امیرعلی ابوالفتح :رئیس جمهوردر ایالات متحده آمریكا، سمبل قدرت و اقتدار ملی بوده و عالیرتبهترین مقام سیاسی كشور بهشمار میآید. وی به عنوان رئیس كشور، فرمانده كل نیروهای مسلح، رئیس قوه مجریه و ادارهكننده كشور و رئیس حزب حاكم، ضامن اجرای صحیح قوانین شناخته میشود و وظایف سنگینی را برعهده دارد. تحولات سیاسی قرن بیستم و ظهور “دولت رفاهی” در نیمه دوم این قرن سبب شده است تا وظایف و اختیارات رئیسجمهور افزایش یابد.
جایگاه كنونی رئیسجمهور در نظام سیاسی ایالات متحده به مراتب با نظرات بنیانگذاران این كشور تفاوت دارد. تدوینكنندگان قانون اساسی درآخرین سالهای قرن هجدهم به نهاد ریاست جمهوری به عنوان مجری و اداره كننده قوانین نگاه میكردند و وظایف اندكی را برای وی در قانون اساسی در نظر گرفتند. آنان امیدوار بودند كشوری را تاسیس نمایند كه در آن، قدرت واقعی در دست نمایندگان ملت و دولتهای ایالتی باشد ودولت فدرال صرفاَ به امور خارجی و هماهنگی میان ایالتها بپردازد.
قانون اساسی، ورود دولت فدرال به اقتصاد و وضع مالیات را منع كرده و همین دو مورد، بخش وسیعی از اختیارات را ازرئیسجمهور سلب كرده است. تعدد بسیار اندك كاركنان و وزرای روسای جمهور اولیه نظیر جورج واشنگتن و توماس جفرسون بیانگر آن است كه درسالهای اولیه حیات ایالات متحده تا چه اندازه رئیسجمهور و دولت وی فاقد اختیارات بودند. اما طی سالیان متمادی، این وضعیت دگرگون شد.
اكنون رئیسجمهور از نقش فراوانی درتحولات سیاسی و اجتماعی كشور برخوردار است. وی با انتخاب وزرا، آنگونه كه خود صلاح میداند، تصمیم گیری میكند و در بسیاری از مواقع نیز با استفاده از حق وتو، بر روند قانونگذاری كنگره تاثیر میگذارد. فرماندهی كل نیروهای مسلح و اداره دیپلماسی خارجی كاملاً در اختیار رئیسجمهور است و وی در صحنه بینالمللی راساً تصمیم میگیرد.
بعلاوه با تاسیس تعداد زیادی وزارتخانه و سازمانهای مستقل تحت نظر ستاد ریاست جمهوری، وی و مشاورانش در مسائلی نظیر آموزش، اقتصاد، محیط زیست، منابع زیرزمینی و حمل ونقل دخالت میكند. درحالی كه درسالیان نه چندان دور، این موضوعات در حوزه صلاحیت انحصاری دولتهای ایالتی بود.
اختیارات ریاست جمهوری
در قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، اختیارات زیادی برای رئیسجمهور پیشبینی شده است كه در طول 200 سال برحجم این اختیارت افزوده شده است. رئیسجمهور اگر چه اختیارات فراوانی دارد و در بخش دولت فدرال تقریباً از اختیارات انحصاری بر خوردار است، اما توسط قوای دیگر كشور كنترل و نظارت میشود. نظام سیاسی ایالات متحده به گونهای طراحی شده كه هر یك از قوا بر قوای دیگر تسلط و كنترل دارد.
به این سیستم، سیستم “توازنونظارت” گفته میشود تا از شكل گیری قدرت مطلقه جلوگیری به عمل آید. قدرت رئیسجمهور نیز از دو طریق محدود میشود، از یكسو كنگره میتواند رئیسجمهور را استیضاح و از كار بركنار كند و از سوی دیگر، قوه قضائیه از اختیار اعلام جرم علیه رئیسجمهور برخوردار است. به همین دلیل قدرت رئیسجمهور در طول دو قرن اخیر متاثر از نفوذ و نقش كنگره و دیوان عالی قدرال در نوسان بوده است.
اختیارات تامین امنیت ملی : فرماندهی كل نیروهای مسلح و نیروهای شبه نظامی، انعقاد قرارداد با كشورهای خارجی، معرفی سفرا، پذیرش سفرای دیگر كشورهای جهان.
اختیارات قانونگذاری: ارائه اطلاعات مورد نیاز كنگره، درخواست تصویب قانون از كنگره، دعوت مجالس قانونگذاری به جلسات فوق العاده كنگره، اعلام تعطیلی موقت كنگره در صورت اختلاف نظر میان مجالس برسرزمان تعطیلی، وتوی مصوبات كنگره. اختیارات اداری: مسوول وناظر اجرای صحیح قوانین، معرفی وزرا و مقامات بلندپایه اداری به كنگره، درخواست دریافت گزارش از مقامات دولتی، پركردن پستهای خالی دولتی در زمان تعطیلی كنگره. اختیارات قضایی: درخواست بخشش و عفو برای محكومین (به استثنای محكومین استیضاح)، معرفی قضات دیوان عالی فدرال.
انتخابات ریاستجمهوری
انتخابات ریاستجمهوری هر چهار سال در اولین سه شنبه پس از اولین دوشنبه ماه نوامبر برگزار میشود. پس ازاعلام رسمینامزدهای حزبی ازسوی كنوانسیونهای ملی، رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری آغاز میگردد. درمدت چند ماه، تمام توجهات به سمت شعارها و تبلیغات نامزدها معطوف میشود. این نامزدها كه درحقیقت اكنون تشكیلات حزب را با تمام امكانات مالی، تبلیغاتی و رسانهای پشت سر دارند، با قدرت وارد میدان میشوند و در هرگوشه از كشور به سخنرانی و برگزاری میتینگهای تبلیغاتی میپردازند.
رسانهها و شبكههای رادیو وتلویزیونی در پیروزی در انتخابات نقش تعیینكنندهای دارند و نامزدها مجبور هستند ازیك تیم قوی و با تجربه روابط عمومیرسانهای كمك بگیرند. باتوجه به خصوصی بودن رسانههای گروهی در ایالاتمتحده و هزینههای سرسام آور تبلیغات، نامزدی میتواند در مبارزات انتخاباتی به پیروز دست یابد كه از پشتوانه مالی تقریباً نامحدودی برخوردار باشد و حامیانش بتوانند میلیونها دلار در این راه هزینه نمایند.
در روز برگزاری انتخابات، شهروندان در 50 ایالت و بخش كلمبیا – پایتخت – به پای صندوقهای رای میروند تا رئیسجمهور و معاون وی را برگزینند. هر نامردی كه بتواند بیشترین آرای هیاتهای انتخاب كننده را بدست آورد، فارغ از آرای مردمیدر انتخابات پیروز خواهد شد. نتایج آرای هیاتهای انتخاب كننده در ماه دسامبر اعلام میشود و رئیسجمهور جدید بطور رسمیاز سوی این مجمع كه در واشنگتن تشكیل جلسه میدهند، معرفی میگردد.
انتخابات مقدماتی
هر فردی كه قصد داشته باشد در انتخابات شركت كند، ابتدا باید در سلسله مراتب حزب خود به پیروزی دست یابد. اولین مكانی كه فرد شانس خود را امتحان میكند، انجمنهای حزبی یا انتخابات مقدماتی است. در این مرحله، نامزدها به گونههای متفاوتی به عنوان نامزد حزب معرفی میشوند. فرد نامزد یا از سوی رهبران انجمن معرفی میشود، یا در جریان بحث و گفتوگو در كنوانسیونهای حزبی برگزیده میشود یا اینكه نهایتاً اعضاء حزب، وی را در انتخابات مقدماتی برمیگزینند. در بعضی از مواقع نیز هر سه شیوه بطور همزمان اجرا میشود.
در انتخابات مقدماتی تمام پارامترهایی كه در یك انتخابات عمومیوجود دارد، نظیر مسائل منطقهای، جغرافیایی، نژادی، فرهنگی و انتظارات اقتصادی مطرح میشود. به عبارت دیگر نامزدها باید با ارائه برنامههای خود در كلیه امور اجتماعی و سیاسی، آرای هواداران حزب را به خود جلب كنند. عمدتاً احزاب ایالتی به نامزدی از همان منطقه و یا ایالت رای میدهند. به عنوان مثال فردی كه به جنوب تعلق داشته باشد میتواند به كسب آراء ایالتهای جنوبی اطمینان داشته باشد.بخشی شدن آراء دربسیاری از مواقع به از هم گسیختگی حزبی و تضعیف حزب در اتنخابات عمومی منجر میشود.
بارها دیده شده است كه به دلیل حضور دو یا چند رقیب سرسخت وقدرتمند در داخل حزب، انتخابات مقدماتی با جنگ ویرانگر داخلی همراه شده و همین مساله قدرت حزب را درمقابل رقیب كاهش داده است. به علاوه از آن آنجا كه به هیچ عنوان انضباط حزبی دراحزاب ایالات متحده حاكم نیست، بارها اعضاء به دلیل همین خصومتها، در انتخابات عمومیبه نامزد حزب رقیب رای دادهاند.
از این رو پیشبینی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریكا تا چند هفته قبل از برگزاری آن تقریباً غیر ممكن است. به علاوه، در صورت ناكامیرهبران ایالتی دریافتن راه حل مشكلات، چه بسا این اختلافات حتی تا پایان دوره ریاست جمهوری باقی بماند و نمایندگان احزاب ایالتی در ائتلاف با حزب رقیب، علیه برنامههای رئیسجمهور عمل نمایند.
انجمنهای حزبی
به مجامع اختصاصی سران و اعضاء حزب انجمنهای حزبی یا Caucus گفته میشود. این مجامع وظیفه هماهنگی میان اعضا در خصوص موضوعاتی همچون انتخابات و معرفی نامزدهای حزب را برعهده دارند. البته احزاب جمهوریخواه ودموكرات در كنگره دارای انجمنهای حزبی سیاسی، نژادی یا اجتماعی هستند.
عمدهترین كاركرد انجمنهای حزبی در جریان رقابتهای انتخاباتی، بویژه انتخابات ریاست جمهوری بروز میكند. برخی از ایالتها، انتخابات درون حزبی را در این انجمنهای برگزار میكنند و هر نامزدی كه بیشترین آرا را كسب كند، به كنوانسیون ملی معرفی خواهد شد. در این شیوه، نامزدها و یا نمایندگانشان در جمع هواداران دارای حق رای حاضر میشوند و از افراد میخواهند كه به آنان بپیوندند.
در این هنگام هواداران نامزدها هریك در گوشهای از مكان برگزاری انجمن جمع میشوند و تعداد رای هر نامزد جداگانه شمارش میشود. در انتخابات انجمنهای حزبی، امكان تاثیرگذاری نامزدها یا هوادارانشان بردیگران وجود دارد و هر لحظه به پیوستن و یا خروج هواداران از جمع نامزد مور نظر، آرا كم یا زیاد میشود. به همین دلیل شمارش آرا به دقت و به كندی صورت میگیرد. اغلب در ایالتهای كم جمعیت از این شیوه استفاده میشود.
آرای مردمی
آرای مردمیبه آرای شهروندان در انتخابات اطلاق میشود. در انتخابات ریاست جمهوری، هر فردی كه بیشتری آرای شهروندان را كسب كند، از آرای مردمیبیشتری برخوردار خواهد شد. البته در ایالات متحده آمریكا برخلاف دیگر كشورهای جهان، كسب اكثریت آرای مردمیبه منزله پیروزی در انتخابات نیست بلكه آرای هیاتهای انتخاب كننده (الكترال كالج ) سرنوشت انتخابات را تعیین خواهد كرد.
هیاتهای انتخاب كننده
شمارش آرای هیاتهای انتخاب كننده یا الكترال كالج آخرین مرحله از روند انتخابات ریاست جمهوری محسوب میشود. انتخابات رئیسجمهور در این كشور در حقیقت به صورت دو مرحلهای انجام میشود. مردم در روزانتخابات، از یكسو بطور مستقیم به نامزد ریاست جمهوری و معاون وی رای میدهند و از سوی دیگر اعضای هیاتهای انتخاباتی را برمیگزینند. براساس قانون اساسی ایالات متحده آمریكا، تعداد اعضاء هیاتهای انتخاباتی هر ایالت معادل مجموع تعداد نمایندگان مجلس نمایندگان و سناتورهای همان ایالت است.
هر چه ایالتی پر جمعیتتر باشد، تعداد اعضاء هیاتهای انتخاباتی آن نیز بیشتر خواهد بود. شهروندان واشنگتن دی سی تا سال 1960 از شركت در انتخابات ریاست جمهوری محروم بودند و بر اساس اصلاحیه بیستوسوم اجازه یافتند همانند دیگر شهروندان آمریكایی در انتخابات شركت كنند. از آنجا كه واشنگتن دی سی در كنگره نماینده دارای حق رای ندارد، اصلاحیه بیست و سوم تعداد اعضاء هیات انتخاباتی این شهر را همانند ایالتهای كم جمعیت 3 عضو تعیین كرد.
در ابتدا شیوه انتخاب اعضاء هیاتهای انتخاباتی به این صورت بود كه مجالس قانونگذاری ایالتها پیش از برپایی انتخابات عمومی، افرادی را انتخاب میكردند و آنان نیز برای تعیین رئیسجمهور رهسپار كنگره ایالات متحده آمریكا در شهر واشنگتن میشدند. اما اكنون این افرادمستقیماً توسط مردم و در روز انتخابات ریاست جمهوری برگزیده میشوند. افراد انتخاب شده كه نباید هیچ سمت دولتی داشته باشند، در ماه دسامبر، یك ماه بعداز برگزاری انتخابات عمومی، دركنگره ایالات متحده گرد هم جمع میآیند و آراء خود را برای انتخاب رئیسجمهور به صندوقها میاندازند.
اعلام رسمینتایج انتخابات ریاست جمهوری تا جلسه مشترك مجلس نمایندگان و سنا در ماه دسامبر طول شود كه در آنجا معاون رئیسجمهور به عنوان رئیس سنا، نتایج آراء هیاتهای انتخاب كننده را قرائت میكند و بدین ترتیب رئیسجمهور بطور رسمیمعرفی خواهد شد.
روسای جمهور اقلیت
روسای جمهور اقلیت آن دسته از افرادی هستند كه در انتخابات ریاست جمهوری با وجود آرای مردمیكمتر، به دلیل برخورداری از تعداد بیشتری از آرای هیاتهای انتخاب كننده ( الكترال كالج ) در انتخابات به پیروزی میرسند. هر نامزد برای پیروزی درانتخابات ریاست جمهوری از مجموع 538 رای به حداقل 271 رای انتخاباتی نیاز دارد تا بتواند به كاخ سفید راه یابد. به همین دلیل ممكن است فردی با آرای هیاتهای انتخاباتی بیشتر و آرای مردمیكمتر به پیروزی دست یابد، در حالی كه رقیب وی، رای مردمیبیشتری بدست آورده باشد.
تاكنون چندین بار روسای جمهور بدون كسب اكثریت آراء مردمیبه كاخ سفید راه یافته اند. رادفورد هیس در سال 1876، بنجامینهاریسون در سال 1888 و جورج دبیلو بوش در سال 2000 با بهرهمندی از این اصل بر رقبای خود كه آرای مردمی بیشتر داشتند، غلبه كردند.
معاون رئیسجمهور
مردم ایالات متحده آمریكا در انتخابات ریاست جمهوری، علاوه بر نامزد ریاست جمهوری، به نامزد معاونت ریاست جمهوری كه هم تیمینامزد ریاست جمهوری نامیده میشود، نیز رای میدهند و از این طریق موافقت خود را با معاون رئیسجمهور اعلام میكنند. براساس قانون اساسی، درصورتی كه برای رئیسجمهور در ایفای وظایف وی مشكلی روی دهد، معاون رئیس جمهور، مسوولیت اداره كشور را بر عهده میگیرد. از این رو وی باید رای اعتماد عموم ملت را بدست آورده باشد.
معاون رئیسجمهور بهرغم عنوان مهم وی، در قانون اساسی و نظام سیاسی این كشوراز نقش عمدهای برخوردار نیست. مقام معاون ریاست جمهوری بیشتر تشریفاتی است و در حقیقت وی باید منتظر بماند، تا در صورت بروز مشكل برای رئیس جمهور، جانشین وی شود. تنها مقام رسمیمعاون رئیسجمهور براساس قانون اساسی، ریاست مجلس سنا است كه در زمان برابر شدن آرا میان موافقین و مخالفین یك لایحه، از حق رای برخوردار خواهد شد.
انتخاب رئیسجمهور با رای مردم
با تصویب اصلاحیه دوازدهم قانون اساسی در سال 1804، انتخاب ریاست جمهوری و معاون وی با رای مردم تعیین شد. رای دهندگان در ایالتهای متبوع خود گرد هم آمده و با رای مخفی، رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور را كه حداقل یك نفر شان نباید از اهالی ایالت خود آنان باشد، انتخاب میكنند.
آنان باید در ورقههای رای، نام شخصی را كه به عنوان رئیسجمهور به او رای دادهاند و در ورقة جداگانه دیگری نام شخصی را كه به عنوان معاون رئیسجمهور به او رای دادهاند، قید نمایند و سپس فهرستی جداگانه از اسامیكسانی را كه به عنون رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور رای آوردهاند همراه با سیاهه تعداد آرای هر یك تهیه و پس از امضا و گواهی، ممهور و به مركز حكومت ایالاتمتحده به عنوان رئیس مجلس سنا ارسال كنند.
رئیس سنا در حضور اعضای سنا و مجلس نمایندگان همه تاییدیهها را گشوده و سپس رایها شمارش میشوند. شخصی كه بیشترین تعداد رای را برای ریاست جمهوری به دست آوده باشد، به عنوان رئیسجمهور معرفی میشود، مشروط بر آنكه آرای اكثریت كل تعداد رایدهندگان تعیین شده رابه دست آورده باشد. چنانچه هیچ كس حائز چنین اكثریتی نباشد، دراین صورت از میان كسانی كه بیشترین تعداد آراء را دارا هستند و در فهرست كسانی كه به آنان به عنوان رئیسجمهور رای داده شده است و تعدادشان از سه نفر تجاوزنكند، مجلس نمایندگان بیدرنگ با رای مخفی رئیسجمهور را انتخاب میكند.
به هرحال در انتخاب رئیس جمهور، ایالتها رای میدهند و نمایندگی هر ایالت دارای یك رای میباشد. حد نصاب لازم برای این منظور حضورعضو یا اعضای دو سوم ایالتها میباشد و رای اكثریت تمام ایالتها برای یك انتخاب ضروری است. اگر مجلس نمایندگان هنگامیكه حق انتخاب به آن تفویض میشود قبل از روز چهارم ماه مارس بعد رئیسجمهور را انتخاب ننماید، همانند مواقع فوت یا سایر ناتوانیهای مستمررئیسجمهور به موجب قانون اساسی، معاون رئیسجمهور به جای رئیسجمهور انجام وظیفه خواهد كرد.
فردی كه بیشترین تعداد آراء را به عنوان معاون رئیسجمهور به دست آورده باشد، چنانچه تعداد آراء معادل اكثریت كل تعداد رای دهندگان تعیین شده باشد، وی معاون رئیسجمهور میشود. و چنانچه هیچ فردی حائز چنین اكثریتی نباشد، مجلس سنا از میان دو نفر ازدارندگان بیشترین تعداد رای در فهرست معاون رئیسجمهور را انتخاب میكند.
حد نصاب لازم برای این منظور حضور دوسوم از كل تعداد نمایندگان سنا میباشد واكثریت كل تعداد رای برای یك انتخاب ضروری است. به هرحال شخصی كه از نظر قانون اساسی برای مقام ریاست جمهوری فاقد صلاحیت باشد، برای سمت معاونت ریاست جمهوری ایالات متحده نیز دارای صلاحیت نمیباشد.
حق رای به متولدین خاك آمریكا
تصویب اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی در سال 1868، به تمامیكسانی كه درآمریكا زاده شده یا مقیم آنجا شدهاند، شهروندی اعطاء كرد و تمامیشهروندان را در برابر قانون مساوی دانست. در مورد ایالاتی كه قوانین نژادی تبعیضآمیزی اعمال میكردند، از تعداد نمایندگان كنگره براساس تعداد رای دهندگان مورد تبعیض قرارگرفته، كاسته شد.
بخش 1 :كلیه افرادی كه در ایالات متحده متولد شده یا تابعیت ایالاتمتحده را كسب نمودهاند و تابع صلاحیت قضایی آن هستند، تبعه ایالات متحده وتبعه ایالت محل اقامتشان میباشند. هیچ ایالتی قانونی را وضع یا اعمال نخواهد كرد كه امتیازات یا مصونیتهای اتباع ایالات متحده را كاهش دهد، و هیچ ایالتی كسی را بدون طی مراحل قانونی مقتضی اززندگی، آزادی، یا حق مالكیت و نیزاز حمایت مساوی قانون در حوزه قضایی خود محروم نمیسازد.
بخش 2: تعداد نمایندگان از میان ایالتهای مختلف برحسب تعداد جمعیت آنها با احتساب كل تعداد افراد در هر ایالت به جز سرخپوستان معاف از مالیات، تعیین میگردند. ولی هر گاه در هر انتخاباتی برای گزینش هیات انتخاب كنندگان رئیس جمهوری و معاون رئیسجمهور ایالات متحده، نمایندگان كنگره مقامات اجرایی و قضایی یك ایالت یا اعضای مجلس قانونگذاری مریوطه حق رای از افراد ذكور25 ساله ساكن چنین ایالتی كه تبعه ایالاتمتحده باشد سلب گردد و یا به هر طریقی كاهش بیابد به جز به سبب شركت در شورش یا سایر جرایم، تعداد نمایندگان به نسبت تعداد اتباع ذكور مزبور، به تعداد كل اتباع ذكور 21 ساله در یك چنین ایالتی كاهش مییابد.
بخش 3: شخصی كه به عنوان یكی از مقامات ایالات متحده یا به عنوان عضو مجلس قانونگذاری ایالتی یا در مقام یك مسوول اجرایی یا قضایی ایالتی، برای حمایت از قانون اساسی ایالات متحده قبلاْ سوگند ادا نموده باشد، ولی بعدا علیه خود ایالت شورش یا طغیان كند یا به دشمنان وابسته آن كمك و مساعدت نماید، نمیتواند سناتور یا نماینده كنگره یا عضو هیات انتخاب كننده رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور شود، یا هرگونه سمت كشوری و لشكری را در ایالات متحده یا درهر یك از ایالتها تصدی نماید. با این حال كنگره میتواند با رای دوسوم اعضای هر یك از مجلسین، عدم صلاحیت مزبور را مرتفع نماید.
حق رای بدون توجه به رنگ پوست
با تصویب اصلاحیه پانزدهم قانون اساسی در سال 1870، حق رای برابر برای همه نژادی و رنگها به رسمیت شناخته شد و اعمال شرایط ویژه برای رای دادن لغوشد.
بخش 1: ایالات متحده یا هر ایالت دیگر حق رای شهروندان ایالات متحده را به سبب نژاد، رنگ یا شرایط سابق بردگی، نفی یامحدود نمینماید.
بخش 2: كنگره از طریق وضع قوانین مقتضی، قدرت اعمال مفاد این اصل را دارد. “
انتخاب مستقیم سناتورها
با تصویب اصلاحیه قانون اساسی در سال 1913، انتخاب سناتورها به رای مستقیم مردم ایالتها به جای مجالس قانونگذاری ایالتها تعیین شد. “ سنای ایالات متحده مركب از دو نماینده از هر ایالت میباشد كه مردم هرایالت برای مدت شش سال انتخاب میكنند. هر عضو سنا دارای یك رای است. انتخابكنندگان هر ایالت باید از شرایط لازم برای انتخابكنندگان ایالتی كه مجلس آن ایالت بیشترین نماینده را دارد، برخوردار باشند.
هرگاه كرسی نمایندگی ایالتی در سنا خالی شود، مقام اجرایی ایالت مزبور فرمان انتخابات را برای تصدی كرسیهای خالی صادر خواهد نمود، مشروط بر اینكه مجلس قانونگذاری هر ایالت بتواند به مسوولان اجرایی تابع خود اختیار دهد تا زمانی كه مردم كرسیهای خالی را از طریق انتخابات به شیوهای كه مجلس قانونگذاری ایالتی مقرر میكند، پر ننمودهاند، افرادی را به طور موقت به عنوان نماینده منصوب كنند. تفسیر اصلاحیه حاضر به نحوی نمیباشد كه بر انتخاب یا دوره نمایندگی هر عضو سنا كه قبل از تنفیذ اصلاحیه به عنوان بخشی از قانون اساسی برگزیده میشود، تاثیری بگذارد. “
حق رای زنان
با تصویب اصلاحیه نوزدهم قانون اساسی در سال 1920، حق رای به زنان اعطا شد.
بخش 1: دولت ایالاتمتحده یا هر یك از ایالتها حق رای شهروندان ایالات متحده را به لحاظ جنسیت، نفی یا محدود نمینماید.
بخش 2: كنگره با وضع قوانین مقتضی قدرت اعمال این اصل را دارد.
روز شروع ریاست جمهوری
با تصویب اصلاحیه بیستم قانون اساسی در سال 1933، سوم ژانویه به عنوان سرآغاز دوره كنگره تعیین شد و به دوران دسامبرـمارس كه نمایندگان مغلوب كنگره همچنان میتوانستند بر آن تاثیر بگذارند، پایان داد. این اصلاحیه شروع دوره ریاست جمهوری را روز بیستم ژانویه تعیین كرد.
بخش 1: پایان دوره ماموریت رئیسجمهور و معاون رئیس جمهوردرساعت 12 ظهر روز بیستم ژانویه ودوره نمایندگی اعضای سنا و نمایندگان مجلس در ساعت 12 ظهر روز سوم ژانویه سالی كه دورههای مزبور- چنانچه اصل حاضر به تصویب نرسیده بود ـ پایان میپذیرفت، میباشد، و از آن پس دوره جانشینان آنان آغاز میشود.
بخش 2: كنگره حداقل یك بار درسال تشكیل جلسه میدهد ودر صورتی كه قانونا روز خاصی را تعیین ننماید، جلسه مزبور در ساعت 12 روز سوم ژانویه تشكیل میگردد.
بخش 3: اگر در تاریخ تعیین شده برای آغاز دوره ماموریت ریاست جمهوری، رئیسجمهور منتخب فوت نماید، معاون منتخب وی رئیسجمهور میشود. چنانچه رئیسجمهور قبل ازموعد مقرر برای آغاز دوره ماموریتش انتخاب نشده باشد و یا اگر رئیسجمهور منتخب حائز شرایط لازم نباشد، معاون منتخب تا زمانی كه رئیسجمهور واجد شرایط انتخاب شود به عنوان رئیسجمهور انجام وظیفه مینماید. هرگاه رئیسجمهور واجد شرایط انتخاب شود، به عنوان رئیس جمهور انجام وظیفه مینماید.
هرگاه رئیسجمهور منتخب ونیز معاون منتخب وی حائز شرایط لازم نباشند، كنگره میتواند به موجب قانون، شخص رئیسجمهور و نیز نحوه انتخاب وی را اعلام كند. شخص مزبور تا زمانی كه رئیسجمهور یا معاون رئیسجمهور واجد شرایط شوند، براساس قانون مذكور انجام وظیفه مینماید.
بخش 4: برای موارد فوت هریك از افرادی كه مجلس نمایندگان میتواند در صورت برخوردار بودن ازحق انتخاب یك نفر را از میان آنان به عنوان رئیسجمهور انتخاب نماید، و برای موارد فوت هر یك از افرادی كه مجلس سنا میتواند درصورت برخوردار بودن ازحق انتخاب یك نفر را از میان آنان به عنوان معاون رئیسجمهور انتخاب نماید، كنگره از طریق قانون پیش بینیهای لازم را به عمل میآورد.
بخش 5 : بخشهای (1 و2) در روز پانزدهم اكتبر پس از تاریخ تصویب این اصل لازم الاجرا میشود.
بخش 6: اصل حاضر لازم الاجرا نمیباشد مگر اینكه ظرف هفت سال از تاریخ ارسال آن، مجلسین قانونگذاری سه چهارم ایالتها آن را به عنوان اصلاحیه قانون اساسی تصویب نمایند.
محدودیت زمانی دوره ریاست جمهوری
با تصویب اصلاحیه بیست و دوم قانون اساسی در سال 1951، زمان فعالیت روسای جمهور به دو دوره متوالی محدود شد. پیش از این فرانكلین روزولت برخلاف سنت نانوشته پیشین مبنی بر دو دوره ریاست جمهوری، چهاربار در انتخابات ریاست جمهوری شركت كرد و در ابتدای دور چهارم، درگذشت.
بخش 1: هیچ كس بیش از دوبار به سمت ریاست جمهوری انتخاب نخواهد شد، و شخصی كه بیش ازدوسال تصدی سمت ریاستجمهوری دورهای را كه شخص دیگری به عنوان رئیسجمهور دوره مزبور انتخاب شده است به عهده داشته یا به عنوان كفیل ریاست جمهوری انجام وظیفه كرده باشد، نمیتواند بیش از یك بار به سمت ریاست جمهوری انتخاب گردد.اما اصل حاضر در مورد شخصی كه در زمان پیشنهاد اصل توسط كنگره رئیس جمهورباشد، اعمال نخواهد شد و مانع از این نمیشود كه شخصی كه درطول مدت لازم الاجرا گردیدن این اصل درسمت ریاست جمهوری یا كفالت ریاست جمهوری است، بقیه دوره مزبور را در سمت خود باقی بماند.
بخش 2: اصل حاضر لازم الاجرا نمیباشد مگر اینكه ظرف هفت سال از تاریخی كه كنگره آن را به ایالتها ارسال میكند، ازسوی مجالس قانونگذاری سه چهارم ایالتها به عنوان اصلاحیه قانون اساسی تصویب شود.
حق رای شهرندان پایتخت
با تصویب اصلاحیه بیستوسوم قانون اساسی در سال 1961، به شهروندان بخش كلمبیا (واشنگتن دی.سی) پایتخت ایالات متحده آمریكا حق رای در انتخاب ریاست جمهوری اعطاء شد و همچون ایالتهای كمجمعیت كشور سه رای هیات انتخاب كننده (هیات الكترال ) داده شد.
بخش 1: حوزهای كه مقر حكومت ایالات متحده است باید به شیوه مورد نظر كنگره تعدادی انتخاب كننده رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور به تعداد كل سناتورها و نمایندگان مجاز حوزة مزبور در كنگره ـ در صورتی كه ایالت باشد ـ تعیین نماید. ولی تعداد فوق نباید به هیچ وجه از تعداد انتخاب كنندگان كم جمعیتترین ایالتها بیشتر باشد؛ این تعداد بر كسانی كه ایالتها تعیین میكنند، افزوده میشود. اما آنان به منظور انتخاب رئیسجمهور و معاون وی به عنوان انتخاب كنندگان منتخب یك ایالت محسوب میشوند، و باید در حوزه مربوطه تشكیل جلسه داده و وظایف محوله را به موجب اصل دوازدهم اصلاحیه به انجام برسانند.
بخش 2: كنگره با وضع قوانین مقتضی، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.
رفع موانع برای حق رای
با تصویب اصلاحیه بیست و چهارم قانوناساسی در سال 1964، هرگونه محدودیت قبلی برای رای دادن در انتخابات منع شد.
بخش 1: ایالات متحده با هریك از ایالتها حق رای شهروندان ایالات متحده را در هر انتخابات مقدماتی یا انتخابات ریاست جمهوری یا معاون ریاست جمهوری برای انتخاب كنندگان رئیسجمهور یا معاون رئیسجمهور یا برای سناتورها یا نمایندگان مجلس در كنگره به دلیل عدم پرداخت هرگونه مالیات سرانه یا مالیاتهای دیگر نفی یا محدود نمیكند.
بخش 2: كنگره با وضع قوانین مقتضی، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.”
نحوه انتخاب معاون رئیسجمهور
با تصویب اصلاحیه بیست و پنجم قانون اساسی در سال 1967، انتخاب معاون رئیسجمهور در صورت خالی بودن این لیست توسط كنگره و نحوه به قدرت رسیدن معاون رئیس جمهور، هنگامیكه رئیسجمهور بركنار میشود، تعیین شد.
بخش 1: در صورت عزل، فوت یا كنارهگیری رئیسجمهور از سمت خود، معاون وی رئیسجمهور میشود.
بخش 2: هرگاه سمت معاون ریاست جمهوری بلاتصدی شود، رئیسجمهور یك نفر را به عنوان معاون خود نامزد مینماید كه در صورت تایید رای اكثریت مجالس قانونگذاری، سمت مزبور را عهده دار میشود.
بخش 3: هرگاه رئیسجمهور طی اعلامیه كتبی به رئیس موقت سنا و رئیس مجلس نمایندگان اطلاع دهد كه توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف ریاست جمهوری را ندارد، و تا زمانی كه اعلامیه كتبی مبنی بر لغو اعلامیه پیشین ارسال ننماید، معاون وی به عنوان كفیل رئیسجمهور اختیارات و وظایف مزبور را عهده دار میشود.
بخش 4: هرگاه معاون رئیسجمهور و اكثریتی متشكل از مقامات اصلی دستگاههای اجرایی یا هر مرجع دیگری كه كنگره میتواند به موجب قانون پیش بینی نماید، طی اعلامیهای كتبی به رئیس موقت سنا و رئیس مجلس نمایندگان اطلاع دهند كه رئیسجمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف ریاست جمهوری را ندارد، معاون رئیسجمهور بیدرنگ به عنوان كفیل ریاست جمهوری اختیارات و وظایف فوق را به عهده میگیرد.
از آن پس در صورتی كه رئیسجمهور با اعلامیهای كتبی به رئیس موقت سنا و رئیس مجلس نمایندگان اطلاع دهد كه ناتوانی وی رفع شده است، میتواند اعمال اختیارات و انجام وظایف ریاست جمهوری را دوباره عهدهدار گردد، مگر اینكه معاون رئیسجمهور و اكثریتی متشكل از مقامات اصلی بخشهای اجرایی، یا مراجع دیگری كه كنگره میتواند از طریق قانون پیش بینی كند، ظرف چهار روز طی اعلامیهای كتبی به رئیس موقت سنا و رئیس مجلس نمایندگان اطلاع دهند كه رئیسجمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف ریاست جمهوری را ندارد.
در این صورت، چنانچه كنگره جلسه رسمینداشته باشد ظرف چهلوهشت ساعت تشكیل جلسه خواهد داد و دراین مورد تصمیمگیری میكند. چنانچه كنگره ظرف بیستویك روز پس از دریافت اعلامیه كتبی اخیر یا در صورتی كه جلسه رسمینداشته باشد، ظرف بیستویك روز پس از اینكه از كنگره خواسته میشود، تشكیل جلسه دهد و با دو سوم آرای هر دو مجلس تشخیص دهد كه رئیسجمهور توان استفاده از اختیارات و انجام وظایف را به عهده میگیرد. درغیر این صورت رئیسجمهور اختیارات وظایف خود را دوباره برعهده میگیرد.”
سن رای
با تصویب اصلاحیه بیست و ششم قانون اساسی در سال 1971، سن حق رای 18سال تمام تعیین شد.
بخش 1: ایالات متحده یا هر یك از ایالتها حق رای شهروندان ایالات متحده را كه به سن هجده سالگی یا بیشتر رسیده باشند، نفی یا محدود نمیكند.
بخش 2: كنگره با وضع قوانین مقتضی، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.