از تهران به نیویورك - 1

ذائقه جمهوریخواه پسند ایرانی

ماجرای حاكمان ایران و انتخابات آمریكا در نیم قرن اخیر

 

سرگه بارسقیان : 20سال پیش از آنكه اشپیگل بنویسد:«زمانی ایالات متحده می‌توانست تصمیم بگیرد كه چه كسی در ایران بر مسند قدرت بنشیند، اما امروز در ۱۹۸۰، آیت اللهی در تهران می‌تواند سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را تعیین كند.» ایران بر سر انتخابات آمریكا قمار كرده و هربار هم باخته بود، آن هم با كمك‌های مستقیم مالی شاه به كمپ جمهوریخواهان. اما پس از انقلاب سرنوشت انتخابات آمریكا نه با ولخرجی سفارت ایران در واشنگتن كه با اشغال سفارت آمریكا در تهران و پس از آن بود كه تغییر كرد.

 

در تمام این نیم قرن، مطلوب تهران انتخاب كاندیدای جمهوریخواه بود (جز در انتخابات اخیر كه دلبسته باراك حسین اوبامای دموكرات شد)اما دو دهه پیش از انقلاب، شاه آن همه خرج كرد ولی از صندوق رای انتخابات دو دموكرات بیرون آمد كه بلای جانش شد و سه دهه پس از انقلاب یكبار كه گروگانگیری سفارت، همای اقبال را بر شانه جمهوریخواهان نشاند و آنان را برای 12 سال به كاخ سفید كشاند، همواره در دوگانه دموكرات-جمهوریخواه، گوشه چشم تهران به جمهوریخواهان بود. حتی آنگاه كه ماجرای مك فارلین برای ریگان، داستان ایران گیت را آفرید اما برای محافظه‌كاران ایرانی جورج بوش پدر امید جدیدتری بود و در آن دوره ایران و آمریكا گامی‌به یكدیگر نزدیك شدند و می‌رفت تا ارتباطاتی سر و سامان گیرد كه بیل كلینتون دموكرات از راه رسید و تحریم‌ها را علیه ایران شدت بخشید.

 

جورج بوش پسر كه به عرصه رقابت‌ها آمد، در تهران امیدها زنده شد؛ جمهوریخواهی كه حلقه نفتی‌های تگزاس گرد او بودند و این احتمال می‌رفت كه اشتهای آنان به نفت ایران، تحریم‌ها را كم‌اثرتر كند. چه اینكه مسعود بهنود هم نوشته بود دیك چنی رئیس شركت نفتی‌هالیبرتون كه در دولت بوش معاون رئیس‌جمهور شد، اندكی پیش از انتخابات در تهران بود و از قضا قلبش هم گرفت و در بیمارستان دی بستری شد.

 

چهار سال بعد در میانه تهدیدهای نظامی‌و میدانداری آمریكا در فشار به ایران در پرونده هسته‌ای، ایران به رقیب دموكرات بوش- جان كری- هم دل نبست و حتی حسن روحانی دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی در پاسخ به سووال نگارنده گفت ایران از دموكرات‌ها زیان بیشتری دیده است و تكمیل نظرش را گذاشت برای مصاحبه با تلویزیون دولتی ایران كه:«ما ترجیح نمی‌دهیم دموكرات‌ها برنده شوند... دموكرات‌ها به طور تاریخی بیش از جمهوریخواهان به ایران صدمه زده‌اند...

 

در دوره بوش، علیرغم شعارهای بی‌پایه و تند علیه ایران، او در عمل دست به اقدام خطرناكی علیه ایران نزده است.» انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایالات‌متحده استثنایی بود بر این قاعده؛ چنانكه محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور اصولگرای ایران گفت: «بعید می‌دانم دستگاه پشت پرده كاخ سفید اجازه دهد كه اوباما به كاخ سفید راه یابد.» و در توضیح حرفش افزود:«من از اوباما حمایت نكردم، تنها یك خبر دادم و آن اینكه آنها نخواهند گذاشت اوباما انتخاب شود.

 

ما اطلا‌عاتی از درون آمریكا داریم كه حتی اگر همه مردم آمریكا هم رای دهند اجازه نخواهند داد، اوباما رئیس‌جمهور شود.» و مهدی كروبی اصلاح‌طلب به انتخاب كاندیدایی ابراز تمایل می‌كند كه«از آغاز مذاكرات با ایران بدون پیش‌شرط سخن می‌گوید» و به خبرنگار نیوزویك كه می‌پرسد یعنی كاندیدایی مثل اوباما؟ پاسخ مثبت می‌دهد.

 

گو اینكه دولتمردان نهم بارها بر بی طرفی خود در انتخابات آمریكا تاكید كردند و رئیس‌جمهور هم منتقد نظام دو حزبی در ایالات‌متحده و مدافع انتخاب سوم(غیر از دموكرات و جمهوریخواه)شد و برخی اصلاح‌طلبان گفتند دموكرات‌ها با ابزار نرم بر ایران فشار می‌آورند و جمهوریخواهان با ابزار سخت، اما این بار هیچ نشانی از آن نبود كه تهران مشتاق انتخاب جان مك كین جمهوریخواه باشد. گرچه نیم قرنی است كه ایران نه یك تماشاگر كه زمانی یاری‌گر و زمانی دیگر بازیگر انتخاباتی و پس از آن امیدوار به انتخابات ریاست جمهوری آمریكا شده كه چشم همه دنیا به آن خیره است. 

1 كمك به نیكسون و پیروزی كندی

شاه هفت سالی پس از كودتای 28 مرداد 1332 خواست دین‌اش را به جمهوریخواهانی كه او را به تاج و تخت بازگردانده بودند و مدیونشان بود، ادا كند. این شد كه در رقابت ریچارد نیكسون جمهوریخواه و جان‌اف‌كندی دموكرات، كمك‌های مالی‌اش را به كمپ جمهوریخواهان سرازیر كرد تا نیكسون معاون آیزنهاور كه جلسات مربوط به طراحی كودتای 28 مرداد در دفتر وی برگزار می‌شد و اولین مهمان آمریكایی پس از كودتا(آذر 1332)بود، توفیق پیروزی بیابد.

 

اردشیر زاهدی پسر كودتاچی معروف(هم او كه پدرش با كودتای 28 مرداد نخست وزیر شد)كه یكسال پیش از آن سفیر ایران در ایالات متحده شده بود، مامور تامین هزینه‌های انتخاباتی نیكسون شد. اما كندی جوان و جذاب از صندوق رای بیرون آمد و شاه قمار را باخت. كندی اولین كارش این بود كه عذر اردشیر زاهدی را از واشنگتن خواست و زاهدی داماد شاه در سال 1340(چند ماهی پس از انتخاب كندی در پاییز 1339)به ایران بازگشت و یكسالی بعد در دولت امیر اسدالله علم سفارت كبرای شاهنشاهی ایران در لندن در دربار سنت جیمز را به عهده گرفت.

 

كندی پس از پیروزی در انتخابات شعار آزادی فعالیت‌های سیاسی و آزادی انتخابات را هم به وعده‌های انتخاباتی‌اش افزود و در دكترینش طرح «نجات آزادی» را جا داد كه بر فضای باز سیاسی و اقتصادی در كشورهای جهان تاكید داشت و موجب شد در ایران كسی چون علی امینی نخست وزیر شود كه تا روی كار آمد عده‌ای از امرای ارتش را بازداشت كرد؛مبارزه با فساد، اجرای اصلاحات ارضی، مذاكره با فرهنگیان و انتصاب محمد درخشش یكی از فرهنگیان به وزارت فرهنگ، آزادی فعالیت احزاب و علنی شدن فعالیت جبهه ملی را دستور كار گذاشت و تیمور بختیار، رئیس سازمان امنیت را بركنار كرد. اتفاقا بختیار همان فرستاده شاه در اسفند 1339 به واشنگتن و پس از سرد شدن روابط ایران و آمریكا در پی پیروزی كندی بود كه درباره ادامه كمك‌های مالی و نظامی‌آمریكا با مقامات واشنگتن مذاكره كرد. 

2 قمار بر سر فورد و انتخاب كارتر

ریاست جمهوری كندی با ترور نیمه كاره ماند و ریاست جمهوری نیكسون با رسوایی واترگیت. حال نوبت جرالد فورد معاون نیكسون بود كه مشمول كمك‌های شاه شود تا مگر بدیل كندی- جیمی‌كارتر دموكرات- بر سر كار نیاید؛چنانكه دكترین “اتحاد برای پیشرفت” كندی جای خود را به دكترین “حقوق بشر” كارتر داده بود و در دربار پهلوی این اسدالله علم بود كه آن دو را یكی دانست و گفت:«یك كره‌خر بی‌تجربه مثل كندی است.

 

ببینیم چه بلایی به سر دنیا می‌آورد» (یادداشت‌های علم، جلد 6). كارتر «بچه دهاتی بی‌تجربه»، «مردكه بادام فروش» و «عوام‌فریب‌تر از دكتر مصدق» خطاب می‌شد كه وقتی علم می‌گفت:«خیلی تاسف خوردم كه زمام كار دنیا به دست چه عوام‌فریب‌هایی می‌رسد و وای به حال ما كه به آنها ناچار بستگی غیرقابل گسستن داریم چون راه دیگری نداریم. این كره‌خرها را باید به طویله بست.» شاه پاسخ می‌داد:« برای گرفتن رای می‌گوید. چه باید كرد؟ همین است كه هست.»

 

گرچه در دوره كوتاه مسوولیت فورد در مقام ریاست جمهوری پس از استعفای نیكسون تا انتخابات) و با ژاندارمی ‌منطقه كه نیكسون به شاه داده بود، علم قوت قلب می‌داد كه خر ایران از پل گذشته، دیگر هر رئیس جمهوری در آمریكا مجبور است بزرگی ایران را بپذیرد، اما شاه همچنان نگران بود و می‌گفت:«اگر كارتر به ریاست جمهوری برسد چون احتمالاً سیاستی شبیه كندی برخواهد گزید، لذا ما ترجیح می‌دهیم كه جرالد فورد بار دیگر به ریاست‌جمهوری آمریكا انتخاب شود.»

 

اردشیر زاهدی كه سال 1355، چهار سالی بود كه دوباره سفیر ایران در واشنگتن شده بود و هم او نیز این بار كمك‌های مالی دربار پهلوی را روانه اردوگاه فورد می‌كرد، با آب و تاب به تهران گزارش می‌داد كه«جیمی‌كارتر در مصاحبه تلویزیونی به ایران پریده و گفته دلایل جرالد فورد برای فروش اسلحه به ایران مسخره است ولی فورد جواب سخت داده.» شاه هم توسط سفیر آمریكا در تهران برای هنری كسینجر پیام فرستاده بود كه عدم توافق كنفرانس اوپك در بالی بر سر مساله نفت با صلاحدید خودمان و محض خاطر آمریكا بود كه آقای جرالد فورد قبل از انتخابات به دردسر نیفتد.

 

اما بار دیگر یك دموكرات از صندوق رای درآمد و این شاه بود كه به دردسر افتاد. شاه در آستانه برگزاری انتخابات سال 1355 آمریكا 120 میلیون دلار از طریق اردشیر زاهدی در اختیار ستاد انتخاباتی جمهوریخواهان قرار داده بود تا به پیروزی جرالد فورد كمك كند. این كمك‌ها خشم دموكرات‌ها را برانگیخته بود، بطوری كه زبیگنیو برژینسكی مشاور امنیت ملی كارتر در همان زمان رفتار زاهدی را “مایه ننگ” خوانده بود.

 

حتی علم در خاطراتش نقل می‌كند كه ژوزف كرافت از روزنامه‌نگاران معروف واشنگتن پست كه رابطه خوب و دوستانه‌ای با دربار داشت، پس از انتخاب كارتر، پیام شفاهی رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده و نارضایتی‌اش از سیاست‌های داخلی ایران را برای شاه می‌آورد كه وقتی علم از وی چاره جویی می‌كند، می‌گوید: «شاه باید در اسرع وقت به دیدن كارتر در كاخ سفید برود. علاوه بر آن باید سفیر ایران در واشنگتن [اردشیر زاهدی] از كار بركنار شود، او به وضوح از حامیان حكومت پیشین [آمریكا] است و سفارتخانه را تقریباً به صورت یك باشگاه پلی بوی درآورده است.»

 

با این حال زاهدی همچنان برسركار ماند؛ اما 25 سال پس از سفر محمد رضا پهلوی به آمریكا برای دیدار با كارتر، كه با شلیك گازهای اشك آور در خیابان منتهی به كاخ سفید علیه تظاهر كنندگان مخالف شاه، اشك میزبان و میهمان را درآورد، «كریستوفر رودی» محقق و روزنامه نگار در مقاله‌ای (نوامبر 2002)نوشت: «شاه از همان لحظه شكست جرالد فورد در انتخابات سال 1976 می‌دانست كه كارتر برای كاستن از اختیارات او كارهایی خواهد كرد، زیرا كه شاه بیش از حد متعارف یك رئیس كشور خارجی به جمهوریخواهان آمریكا نزدیك شده و حتی به تبلیغات انتخاباتی آنان كمك غیر مستقیم كرده بود.»

 

روز 18 خرداد 1356 كه ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریكا به تهران آمد، روابط تهران- واشنگتن متاثر از انتشار مقالات تمسخرآمیز مطبوعات متمایل به دموكرات‌ها در آمریكا علیه حكومت ایران به خاطر حمایت مالی بی‌فرجام محمد‌رضا پهلوی از رقیب جمهوریخواه كارتر در انتخابات ریاست جمهوری بود؛حتی وقتی سولیوان پیش از عزیمت به تهران به دیدار سایروس ونس وزیر خارجه وقت ایالات متحده می‌رود و دلیل انتخابش برای پست سفارت آمریكا در تهران را می‌پرسد، پاسخ می‌شنود:«علت انتخاب تو به این سمت این بوده است كه برای پست سفارت ایران در جست و جوی دیپلماتی بوده‌اند كه در كشورهایی كه با حكومت‌های متمركز و استبدادی اداره می‌شوند تجربه كافی داشته و بتواند با یك زمامدار مقتدر و خودكامه كار كند.»

 

به‌رغم آن همه سرمایه گذاری و قمارهای گران و باخته شده بر سر نیكسون و فورد، اخیرا براساس گزارش نشریه “میدل ایست ژورنال” كه با كمك اطلاعات قبلا محرمانه تنظیم شده است، مشخص شده دولت‌های نیكسون و فورد شرایطی را پدید آوردند كه به تزلزل حكومت پهلوی در اواخر دهه 1970 و وقوع انقلاب اسلامی‌در ایران دامن زد. این گزارش حاصل دو سال تحقیقات اندرو اسكات كوپر- پژوهشگر- است. در این گزارش كه روزنامه لس‌آنجلس تایمز آن را منتشر كرده، گنجینه‌ای از یادداشت‌ها، متون مكالمات و سایر مناظرات نشان می‌دهد كه در اواسط دهه 1970 اختلافات شدیدی میان دولت‌های جمهوریخواه آمریكا و محمد رضا شاه پهلوی بر سر قیمت نفت بروز كرد.

 

گزارش كوپر بر نقش سیاستگذاران كاخ سفید - از جمله دونالد رامسفلد دستیار ارشد پرزیدنت فورد - تمركز دارد كه امیدوار بودند بهای نفت را پایین ببرند و بلندپروازی‌های شاه را مهار كنند؛این تلاش‌ها علیرغم اخطارهای هنری كیسینجر وزیر خارجه وقت آمریكا انجام شد كه می‌گفت چنین حركاتی ممكن است ظهور یك “رژیم رادیكال” در ایران را تسریع كند. تحلیلگران و مورخان اغلب بر این باورند كه این جیمی‌كارتر، رئیس‌جمهور دموكرات بود كه در مورد ایران خرابكاری كرد و اجازه داد این كشور به یكی از مخالفان آمریكا در منطقه بدل شود، اما این گزارش حاكیست كه پیشینیان جمهوریخواه وی نه تنها به سقوط شاه كمك كردند بلكه درحال حركت به سوی عربستان سعودی به عنوان متحد كلیدی آمریكا در منطقه خلیج فارس بودند.

 

اواخر سال 1976 شاه به دلیل كمبود شدید پول، گرفتار مشكلات عمیق اقتصادی بود. او از اوپك می‌خواست بهای نفت را 25 درصد بالا ببرد، حركتی كه آمریكا با آن مخالف بود. اما مقام‌های آمریكایی بدون آگاهی شاه سرگرم همكاری با عربستان بودند تا در ازای كمك به افت قیمت نفت به این پادشاهی عرب كمك سیاسی و تسلیحاتی ارائه دهند. شاه ورشكسته شده بود. افت بهای نفت همراه با تورم او را وادار به ترك طرح‌های بلندپروازانه برای مدرن‌سازی ایران كرد.

 

كوپر در گزارش خود می‌نویسد:«فروپاشی اجلاس دوحه و تصمیم عربستان سعودی برای تضعیف بهای نفت خام و افزایش تولید برای اشباع بازار، اقتصاد ایران را به سوی پرتگاه سوق داد.» ظرف یك سال پس از اجلاس دوحه، اولین تظاهرات انبوه در خیابان‌های پایتخت ایران شكل گرفت؛ تظاهراتی كه انقلاب را به دنبال داشت. 

3 بازی با كارت ریگان
دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری سال 1980(1359)به فاصله چند ماهی میهمان ایرانی‌ها بودند. هم جیمی‌كارتر رئیس‌جمهور دموكرات كه كریسمس 1356 را در تهران گذراند چرا كه: «من از همسرم پرسیدم كه در تعطیلات كریسمس كجا مایلی برای مسافرت برویم، گفت من مایلم این ایام را كنار شهبانو در ایران باشم.» و هم رونالد ریگان رقیب جمهوریخواهش كه گرچه سفر اردیبهشت 1357 او و همسرش به تهران در مطبوعات داخلی یك سفر خصوصی خوانده شد ولی منابع خبری آمریكا این سفر را كه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، بسیار حساس خواندند.

 

ریگان ابتدا در منطقه حصارك در ویلای اردشیر زاهدی میهمان وی بود و سپس برای بازدید از آثار تاریخی اصفهان و شیراز به این دو شهر رفت و طی اقامت خود در تهران دوبار نیز با شاه ملاقات كرد. سرنوشت هر دو كاندیدا نیز به یك میزان در تهران و بر سر آزادی گروگان‌های سفارت آمریكا تعیین شد. همین بود كه همیلتون جردن رئیس ستاد انتخاباتی كارتر در انتخابات سال 1980 گفته بود: «برای من روشن بود كه كلید انتخابات در دست كسان دیگر در آن سوی دنیا است كه تصمیم و عملشان تا آخرین لحظه قابل پیش بینی نیست، كارتر در هواپیما به من گفت: عجیب است كه سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری كشور بزرگ ما نه در شیكاگو یا نیویورك بلكه در تهران تعیین می‏شود.»

 

تنها چند روز قبل از انتخابات بود كه ایران شروط چهارگانه‌ای را برای آزادی گروگان‌ها اعلام كرد؛ بازگرداندن دارایی‌های شاه، تعهد به عدم مداخله در امور ایران، آزاد كردن دارایی‌های ایران در آمریكا و لغو ادعاهای آمریكا علیه ایران. ادموند ماسكی وزیر خارجه وقت آمریكا سراسیمه شرط دوم را پذیرفت: ایالت متحده استقلال ایران را به رسمیت می‌شناسد.

 

اما آمریكایی‌ها درباره دیگر شرایط بسیار محتاطانه عمل كردند. محمد موسوی خوئینی‌ها مشاور دانشجویان انقلابی پیرو خط امام -تسخیركننده سفارت آمریكا- گفت: «اگرایالات متحده شرایط ما را بپذیرد، گروگان‌ها می‌توانند دوشنبه (شب انتخابات آمریكا) از ایران پرواز كنند.» پروازی كه نه شب انتخابات آمریكا كه شب تحویل قدرت از كارتر به ریگان جمهوریخواه در 20 ژانویه 1981 انجام شد. جیمی‌كارتر بسیار كوشید تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری مسأله گروگانگیری را حل و فصل كند؛وی حتی نامه‌ای خصوصی به امام خمینی و بنی صدر رئیس‌جمهور وقت نوشت و هیأتی برای مذاكره فرستاد تا با حل مسأله بتواند آرای مردم آمریكا را در انتخابات ریاست جمهوری به سوی خود جلب كند.

 

اما برخی چون گری‌سیك معاون برژینسكی در شورای امنیت ملی آمریكا معتقد بودند طرف ایرانی تعمداً مساله را تا پس از انتخابات ادامه داده و موجب شكست كارتر در انتخابات شدند. سیك در كتابی به نام «سورپرایز اكتبر» مدعی شد كه توافقی میان ایرانی‌ها و ریگان شده بود تا مسأله را كش بدهند. او در كتاب خود رونالد ریگان و مشاوران وی را متهم كرد كه در سال ۵۹ در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، از دولت ایران خواستند آزادی ۵۲ گروگان آمریكایی را در تهران، تا پس از انتخابات ریاست جمهوری به تعویق اندازد تا شكست كارتر قطعی شود.

 

به ادعای سیك برنامه‌ریزی برای جلوگیری از به قدرت رسیدن مجدد دموكرات‌ها در جولای و آگوست ۱۹۸۰ و با حضور ویلیام كیسی (رئیس ستاد انتخاباتی ریگان و رئیس سازمان سیا) و هیاتی ایرانی در هتل رینز مادرید و سپس یك ماه بعد در فرانسه، عامل طولانی شدن اعلام آزادی گروگان‌ها بود؛ ریگان هم می‌گفت: «اگر گروگان‌ها پیش از انتخابات آزاد شوند، تعجب نخواهم كرد، زیرا ممكن است ایرانیان به عنوان رئیس جمهور، كارتر را بر من ترجیح داده باشند.»

 

در تهران گفته شده بود: «ما عجله‌ای در آزاد كردن گروگان‌ها نداریم؛ما قصد نداریم به جیمی‌كارتر در مبارزه انتخاباتی‌اش كمك كنیم.»این فقط بازی بر سر كارتر و ریگان نبود ، كارتر می‌توانست قربانی دیگری را علاوه بر دولت بازرگان (پس از اشغال سفارت آمریكا) با خود به محاق تارخ برد بلكه بنی‌صدر هم می‌توانست قربانی شود؛ اولین رئیس‌جمهور ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایالات‌متحده در نوامبر 1979 در گزارشی به مردم اعلام كرد:مشكل گروگان‌ها را چنان حل كرده‌اند (در مجلس شورای اسلامی)كه در آمریكا كارتر شكست بخورد و ریگان رئیس‌جمهور شود و نتیجه قهری آن حذف بنی‌صدر در ایران است.

 

معصومه ابتكار (از دانشجویان تسخیركننده سفارت آمریكا) نیز در خاطراتش می‌نویسد: «ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت ایران در جلسات هیات دولت تصریح كرده بود ترجیح می‌دهد دموكرات‌ها بر مسند قدرت بمانند... این در حالی بود كه اكثر روشنفكران و مقامات ایرانی نظر دیگری داشتند. در اصل هر دو حزب آمریكایی در سطح ملی، سرمایه‌داران سكولار ثابت قدم و در سطح جهانی، امپریالیست به شمار می‌رفتند.

 

این دو حزب از نظر راهبردها با یكدیگر هماهنگ و تنها در شیوه‌ها با یكدیگر اختلاف داشتند... ما متقاعد شده بودیم بنی صدر فعالانه سعی می‌كند با اطرافیان كارتر معامله كند و گروه دیگر شاید ترجیح می‌دادند با كارت‌های ریگان بازی كنند.» كارتر كه می‌گفت عامل شكستش ناكامی‌در آزادی گروگان‌هاست، كلید كاخ سفید را به ریگان سپرد تا آن هم 12 سالی بین جمهوریخواهان باقی بماند. گرچه نقش ایران در انتخابات آتی آمریكا كمرنگ‌تر بود و نه چون دوره پهلوی یاری‌گری كرد و نه چون سال 1359 بازیگری، با این حال با بی اعتنایی به رابرت مك فارلین، ایران گیت را برای ریگان آفرید كه به اعتراف خود بزرگترین شكست دوره ریاست جمهوری‌اش بود اما آن مانع نشد كه كلید كاخ سفید را برای چهار سال دیگر به معاونش جورج بوش پدر بسپرد.

 

به‌رغم اعلام بیطرفی‌ها در تهران در انتخابات آتی، گوشه‌چشم ایرانی‌ها به جمهوریخواهان بود و با یادآوری تحریم‌های اعمال شده علیه ایران در دوره دموكرات‌ها و هم آوایی آمال و اعمال این حزب با سیاست‌های اروپایی كه حاكی از فشارهای بیشتر به تهران بود، جمهوریخواهان بیشتر مورد پسند بودند. ذائقه جمهوریخواه‌پسند ایرانی‌ها با انتخابات اخیر و با ظهور دموكراتی سیاه پوست و طرفدار مذاكره رودررو و بدون پیش شرط با ایران دچار تغییر شد؛تغییر ذائقه‌ای پس از نیم‌قرن.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)