جهان با اوباما - 2

اوباما بدتر از بوش

انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا و نگاه متفاوت ایران

 

پیرمحمد ملازهی :در آستانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا قرار داریم. هرچه به زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا نزدیك‌تر می‌شویم، رسانه‌ها در سطح جهانی توجه بیشتری به این انتخابات از خودشان نشان می‌دهند و تقریباً در همه كشورها انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا و تأثیرگذاری احتمالی آن‌را بر منافع ملی‌شان تحلیل می‌كنند.

 

در این بین اگر یك كشور استثنائی وجود داشته باشد كه در آن كمترین توجه به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا می‌شود و اگر هم توجه می‌شود آن را در قالب‌ بازی دو حزب مدعی قدرت دموكرات و جمهوریخواه و به ادبیات رایج «دموكراسی‌نمایی‌» نگاه می‌كند، ایران است. ظاهراً این باور از سطوح بالا به سطوح زیرین جامعه رسیده است كه انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریكا «دموكراسی‌نمایی» و فاقد اصالت و ارزش دموكراتیك است و از آنجا كه نگاه زمینی در آن غالب است و تهی از معنویت اساسی و توأم با دروغ، ریا و تهمت‌زنی نامزدها است لذا ارزش توجه ندارد كه وقت مردم بیهوده صرف آن شود.

 

رسانه‌های ما كم و بیش متأثر از همین طرز تلقی شده‌اند و كمتر نكات مثبت «دموكراسی‌نمایی» را می‌بینند و بیشتر به جنبه‌های منفی آن توجه می‌كنند.
در كنار این شیوه برخورد با انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا این برداشت نیز وجود دارد تا این انتخابات هرچه باشد و قدرت حزبی در آمریكا در اختیار جمهوریخواه یا دموكرات باشد تأثیری روی یك كشور مستقل مثل ایران نمی‌تواند داشته باشد.

 

این برداشت را می‌توان دومین تفاوت نگاه ایران به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا از سایر كشورها كه وسیعاً نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا را بر سرنوشت و منافع ملی‌شان مؤثر می‌دانند ارزیابی كرد. این كه برداشت ما با واقعیت‌ها تطابق بیشتری دارد یا برداشت دیگران می‌تواند بحث مناقشه‌آمیزی باشد. اما از قضا از بعد دیگری برداشت غالب در ایران كه دلالت بر هم‌خوانی دیدگاه‌های دو نامزد دموكرات و جمهوریخواه در قبال ایران دارد درست به‌نظر می‌رسد.

 

هرگاه ملاك قضاوت را اظهارات و موضع‌گیری‌های علنی آنها درباره جمهوری اسلامی در نظر بگیریم، می‌توان گفت كه در این بخش كه به نحوه و چگونگی برخورد با ایران است، جان مك‌كین نامزد جمهوریخواه و اوباما نامزد دموكرات اختلافات جدی ندارند. در جریان مبارزات انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریكا در آن‌جا كه از ایران نام برده شده است دو محور مركزی وجود دارد. 

1- مسأله هسته‌ای ایران
2- حمایت از تروریسم

مساله هسته‌ای
واقعیت آن است كه در ارتباط با مسأله هسته‌ای ایران اوباما و مك‌كین هر دو یك پیش‌فرض را پذیرفته‌اند و آن این است كه ایران قصد تولید سلاح هسته‌ای دارد و ادعای دیگر كه برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است واقعیت ندارد. 

پذیرفتن این پیش‌فرض از طرف اوباما و مك‌كین نظریات اعلام شده آنها را بسیار بهم نزدیك كرده است. به‌طوری‌كه نمی‌توان تفاوتی واقعی و معنادار مشاهده كرد. با پذیرش مشترك این پیش‌فرض كه انكارهای مكرر جمهوری اسلامی ایران هم در آن تاثیری ندارد، چگونگی برخورد با مسأله هسته‌ای ایران از اهمیت بالایی در دیدگاه هر دو حزب دموكرات و جمهوریخواه برخوردار می‌شود.

 

اگر بخواهیم راه‌حل‌های پیشنهادی نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریكا را در قبال مساله هسته‌ای ایران در یك جمله كوتاه خلاصه كنیم می‌توانیم بگوییم هر دو نامزد دموكرات و جمهوریخواه تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی را مدنظر دارند. در مركزیت این برداشت محاصره دریایی ایران قرار می‌گیرد. آنگونه كه اوباما با صراحت بیشتری از مك‌كین مطرح كرده است. لااقل در مناظره تلویزیونی كه مستقیما به سیاست خارجی آمریكا مربوط می‌شد، این اوباما بود كه صحبت از جلوگیری از فروش بنزین به ایران و معاملات نفتی ایران به میان آورد.

 

جان مك‌كین درحقیقت برای آنكه كم نیاورد و در اذهان عمومی آمریكایی‌ها متهم به كوتاه آمدن در مقابل ایران نباشد محاصره دریایی را براساس مفاد قطعنامه 1803 عملی می‌دانست كه نیازی به تصویب قطعنامه‌های جدید در شورای امنیت ندارد. 

منتها برای این كه دیدگاه نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریكا را در این مورد بخصوص بتوان واقع‌بینانه دید و از پیش‌داوری‌های موجود در ایران در نظر گرفت لازم می‌شود سیاست‌های دو حزب جمهوریخواه و دموكرات را در بعد كلی‌تری در نظر گرفت، در چنین نگاهی برخلاف تصور رایج، جمهوریخواهان به رغم شهرت جنگ‌طلبانه‌شان ظرفیت‌های واقعی‌تری برای كنار آمدن با نظام اسلامی دارند و این دموكرات‌ها هستند كه به‌دلیل نزدیكی بیشترشان به اسرائیل تحت تأثیر منافع اسرائیل از این ظرفیت برخوردارند كه مواضع سرسختانه‌تری در قبال ایران اتخاذ نمایند.

 

بنابراین برداشت غالب در ایران كه تفاوتی بین دموكرات و جمهوریخواه مشاهده نمی‌شود با واقعیت‌های موجود هم‌‌خوانی اندكی می‌یابد. به احتمال زیاد اگر اوباما برنده انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا باشد مواضع هماهنگ‌تری با اسرائیل اتخاذ خواهد كرد و از این زاویه تفاوت‌هایی بین دموكرات‌ها و جمهوریخواهان وجود دارد. 

«باراك اوباما» وقتی صحبت از افزایش فشارها تا سطح محاصره دریایی ایران و احتمالاً جلوگیری از فروش نفت ایران می‌كند، نظریات خود را در این پوشش بظاهر قابل قبول‌تر قرار می‌دهد كه گزینه دیگر حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران خواهد بود. حمله‌ای كه قطعاً با واكنش سخت و متقابل ایران روبه‌رو خواهد شد و ممكن است آمریكا را مجبور به دخالت نظامی در حمایت از اسرائیل كند. آنچه كه در ایران بدرستی درك نشده یا اگر هم درك شده باشد در سطح محدود در سطوح بالاتر حكومتی است و جامعه در كلیت‌اش نسبت به آن ناآگاه نگاهداشته است این واقعیت است كه اوباما در محاصره دریایی ایران جدی‌تر از جان مك‌كین است.

 

تجربه تاریخی دموكرات‌ها و جمهوریخواهان در گذشته نه‌تنها در ارتباط با ایران كه در ارتباط با همه كشورهایی كه از نظر آمریكا مركزیت قدرت در آنها میل به تمركز دارد و حكایت از آن دارد كه دموكرات‌ها با طرح شعارهایی نظیر حقوق بشر و حقوق اقلیت‌های مذهبی و قومی، مشكلاتی برای این‌گونه كشورها پیش از جمهوریخواهان به‌وجود می‌آورده‌اند برداشت كسانی در ایران كه مساله آمریكا تنها موضوع هسته‌ای نیست و در فرض حل آن موضوعات دیگری برای طرح وجود خواهد داشت، در این بخش درست به‌نظر می‌رسد. 

نظریات طرح شده «اوباما» درباره برنامه هسته‌ای ایران از یك نگاه دیگر جدی‌تر از مك‌كین خواهد بود. بدین‌معنا كه اوباما با طرح شعار «تغییر» توجه زیادی را در نسل جوان آمریكا در سطح جهان بخودش جلب كرد و تغییر بدین‌معنا است كه سیاست دوره جمهوریخواهان كه در داخل مشكلات اقتصاد ما را دامن زده و در خارج دوستان آمریكا را در حمایت از سیاست‌های آمریكا دچار تردید كرده است تغییر خواهد كرد و آمریكا به نظریات متحدانش توجه بیشتری خواهد كرد.

 

این سیاست اوباما در صورت پیروزی اعتبار آمریكا را در اذهان عمومی جهانیان بازسازی خواهد كرد و دولت‌های حزبی حاكم را در كنار اوباما قرار خواهد داد. از این رو نباید دور از انتظار تصور شود كه اوباما كشورهای بیشتری را در كنار خود در پروژه تحریم و محاصره كامل تجاری و اقتصادی ایران قرار دهد. محاسبات در ایران اگر روی تضاد روس‌ها و آمریكا برجسته شود با واقعیت سیاسی و منافع روسیه هم‌خوانی نخواهد داشت، در عین‌حال به هر میزان كه اوباما بتواند در صورت انتخاب شدن در مقام رئیس‌جمهوری آمریكا كشورهای بیشتری را در كنار خود در محاصره ایران قرار دهد به همان نسبت احتمال منزوی شدن ایران را تقویت خواهد كرد.

ظاهرا دموكرات‌ها پیروزی خود در انتخابات ریاست‌جمهوری را قابل حصول یافته‌اند و به همین دلیل اوباما در موقعیتی قرار دارد كه توجه بیشتری از مك‌كین به اصلی‌ترین چالش‌های پیش روی آمریكا بكند و برای آنها از قبل راه‌حل‌هایی را مورد توجه قرار دهد. همگرایی احتمالی آمریكا و توجه به نظریات متحدان آمریكا به خصوص در اتحادیه اروپا به زیان ایران عمل خواهد كرد.

 

اگر اوباما همان‌طور كه تاكنون توانسته است بین گزینه حمله نظامی احتمالی اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران در صورت ناكامی راه‌حل‌های سیاسی كه درهرحال آمریكا را درگیر جنگ خواهد كرد و گزینه محاصره كامل و به تسلیم كشاندن سیاسی – اقتصادی ایران پیوند برقرار كند و بتواند اروپا و دنیای غرب را قانع كند كه بین این دو گزینه یكی را انتخاب كند تردیدی وجود ندارد كه محاصره كامل ایران به‌رغم تضاد منافع تجاری كشورهای اروپایی در ایران محتمل‌تر خواهد شد.

 

البته سیاست‌های اوباما و مك‌كین در این جا یكسان به نظر می‌رسند و هر دو صحبت از تشدید محاصره ایران در جریان مبارزات انتخاباتی‌شان به میان آورده‌اند. منتها باید توجه داشت كه مك‌كین جمهوریخواه است و سیاستش در دوره قدرت بوش اعمال شده است با تغییرات جدی روبه‌رو نخواهد كرد. در صورت پیروزی مك‌كین سیاست بوش با وجه غالب تبلیغات ضدایرانی و كمتر عملیاتی كردن تبلیغات امكان تداوم خواهد داشت و گمان نمی‌رود در قدرت مانور مشابه ایران هم علیه آمریكا تاثیرات تعیین‌كننده‌ای بر جای بگذارد.

 

«اوباما» دست بازتری خواهد داشت و اگر بخواهد سیاست كنونی آمریكا علیه ایران را یكدست‌تر كند، از توانایی عملی بالاتری از مك‌كین برخوردار خواهد شد. قدرت احتمالی دموكرات‌ها از همین زاویه تاثیرگذارتر می‌باید در نظر گرفت. به ویژه آنكه كمتر از یك سال بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا انتخابات مشابهی در ایران پیش رو است. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم ساخت ایدئولوژیك‌ قدرت در ایران و آمریكا مورد توجه است و تحول حزبی قدرت در آمریكا اگر در ایران به درستی مورد ارزیابی به موقع قرار نگیرد، این احتمال وجود خواهد داشت كه ساخت ایدئولوژیك قدرت اجازه ندهد كه واقعیت تحولات در آمریكا آن طور كه هست درك شود و در جهت خنثی كردن آن به موقع چاره‌اندیشی شود. 

اوباما و مك‌كین هر كدام كه به قدرت برسند، سیاست نرم‌افزاری یا سخت‌افزاری را تحمیل خواهند كرد. با سیاست‌های پیچیده‌تر از اوباما احتمالا مقابله سخت‌افزاری دشوارتر خواهد شد. نگاه محافظه‌كارانه و نگاه اصلاح‌طلبانه، ایران تحت تاثیر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا اگر از واقع‌بینی فاصله بگیرد، فرصت‌ها را كاهش و تهدیدها را افزایش خواهد داد. نگاه اصلاح‌طلبانه در تقابل اوباما پاسخ مناسب‌تر و نگاه محافظه‌كارانه در مقابل مك‌كین كارآمدتر عمل خواهد كرد.

حمایت از تروریسم
بحث دومی كه در ارتباط با جمهوری اسلامی در جریان مبارزات انتخاباتی آمریكا بین نامزد دموكرات‌ها و نامزد جمهوریخواه مشترك به نظر می‌رسد این ادعا و باور تثبیت در ذهنیت آمریكایی‌ها است كه ایران از تروریسم حمایت می‌كند. ظاهرا استدلال ایران كه تلاش كرده است بین تروریسم و مبارزات رهایی‌بخش خط جدایی بكشد در آمریكا چندان مقبول واقع نشده است بر همین مبنا در آمریكا حمایت ایران از حزب‌الله لبنان و جنبش حماس در فلسطین حمایت از تروریسم تلقی شده است.

 

گذشته از این در سطح تبلیغاتی دخالت ایران در عراق و افغانستان در قالب حمایت از جریان‌های افراط‌گرای اهل سنت و اهل تشیع هر دو حمایت از تروریسم دانسته شده و چنین تبلیغ شده است كه ایران از سازمان القاعده و طالبان در افغانستان و عراق حمایت مالی و تسلیحاتی پشت پرده‌ای دارد. البته ایران بارها و قاطعانه اینگونه برداشت‌ها را تكذیب كرده است ولی تكذیب ایران چندان جدی گرفته نشده است. بنابراین همچنان در مظان اتهام حمایت از تروریسم باقی مانده است.
منتها آنچه كه حائز اهمیت بیشتری خواهد بود تاثیرپذیری بیشتر دموكرات‌ها از جمهوریخواهان از سیاست‌های اسرائیل است.

 

تردیدی نیست كه در محور اصلی ادعای حمایت ایران از حزب‌الله لبنان و جنبش حماس فلسطین قرار دارند كه هر دو با اسرائیل درگیر هستند. بنابراین قابل تصور خواهد بود كه اگر اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریكا پیروز شود سیاست سخت‌تری در حمایت از اسرائیل در مقابل حزب‌الله و جنبش حماس در پیش بگیرد. در همین راستا انتظار تشدید فشارها بر ایران به منظور پایان دادن به حمایت از حزب‌الله لبنان و جنبش حماس فلسطین افزایش خواهد یافت.

 

از آنجا كه حمایت از این دو جریان ضداسرائیلی در ایران بعد ایدئولوژیك پیدا كرده است و این حمایت در راستای مسوولیت انقلاب اسلامی است تغییر سیاست ایران محتمل نیست. از این رو اسرائیل در موقعیت مساعدی قرار می‌گیرد كه سیاست‌های آمریكا را به سود خودش علیه ایران جهت دهد. تحولات عراق و افغانستان نیز در تثبیت ذهنیت علیه ایران بی‌تاثیر نیست و به هر میزان كه آمریكا در این دو كشور با مشكل روبه‌رو شود توجهش به ایران بیشتر جلب خواهد شد.

 

درست به همین دلیل است كه تفاوتی در مبارزات انتخاباتی بین اوباما و مك‌كین شناسایی نشد و هر دو ایران را حامی تروریسم ارزیابی می‌كردند. البته ایران خود در حمایت از حزب‌الله لبنان و حماس فلسطین قطع نظر از برداشت دیگران كه آنها را تروریست می‌دانند جدی است و تعریف جداگانه‌اش كه آنها را مبارزات راه آزادی می‌داند حمایت علنی را هرچند كه سیاسی عنوان می‌كند ایجاب می‌كرده است و در آینده‌ای قابل پیش‌بینی چنین خواهد بود.

در عین حال یك واقعیت مهمتر وجود دارد كه تفاوت دیدگاه و برداشت‌های ایران و آمریكا را روشن می‌سازد و آن این واقعیت است كه برداشت تروریسم و آزادی‌بخشی آنقدر از هم فاصله دارند كه در آینده‌ای قابل پیش‌بینی نمی‌توان تصور كرد كه وجوه مشتركی هرچند ظاهری بیابند و دیدگاه‌های ایران و مجموعه دنیای غرب به رهبری آمریكا از شدت تضادهایشان بتوانند بكاهند.

 

این واقعیت می‌تواند نظر كسانی را تقویت كند كه اساسا حل مساله لبنان و حزب‌الله و حل مساله جنبش حماس در فلسطین را در گرو حل مساله ایران می‌دانند و روی این مطلب تاكید دارند كه اینگونه مسائل منطقه‌ای در خاورمیانه حل نخواهد شد مگر آنكه سیاست ایران تغییر كند. این برداشت از طرف اسرائیلی‌ها دامن زده می‌شود و اگر بپذیریم كه اوبامای دموكرات در مقابل اهداف اسرائیل نفوذپذیرتر از مك‌كین جمهوریخواه خواهد بود، در آن صورت علی‌القاعده در ایران هم اینگونه محاسبات لحاظ شوند و لااقل تلاش بیشتری برای روشن كردن مرزها بین دو برداشت تروریستی و رهایی‌بخش صورت بگیرد.

جمع‌بندی كلی
سیاست خارجی آمریكا تحت تاثیر جابه‌جایی حزبی قدرت در این كشور قرار نمی‌گیرد، استراتژی آمریكا در سیاست خارجی جدا از دیدگاه‌های شخصی نامزدهای ریاست جمهوری است و تقریبا برای یك دوره زمانی لااقل میان مدت تدوین می‌شود و دموكرات‌ها و جمهوریخواهان هر دو در تدوین آن نقش دارند.

 

اما در سطح تاكتیك‌های بین جمهوریخواهان و دموكرات‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد. شیوه‌هایی كه دو حزب اهداف استراتژیك آمریكا و سیاست خارجی را پیگیری می‌كند می‌تواند متفاوت باشد. اما در مورد نحوه برخورد با جمهوری اسلامی حتی در تاكتیك‌ها هم تفاوت چندانی در جریان مبارزات انتخاباتی اوباما و مك‌كین مشاهده نشد. هر دو نامزد دموكرات و جمهوریخواه در ارتباط با اصلی‌ترین بحث مرتبط با ایران یعنی مساله هسته‌ای دیدگاه‌های تقریبا یكسانی ‌را بیان كرده‌اند. این برداشت در هر دو نامزد دموكرات و جمهوریخواه وجود داشت كه برنامه هسته‌ای ایران به‌رغم ادعای ایران كه آن را صلح‌آمیز می‌دانند نظامی است و ایران قصد دستیابی سلاح هسته‌ای را دارد.

 

هر دو نامزد روی این مطلب كه جلوی ایران را می‌گیرند و اجازه نخواهند داد كه ایران به سلاح هسته‌ای دست بیابد تاكید داشتند. هر دو نامزد دموكرات و جمهوریخواه محاصره اقتصادی - سیاسی ایران را موثرترین راه توقف برنامه هسته‌ای ایران اعلام كردند. اما در همان‌حال در حمایت از اسرائیل روی این موضوع تاكید كردند كه اگر راه‌حل سیاسی به نتیجه نرسد اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله نظامی خواهد كرد و آمریكا در حمایت از اسرائیل وارد جنگ خواهد داشت.

با وجود مواضع مشابه اعلام شده اوباما و مك‌كین در قبال مساله هسته‌ای ایران، در یك ارزیابی واقع‌بینانه‌تر اما نه چندان مورد پذیرش در ایران می‌توان گفت كه ریاست‌جمهوری اوباما برای نظام اسلامی خطرات بیشتری از ریاست جمهوری مك‌كین دربرخواهد داشت زیرا كه اوباما توان بالاتری برای بازسازی موقعیت آمریكا در سطح جهانی دارد كه در دوره بوش چهره‌اش جنگ‌طلبانه‌تر شده بود. بازسازی چهره مخدوش شده آمریكا به معنای همراه كردن تعداد بیشتری از كشورها در نحوه برخورد با مساله هسته‌ای ایران است.

 

گذشته از این حزب دموكرات با اسرائیل هماهنگ‌تر از حزب جمهوری‌خواه است. بنابراین اوباما در مقابل سیاست‌های ضدایرانی اسرائیل نفوذپذیرتر از مك‌كین خواهد بود. در چنین نگاهی به‌رغم اشتراك نظر اوباما و مك‌كین درباره ایران در جریان مناظرات تبلیغاتی‌شان اوباما از قدرت مانور بیشتری از مك‌كین در اعمال فشار اقتصادی – سیاسی و حتی نظامی تحت تاثیر منافع اسرائیل برخوردار خواهد بود.با توجه به این‌گونه واقعیت‌ها علی‌القاعده در ایران روی‌آمدن اوباما و پیروزی احتمالی‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا با تامل بیشتری فكر شود.

 

در یك قضاوت مقدماتی می‌توان گفت كه دو دیدگاه محافظه‌كارانه و اصلاح‌طلبانه در ایران در صورت پیروزی اوباما و یا مك‌كین می‌توانند تحت تاثیر قرار گیرند. هرچند كه چنین برداشتی را كسی نتواند علنا تایید كند. منتها در سطح یك برداشت مقدماتی به آن می‌توان توجه كرد. به ویژه از این زاویه كه با پیروزی اوباما نگاه اصلاح‌طلبانه در ایران و با پیروزی جان مك‌كین نگاه ایدئولوژیك شده محافظه‌كارانه پاسخ مساعدتری می‌توانند بدهند.

 

بنابراین هرگاه و به هر دلیلی در ایران تحول حزبی قدرت كاخ سفید جدی گرفته نشود و ذهنیت غالب همچنان حول محور بی‌تاثیری انتخابات ریاست جمهوری آمریكا بر ایران متمركز باقی بماند این احتمال وجود خواهد داشت كه ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از تحول حزبی قدرت در آمریكا به دست نیاید و در هر دو مقوله هسته‌ای و تروریسم بافشار بیشتر دموكرات‌ها در صورت پیروزی اوباما ایران روبه‌رو شود. 

٭ این مقاله قبل از برگزاری انتخابات آمریكا نوشته‌شده است

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)