مرور قانون اساسی آمریكا - 1

رییس‌جمهور آمریكا و اختیاراتش

 

گردآوری و ترجمه: محمد حسین باقی :اولین قانون اساسی آمریكا سال 1787 . م و پس از گذشت 11 سال از صدور اعلامیه استقلال آمریكا و تجربه 6 سال كنفدراسیون بودن این كشور، نگاشته شد و نظام فدرالی را تثبیت كرد. نظامی كه با 13 ایالت تشكیل شد و اكنون 50 ایالت نظام فدرالی را ساخته‌اند كه یك دولت مركزی نقطه اتحاد آنهاست. قانون اساسی 7 اصلی آمریكا كه وظایف قوای سه‌گانه را تعیین كرده است، اصل 2 را (با 4 بخش) به قوه اجرایی و ریاست آن اختصاص داده.

 

اولین جمله اصل دوم طبق همه قوانین اساسی كه قدرت اجرایی را در اختیار رئیس‌جمهور می‌داند، چنین گفته است اما رئیس‌جمهور آمریكا فراتر از رئیس قوه اجرایی كشور است. اما رئیس‌جمهور آمریكا رئیس‌جمهور دولت مركزی كه 50 ایالت آن را به وسیله آرای الكترال برمی‌گزینند بزرگترین قدرت سیاسی و رئیس این كشور است، كشوری كه در عرصه جهانی نیز واجد اهمیت و قدرت است و از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز به شمار می‌رود و اكنون باراك اوبامای 47 ساله سیاهپوست، رئیس‌جمهور آمریكاست.

آسوشیتدپرس و مركز ملی قانون اساسی (NCC) اخیراً نظر خواهی‌ای انجام دادند كه نشان می‌دهد «آمریكایی‌ها قویاً مخالف افزایش قدرت رییس‌جمهور به هزینه كنگره یا محاكم، حتی برای افزایش امنیت ملی یا بهبود اقتصادی هستند». البته این بدین معنا نیست كه حمایت عمیق مردمی‌برای قدرت‌زدایی از ریاست جمهوری وجود داشته باشد. همانگونه كه این نظرسنجی نشان می‌دهد 46 درصد از آمریكایی‌ها معتقدند كه رییس‌جمهور قدرت بسیاری دارد و قدرت رییس‌جمهور بر سایر نهادهای حكومتی برتری دارد.

 

این در حالی است كه 34 درصد معتقد بودند كه كنگره دارای قدرت بیشتری است. 30 درصد نیز محاكم قضایی را دارای بیشترین میزان قدرت دانسته‌اند و 2 درصد نیز ابراز بی‌اطلاعی كرده‌اند. به همین دلیل است كه بحث‌های اندكی بر سر قدرت رییس‌جمهور در مبارزات انتخاباتی چند ماه گذشته وجود داشته است. حتی پس از دوران ریاست جمهوری بوش نیز به نظر نمی‌رسد كه قدرت رییس‌جمهور تبدیل به یك بحث مهم انتخاباتی شود.

 

همچنین در یكی از پرسش‌ها كه سوال چنین است: «برای بهبود اوضاع اقتصادی آیا موافق یا مخالف دادن اقتدار بیشتر به رییس‌جمهور (به قیمت كاهش قدرت كنگره یا محاكم) هستید؟» 16 درصد «قویاً موافق»، 13 درصد «اندكی موافق»، 22 درصد «اندكی مخالف»، 44 درصد قویاً مخالف و 5 درصد ابراز بی‌اطلاعی كرده‌اند. سوال دیگر این است: «آیا برای افزایش ضریب امنیت ملی آیا موافق اعطای قدرت بیشتر به رییس‌جمهور هستید؟» پاسخ چنین بود: 15 درصد قویاً موافق، 14 درصد اندكی موافق، 17 درصد اندكی مخالف و 50 درصد قویاً مخالف و 1 درصد هم ابراز بی اطلاعی كرده‌اند.

به هر روی رییس‌جمهور آمریكا یكی از قدرتمندترین مقام‌ها در جهان است كه بطور دموكراتیك برگزیده می‌شود. قدرت او هم برخاسته از قانون اساسی است و هم به واسطه قانون اساسی محدود می‌شود. با استفاده از راهكار «كنترل و توازن» اقدامات و عملكرد او همیشه تحت كنترل قرار می‌گیرد. رییس‌جمهور در پنج حوزه از دولت صاحب اقتدار است كه تمام قدرتش از سوی نهاد قانونگذاری و یا شعبات قضایی كنترل می‌شود.

 

رییس‌جمهور در زمانی كه در قدرت است نمی‌تواند از قوانین تخلف ورزد. مجلس نمایندگان می‌تواند رییس‌جمهور را به خاطر اتهاماتی مثل «خیانت، رشوه یا سایر جرایم بزرگ و جنحه‌ها [جرایم كوچك] » تحت پیگرد قرار دهد و علیه او اعلام جرم كند. ماده 3 قانون اساسی آمریكا در این مورد می‌گوید: «... وقتی رییس‌جمهور آمریكا محاكمه می‌شود، رییس دیوان عالی باید ناظر و حاكم بر این جریان باشد: و هیچ فردی نباید بدون توافق دو سوم اعضای حاضر محكوم شود». پس از اینكه اتهامات ثابت شد رییس‌جمهور از سوی سنا و با حضور رییس دیوان‌عالی كشور كه حاكم بر فرآیند محاكمه است، محاكمه می‌شود. دو سوم رای اكثریت مورد نیاز است تا رییس‌جمهور متهم شناخته شده و از قدرت كنار گذاشته شود. 

اختیارات رییس‌جمهور
1 - رییس قوه مجریه: رییس‌جمهور آمریكا رییس قوه مجریه است. وی مجری قانون‌اساسی و قوانینی است كه از سوی كنگره تصویب می‌شود. برای كمك به اجرای قانون وی می‌تواند دستوراتی اجرایی صادر كند. وی تمام مقام‌های دولتی از جمله اعضای كابینه، قضات دیوان عالی، و سایرین را برمی‌گزیند. به هر روی، دستورات اجرایی او ممكن است در محاكم غیرقانونی اعلام شود و تمام منتخبان او باید از سوی سنا تایید شوند.

2 – ریاست قوه مقننه: رییس‌جمهور آمریكا همچنین رییس قوه قانونگذاری نیز هست. وی می‌تواند خواستار تشكیل جلسه ویژه شود. او می‌تواند لوایح تصویب شده از سوی كنگره را وتو كند و می‌تواند از نفوذ خود بر همكارانش در كنگره استفاده كند تا لایحه ای تصویب یا پیشنهاد شود. در عین حال تمام اقدامات او از سوی سایر شعبات دولتی محدود می‌شود: نمایندگان كنگره نباید هر قانونی را طی جلسه ویژه تصویب كنند، كنگره می‌تواند وتوی رییس‌جمهور را با دو سوم اكثریت نادیده انگارد و هیچ كس در كنگره نباید تسلیم فشارهای رییس‌جمهور شود. 

3 – اختیارات قضایی: در مورد اختیارات قضایی، رییس‌جمهور آمریكا ممكن است بتواند بخشش‌هایی را به بسیاری از افراد اعطا كند و كنترل غیرمستقیمی ‌بر محاكم دارد چرا كه اوست كه تمام قضات فدرال را بر می‌گزیند. اختیارات قضایی رییس‌جمهور در آنجا محدود می‌شود كه تمام برگزیده‌شدگان او باید از سوی سنا تایید شوند، قضات فدرالی كه برمی‌گزیند مادام‌العمر هستند و لذا واكنشی به نفوذ رییس‌جمهور نشان نمی‌دهند و اختیار او برای اعطای عفو و بخشش به موارد مربوط به اعلام جرم بسط نمی‌یابد. 

4 – سفیر السفرا[مسئول سفرا]: رییس‌جمهور همچنین سفیر سفرا نیز هست بدین‌معنا كه تعیین كننده سیاست خارجی كشور است. او مذاكرات دیپلماتیك را هدایت كرده و در مورد معاهدات به مذاكره می‌پردازد و سایر سفرا و دیپلمات‌ها را انتخاب می‌كند. همچون سایر انتخاب‌های او، اینها هم باید از سوی سنا تایید شود. هر معاهده‌ای با كشورهای خارجی باید پیش از اجرایی شدن به تایید سنا برسد و سیاست‌های خارجی ریاست جمهوری از سوی كمیته‌های مجلس نمایندگان و سنا مورد بررسی و انتقاد قرار می‌گیرند. 

5 – فرمانده كل نیروهای مسلح: رییس‌جمهور فرمانده كل نیروهای مسلح نیز هست از این رو كنترل غیرنظامی‌بر نیروهای مسلح نیز دارد. او فرماندهان عالی نظامی‌را برمی‌گزیند، به آنها توصیه‌های نظامی‌ می‌كند و اختیار و قدرت دارد تا آنها را اخراج كند. او همچنین می‌تواند در مواقع آشوب داخلی در داخل خاك آمریكا یا خارج از كشور دستوراتی به نیروهای مسلح بدهد. در هر حال، رییس‌جمهور نمی‌تواند سربازان آمریكایی را به مخاصمات بین‌المللی - آن هم بدون اعلان رسمی‌جنگ - برای بیش از 90 روز بفرستد، قدرتی كه در اختیار كنگره است. 

باری، اختلاف نظر بر سر قدرت رییس‌جمهور همچنان در میان محافل دانشگاهی وجود دارد. سایت Policy Analysis معتقد است كه برتری آمریكا به عنوان قدرت مسلط در عرصه جهانی و نیز رهبری جنگ سرد به‌طور خطرناكی باعث تمركز قدرت در دستان رییس‌جمهور شده است... اما به لحاظ قانونی قدرت اجرایی را در سطح داخل به گونه‌ای به شكل یك امپراتور منتخب محدود كرده در حالی كه اقتدار رییس‌جمهور در عرصه بین الملل تقریباً غیر قابل كنترل است.

 

این سایت می‌افزاید كه در دوره پس از جنگ تنها رییس‌جمهوری كه خواستار محدود كردن قدرت رییس‌جمهور شده «ویلیام جفرسون بیل كلینتون» بود كه پس از جنگ ویتنام تلاش كرد تا جاه طلبی رییس‌جمهور در عرصه سیاست خارجی را محدود سازد. این تحلیل سپس می‌افزاید كه چنین امیدواری‌هایی اشتباه بود. در تمام دوران دولت وی، كلینتون رویكردی از قدرت اجرایی را پذیرفته كه به لحاظ گستردگی و تهور كاملاً نیكسونی بود. بی جهت نیست كه رییس‌جمهور آمریكا را «قدرتمندترین رییس‌جمهور در جهان» نامیده اند. این قدرتمندی از سویی است كه قدرت همین رییس‌جمهور قدرتمند به واسطه قانون و وجود نهادهای دموكراتیك محدود می‌شود.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)