توصیه به آمریكایی‌ها قبل از برگزاری انتخابات

به (...) رای دهید

 

توماس ال. فریدمن*ترجمه: آرش عزیزی :در آستانه انتخابات موضوعی مرا تكان می‌‌دهد: یادم نمی‌آید هیچ كارزار ریاست‌جمهوری اینقدر به چالش‌های واقعی حكومت كه برنده باید صبح فردا با آن روبرو شود، بی‌ربط بوده باشد. وقتی این كارزار انتخاباتی دو سال قبل شروع شد مساله بزرگ این بود كه چگونه و تا چه وقت كشورسازی در عراق را ادامه می‌دهیم. امروز كه كارزار تمام می‌شود مساله بزرگ این است كه چگونه و به قیمت كدام فداكاری در آمریكا كشورسازی می‌كنیم.

متاسفانه از مباحثات ریاست‌جمهوری به زحمت به این مساله پی می‌برید. دیدن مباحثات در متن فروپاشی نظام مالی مثل دیدن مسابقه‌ای بود كه در آن دو نفر را در اتاقی بدون منفذ حبس كرده‌اند و بعد بدون دانستن اوضاع نزد مخاطبین آورده‌اند.

جان مك‌كین و باراك اوباما از زمان مباحثه اخیر طرح‌هایی وسیع برای چگونگی بازسازی سلامت مالی كشور ارائه كرده‌اند. اما همچنان می‌گویند كه این كار بدون درد و زحمت انجام می‌شود. مك‌كین می‌گوید به همه كه معافیت مالیاتی دهیم مشكل حل می‌شود؛ اوباما به ما می‌گوید فقط ثروتمندان باید پول بیرون آمدن از این مخمصه را بدهند. حرفِ هیچكدام درست نیست.

همه باید هزینه بپردازیم چرا كه این فروپاشی بر متن چیزی اتفاق می‌افتد كه “شاید بزرگترین انتقال ثروت از زمان انقلاب بلشویكی روسیه در سال 1917” باشد (به گفته مایكل ماندلبائوم، نویسنده “نام نیك دموكراسی”). ماندلبائوم می‌افزاید: “دولت بوش را با انتقال ثروت از ثروتمندان به فقرا به یاد نمی‌آورند. با انتقال ثروت از آینده به حال حاضر به یاد می‌آورند”. 

پیش از سال‌های بوش سابقه نداشته كه یك نسل این همه از ثروت فرزندان خود را در دوره كوتاهی از زمان خرج كند. آمریكا تحت حكومت جورج دبلیو بوش بار مالی عظیمی‌بر دوش نسل‌های آینده گذاشته تا هزینه معافیت‌های مالیات‌های كنونی، جنگ‌ها و اكنون طرح‌های نجات را تامین كند. فقط پرداخت همین بدهی‌ها به فداكاری‌های بسیار نیاز خواهد داشت. اما وقتی نابودی ثروت را كه در دو ماه گذشته در بازارها اتفاق افتاده و نیاز به طرح‌های نجات بیشتر، را اضافه می‌كنید می‌فهمید كه چرا رهایی از این بحران، بی‌درد و زحمت نیست.

گروه بوش ما را با بدهی دیگری نیز رها می‌كند – بدهی به مامِ طبیعت. ما در هشت سال گذشته مقدار زیادی دی‌اكسیدكربن به جو اضافه كردیم و هیچ تلاشی برای تعدیل آن نكردیم. در نتیجه كند كردن تغییرات آب و هوایی حتی به تغییرات و سرمایه‌گذاری‌های بزرگتر در شیوه استفاده از انرژی نیازمند است.

با توجه به این‌كه ستون‌نویسان تایمز اجازه ندارند “رسما” از نامزدها حمایت كنند و با توجه به این‌كه متن این انتخابات از مواضع سیاستی كه نامزدها با آن شروع كردند خیلی تغییر كرده، تنها چیزی كه می‌توانم بگویم این است كه با نامزدی با این مشخصات شخصیتی رای دهید:

اول این‌كه ما به رئیس‌جمهوری نیاز داریم كه بتواند انگلیسی صحبت كند و مسائل پیچیده را ساده و ارائه كند تا آمریكایی‌ها بتوانند تصمیماتی با اطلاع بگیرند. ما هزینه بسیاری صرف رئیس‌جمهوری كردیم كه در میان این فروپاشی مالی نتوانست به ما توضیح دهد و اطمینان بخشد. وقت زیادی را حرام این وانمود كردیم كه می‌شود وال استریت را تنبیه كرد و مین استریت (خیابان اصلی، مردم عادی) را نه – اما این دو به شدت به هم مربوطند.

یكی از صندوق‌های مهم بازار پول (رزرو پرایمری) در ماه سپتامبر منحل شد چون بخشی از بهره اضافه‌ای كه به مشتریانش می‌داد از 785 میلیون دلار اوراق تجاری و اسكناس‌های برادران له‌مان موفق می‌آمد. صاحبان حساب‌هایی كه به اعضای كنگره‌شان گفتند بگذارد برادران له‌مان حریص سقوط كنند، شگفت‌زده شدند و فهمیدند كه با این كار بازار پولی خودشان هم متوقف می‌شود.

 

نه ما رئیس‌جمهوری نمی‌خواهیم كه از حرص و آز در وال استریت دفاع كند بلكه كسی می‌خواهیم كه بتواند توضیح دهد همه‌مان در یك قایقیم، كه یك سوراخ همه‌مان را غرق می‌كند و باید بازار را كنترل كنیم اما نباید ریسك‌پذیری و مزایای آن را از بین ببریم – این‌ها برای رشد اقتصاد ما ضروری‌اند.

دوم این‌كه ما به رئیس‌جمهوری نیاز داریم كه بتواند كشور را انرژی دهد، الهام بخشد و در دوره‌ای كه بازیابی بسیار پرتنشی خواهد بود، گرد هم نگاه دارد. باید از این بحران مالی بیرون بیاییم و آن هم در زمانی كه بچه‌های نسل پس از جنگ دارند بازنشسته می‌شوند و به زودی پول تامین اجتماعی‌شان و بالاخره روزی مدیكر (خدمات درمانی سالمندان) را می‌خواهند. تا وقتی از این مخمصه بیرون بیاییم همه‌مان باید به دولت بیشتر پول دهیم و كمتر بگیریم.

سوم این‌كه ما به رئیس‌جمهوری نیاز داریم كه بتواند جهان را به سمت ما بیاورد. ما به شرطی می‌توانیم از این بحران بیرون بیاییم كه چین بیشتر مصرف كند و اروپا نرخ‌های بهره را همچنان پایین بكشد. همه به هم وصلند و همه هنوز از آمریكا، رهبری می‌خواهند.

پس، حرف آخر: لطفا به نامزدی رای ندهید كه دوست دارید با او آبجو بخورید و گپ بزنید (مگر این‌كه بخواهید اینقدر مست شوید كه اصلا به فكر این بدبختی كه در آن هستیم، نباشید). به كسی رای دهید كه وقتی از مدیر بانك‌تان می‌خواهید وام‌تان را تمدید كند، دوست دارید در كنارتان باشد.
به نامزدی رای دهید كه فكر می‌كنید هوشمندی، روحیه و ظرفیت روحی لازم برای اتحاد كشور و پیش بردن این كشتی در میان پرمخاطره‌ترین آب‌های نسل ما را دارد. كودكان‌تان از شما تشكر خواهند كرد.
منبع: نیویورك تایمز، 2 نوامبر 2008 (نسخه نیویورك)

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)