوید كه در آن مجلس نیز چپ‌ها با تلاش كارگزاران وارد مجلس شدند و وقتی وارد شدند حاضر نشدند نام «كارگزاران» را بر فراكسیون خود بگذارند و كارگزاران را دزد نامیدند. فائزه هاشمی به یاد دارد كه در هنگام پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری 76 نیز در لبنان با یكی از نزدیكان خاتمی گفت‌وگویی داشته و در آنجا آن چهره سیاسی تاكید كرده بود كه «نباید جدایی آقای خاتمی و آقای هاشمی رقم بخورد كه اگر این اتفاق بیفتد، دوم خرداد به شكست می‌انجامد.» اما: «مدتی بعد به دوستان پیغام دادم كه آن جدایی دارد اتفاق می‌افتد. اما گوش‌ها بدهكار نبود. هاشمی را تخریب كردند تا خودشان بالا بیایند. تمام ناكامی‌های خودشان را به گردن آقای هاشمی انداختند تا تقصیر را از گردن خودشان بردارند. همان اتفاقی كه امروز هم می‌افتد.»

فائزه هاشمی این توضیحات را می‌دهد تا روند جدایی خود از سیاستمداران دوم خردادی را بازگو كرده باشد و سپس به یاد می‌آورد كه مبتنی بر چنین انتقاداتی مخالف قرار گرفتن نام خود در فهرست انتخاباتی جبهه مشاركت در انتخابات مجلس ششم بوده است؛ و البته قرار نگرفتن نام فائزه هاشمی در آن فهرست هم ماجرای خود را دارد: «آمدند و معامله كردند و به دوستان كارگزارانی ما گفتند كه ما فائزه را در لیست می‌گذاریم و شما هم فلانی را در لیست خود بگذارید. من اما مخالفت كردم و به دوستانم گفتم كه چرا شما این پیشنهاد را پذیرفته‌اید و گفتم كه من خط مشی آنها را قبول ندارم و به خاطر رای گرفتن، نمی‌خواهم نامم در لیستی باشد كه به آن اعتقاد ندارم. چون مردم از من در این صورت می‌پرسند كه پس آن حرف‌ها و انتقادات تو چه شد؟ نمی‌خواستم دو رویی كنم پس مخالفت كردم.»

عید سال 1383 بود كه فائزه هاشمی - در حالی كه از سیاست نیز فاصله گرفته بود - راهی فرنگ شد و به انگلیس رفت. می‌پرسم كه «از سیاست راحت كنار كشیدید یا سخت بود؟» و او می‌گوید: «چون دل‌چركین بودم، راحت از سیاست كنار كشیدم.» او از آن پس فعالیت سیاسی را تعطیل كرد و با هدف فراگرفتن زبان انگلیسی راهی انگلیس شد تا زبان دوم خود را تقویت كند و البته علاوه بر آن، تحصیلات خود را نیز ادامه داده باشد. بدین ترتیب او در انگلیس پس از آموزش زبان راهی دانشگاه «یو‌سی‌ال» شد تا در رشته «حقوق بشر» به تحصیل بپردازد. اما حرف و حدیث‌ها درباره فائزه هاشمی همچنان ادامه داشت:

شایع شده بود كه شما طلاق گرفته‌اید و برای همین به خارج از كشور رفتید.
نه طلاقی در كار بود و نه مشكل خانوادگی. شایع كردند كه طلاق گرفتم و به خاطر شكست در زندگی و انتخابات از كشور خارج شدم اما هیچ‌كدام صحت نداشت. این شایعه طلاق آنقدر قوی بود كه حتی پاسدارهای خانه بابا و فامیل‌ها هم شك كرده بودند.

اما با همسرتان نرفته بودید.
با فرزندانم رفته بودم. گاهی همسرم به آنجا می‌آمد و گاهی من برای دیدن او به ایران می‌آمدم. دخترم هم البته بعد از مدتی به ایران برگشت و پسرم در آنجا با من ماند.

از دوران زندگی در خارج می‌پرسم و اینكه «چرا به ایران بازگشت؟» و او می‌گوید كه: «در آنجا می‌خواستم ناشناخته باقی بمانم تا راحت زندگی كنم. ولی وقتی پسرم از بیرمنگام به لندن رفت تنها ماندم و چون در لندن ایرانی‌های زیادی زندگی می‌كردند و نمی‌خواستم به آنجا بروم كه مبادا شناخته شوم، در بیرمنگام تنها ماندم. از این رو تصمیم گرفتم به ایران بازگردم و اقامت ما در انگلیس به این ترتیب پایان یافت.»

بحث به شایعات درباره فائزه هاشمی كه می‌رسد از او درباره فعالیت‌های اقتصادی‌اش نیز می‌پرسم:

می‌گویند كه در كیش سرمایه‌گذاری كرده‌اید و رستوران بوف هم متعلق به شماست.
فقط اینها را نمی‌گویند. یك ساختمان بزرگ در شهرك غرب تهران است كه شایع كرده‌اند آن هم متعلق به من است ولی همه اینها دروغ است. نه رستوران بوف مال من است و نه در كیش سهمی دارم. من اصلا كار اقتصادی نمی‌كنم. بعد از اینكه دولت نهم بر سر كار آمد، یكی از بستگان آقای قرائتی مسوول منطقه آزاد كیش شد. او رفته بود و در این‌باره تحقیق كرده بود كه مال و اموال ما در كیش را شناسایی كند اما هیچ دستاوردی حاصل نشد و شنیده‌ام كه همسر آقای قرائتی در مجالس می‌گوید كه این شایعات صحت نداشته است.

چندی پیش بود كه فائزه هاشمی با یك نشریه ایتالیایی به گفت‌وگو نشست و سخنان سیاسی او در آن مصاحبه، در مطبوعات داخل كشور نیز بازتاب یافت. از فائزه می‌پرسم كه آیا با آن مصاحبه به سیاست بازگشته است كه تكذیب می‌كند و می‌گوید: «نه، هیچ قصدی برای بازگشت به سیاست ندارم.

نمی‌دانم چرا آن مصاحبه كوتاه كه یك مصاحبه عادی و معمولی بود اینقدر بازتاب یافت.» فائزه هاشمی البته منتقد نحوه گزارش مجله شهروندامروز از سخنان خود در آن مصاحبه است و می‌گوید: «نوشته‌اید با اصلاح‌طلبان قهر كردم و به‌رغم دعوت چندباره آقای خاتمی ملاقات با او را رد كرده‌ام كه صحت ندارد.» به او می‌گویم كه شرایط تغییر كرده است و بسیاری از منتقدان دیروز هاشمی در جناح چپ، امروز متمایل به او شده‌اند و می‌پرسم: آیا با این حال شرایط را برای بازگشت خود به سیاست مهیا نمی‌بینید؟ دختر اكبر هاشمی رفسنجانی اما می‌گوید: «من از چپ‌ها دلخوری ندارم و با آنها قهر نیستم اما آنها امروز از آقای هاشمی دفاع می‌كنند و فردا دوباره تخریب را شروع می‌كنند. كافیست دوباره به یك پیروزی برسند؛ همان آش است و همان كاسه. اسطوره‌كشی به بخشی از فرهنگ ما تبدیل شده است. آدم‌ها را اسطوره و قهرمان می‌كنیم و بعد از آن بالا به پایین می‌اندازیم. شرایط عوض نشده است و این پروسه تكرار می‌شود. امروز دفاع می‌كنند و فردا تخریب.»


از فائزه هاشمی می‌پرسم كه «یعنی شما مخالف كاندیداتوری آقای خاتمی هستید؟» و او در پاسخ می‌گوید: «به نظر من ایشان نباید كاندیدا شوند. اگرچه هنوز برای قضاوت زود است اما گمان می‌كنم كه آمدن آقای خاتمی مشكلی را حل نمی‌كند.» او البته علاوه بر خاتمی از دوران ریاست مجلس مهدی كروبی نیز انتقاد می‌كند و وقتی می‌گویم كه پس در انتظار چه كاندیدایی هستید، چنین پاسخ می‌دهد: «فردی باید كاندیدا شود كه یك توانایی‌های ذاتی داشته باشد. از میان مدیران اجرایی تكنوكرات می‌توان گزینه‌های مناسبی را پیدا كرد مثل...».

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)