جهان با اوباما -5

10 تغییر

سیاست خارجی آمریكا در دوره ریاست‌جمهوری اوباما

 

مایكل والزر٭ :با انتخاب باراك اوباما به عنوان رئیس‌جمهور آمریكا، او ژانویه 2009 قدم در كاخ سفید خواهد نهاد و اما سیاست خارجی آمریكا چه تغییری خواهد كرد؟ اینترناسیونالیسم لیبرال نامی‌است كه بسیاری از روشنفكران و مشاوران او برای سیاست‌هایی كه امیدوارند توسط او اتخاذ شود گذاشته‌اند. ولی این به چه معنی است؟ در زیر لسیتی از معانی‌ای را كه این عبارت می‌تواند دربر داشته باشد بررسی می‌كنیم. به دیدگاه من اینترناسیونالیسم لیبرال می‌تواند به این شكل نیز تفسیر بشود.

1. پایان دوره یك جانبه‌گرایی بوش، یعنی به این شكل كه حداقل گفت‌وگوهایی با دیگر ملت‌ها صورت خواهد گرفت. دیپلمات‌های آمریكایی در دوران ریاست‌جمهوری اوباما زیاد سفر خواهند كرد و مذاكرات بسیاری خواهند داشت،‌ در اروپا با دوستان همیشگی خود و البته با دیگر كشورهای دنیا. سیاست قهر با دشمنان كاملاً رد شده است و با هر یك از دشمنان خود كه آماده صحبت است،‌ وارد مذاكره خواهیم شد و ظاهراً ایران و سوریه اولین كاندیداها خواهند بود.

 

سیاست ما در قبال سازمان‌های تروریستی تغییر نخواهد كرد. من در این جا تنها آنچه را كه اوباما گفته است تكرار می‌كنم. كشورها اعضای جامعه بین‌الملل هستند و با آنها باید مانند اعضای مسوول برخورد كرد. آنها باید برای آنچه كه انجام نمی‌دهند پاسخ گو باشند. سازمان‌های تروریستی همانطور كه از تعریفشان مشخص است بر اعمال تروریستی ممارست می‌ورزند و باید با توجه به اعمالشان با آنها برخورد شود.

2. موضع‌گیری جدید در برابر مشكل گرم شدن كره زمین و پروتكل كیوتو، كه احتمالاً ال‌گور رهبری آن را برعهده می‌گیرد.

3. پیشروی در پیوستن به دیوان جزای بین‌الملل البته به شرط حمایت از سربازان آمریكایی در برابر آنچه كه پیگرد قانونی سیاسی نامیده می‌شود. من فكر نمی‌كنم كه اوباما، پنتاگون را برای عضویت دراین دیوان زیر سؤال ببرد. به خاطر داشته باشید كه اگر مخالفت نظامیان نبود كلینتون به این دیوان پیوسته بود.

4. اتخاذ روشی نو در سازمان جهانی تجارت. ممكن است منافع جدیدی كه شامل شروطی برای حقوق كاركنان، حفاظت‌های محیط زیستی و غیره است در پیمان‌ها در نظر گرفته شود.
ولی اقتصاددانان، اقتصاددان هستند و مشاوران اوباما هم خیلی از نیولیبرال‌های واشنگتن كه طرفدار تجارت آزادند دور نیستند. تا آنجایی كه من می‌بینم آنها حامیان دموكراسی سوسیالیستی جهانی نیستند. اقتصاددانان چپ نیز هم چنان منتقد باقی خواهند ماند.

5. تعهدی قوی‌تر به حمایت مردم در كشورهایی مانند میانمار و دارفوراگرچه كه دولت آمریكا دیگر به هیچ كشوری كه ما قبلاً در آن درگیر نشده‌ایم نیرو نخواهد فرستاد. آیا كشورهای دیگری هستند كه آماده فرستادن نیرو باشند؟ دولت اوباما این چنین كشورهایی را حمایت خواهد كرد، به آنها كمك مالی خواهد داد و آنها را تجهیز خواهد كرد. از آن گذشته دولت جدید در دارفور مناطق پرواز ممنوع ایجاد خواهد كرد. البته من شك دارم كه 20 هزار نیروی سازمان ملل هم بتواند بدون نیروهای آَموزش دیده موثر واقع شود.

6. شناختی دقیق از اینكه مبارزه با تروریسم كار پلیس است و نیاز به همكاری بیشتری بین كشورها دارد و باید با محدودیت‌های قانون اساسی اجرا شود. گوانتانامو تعطیل شود و قضیه شكنجه‌ها تمام شود و دادگاه بعضی از تروریست‌ها از دادگاه‌های نظامی‌به غیر نظامی ‌انتقال یابد. ولی دولت جدید اوباما نیز فعالیت‌های سری دولت را متوقف نخواهد كرد. من امید به تعهدی مستحكم‌تر، دقیقتر و ایدئولوژیك‌تر نسبت به جنگ علیه تروریسم دارم. روشی زیركانه‌تر از روش سفید/سیاه، خوب/بد ، ما/آنهای بوش برای تشخیص سازمان‌های تروریستی و مبارزه با آنها.

7. قسم خروج نظامیان از عراق. قولی كه اوباما و سران دموكرات در كنگره برای خروج نیروهای آمریكایی از عراق دادند بسیار روشن است طوری كه نمی‌توانند از انجام آن شانه خالی كنند و جا بزنند. ولی تصور جدول زمانی 16 ماهه اوباما مشكل است. (آیا این به معنی این است كه تمام كسانی كه در این مدت با ما كار كرده‌اند و مردمی ‌كه ما از آنها حمایت كرده‌ایم در خطر خواهند بود؟) این خروج از تعهد كه به طور رسمی ‌اعلام می‌شود عملاً بسیار كند پیش خواهد رفت با مكث‌های بسیار و مذاكرات فراوان با ایران و سوریه تا مقدمات را برای یك خروج كامل آماده شود.

 

آیا ایران و سوریه همكاری خواهند كرد؟ این خود مساله‌ایست كه می‌تواند مذاكرات را با مشكل مواجه كند. به هرحال، اوباما متوجه است كه كردها نمی‌خواهند آمریكا عراق را ترك كند و سران سنی هم به همین ترتیب. دولت شیعه عراق هم به جز نوری مالكی كه از برنامه اوباما برای ترك عراق حمایت كرده است، مخالف ترك عراق هستند. كویتی‌ها، مصری‌ها، اسرائیلی‌ها و عراقی‌ها نیز خواستار ترك سریع نیستند. پس راه حل این است كه هم عراق را ترك كنیم و هم در عین حال ترك نكنیم. در مورد عراق مسائل جالب نبوده است و در آینده نزدیك هم جالب نخواهد بود.

8. ولی ترك بخشی از نیروها ضروری است چون دموكرات‌ها به تلاش بیشتری در افغانستان نیاز دارند، به این معنی است كه نیروهای بیشتری آنجا بروند و نیز نیروهایی هم از اروپا به آنجا فرستاده شود. به همین دلیل است كه برخی معتقدند هیچیك از سیاستهای خارجی آمریكا بدون دوستان و متحدان اروپایی كه آماده تقسیم مسوولیت با آمریكا باشند موفقیت‌آمیز نخواهد بود. یك جانبه‌گرایی آمریكا نیاز به كار بسیار دارد، شاید حتی به تعداد بیشتری متحد از آنچه كه الان در ذهن داریم نیاز داشته باشیم.

9. نزدیكی بیشتری به دول اروپایی برای بررسی این مطلب كه با پوتین و روسیه اول از همه در مورد گرجستان و سپس به‌طور كلی باید چه كرد. بوش به شدت از سفر ساركوزی به مسكو در روزهای بعد از حمله روسیه به گرجستان انتقاد كرده است. اوباما از اینگونه تلاش‌ها انتقاد نخواهد كرد.

10. تلاشی دیپلماتیك در حل اختلافات اسرائیل و فلسطین و در ابعاد وسیع‌تر مشكلات اسرائیل و عرب‌ها. به دیدگاه من دولت دموكرات اوباما پروسه را پیش خواهد گرفت و در آن درگیر خواهد شد ولی روش جدیدی اتخاذ نخواهد كرد. اوباما، اسرائیل را مجبور به ترك كرانه باختری نخواهد كرد. در این مبحث فكر نمی‌كنم بتواند پیشرفتی حاصل كند.

به طور كلی با اوباما به عنوان رئیس‌جمهور و با اكثریت دموكرات در كنگره، آمریكا در سیاست خارجی بسیار بهتر عمل خواهد كرد ولی در مقایسه با سال‌های كلینتون آمریكا قدرت كمتری دارد و دنیا نیز بسیار سركش‌تر شده است. سیاست خارجی متفاوت آمریكا تا زمانی كه از طریق تغییراتی در سیاست‌های دیگر نقاط جهان حمایت نشود به نتیجه نخواهد رسید و تغییر بزرگی ایجاد نخواهد كرد. 

٭ سردبیر مجله “دیسنت”

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)