اگرچه این روزها خبر از آن میرسد كه علی كردان تحت فشار قرار دارد تا استعفا بدهد و كابینه دولت نهم را ترك كند، اما برخی اخباری كه به شهروند امروز رسیده حاكی از آن است كه رئیسجمهور محمود احمدینژاد به وزیر كشور گفته است، فشارهایی كه برای بركناری شما آغاز شده، تماما سیاسی است و من مانع از استیضاح و بركناری شما میشوم. بدینترتیب، رئیسجمهور از علی كردان خواسته بیتوجه به فشارهایی كه بعضا از ناحیه مجلس و برخی اعضای دولت نهم وارد میشود، كار خود را انجام دهد.
علی كردان، البته به غیر از محمود احمدینژاد، دو حامی مهم دیگر نیز دارد كه در برخی از محافل سیاسی – اقتصادی از آن سه نفر به «حلقه كرج» یاد میكنند. كردان، رحیمی و جهرمی سه عضو بلندپایه كابینه محمود احمدینژاد هستند كه مدت آشنایی آنها، به سالها قبل از دولت نهم باز میگردد، زمانی كه هر سه در كنار محمود احمدینژاد از جمله كارگزاران دولت دوم هاشمی رفسنجانی بودند. محمود احمدینژاد استاندار اردبیل، محمد (علینقی) جهرمی استاندار فارس، محمدرضا رحیمی استاندار كردستان و علی كردان فرماندار گنبدكاووس بود.
این چهار نفر از آن زمان با یكدیگر آشنا شدند، اما روابط و نزدیكی كردان، جهرمی و رحیمی باعث شد كه آن سه هر یك، در حمایت آن دیگری قرار بگیرد و اگر هر كدام به پست و منصبی رسید، آن دو دیگر را نیز یاری كنند. چنین بود كه وقتی در دولت نهم، محمود احمدینژاد رئیسجمهور شد، جهرمی وزیر كار شد، رحیمی كه در دیوان محاسبات مشغول به كار بود به معاونت حقوقی رئیسجمهور رسید و علی كردان كه سالها در معاونت علی لاریجانی در سازمان صداوسیما مشغول كار بود، ابتدا به وزارت كار رفت و معاونت جهرمی را در سازمان فنی و حرفهای اشغال كرد و سپس قائممقام وزارت نفت شد و نهایتا با حمایت رحیمی و جهرمی، ساختمان 19 طبقه وزارت كشور رفت و جایگزین مصطفی پورمحمدی، وزیركشور شد. اكنون اعضای حلقه كرج، یكی در رأس وزارت كار است، دیگری در رأس وزارت كشور و آن دیگر معاونت حقوقی رئیسجمهوری را برعهده دارد.
شاید نگاهی به برخی اتفاقات گذشته، نقش آنها را بیش از پیش روشن كند. در هنگامهای كه محمد (علینقی) جهرمی وزیر كار با طهماسب مظاهری رئیس كل سابق بانك مركزی در خصوص سیاستهای مالی و پولی كشور به اختلاف رسیده بود، علی كردان وارد میدان شد و رسما از محمد جهرمی به دفاع پرداخت. در آن زمان شاید برای برخی جای تعجب داشت كه چرا كردان. اما كردان با تاكید بر بررسی سیاستهای انقباضی بانك مركزی، خواستار آن شد كه قفلهای خزانه در شورای امنیت وزارت كشور گشوده شود. طبیعتا كردان هم از جهرمی حمایت میكرد و هم از مظاهری انتقاد و اگر پیشنهاد او عملیاتی میشد، انفتاحی برای «حلقه كرج» حاصل میشد. در آن واقع آن حمایت علنی، فشارها را برای ترك طهماسب مظاهری افزون كرد و نهایتا نیز او بانك مركزی را ترك كرد.
اما این اولین باری نبود كه این سه عضو حلقه یكدیگر را پوشش میدادند. در زمانی كه سایت الف به رهبری احمد توكلی اعلام كرد طی استعلامی كه از دانشگاه آكسفورد انجام داده، مدرك كردان جعلی و تقلبی است، دو اتفاق رخ داد. محمدرضا رحیمی لازم دید وارد این ماجرا شود. او در ابتدای امر از سایت الف شكایت كرد كه این شكایت منجر به توقیف «الف» شد. سپس، اعلام نظر آكسفورد مبنی بر اینكه تاكنون به هیچ شخصی به نام «علی كردان» مدركی اعطا نكرده است، رحیمی مصاحبه كرد و این اعلام نظر را به سیاستهای استكباری انگلیسی گره زد و خبر داد كه دانشگاه آكسفورد، تمام اطلاعات مربوط به كردان را از روی سایت خود حذف كرده است.
پافشاری بر این سخنان و همچنین بر اینكه مدرك كردان صحت دارد، باعث شد آن دانشگاه اعلام كند كه حق خود را برای شكایت محفوظ میدارد و اگر لازم باشد، موضوع را از طریق مراجع بینالمللی پیگیری میكند. البته در همان ایام، گویا به خواست رئیسجمهور، با یكی از ایرانیانی كه در لندن مستقر است ارتباط برقرار میشود و او مأمور رسیدگی موضوع میشود. پیگیریهای بیسروصدای آن فرد آغاز و آرامآرام حقایق روشن میشود.
او مدتی بعد به تهران میآید و مستقیما گزارش خود را به مسوول مربوطهای كه وی را مأمور كرده بود، میدهد. گزارش او مورد بررسی قرار میگیرد و به رئیسجمهور محمود احمدینژاد میرسد. از دیگر سو همین گزارش به مجلس میرسد. چراكه علی لاریجانی نیز خواستار مشخص شدن صحت و سقم ماجرا شده بود. نهایتا روشن میشود كه مدرك اعلام شده، جعلی است و علی كردان به گفته خود، مغبون افراد و كسانی شده است كه از او سوءاستفاده كردهاند.
شاید بیمناسبت نباشد كه از درگیریهای داوود دانشجعفری وزیر سابق اقتصاد نیز با حلقه كرج سخن بگوییم. آنجا كه جهرمی بر سر وامهای زود بازده با او درگیر شد، یا محمدرضا رحیمی هنگامیكه در دیوان محاسبات بود، خواستار انحلال سازمان حسابرسی شد یا فهرست چند صد نفرهای از بدهكاران بانكی را اعلام و در خواست كرد برخی نهادها مانع از خروج آنها از كشور شود یا حتی زمانیكه طبق گزارش او به محمود احمدینژاد، تمام مدیران بیمه ایران یك شبه بركنار شدندو زمانی بعدتر مشخص شد آن گزارش اشتباه بوده. این رفتارها، داوود دانشجعفری را به شدت تحت فشار قرار داد تا نهایتاً او ترجیح داد زمانی كه خود را تنها در كابینه میبیند، استعفا دهد و كابینه را ترك كند.
اكنون حلقه كرج، اگرچه دركنار دیگر وزرای دولت نهم قرار دارند، اما دایره تاثیرگذاری آنان بر رئیسجمهور بیش از دیگر وزراست. در كنار محمود احمدینژاد سه حلقه قرار دارد. حلقه اول متعلق به افرادی است كه برخی از آنها به عنوان «تندرو» یاد میكنند. غلامحسین الهام، ثمره هاشمی، مسعود زریبافان، محمدعلی رامین، مهرداد بذرپاش و برخی دیگر از مشاوران احمدینژاد شامل این حلقه هستند. این افراد از ابتدای تشكیل دولت نهم تلاش كردند در تمام صحنههایی كه احمدینژاد حضور دارد، در كنارش حاضر باشند. ضمن آنكه برخی تغییرات كابینه نیز با مشورت این افراد انجام شد. چنانكه انتقادات بذرپاش از وضعیت صنعتی كشور، به بركناری علیرضا طهماسبی وزیر سابق صنایع منجر شد و خود او نیز در رأس شركت خودروسازی سایپا قرار گرفت.
چنانكه مصطفی پورمحمدی نیز در زمانی كه وزیر كشور بود، در گفتوگو با روزنامه همشهری خبر داد كه برخی از مشاوران رئیسجمهور با فشارهایی كه بر وی وارد آوردند، باعث شدند علی جنتی معاونت سیاسی این وزارتخانه را ترك كند و مجتبی ثمره هاشمی جای او بنشیند. حلقه تندروها تا مدتی توانسته بودند به عنوان اولین و تنها گروهی كه به رئیسجمهور نزدیك هستند، نظرات و ایدههای خود را پیش ببرند. چنانكه سخنان محمدعلی رامین و نظرات او در خصوص هولوكاست باعث شده بود رئیسجمهور در این باره اظهاراتی داشته باشد و هولوكاست را افسانه بخواند.
حلقه دیگری كه این روزها نمایان است و در سایه رئیسجمهور خودنمایی كرد، حلقه مشایی، محصولی و مولانا است. آنچنان كه گفته میشود اسفندیار رحیممشایی سیاستهای خارجی و صادق محصولی سیاستهای اقتصادی – انتخاباتی محمود احمدینژاد را پیگیری و تبیین میكنند. سخنان مشایی درباره اسرائیل، استقبال از افتتاح دفتر حافظ منافع آمریكا در تهران، سفرهای پیدرپی هوشنگ امیراحمدی و دیدار احمدینژاد با آمریكاییان و مصاحبه با رسانههای خارجی برای تغییر چهره سابق احمدینژاد، در همین راستاست.
این حلقه تلاش دارد چهره دیگری از احمدینژاد به دنیا ارائه كند. به همین دلیل سیاستهای آنها متفاوت با سیاستهای حلقه اول است. هر چند مشاعی در مقاطع زمانی آغازین دولت، بینصیب از حضور در حلقه اول نبوده است.تلاش این افراد این است كه رئیسجمهور تنها متاثر از مشاوره افراد حلقه اول قرار نگیرد. اگرچه این حلقه با «حلقه كرج» در بسیاری از جهات هماهنگ عمل میكنند.
اكنون به نظر میرسد كه احمدینژاد از حلقه اول فاصله گرفته و به حلقه كرج و حلقه دوم نزدیكتر شده است. چراكه از یكسو به انتخابات ریاستجمهوری میاندیشد، از دیگر سو به دنبال اجرای طرح تحول اقتصادی است كه حلقه دوم آن را از جمله دستاوردهای خود میداند. شاید به همین دلیل است كه هم علی كردان در دل دولت مخالف دارد، هم اسفندیار رحیممشایی و هم محمدرضا رحیمی. چه آنكه هرگاه این سه تن تحت فشار قرار گرفتند، حامیان تندروی احمدینژاد خواستار خروج هر سه نفر آنها از كابینه شدند.
هنگامی كه رحیمی كاندیدای احراز پست وزارت كشور شد، بدنه حامیان احمدینژاد فعال شدند او را به هاشمیرفسنجانی منتسب كنند. زمانی كه اسفندیار رحیممشایی درباره دوستی مردم اسرائیل سخن گفت، هواداران حلقه اول خبر دادند كه «هاله نور» را نیز كه روزی احمدینژاد از آن سخن گفته بود، رحیم مشایی به رئیسجمهور گفته بود و خواستار بركناری مشایی شدند و اكنون همین افراد از لزوم خروج علی كردان از كابینه سخن میگویند.
یك سال باقیمانده برای اعضای هر سه حلقه، بسیار حائز اهمیت است. چنانكه آنها تلاش میكنند رئیسجمهور را مصادره و از آن خود كنند تا بلكه بتوانند سیاستهای خود را پیش ببرند.