كاوه شجاعی :اگر چه ایالات متحده را یكی از نمونههای موفق نظام دو حزبی قلمداد میكنند اما همان طور كه در قانون اساسی این كشور ذكر شده نظام سیاسی ایالات متحده آمریكا چند حزبی است. دهها حزب سیاسی با آرم مشخص، نظامنامه، مقامات منتخب اعضا و مجله و روزنامه در سراسر این كشور پخش شدهاند، اما تاكنون فقط دو حزب عمده دموكرات و جمهوریخواه بودهاند كه شخص مورد نظرشان را به كاخ سفید رساندهاند. با این همه قدرت و نفوذ احزاب كوچك در طول 20 سال گذشته افزایش یافته است و بهعنوان نمونه تحلیلگران نامزد حزب سبز در انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 را باعث باخت نزدیك دموكراتها به جمهوریخواهان میدانند.
جالب اینجاست كه دو حزب اصلی در ایالات متحده را نه مشابه احزاب اروپایی كه معادل ائتلافهای چپ و راست در اروپا ارزیابی میكنند. حزب جمهوریخواه مانند ائتلافی غیررسمیاز احزاب دست راستی است و حزب دموكرات از ائتلاف میانهها و چپهای میانه به وجود آمده است. به همین خاطر است كه هر دو حزب را به “چادرهای عظیم” تشبیه میكنند. در هر كدام از این احزاب “گروههای ذی نفوذ” حضور دارند كه معادل احزاب حاضر در ائتلاف در كشورهای اروپایی هستند.
شاید مهمترین تفاوت میان سیستم چند حزبی اروپایی و سیستم دو ائتلافی آمریكایی این باشد كه در كشورهای اروپایی (و كشورهایی كه مدل اروپایی را پذیرفتهاند) گاهی اوقات احزابی با ایدئولوژیهای بسیار متفاوت با یكدیگر ائتلافهای كوتاهمدت برقرار میكنند، اما چنین مسالهای در ایالات متحده غیر ممكن است.
حزب سوم، احزاب سوم
“حزب سوم” به هر حزبی جز دو حزب عمده در آمریكا اتلاق میشود. (گاهی اوقات همه این احزاب را “حزب سوم” میخوانند و گاهی اوقات فقط بزرگترین آنها را. ) گاهی اوقات به جای “حزب سوم” اصطلاح “احزاب كوچكتر” هم به كار برده میشود. به هر صورت سیاستمداران و رسانههای نزدیك به دو حزب عمده عبارت “حزب سوم” را به صورت تقریبا تحقیرآمیز به كار میبرند. از لحاظ تاریخی ایالات متحده از زمان تشكیل احزاب سیاسی سازمان یافته در دهه 1830 دارای نظام دو حزبی بوده است.
اگر چه نامزدهای احزاب سوم به ندرت در رایگیریهایی در مقیاس ملی پیروز شدهاند، اما آنها میتوانند بر انتخابات تاثیر بگذارند. احزاب سوم میتوانند توجه مردم را به موضوعاتی جلب كنند كه توسط احزاب اكثریت نادیده گرفته میشود. احتمال زیادی دارد كه در صورت توجه مردم به این موضوع، یكی از دو حزب عمده (یا هر دو) آن را - با اعمال تغییراتی- بپذیرند.
مردم گاهی با رای دادن به نامزد حزب سوم اعتراض خود را به سیاستمداران وابسته به دو حزب نشان میدهند و البته احزاب سوم نقش نسبتا مهمیدر كشاندن گروهی از شهروندان به پای صندوقهای رای دارند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 حدود 43 درصد رای دهندگان هنگام ثبت نام خود را دموكرات خوانده بودند، 33 درصد جمهوریخواه و 25 درصد بقیه یا مستقل بودند یا عضو احزاب سوم.
احزاب سوم در برخی از مقاطع توانستهاند با پیروزی در انتخابات كنگره، نمایندگان خود را به مجلس نمایندگان یا سنا بفرستند. اما در انتخابات ریاست جمهوری چون انتخاب نهایی رئیس جمهور توسط “كالج انتخاباتی” صورت میگیرد احزاب سوم عملا جز كاستن از آرای نامزدهای دو حزب اصلی كار دیگری انجام نمیدهند.
(بر اساس قانون اساسی هر یك از ایالتهای آمریكا دارای تعداد رای مشخصی در آن است؛ از 55 رای برای ایالت بزرگی مانند كالیفرنیا تا 3 رای برای یك ایالت كوچك مانند آلاسكا. هر نامزدی كه بتواند بیش از نیمیاز آرای رایدهندگان در یك ایالت را كسب كند، تمامیآرای آن ایالت در كالج انتخاباتی را به خود اختصاص میدهد و فردی كه بتواند دست كم به 270 رای كالج انتخاباتی دست یابد، به ریاست جمهوری میرسد.)
جز اوباما و مك كین...
در انتخابات ریاست جمهوری امسال چاك بالدوین از طرف “حزب مشروطه” نامزد شده است. باب بار، حزب سابقا جمهوریخواه كنگره نامزد حزب “آزادیخواه” است. سینتیا مك كینی، عضو سابقا دموكرات كنگره هم از طرف “حزب سبز” و بریان مور از سوی “حزب سوسیالیست” در انتخابات امسال نامزد شدهاند.
رالف نیدر امسال به صورت مستقل در انتخابات شركت كرده است. نیدر كه در سال 2000 نامزد حزب سبز در انتخابات ریاست جمهوری شده بود توانست به 2 میلیون 882 هزار و 955 رای دست پیدا كند (حدود 7/2 درصد آرا) و دموكراتها او را مسوول باخت ال گور به جورج بوش در فلوریدا میدانند. بوش در این ایالت تنها 537 رای بیشتر از ال گور به دست آورد و نامزدهای احزاب سوم كه نیدر قویترین آنها بود هم بیش از 537 رای را از آن خود كردند.
تحلیلگران میگویند نامزدهای احزاب سوم عموما نظر رای دهندگانی را به خود جلب میكنند كه اگر مجبور شوند به دموكراتها رای خواهند داد نه حزب جمهوریخواه.
از راست راست تا چپ چپ
در میان احزاب دست راستی میتوان به حزب اول آمریكا، حزب آمریكایی، حزب آمریكایی مستقل یا حزب محافظه كار نیویورك اشاره كرد. حزب آمریكایی مستقل یا حزب اصلاح ایالات متحده آمریكا جزو احزاب میانه دستهبندی میشوند و حزب لیبرال نیویورك، حزب سوسیالیست آمریكا دست چپی به حساب میآیند. جالب اینجاست كه چندین حزب كمونیستی در آمریكا فعالیت میكنند مانند حزب كمونیست آمریكا یا حزب كارگران آمریكا.
بزرگترین احزاب در ایالات متحده
حزب دموكرات: حزب دموكرات، قدیمیترین حزب ایالات متحده و یكی از قدیمیترین احزاب در دنیا به حساب میآید. نسب این حزب به حزب دموكرات-جمهوریخواه میرسد كه توسط توماس جفرسون، جیمز مدیسون و دیگر مخالفان بلندپایه فدرالیستها در 1792 بنیان گذاشته شد. از زمان اختلاف شدید با حزب جمهوریخواه در انتخابات سال 1912، حزب دموكرات به اتخاذ مواضعی چپگرایانه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی در مقابل جمهوریخواهان راستگرا شهرت پیدا كرده است. در انتخابات سال 2004 حزب دموكرات با 72 میلیون رای دهنده (6/42 درصد از 169 میلیون رای دهنده ثبت نام كرده) بزرگترین حزب ایالات متحده به حساب میآمد.
حزب جمهوریخواه: حزب جمهوریخواه، یكی از دو حزب عمده ایالات متحده در سال 1854 توسط سیاستمداران ضد بردهداری تاسیس شد. آنها اولین بار با پیروزی آبراهام لینكلن در انتخابات قدرت را در آمریكا در دست گرفتند. آنها حزبی محافظهكار به حساب میآیند كه از لحاظ اقتصادی، لیبرال است، و در حوزههای مالی و اجتماعی محافظه كار به حساب میآید. جورج بوش نوزدهمین جمهوریخواهی است كه در ایالات متحده به ریاست جمهوری میرسد.
حزب آزادیخواه (لیبرال اجتماعی و محافظهكار اقتصادی):حزب آزادیخواه در 11 دسامبر 1971 تشكیل شد و با 200 هزار حامیثبت نام كرده و 600 كارمند دفتری جزو بزرگترین احزاب سوم آمریكا به حساب میآید. در حال حاضر چندین شهردار، عضو شورای شهر، عضو شورای مدارس و یك عضو كنگره عضو این حزب هستند.
این حزب از مدافعان آزادیهای فردی و دخالت اندك دولت در بازار است. آنها با مداخله ایالات متحده در درگیریهای آن سوی مرزها مخالفاند و از تجارت آزاد با تمام كشورها حمایت میكنند. حزب آزادیخواه در بیست و پنجم ماه می2008 باب بار، نماینده سابق كنگره را به عنوان نامزد خود در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب كرد.
حزب سبز (چپ میانه): حزب سبز از دهه 1980 به عنوان حزب سوم در ایالات متحده فعال بود، اما در جریان كاندیداتوری رالف نیدر در انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 و 2000 از سوی این حزب بود كه توجهات عموم به سمت آنها جلب شد. حزب سبز تاكنون توانسته در رای گیریها در مقیاس محلی پیروز شود. آنها در سال 2005 دست كم 305 هزار عضو ثبت نام كرده داشتند.
(در ایالتهایی هم كه ثبت نام در احزاب آزاد نبود حزب سبز دهها هزار عضو دارد.) سبزها بر محیط زیستگرایی، دموكراسی مشاركتی و عدالت اجتماعی تاكید میكنند و به گوناگونی، صلح و دوری از خشونت احترام میگذارند.در دوازدهم جولای سال 2008 سینتیا مك كینی، زنی كه 6 دوره عضو كنگره آمریكا بود، از طرف حزب سبز نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد.
حزب مشروطه (محافظهكار اقتصادی و اجتماعی): این حزب محافظهكار در سال 1992 با عنوان “حزب مالیاتدهندگان آمریكایی” تاسیس شد. نام رسمیاین حزب در سال 1999 به “حزب مشروطه” تغییر كرد. در انتخابات میان دورهای نوامبر سال 2006 حدود 377 هزار نفر از رای دهندگان ثبت نام كرده عضو حزب مشروطه بودند. آنها به “اصول اصیل مورد توجه بنیانگذاران” آمریكا در قانون اساسی، اصول اعلامیه استقلال و اصول اخلاقی كتاب مقدس اعتقاد دارند. حزب مشروطه در 26 آوریل سال 2008 چاك بالدوین را به عنوان نامزد خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی كرد.
احزاب سیاسی در ایالات متحده، نسبت به دیگر كشورها، سیستم آزادتری را تجربه میكنند. دو حزب عمده، بخصوص، هیچ تشكیلات رسمیدر مقیاس ملی ندارند كه بخواهد عضوگیری، فعالیتها یا سیاستهای اعضا را كنترل كند. (در ایالتها گاهی اوقات چنین كنترلی انجام میشود.)
به این خاطر اینكه یك آمریكایی بگوید عضو حزب دموكرات یا جمهوریخواه خیلی فرق دارد با یك انگلیسی كه اعلام كند عضو حزب كارگر است.
در ایالات متحده آمریكا هر كس میتواند با اعلام اینكه عضو یك حزب است”عضو” آن حزب شود. در بعضی از ایالات یك رای دهنده میتواند به عنوان عضو یكی از دو حزب ثبت نام و در رایگیریهای مقدماتی- برای انتخاب نامزد نهایی حزب در انتخابات ریاست جمهوری- شركت كند؛ اما چنین مسالهای باعث محدودیت انتخاب او - از هیچ جنبهای - نمیشود.
عضویت در حزب باعث به وجود آمدن هیچ حق بخصوصی برای شخص نمیشود و البته شخص را ملزم به حمایت از سیاستهای حزبی نمیكند. یك شخص میتواند امروز در نشست كمیته محلی حزب جمهوریخواه در شهر محل سكونتش شركت كند و فردا به كمیته محلی حزب دموكرات برود. در احزاب ایالات متحده دو چیز اهمیت دارد: اول كمیت و كیفیت حضور شخص در فعالیتهای حزبی و دوم توانایی ترغیب دیگران برای حضور در نشستهای حزب.
در آمریكا هویت حزبی شخص هنگام نامزدی او در یك انتخابات رسمیمیشود. در اكثر ایالتها شخص اعلام میكند كه میخواهد از طرف حزب نامزد شود، پس در انتخابات مقدماتی درون حزبی شركت میكند. كمیتههای حزبی میتوانند در این رای گیریهای مقدماتی از هر كدام از نامزدها حمایت كنند، اما بالاخره كسی به عنوان نامزد حزب انتخاب میشود كه رای بیشتری آورده باشد. (و عموما معلوم نیست كه چه گروهی از هواداران حزب در انتخابات مقدماتی شركت خواهند كرد.) كمیتههای حزب در مقیاسهای ملی، ایالتی، شهری و روستایی وجود دارند.
به همین خاطر است كه احزاب سیاسی در ایالات متحده تشكیلات مركزی ضعیفی دارند و ایدئولوژی منسجمیدر آنها دیده نمیشود. یك حزب در آمریكا به هیچ وجه نمیتواند جلوی مخالفت یك “عضو” را با تصمیماتش بگیرد؛ مثلا حتی اگر شخصی خود را جمهوریخواه بداند میتواند علیه اهداف حزب مبارزه كند و كسی نمیتواند “عضویت” او را لغو كند، مگر اینكه او در یك انتخابات مقدماتی پیروز شود. حتی هنگامیهم كه یك نفر مثلا فرماندار میشود میتواند به سادگی و فقط با اعلام تغییر حزبش، از حزب بیرون بیاید و به رقبا بپیوندد.
در مقیاس ملی، هر كدام از دو حزب عمده یك كمیته ملی دارند كه فعالیتهای انتخاباتی و جمعآوری كمكهای مالی را سازماندهی میكند (بخصوص در انتخابات ریاست جمهوری). تركیب دقیق این كمیتهها در هر حزب متفاوت است اما آنها از نمایندگان حزب در هر ایالت، روسای سازمانهای وابسته و دیگر اشخاص تاثیرگذار تشكیل میشوند. با این همه كمیتههای ملی هم قدرت آن را ندارند كه فعالیتهای اعضای معمولی را كنترل كنند.
وقتی یك حزب كنترل كاخ سفید را در دست میگیرد، رئیس جمهور، رهبر حزب میشود و كنترل كمیته ملی دست اوست، اما در غیر این صورت رهبری حزب به صورت غیر متمركز خواهد بود.
در هر دو حزب دموكرات و جمهوریخواه كمیتههای انتخاباتی جداگانهای وجود دارد كه برای انتخاب نامزدهای حزب در رایگیریهای گوناگون ایالتی و ملی تلاش میكنند. مهمترین این كمیتهها وظیفه برنامهریزی و مبارزه برای انتخاب نامزدهای حزب در مجلس نمایندگان و سنا را بر عهده دارند.
هر دو حزب در 50 ایالت آمریكا حضور دارند اگر چه ساختار آنها با توجه به قوانین ایالتی متفاوت است.
در این میان هر كدام از دو حزب هر چهار سال یكبار كنوانسیون ملی حزب را برگزار میكنند كه طی آن نامزد نهایی حزب در انتخابات ریاست جمهوری به طور رسمیمعرفی میشود. در این نشست اعضای بلندپایه انتخابی و غیر انتخابی حزب و همچنین مقامات بلندپایه سابق حضور دارند و بیانیهای منتشر میشود كه در آن اصول و اهداف حزب بازگو شده است.
به این بیانیه “ پلاتفورم” میگویند. در پلاتفورم چارچوب فعالیتهای حزب در چهار سال آینده و همچنین نحوه انتخاب نامزد حزب در انتخابات ریاست جمهوری بعدی شرح داده شده است. با این همه با تغییر در قوانین انتخاباتی ایالات متحده كنوانسیونهای ملی در طول دهههای اخیر بیشتر به جشنهایی بزرگ با هدف جلب نظر رایدهندگان تبدیل شدهاند.