جهان برای چند قبیله باقیماندهای كه در چنین انزوایی و در جایی چنان دورافتاده زندگی میكنند كه گویی از این جهان نیست، روزبهروز تنگتر میشود. آنها در كلبههای پوشالی ابتداییشان در اعماق جنگل نشستهاند و با شكار، ماهیگیری و جمعآوری گیاهان و میوهها روزگار میگذرانند. چیزی از تلویزیون و اینترنت نمیدانند و قطعا نامی هم از انفجار بزرگ نشنیدهاند. اما بعضی از آنها هواپیماهایی را دیدهاند كه در آسمان پرواز میكنند و گاهی شیرجه میزنند و تا محل اقامتشان پایین میآیند.
اخیرا انتشار عكسهای هوایی از اردوگاه قبیلهای در بالادست رودخانه آمازون در برزیل، نزدیك مرز پرو، بار دیگر ما را به یاد وضعیت آنها انداخته است.
این تصاویر یكسری كلبه تمیز و مرتب را نشان میدهد و آدمهایی كه از آنجا به هواپیمایی كوچك در آسمان نگاه میكنند. دو مرد كه چهره و بدنشان را به رنگ سرخ درآوردهاند، تیر و كمانشان را به علامت هشدار بالا آورده و متجاوز را نشانه رفتهاند. این آخرین قبایل بدوی كه در اعماق دورافتادهترین مناطق دستنیافتنی این سیاره پنهان شدهاند، به عنوان بازماندگانی كه تداوم بقایشان در آینده در غبار غلیظی از تردید فرورفته است، محافظان آینده خویش را بر سر یك دوراهی قرار میدهند: آیا آنها را به سرنوشت خویش واگذارند تا پیش از انقراض و خاموشی در دنیایی بزرگتر ادغام شوند یا خیر. هیچ كدام از این دو مسیر نوید پایانی خوش را نمیدهد.
این جمعیتها چنانچه به حال خویش رها شوند و در انزوا بمانند شاید چند صباحی دیگر به زندگیشان ادامه دهند. بعضی بیشتر در اعماق جنگلهای بارانی فروخواهند رفت و از جلوداران قاچاق چوب و كاوشگران نفت پیوسته دورتر خواهند شد. اما به نظر میرسد بولدوزرها و ارهها سرنوشتی جز درهمپیچیدن خلوت تنهاییشان رقم نزدهاند. اگر از محل زندگیشان كوچ داده شوند و از مقابله با بیماریهایی كه تاكنون هرگز با آنها روبهرو نشدهاند جان سالم بهدربرند، بازهم به احتمال قوی از دانش و باورهای بیهمتایی كه معرف آنهاست و روح زندگیشان، چیزی بر جای نخواهد ماند.
بنیاد ملی سرخپوستان دولت برزیل، فونای (Funai)، هنگامی كه طبق معمول داشت برفراز سكونتگاههای پراكنده قبایل در ایالت آكر كه تصور میشود تماس مستقیم چندانی با دنیای خارج ندارند، گشت میزد، به این اردوگاه برخورد كرد. هواپیمای عكسبردار به هیچوجه قصد فرود نداشت: فقط داشت موقعیت و وضعیت رفاهی اقوام را كنترل میكرد. طبق برآورد «بقای بینالملل»، سازمانی مستقر در لندن كه حامی اقوام بومی در تلاش برای زندگی است، دستكم 100 قبیله منزوی مشابه در جهان باقی مانده كه حدود نیمی از آنها در برزیل و پرو زندگی میكنند.
انسانشناسانی كه این اقوام را بررسی میكنند میگویند این برآورد به واقعیت نزدیك است و احتمالا پس از آن پاپوآ نیو گینه دارای بیشترین تعداد قبایل بومی است. هفته گذشته تحلیل عكسهای ماهوارهای نشان داد كه این كشور هر سال نزدیك به 3600 كیلومتر مربع از جنگلهای بارانیاش را از دست میدهد. با این نرخ، تا سال 2021 نیمی از كل مناطق جنگلی تراشیده یا به شدت تخریب خواهند شد كه برای فرهنگهای منزوی درون آن تهدید بزرگی است.
كارشناسان تردید دارند مردمی كه در تصاویر برزیلی جدید دیده میشوند یا قبایل دیگری كه پیش از این دیده شدهاند، آنطور كه بعضی خبرگزاریها گزارش كردهاند، قبایلی واقعا «بدون تماس» باشند. در عوض آنها بیشتر احتمال میدهند گروهی كه در آكر دیده شده، توسط قاچاقچیانی كه درختهای زیستگاهشان را اره كرده و انداختهاند، از قلمرو پرو به برزیل رانده شدهاند. پس از سالها نادیده گرفتن وضعیت، مقامات پرویی در منطقه مادره دی دیوس هفته گذشته اعلام كردند قصد دارند از قبایل جداافتاده حفاظت كنند و درختبران غیرقانونی را تحت فشار قرار دهند.
هركس كه مسئول باشد، حفاظت و تداوم بقای چنین مردمی و سبك زندگیشان شامل رسیدن به تعادلی دقیق میان بلندپروازیهای شركتهای توسعه منابع و تامین بیشترین منافع ممكن برای اقوام بومی است. انسانشناسان عموما تلاشهای برزیل در سالهای اخیر را میستایند. سیدنی پاسوئلو، مدیر سابق بخش قبایل ناشناخته در فونای، در جا انداختن رویكرد عدم برقراری تماس با قبایل منزوی بیشترین نقش را داشته است. سیاست دولت در حال حاضر تعیین حدود سرزمینهایی است كه آنها هنوز آنجا زندگی میكنند و ممنوع ساختن ورود به این مناطق برای شركتهای توسعه. اگرچه این سكونتگاهها چند وقت یكبار بازبینی میشوند، اما قرار نیست برای رفتن به میان این اقوام یا جذب آنها در فرهنگ بیرونی تلاشی صورت گیرد.
پاسوئلو دو سال پیش در گفتوگویی با یك سایت اینترنتی مسافرت به آدرس brazilmax.com گفت زمانی اعتقاد داشت تماس با این مردم و جذب آنها در فرهنگ رایج به نفع آنهاست. اما «ضمن انجام كار دیدم كه این كار واقعا چقدر به ضرر آنهاست. به بیماریهای مختلف مبتلا میشوند. استقلالشان را از دست میدهند و به دنیای ما وابسته میشوند.» این نگرش با تجربه پیشین در این منطقه زمین تا آسمان تفاوت دارد. تقریبا از زمان رونق بازار كائوچو در قرن نوزدهم، اقوام بومی به زور از زمینهایشان بیرون رانده شدهاند تا برای استخراج كائوچو، قطع درختان، معدنكاوی و گلهداری جاده بسازند. این اواخر قاچاق كوكائین در بخشهایی از آمریكای جنوبی به این مسئله دامن زده است. در نتیجه تعداد ناشمرده كسانی كه با اتكا به سرزمین اجدادیشان زندگی میكنند اكنون بسیار اندك است. ژانت چرنلا (J.Chernela)، انسانشناس دانشگاه مریلند، میگوید «امیدوارم از تكرار این اشتباهات جلوگیری شود اما بعضی معتقدند كه این اشتباهات تكرارناپذیرند.»
قانعكنندهترین دلیل برای سیاست عدمتماس، خطر ابتلای این اقوام به بیماریهایی است كه در برابر آنها فاقد ایمنی هستند. كارشناسان باید به خویش یادآوری كنند كه بیماری علت اصلی كاهش جمعیت بومیان در گذشته بوده است. انسانشناسان میگویند در حال حاضر فقط وضعیت گروههای قبیلهای كوچكی كه در امتداد شاخههای فرعی كه جز با قایق كانو دسترسی به آنها امكانپذیر نیست زندگی میكنند، امن به نظر میرسد. اما این مردم توان مقاومت در برابر فشارهای بیرحمانه شركتهای عمران و توسعه را ندارند. دكتر چرنلا میگوید احداث یك بزرگراه جدید در ایالت آكر خبر از آینده بدی برای آنها میدهد. او مینویسد «تا مدتی شاهد كاهش نرخ جنگلزدایی در این منطقه بودیم. اما اكنون به نظر میرسد كه بار دیگر جنگلزدایی سرعت میگیرد و این بسیار ناامیدكننده است.»
New York Times, Jun.8, 2008