آرش عزیزی :سیاست آمریكا از نظر عدم وجود احزاب سوم قابل اعتنا و شگفتانگیز است. در تمام كنگره این كشور حتی یك نفر از یكی از احزاب سوم حاضر نیست. انتخابات ریاستجمهوری هم استثنایی بر این قاعده نیست و نامزدهای احزاب سوم، گرچه تعداد بسیاریشان نامزد میشوند، هرگز به توفیقی در آرا نمیرسند مگر اینكه در بعضی مقاطع تاریخی بتوانند بر آرای دو نامزد اصلی تاثیری ولو اندك داشته باشند.
در مورد حضور احزاب سوم با یكی از نامزدهای سوم مصاحبه كردیم كه نامش در بسیاری از ایالتها، همچون كلورادو، فلوریدا و ویسكانسین در برگه رای خواهد آمد. برایان پاتریك مور، نامزد حزب سوسیالیست آمریكا برای ریاستجمهوری است.
حزب سوسیالیست آمریكا از احزاب قدیمیچپگرا است كه در سالهای اخیر تعدیل شده و خود را “سوسیالیست دموكراتیك” مینامد. این حزب طرفدار انقلاب اجتماعی از پایین، دموكرات و تودهای است. ریشههای آن به حزب سوسیالیست و رهبران سوسیالیستی همچون یوجین دبس و نورمن توماس بازمیگردد كه خود زمانی با پلاتفرم صلحطلبی نامزد ریاستجمهوری در آمریكا بودند.
باب مور، 65 سال دارد و اهل اسپرینگ هیل فلوریدا است. او قبلا عضو حزب دموكرات بود اما از این حزب جدا شد و پس از مدتی به حزب سوسیالیست پیوست. نایب او در این انتخابات، استوارت الكساندر از كالیفرنیا است. نامزدی آنها در 20 اكتبر سال قبل در كنوانسیون سراسری حزب سوسیالیست درسن لوئی میسوری قطعی شد. آرای مور در ایالاتی مثل ورمونت میتواند به میزان قابل توجهی برسد.
با برایان مور در روز انتخابات در دفترش در اسپرینگ هیل فلوریدا تلفنی گفتوگو كردیم.
عدم توفیق احزاب سوم در آمریكا تقریبا اعجاببرانگیز است. در دیگر كشورهای غربی حداقل یك حزب سوم قابل اعتنا موجود است. مثل نیودموكراتها در كانادا. چرا احزاب سوم در آمریكا هیچ توفیقی ندارند؟
چون قدرتهای شركتها و دو حزب اصلی علیه احزاب سوم دسیسه میچینند. حد نصاب را خیلی بالا تعیین میكنند و مقرراتی تعیین میكنند كه حضور اسم نامزدها در برگه رای ایالتهای مختلف كار بسیار سختی است. مثلا در كالیفرنیا 250 هزار امضا میخواهند، در تگزاس 100 هزار تا و همینقدر در جورجیا و ... این یك علت قضیه است.
علت دیگر این است كه نمیگذارند هر كسی امضا كند، مردم بیرون ایالت نمیتوانند امضا كنند، كسانی كه برای رای دادن ثبت نام نكردند، نمیتوانند امضا كنند. این احزاب بزرگ نمیخواهند دست از قدرت بكشند. و البته كه شركتها بر حزب دموكرات و حزب جمهوریخواه مالكیت و سیطره دارند. آنها میخواهند این دو حزب در قدرت بمانند و مدام میگویند كه ما شیطانیم و كمونیستیم و برای كشور بد هستیم و ضدمیهنی هستیم و غیره. هزار جور مشكل درست میكنند كه گذشتن از آنها كار سختی است. لابیایستها هم البته تمام پول را به احزاب اصلی میدهند و این هم یك علت است.
چه راهحلهایی برای عروج یك حزب سوم در آمریكا وجود دارد؟
خب در احزاب رادیكالتر مثل حزب كمونیست و حتی حزب خود من، بعضیها میگویند حتما باید انقلابی در كار باشد و كارگران بریزند توی خیابانها و خشونت بشود و غیره. اما من موافق نیستم. به نظر من میشود این كار را از طریق روند انتخاباتی با افشای ضعفهای نظام سرمایهداری انجام داد. میبینیم كه اقتصاد دارد از هم فرو میپاشد و این راه دیگری برای دستیابی به قدرت است. باید به مردم نشان دهیم كه سرمایهداری آن چیزی نیست كه قرار است باشد. ما میتوانیم راهحلی ارائه كنیم كه شما را از ورشكستگی نجات دهد و زنده نگه دارد. این راهحل در دست ما است.
رای دادن به احزاب سوم معمولا نتیجه عكس دارد و میتواند آرایی كه میتوانست مثلا به حساب اوباما ریخته شود را از او دور كند و به انتخاب مككین كمك كند. مثل مورد نامزدی رالف نادر در انتخابات 2000 و انتخاب جنجالی جرج بوش پسر. پاسخ شما به این مساله چیست؟
پاسخ ما این است كه بین دو حزب اصلی فرق چندانی نیست. دوئیندل دو، دوئیندل دام (اصطلاحی به این مضمون كه چه حسن كچل چه كچل حسن). جفتشان سر و ته یك كرباسند. پولشان را از شركتهای مشابه میگیرند. جفتشان را خریدهاند. سر اصولشان سازش كردهاند. با اوباما و مككین و بوش و گور هیچ كس برنده نمیشود. اینها همهشان برای منافع شركتها و برای سرمایهداری كار میكنند و سرمایهداری دیگر جواب نمیدهد.
هر دو سال یكبار میفرستندمان به جنگ، نظام خدمات درمانی پراشكال است، صنعت مسكن ویران شده، مردم باید هفتهای 50 و 60 و 70 ساعت در 2، 3 شغل كار كنند و همسرانشان هم باید كار كنند و تازه بدون بیمه درمانی. چه چیز این اوضاع، خوب است؟
مهم نیست كه ما رای بقیه را بدزدیم یا نه. مهم این است كه رایدهنده خود را با ثبت رای اعتراضی مطرح كند و به مردم و رسانهها بگوید كه تغییر رادیكال میخواهد. مهترین نكته این است كه برای اصول بایستیم. مردم باید به نامزدی انتخابیشان رای دهند حتی اگر انتخابش ممكن نباشد و رای را بشكند. چون ایستادگی برای اصول یعنی رای دادن به باورها نه اینكه دماغت را بگیری و به كس دیگری رای بدهی.
اكثریت آمریكاییها دماغشان را میگیرند و بین بد و بدتر به بد رای میدهند. آنها هیچوقت راضی نیستند چون موضع این دو نامزد یكی است و آن حفاظت از شركتهای ثروتمند و بزرگ در حالی كه اكثریت عظیم آمریكاییها رنج میكشند. آمریكاییها باید به نمایندگان خود رای دهند تا شاهد تغییری نهادین و ریشهای باشیم. این پیغام ما است و به همین خاطر است كه ما طرفدار رای دادن به احزاب سوم همچون خودمان هستیم.