یوسف مولایی :مرحله اصلی ماراتن انتخابات نفسگیر سال 2008 ریاستجمهوری ایالات متحده آمریكا با پیروزی باراك اوباما با بیش از 350 الكترال خاتمه یافت و دموكراسی آمریكا با انتخاب یك رئیسجمهور سیاهپوست وارد مرحله جدیدی از سیر تكاملی خود شد. آقای اوباما 52% و آقای مك كین حدود 48% از آرای عمومی را به خود اختصاص دادند ولی در سبد آرای الكترال آقای اوباما نزدیك به 60% و آقای مك كین حدود 40% از نتیجه انتخابات را به خود اختصاص دادند و این امر به تنهایی پیچیدگی و منحصر به فرد بودن سیستم انتخابات آمریكا را آشكار میسازد.
به عبارت دیگر نقش آرای غیرمستقیم مردم بیش از نقش مستقیم آرای عمومی میباشد و این امر، این پرسش اساسی را مطرح میكند كه آیا دموكراسی آمریكا، عمدتاً متكی به آرای مردم است یا عملكرد نهادهای مختلف یا تركیبی از این دو میباشد. برای یافتن پاسخ مناسب به پرسش فوق الذكر، بررسی سازمان و ساختار نظام انتخاباتی آمریكا ضروری میباشد.
نظام انتخاباتی آمریكا بهصورتی طراحی شده است كه در آن آرای مردم نقش اصلی و تعیین كنندهای در نتیجه انتخابات را رقم میزند. درعین حال نمیتوان نقش مجالس دوگانه نمایندگان و سنا قوه قضائیه و تأسیساتی از قبیل كالج الكترال (مجمع منتخبین) در آن را نادیده گرفت و از اینرو به ترتیب اهمیت عوامل دخیل در نتیجه انتخابات به بررسی آنها میپردازیم.
1 آرای مردمی (popular vote)
قانون اساسی سال 1787، روشهای مختلفی برای انتخاب رئیسجمهور از قبیل انتخاب توسط كنگره، مجمع فرمانداران، قانونگذاران ایالتی، گروه ویژهای از اعضای كنگره و انتخاب مستقیم توسط مردم را پیشبینی كرده بود ولی بتدریج و با اصلاحات متعددی كه در قانون اساسی صورت گرفت، شیوه كنونی انتخابات كه چند مرحلهای است، پذیرفته شد. مطابق بند یك، ماده دو قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، مردم ایالات 50گانه به اضافه واشنگتن دی سی، سهشنبه بعد از اولین دوشنبه (ماه نوامبر) با قصد انتخاب رئیسجمهور مورد نظر خود به پای صندوقهای رأی میروند.
تعداد قابل توجهی از ایالات برگزاری انتخابات قبل از سه شنبه بزرگ پیشبینی شده است. مردم با شركت در انتخابات فراگیرانه، نه رئیسجمهور بلكه نمایندگان خود را برای انتخاب رئیسجمهورانتخاب میكنند به عبارت دیگر، مردم هر ایالت، نمایندگان خود را برای حضور در كالج الكترال برمیگزینند. با توجه به اینكه بجز در دو ایالت مین (main) و بنراسكا هر كاندیدا فقط با یك رأی بیشتر، میتواند برنده انتخابات آن ایالت معرفی گردد و تفاوت آرای كاندیدای برنده از ایالتی به ایالتی دیگر ممكن است بین یك رأی تا 99 درصد آرای باشد.
بنابراین در عمل، امكان شكاف قابل توجه بین آراء عمومی و آرای الكترال وجود دارد. با توجه به پراكندگی آرای الكترال و اینكه بعضی از ایالات، همچون كالیفرنیا با 55، تگزاس با 34، نیویورك با 31، فلوریدا با 27رأی نقش تعیین كنندهای در نتیجه انتخابات دارند و این امكان وجود دارد كه كاندیدای خوش شانسی با برنده شدن، فقط در یازده ایالت آن هم با تفاوت یازده رأی، رئیسجمهور ایالات متحده آمریكا شود. در این فرض این امكان وجود دارد كه مجموع آرای كاندیدای نگون بخت حتی بیش از 60% كل آرای مأخوذه باشد. آیا دریك چنین وضعیت فرضی ولی به لحاظ نظری كاملاً صحیح، میتوان ادعا كرد كه رئیسجمهور آمریكا برگزیده مردم آمریكاست؟
نادیده گرفته شدن آرای چهل ایالت و آرای تعداد زیادی از مردم كه در یازده ایالت دیگر به كاندیدای بدشانس رأی دادهاند، دریك نظام دموكراتیك چگونه قابل توجیه است؟
پاسخ ما به این پرسشها، هرچه كه باشد، یك امر روشن است و آن اینكه، نظام انتخاباتی آمریكا به سختی با الزامات دموكراسی متكی به آرای عمومی سازگاری دارد. به همین دلیل قانون اساسی آمریكا در رابطه با نظام انتخاباتی بهدفعات مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته است. با این وجود سیستم قانونگذاری آمریكا چه با اكثریت دموكراتها و چه با اكثریت جمهوریخواهان در مقابل ایجاد تغییرات بزرگ با رویكرد انتخاب رئیسجمهور با آرای مستقیم مردم شدیداً مقاومت كرده و دو حزب قدرتمند آمریكا وسیله مناسبی برای صیانت از نظام دو حزبی آمریكا قلمداد میكنند.
2 مجمع نمایندگان ایالتی (Electoral college)
این نهاد، یك تأسیس منحصر به فرد و ناب آمریكایی در نظام انتخاباتی ریاستجمهوری میباشد. در بسیاری از كشورها، رئیسجمهور توسط مجالس قانونگذار برگزیده میشود ولی سیستم الكترال كالج هیچ شباهتی با این شیوه ندارد. كالج مجمع عمومی نمایندگان ایالتی دربرگیرنده 538 نماینده است كه تركیبی است از مجمع صد نماینده مجلس سنا، 435 نماینده كنگره (مجلس نمایندگان) و 3 سهمیه واشنگتن دی سی. از مجموع این 538 رأی هر كاندیدایی به حد نصاب 270 برسد، رئیسجمهور آمریكا میشود.
برگزیدگان مجمع نمایندگان ایالتها (الكتورها) در اولین دوشنبه بعد از دومین چهارشنبه (ماه دسامبر) در ایالتهای خود تشكیل جلسه داده و آرای خود را به كاندیدای ریاستجمهوری و معاونت او اعلام میكنند. این نتیجه در جلسه مشترك مجالس آمریكا در ششم ژانویه سال بعد(2009) مورد تأیید و تنفیذ قرار میگیرد و بدین ترتیب رئیسجمهور آمریكا بهطور رسمی و قطعی معرفی میگردد.
3 مجلس نمایندگان و سنای آمریكا (Contingent election)
چنانچه در چهارچوب سیستم كالج الكترال، هیچ كاندیدایی موفق به كسب حد نصاب 270 رأی نگردد، در آن صورت مجلس نمایندگان رئیسجمهور و مجلس سنا معاون رئیسجمهور را انتخاب میكنند.
4 نقش دیوانعالی كشور در انتخابات ریاستجمهوری
نقش نظارت هر ایالت و دیوان عالی ایالات متحده آمریكا نقش نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی و قانون ایالتی را به عهده دارند. از اینرو ممكن است در روند انتخابات ریاستجمهوری موضوع مرتبط با قانون اساسی مطرح شود كه در صلاحیت دیوان عالی كشور قرار میگیرد. رسیدگی دیوان عالی كشور به موضوع اختلاف كاندیداهای انتخاباتی ممكن است نتیجه را به نفع یكی از كاندیداها تغییر دهد.
چنانچه در جریان انتخابات سال 2000، رأی دیوان عالی فلوریدا دایر بر شمارش دستی آرای مغایر با قانون اساسی ایالات متحده و شرط حمایت یكسان كاندیداها (Equal protection clouse) و عدول از موعد مقرر (12 دسامبر) قلمداد شده و در نتیجه دیوان عالی كشور شكایت و اعتراض جرج بوش را وارد تشخیص داده و بهنفع او حكم صادر نمود.
5 كمیسیون فدرال انتخابات (Federal election commission)
این كمیسیون، بیشتر در جنبههای فنی و تشریفاتی انتخابات فعال بوده و بویژه بر مبالغ دریافتی از حساب عمومی (Public funding) و نحوه هزینه آن نظارت دارد و بخشی از امور اداری و اجرائی انتخابات را به لحاظ فنی مدیریت میكند و از نهادهای تأثیرگذار در سرنوشت انتخابات محسوب نمیگردد.
بحث پایانی: با توجه به حضور دو حزب قدرتمند در صحنه انتخابات و نقش مؤثر مجمع برگزیدگان ایالتها و امكان عدم مطابقت آرای عمومی با آرای مجمع نمایندگان بطوریكه در انتخابات سال 1824، 1876، 1888، 2000 برنده آرای عمومی بازنده آرای مجمع نمایندگان ایالتها (Electoral college) بود. و با توجه به اینكه به لحاظ نظری ممكن است مجمع نمایندگان Electoral college)) میتوانند برخلاف جهت گیری آرای موكلین خود به كاندیدای دیگری رأی بدهند (كه این امر جرم است ولی در نتیجه انتخابات تأثیر میگذارد و عملاً در طول چهارچوب انتخابات اتفاق نیفتاده است).
سیستم انتخابات ریاستجمهوری آمریكا را باید منحصر به فرد ارزیابی كرده كه تحت تأثیر دو عامل آرای مردم و عملكرد نهادها قرار دارد و با انتخابات با آرای مستقیم مردم به مفهوم رایج آن قابل تعریف نمیباشد ولی یك روش كهنه و بسیار محافظه كارانه از مراجعه به آرای مردم میباشد كه قادر به جلب رضایت نسبی مردم آمریكا بوده و با ویژگی شبه قاره ایالات متحده آمریكا سازگاری دارد و بهنظر نمیرسد كه این شیوه انتخاباتی از نظر اصول و مبانی دموكراسی كه تبعیت از اراده عمومی است، مورد اعتراض جدی و فراگیر مورد آمریكا قرار گرفته باشد، هرچند كه بسیار پرهزینه، وقت گیر و پیچیده میباشد.