روشنفكران ایرانی از المپیك چین و اعتراض تبتی‌ها می‌گویند

تناقض‌های كمونیستی

 

روشنفكران در عرصه عمومی
آمنه شیرافكن :به گاه صحبت درباره وظیفه روشنفكر، یك جمله همیشه در زبان‌ها می‌چرخد، این جمله كه وظیفه روشنفكری خلق فضا در عرصه عمومی است. و ما اینك عرصه عمومی را برای حضور روشنفكران ایرانی در عرصه اجتماع می‌گشاییم. در اینجا قرار است به فراخور روزگار، خواننده سخن روشنفكران ایرانی درباره مسائل روزمره زندگی باشیم. می‌خواهیم از روشنفكران درباره آنچه در همین گوشه و كنار اتفاق می‌افتد، بپرسیم و روایت آنها را بشنویم. پس این هفته المپیك پكن و اعتراض تبتی‌ها را بهانه كردیم و از آنان پرسیدیم:
چین امروز میزبان بازی‌های المپیك به عنوان نماد صلح و مدارای جهانی است و در آن میان هم تبتی‌های معترض به سیاست‌های چین اعتراض‌هایی هدفمند را سامان داده و دولتمردان چینی را به رعایت حقوق سیاسی خویش دعوت می‌كنند. آیا چین می‌تواند میزبان خوبی برای این همبستگی جهانی باشد؟

پارادوكس تاریخی

هوشنگ ماهرویان :چین این روزها دورانی سراسر پارادوكسیكال را پشت سر می‌گذارد. قدرت اقتصادی چین او را به سوی آموزه‌های لیبرال دموكراسی كشانده در حالی كه آموزه‌های چپ همچنان در این كشور پرجمعیت ریشه دارد.ماركس بر آن بود تا دین را به عرصه خصوصی افراد بكشاند و از حضور دین در عرصه عمومی بكاهد. دیدگاه‌های ماركس پس از او به شكلی غیر منسجم از سوی افرادی كه خود را چپ می‌نامیدند ادامه یافت. تدوام آموزه‌های ماركس در چین و شوروی بیش از سایر كشورها خود را نشان داد به گونه‌ای كه در دوران پس از او عرصه عمومی نه تنها از دین كه از خیلی ابزارهای اجرای جامعه مدنی از جمله احزاب و روزنامه‌ها و حتی احزاب سیاسی هم بی‌بهره ماند و مصادیق احترام به حقوق بشر به اندك میزان ممكن خود در این كشور كاهش یافت.

در این دوران است كه عرصه عمومی شامل انجمن‌ها، گروه‌ها و نهادهای مذهبی و احزاب از سوی چپ‌ها به كنار گذاشته می‌شود. چین با این پس‌زمینه حالا به دورانی رسیده كه باید آزادی تجارت مورد نظر جان استوارت میل را در سیاست‌های كلان جامعه خود اجرا كند. چین این روزها دوره آزادی تجارت را تجربه می‌كند و البته در همین شرایط آموزه‌های حذف عرصه عمومی و بی‌توجهی به حقوق بشر همچنان در سیاست‌های این كشور ته نشست‌های خود را نشان می‌دهد. آنچه طی سال‌های گذشته بر مردان تبت و دالایی لاما گذشته در حقیقت نمایش گوشه‌ای از این پارادوكس است. حالا اگر چین بخواهد بر رویه خود در تجارت آزاد ادامه دهد ناخودآكاه به سمتی خواهد رفت كه در آینده‌ای نزدیك مصادیق نقض حقوق بشر رخت خواهد بست. لیبرال دموكراسی الزاماتی را برای كشورها به وجود خواهد آورد و یكی از همین الزامات هم ترویج احترام به حقوق بشر است. چین در شرایط تشدید پارادوكس تاریخی خود قرار گرفته است. المپیك پكن بهانه‌ای شد نا دالایی لاما بار سفر بر بندد و از كشوری به كشور دیگر سفر كند. در حین این سفرها با سران كشورها به گفت و گو بنشیند و حكومت‌گران نیز با گوشه و كنایه از چین بخواهند تا ملزومات حقوق بشردوستانه را در تبت اجرا كند. بنابراین نه تنها آینده پیش روی تبت و دالایی لاما بهتر خواهد شد كه می‌توان گفت شرایط حقوق بشر در كشور چین به زودی وارد فاز تازه‌ای از شرایط بهبود می‌شود. 

زنده باد دالایی لاما

لیلی گلستان :دالایی لاما را دوست دارم، شاید به این خاطر باشد كه در ذهنم به عنوان نماد مقاومت و مبارزه شكل گرفته است در همه این سال‌ها كه اخبار او را از رسانه‌ها دنبال می‌كنم. این روزها چین میزبان المپیك 2008 پكن است، خیلی وقت است كه مسوولان كشور چین به استقبال مسابقات المپیك رفته‌اند و این روزها همه چینی‌ها هیجان خاصی دارند و شاید بتوان گفت به نوعی از اینكه المپیك در كشورشان برگزار می‌شود حس غرور دارند. دالایی لاما اما در این میان چندان خشنودنیست، این روزها او به فكر بهبود اوضاع مردمان تبت است. یك سالی می‌شود كه به هر دری زده تا شرایط در منطقه تبت برای او و هم مسلكانش بهبود یابد.اما برای من برگزاری مسابقات المپیك پكن موجب شده تا توقعم از این سرزمین پر رمز و راز بیشتر شود. چین تا همین جای كار هم به خوبی از پس برگزاری المپیك بر آمده و حالا در چنین سطحی توقع جهانی از این كشور این است كه برای بهبود وضعیت زیست مردمان تبت اقدامی جدی انجام دهد. دالایی لاما را دوست دارم و مدام پیگیر اخبارش هستم، او برای من همیشه نماد مبارزه است و خوشحال می‌شوم اگر المپیك در كنار همه جذابیت‌هایی كه دارد این بار در حل یك مشكل حقوق بشری هم پیش قدم شود. زنده باد دالایی لاما. 

فراموشی انسانیت

سیاوش جمادی :این روزها المپیك پكن ذهن مردم جهان را به خود مشغول كرده است اما ذهن من را سرگذشت مردمانی در گوشه‌ای از این كشور بزرگ مشغول كرده كه از شرایط خوبی برای زیست و معیارهای زندگی برخوردار نیستند. ماجرای چین و تبت به لحاظ انسانی و صرف نظر از وضعیت و زد و بندهای سیاسی ماجرایی است كه باید نفع مردم تبت تمام شود. اما در باره موضعگیری كشورهای غربی درباره آنچه در تبت به عنوان مصداق نقض حقوق بشر می‌گذرد اتفاقی دوگانه است چرا كه شواهد و رخدادهای تاریخی نشان داده كه همین كشورهای غربی از كنار برخی فجایع انسانی می‌گذرند و البته برخی سودها موجب می‌شود كه در كنار مواردی از نقض حقوق بشر سكنی گزینند.

كشورهای غربی پیش از این به راحتی از كنار كشتار حلبچه و قتل عام كردها گذشتند و رسانه‌های این كشورها با بی‌اعتنایی اخبار مرتبط در این حوزه را پوشش دادند. در رفتار كشورهای غربی در مواردی از این قیبل دماسنج متغیری وجود دارد كه گاه به نفع حقوق بشر و گاه به نفع دیكتاتورهای ضد بشر متمایل می‌شود. نقش آمریكا در افغانستان و در عراق و به طور كلی لجام گسیختگی بلوك غرب به رهبری آمریكا نشان می‌دهد كه مدت‌ها است مسئله حقوق بشر و دموكراسی بازیچه دست برخی كشورها شده است. به طور خلاصه در اثبات مدعای خود درباره برخورد دوگانه غرب با آنچه در تبت می‌گذرد باید بگویم كه تاریخ دموكراسی در 300 سال گذشته به ویژه در ایالات متحده با معضل بزرگی مواجه بوده است. صدای مردم كه باید در دولت _ ملت شنیده شود و به گوش رسد با صدای صاحبان سرمایه، سلاح و رسانه مشتبه می‌شود. موضعگیری جهان غرب در مورد تبت یك موضعگیری دوگانه و غیر قابل تحمل است همچون موضع‌گیریهایی كه در جنگ جهانی دوم و در جنگ جهانی داخلی اسپانیا اسناد و شواهد روشنی در این زمینه وجود دارد.

چین كوتاه نیامد
حبیب‌الله پیمان :المپیك پكن فرصت مناسبی شد تا كشورهای غربی با اعمال برخی فشارها بر چین بخواهند نسبت به اصلاح وضعیت حقوق بشر دراین كشور هشدار دهند اما در نهایت چین بازنده این بازی نشد و البته شاید بتوان تنویر افكار عمومی‌جهان نسبت به وضعیت تبت و رسانه‌ای شدن این موضوع را برگ برنده دالایی لاما دانست. اما واقعیت این است كه اقتصاد چین به جایگاهی از تاثیرگذاری دست یافته كه به این راحتی‌ها نتوان این كشور را از مواضع حقوق بشرانه تهدید كرد. دالالی لاما رهبر تبتی‌های چین همزمان با آماده‌سازی چین برای میزبانی مسابقات جهانی المپیك 2008، فرصت را برای طرح موضوع وضعیت مردمان منطقه‌اش در سطح رسانه‌های جهان مناسب دانست و در سفرهای مختلف خود و در دیدار با سران كشورهای مختلف جهان نسبت به طرح خواسته‌هایش اقدام كرد . شاید دالایی لاما تصور می‌كرد كه برخی از كشورها با تحریم برگزاری مسابقات در پكن به خاطر رفتار دولت چین با تبتی‌ها یك برخورد جدی جهانی با دولت چین را رقم بزنند فارغ از اینكه حتی دولت‌هایی مانند آمریكا به دلیل حجم بالای مبادلات جهانی با چین با وجود تبلیغ رسانه‌ای در این زمینه حتی چنین پیشنهادی هم ارایه نكردند.
 
تقویت احساس قومی‌و مذهبی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم وضعیت ویژه‌ای را بر جهان حاكم كرد به گونه‌ای كه كشورهای اروپایی و غرب در حالیكه خود در جهت تقویت انسجام داخلی می‌كوشند اما از سوی دیگر حركت‌هایی در سیاست خارجی این كشورها به چشم می‌خورد مبنی بر اینكه بی‌میل نیستند تمامیت ارضی كشورهای دیگر دستخوش تغییر شود و همین‌طور هم هست كه شوروی تجزیه می‌شود و حالا رسانه‌های غرب به دنبال آن هستند كه از نقض حقوق بشر در تبت بگویند و شاید در پس خواسته‌هایشان میل به تجزیه تبت از چین هم باشد اما دالایی لاما به خوبی وضعیت كنونی را درك كرده و در تمام سخنرانی‌هایش هم بر این نكته تاكید داشته كه تبت‌خواهان استقلال نیست و صرفا آنها می‌خواهند كه شرایط زیست‌شان در چارچوب جامعه كنونی چین بهبود یابد. به هر حال چین برنده بده و بستان‌های یك سال اخیر در ماجرای تبت و سفرهای دالایی لاما بود و قطعا قدرت اقتصادی چین در جهان امروز فرصت مناسبی را برای این كشور به وجود آورده است.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)