هنگامه احمدی :گذر از كانال كمیته آمریكایی امور عمومیاسرائیل (ایپك) برای هر فردی كه قصد ورود به عرصه سیاست آمریكا را دارد امری اجتناب ناپذیز است. خدمت در كاخسفید، سنا یا حتی كنگره برای كسی كه نتواند از این امتحان سربلند بیرون بیاید عملاً دست نیافتنی است. قدرت لابی اسرائیل در واشنگتن و نفوذ این سازمان روی دولت و كنگره آمریكا غیرقابل انكار است. اسرائیل بارها و بارها در مسائل مختلف قدرت نفوذی خود را از طریق لابیهای خود كه بیشك ایپك قویترین آنهاست به اثبات رسانده است.
تأثیر لابی اسرائیل تا به حدی است كه در بسیاری موارد منافع ملی آمریكا را تحتالشعاع قرار میدهد. در مواردی كه منافع آمریكا و اسرائیل مشابه و یكسان نیست این منافع اسرائیل است كه مورد حمایت ایپك قرار میگیرد، حتی اگر تأمین آنها به ضرر آمریكا تمام شود. با نگاهی به تاریخ چند دهه اخیر آمریكا میبینیم كه در اكثر این موارد خواسته ایپك بوده است كه به انجام رسیده است نه منافع ملی آمریكا، در حالی كه هیچ توجیهی برای پیادهسازی خواستههای اسرائیل وجود نداشته است.
حمایت آمریكا از اسرائیل از ابتدای پیدایش آن تاكنون همیشه قابل توجه بوده است ولی پس ازجنگ شش روزه 1967 و متوالیاً جنگ اكتبر 1973 این حمایت بسیار افزایش یافت به طوریكه امروز، سیاستهای خارجی آمریكا اصولاً متأثر از لابی اسرائیل است. اگر اسرائیل یك دوست معتبر و باارزش برای آمریكا در منطقه (خاورمیانه) محسوب میشد شاید به نحوی میشد فداكاریهای آمریكا درباره مسائل مربوط به آن را توجیه كرد. ولی حقیقت جز این است.
نهتنها دوستی اسرائیل درموارد مختلف از جنگ سرد گرفته تا روابط آمریكا با دیگر كشورهای منطقه و به ویژه دنیای عرب به نفع آمریكا نبوده است بلكه به ضرر آن نیز تمام شده است. چیزی كه همیشه توسط اسرائیلیها مطرح میشود این است كه خطر هردوی آنها را تهدید میكند ولی نگاهی دقیق تر این حقیقت را آشكار میسازد كه اگر آمریكا تا این حد به اسرائیل لطف نداشت امروز این گونه در معرض حملات تروریستی قرار نمیگرفت و مهمترین نكته این كه با وجود حمایتهای آمریكا در طول چند دهه گذشته از اسرائیل، اسرائیل هیچ زمان متحد وفاداری برای آمریكا نبوده است و همیشه منافع خود را به منافع آمریكا ترجیح داده است.
بنابراین تنها دلیل حمایت بیچونوچرای آمریكا از اسرئیل لابیهای قدرتمند اسرائیلیها دراین كشور است. یهودیان آمریكا سازمانهای مختلفی را برای نفوذ بر سیاستهای خارجی این كشور تأسیس كردند كه شناخته شدهترین و با نفوذترین آنها ایپك است. در سال 1997، در نظرسنجی مجله “فرچون” از اعضای كنگره آمریكا و كاركنان آن، ایپك در رتبه دومین لابی مؤثر آمریكا قرار گرفت. نظرسنجی “نشنالژورنال” هم در مارس 2005 به نتیجه یكسانی رسید.
به طوركلی ساختار دولت آمریكا به نحوی است كه در آن راههای مختلفی برای فعالان سیاسی و گروهها برای اعمال نفوذ وجود دارد. گروههای ذینفوذ میتوانند درانتخاب نمایندههای مجلس و سنا و اعضای هیات دولت، در انتخابات ریاست جمهوری، در تصویب لوایح و قانونها، در حمایت مالی كمپینها، در افكار عمومیو غیره بسیار تأثیرگذار عمل كنند. لابی اسرائیل نیز در ظاهر چیزی فرای دیگر لابیها نیست ولی در واقع بسیار متفاوت است.
این لابی دو استراتژی اصلی دارد اول اینكه نفوذ بسیاری روی كنگره و قوه مجریه دارد و دیگر این كه به شدت تلاش میكند تا در افكار عمومی اسرائیل را چهرهای روشن ، مظلوم و بشردوست جلو دهد. در هر مسئله، هر قانون و هر سیاستی برای این لابی مهم حمایت از منافع اسرائیل است به نحوی كه آریل شارون، نخست وزیر اسبق اسرائیل، میگوید: “هر وقت مردم از من میپرسند ما چگونه میتوانیم به اسرائیل كمك كنیم، من به آنها میگویم: به ایپك كمك كنید.” نفوذ ایپك تا به این حد است كه انتقاد از اسرائیل میتواند هر فردی را منزوی و منفور وحتی نسلش را منقرض كند.
وقتی در كنگره آمریكا از اسرائیل صحبت میشود تمامیمنتقدان ساكت هستند. البته این لابی آن قدر در كنگره نفوذ دارد كه آنجا درباره مسائل اسرائیل هیچ وقت بحثی صورت نمیگیرد. دولتهای مختلف آمریكا همیشه تحت نفوذ شدید این لابی بودند. دولت بیل كلینتون از حامیان سرسخت اسرائیل محسوب میشود و البته این نفوذ در دولت جرج بوش افزایش یافت و بسیاری از یهودیان با نفوذ و قدرتمند آمریكایی به عنوان مشاورین رئیسجمهور وارد صحنه شدند.
در تاریخ آمریكا هرگاه دولت قصد ناسازگاری با خواستههای اسرائیل را داشته است با نامهها و اخطارهای كنگره متوقف شده است. برای مثال در صلح فلسطین و اسرائیل چه در دوران ریاست یاسر عرفات و چه در زمان محمود عباس این ایپك بود كه بوش را از هدایت عادلانه روند صلح بازداشت و برای او راه دیگری را مشخص كرد. بسیاری از تحلیل گران ایپك را از مهمترین عوامل جنگ عراق میدانند. اسرائیل برای حذف دشمنانش از منطقه خواستار سقوط دیكتاتوری صدام بود.
این مسئله از دهه نود مرتباً توسط سران اسرائیلی مطرح شده بود. با مراجعه به مقلات دو نخست وزیر پیشین اسرائیل ایهود باراك و بنیامین نتانیاهو در روزنامه “وال استریت ژورنال” این امر به وضوح دیده میشود. حال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریكا با نگاهی به كارنامه لابی اسرائیل نفوذ بیشازحد آنها در انواع انتخاباتهایی كه در آمریكا برگزار میشود بیش از پیش آشكار میشود. برمیگردیم به تقریباً یك ربع قرن پیش، انتخابات سنای سال 1984كه ایپك از تمام قوای خود برای شكست سناتور ایالت ایلینویز چارلز پرسی استفاده كرد.
توماس داین، رئیس ایپك در آن زمان، در این باره این گونه میگوید: “تمامییهودیان آمریكایی از شرق تا غرب برای حذف پرسی تلاش كردند و سیاستمداران آمریكایی این پیام را دریافت نمودند.” با وجودیكه تنها سه درصد رأی دهندگان آمریكایی را یهودیان تشكیل میدهند ولی رأی آنها تأثیر بسزایی در نتیجه انتخابات دارد و برای هر كاندیدای ریاست جمهوری جلب رأی آنها ضروری است. اگر رقابت تنگاتنگ باشد رأی یهودیان بسیار سرنوشتساز میشود.
یك دلیل اهمیت یهودیان مشاركت بالای آنها در انتخابات است. دیگری حمایت مالی آنها از كمپینهای انتخاباتی است. یهودیان میتوانند تأثیر بسزایی روی آمار رأی ایالتهای سرنوشتسازی مثل فلوریدا، اوهایو، نیوجرسی و پنسیلوانیا بگذارند. به طور سنتی یهودیان ترجیح میدهند به دموكراتها رأی دهند زیرا ازلحاظ پیشینه حزب دموكرات رابطهای نزدیكتر با یهودیان داشته است تا حزب جمهوریخواه. در انتخابات 2004 سناتور جان كری نامزد دموكرات ریاست جمهوری 78 درصد رأی یهودیان را به خود اختصاص داد.
در طول چند دهه اخیر بیشترین رأیی كه یهودیان به نامزد حزب جمهوری خواه دادهاند 38 درصد و به رونالد ریگان در سال 1980بوده است. اما امسال اوضاع متفاوت است. موضعگیریهای باراك اوبامای دموكرات در مورد بسیاری از مسائل با منافع اسرائیل هم سو نمیباشد بنابراین امسال تنها سالی است كه شاید رأی یهودیان آمریكایی بیشتر به نفع جمهوری خواهان باشد تا دمكراتها.
در موارد حساسی مثل جنگ عراق، مسئله ایران و فلسطین، مواضع اوباما با خواست اسرائیل تناقض دارد بنابراین اوباما نیاز به جذب نظر ایپك و یهودیان دارد.
او مشاوری چون زبیگنیو برژینسكی دارد كه از منتقدان قدیمیایپك به حساب میآید و در نهایت نزدیكی آنها رابطهاش را با لابی اسرائیل خراب میكند. در آن سو جان مك كین نامزد جمهوری خواه از حمایت سناتوری برخوردار است كه بانفوذترین سناتور یهودی آمریكا محسوب میشود، سناتور جو لیبرمن كه یك دموكرات مستقل است. لیبرمن با حمایت قابل توجه خود از مككین بهویژه در كنوانسیون جمهوریخواهان به یهودیان این اطمینان را داد كه مك كین برای آنها انتخاب مناسبی است. اما كفه ترازو در این مسئله نیز همانند دیگر مسائل انتخاباتی به نفع اوباما پایین آمده است.
انتخاب جو بایدن به عنوان معاون، اوباما را برای یهودیان دوباره زنده كرد، همچنان كه آن طرف در حزب جمهوری خواه انتخاب سارا پیلن به عنوان معاون مك كین به قیمت كاهش محبوبیت او بین یهودیان آمریكایی تمام شده است. عده زیادی از یهودیان آمریكا تنها به دلیل همین انتخاب دیگر به مككین رأی نخواهند داد. آنها جز اینكه معتقدند پیلن برای چنین پست مهمیآماده و مناسب نیست، او را یك مسیحی متعصب میدانند كه اگر با یهودیان در ارتباط است تنها با این هدف است كه آنها را مسیحی كند.
آنها پیلن را در رده آن دسته كشیشهایی میدانند كه عامل مصائب یهودیان را ایمان نیاوردن آنها به عیسی مسیح برمیشمارند. حال دركنار این مسائل به بررسی نشست سالانه ایپك میپردازیم. ایپك هرسال یكبار كنوانسیونی برگزار میكند كه در آن سران دموكرات و جمهوری خواه و سیاستمداران با نفوذ آمریكا حضور بهم میرسانند. و اما در نشست امسال ایپك دو نامزد ریاست جمهوری آمریكا حضور داشتند. آنها كه به خوبی از اهمیت ویژه این برنامه آگاه بودند و خواهان حمایت ایپك، آن چیزی را گفتند كه یهودیان میخواستند بشنوند.
مك كین كه همیشه خود را بهترین دوست اسرائیل معرفی میكرد دوباره حمایت همهجانبه خود را از این كشور اعلام كرد. دوباره هولوكاست را محكوم كرد و به یهودیان قول داد كه هرگز اجازه نخواهد داد چنین فاجعهای دوباره تكرار شود. اما آنچه كه در این نشست جالب توجه بود سخنرانی اوبامای دموكرات بود. او كه متوجه نقش مهم یهودیان در راهیابیش به كاخ سفید شده بود سعی كرد تا حد ممكن مواضع خود را به نفع اسرائیل تعدیل بخشد.
اوباما كه همیشه از گفتگوی مستقیم و بدون پیش شرط با سران ایران صحبت میكرد این بار تأكید كرد كه گزینه نظامیمنتفی نشده است و “هنوز روی میز است”، ولی او فكر میكند دیپلماسی راه بهتری برای حل مسئله هستهای ایران باشد. اوباما مرتباً این مسئله را یادآوری نمود كه اسرائیل بهترین متحد آمریكا در خاورمیانه و دنیاست و او به عنوان برای حفظ امنیت اسرائیل هر كاری لازم باشد انجام خواهد داد.
اوباما در صحبتهای خود هیچ حرفی از رعایت حقوق بشر در فلسطین نزد و درعین حال كه خود را مدافع صلح اسرائیل و فلسطین و تشكیل دولت فلسطینی معرفی كرد، پافشاری نمود كه اورشلیم (بیتالمقدس) باید هم چنان یكپارچه در دست اسرائیل باقی بماند. این اظهارات او خشم فلسطینیان را برانگیخت و محمود عباس رئیس دولت خود گردان فلسطین اعلام كرد كه با تشكیل دولت فلسطینی موافقت نخواهد كرد مگر اینكه بیت المقدس پایتخت آن باشد. كمپین اوباما نیز در جواب بیان كرد كه او از هر تصمیمیكه طرفین طی مذاكرات خود به آن برسند حمایت خواهد كرد.
در انتها نكتهای كه ذكر آن ضروریست این است كه فرضیه حاكم حاكی از اهمیت ویژه اسرائیل برای رأی دهندگان یهودی آمریكایی است. كاندیداهای ریاست جمهوری فكر میكنند هر یك حمایت بیچونوچراتری از اسرائیل نشان دهد رأی یهودیان را به چنگ خواهد آورد. ولی آمار این فرضیه را كه ایپك خالق آن است نقض میكند.
در تحقیقی كه توسط كمیته یهودیان آمریكا صورت گرفته است، اولویتهای رأیدهندگان یهودی اینگونه اعلام شده است: برای 42درصد آنها اقتصاد و اشتغال یا خدمات درمانی كه از مسائل داخلی هستند اولین اولویت است، در حالی كه 36 درصد آنها موضوعات مربوط به خاورمیانه را انتخاب كردهاند: 16 درصد جنگ عراق، 14 درصد تروریسم و امنیت ملی و تنها 6 درصد منافع اسرائیل را برگزیدهاند. درحال حاضر طبق آخرین آمار، 57 درصد یهودیان به اوباما رأی خواهند داد، 30 درصد به مك كین و 13 درصد نیز هنوز كاندیدای خود را انتخاب نكردهاند.