پل ارلیك با نوشتن كتاب بمب جمعیت در سال 1968 به راهاندازی جنبش زیستمحیطی مدرن كمك كرد. پل و همسرش، آن، اكنون با كتاب جدیدی تحت عنوان «جانور غالب» بازگشتهاند كه با انباشته شدن شواهدی كه نشان میدهند بمب جمعیت شاید تاكنون منفجر شده باشد، نگاه جدیدی به آینده ما روی این سیاره میاندازد.
اوایل سال جاری بانك جهانی هشدار شومی داد: افزایش بیسابقه قیمت غذا بیش از صد میلیون نفر از مردم جهان را در فقر شدید و سوءتغذیه فرومیبرد. در چندین كشور به خاطر غذا شورش شد، دولتها سرنگون شدند و جنگ بر سر آب و غذای نایاب رو به افزایش است. شاید امسال سال 2008 باشد اما انگار این سناریو مستقیما از لابهلای صفحات شاهكار پل ارلیك ــ بمب جمعیت ــ بیرون كشیده شده است. خلاصه آنكه تیترهای امروز مطبوعات جهان چنان است كه گویی بمب جمعیتی كه ارلیك دقیقا 40 سال پیش دربارهاش هشدار داده بود اكنون دارد منفجر میشود. ارلیك، چهار دهه پس از آنكه برای نخستین بار این بحث را به راه انداخت و منشا اقداماتی در سرتاسر جهان شد اكنون با كتاب جدیدی تحت عنوان «جانور غالب: تكامل انسان و محیطزیست» بازگشته است.
در «جانور غالب»، پل به همسرش آن ارلیك كه خود دانشمندی جایزهبرده است میپیوندد تا این بحران رشد را بررسی كند ــ از ریشههایش در تكامل انسان تا ناتوانی دولتهای مدرن در پاسخ دادن به آن. این كتاب تبیین مستدلی است از آنكه چگونه انسان امروز دنیای انسان فردا را میسازد و تمدن ما برای بقا نیازمند چه چیزهایی خواهد بود. چهلمین سالگرد انتشار «بمب جمعیت» و چاپ كتاب «جانور غالب» فرصت مناسبی است برای نگاهی عمیق به هشدار نخستین ارلیك به جهان در سال 1968، میراث او و پژوهشهای مستمر او برای درك و تبیین بحرانی كه تمدن ما با آن روبهرو است.
ارلیكها در این كتاب نیز درست همچون «بمب جمعیت» قطعات بسیاری را به هم گره میزنند كه بجران زیستمحیطی، اجتماعی و بشردوستانه جهان امروز ما را میسازند. ارلیكها ما را به این درك تكاندهنده میرسانند كه درهمتنیدگی موضوعاتی همچون غذا، انرژی، اقلیم، مواد شیمیایی سمی و اكوسیستمها به هیچ وجه صرفا یك بحران گذرا نیست. او به شیوهای مجابكننده تبیین میكند كه چیرگی ما بر زمین موجب یك دوره تغییر تكاملی سریع شده كه از زمان برخورد یك شهابسنگ به زمین در 65 میلیون سال پیش تاكنون این سیاره به خود ندیده است.
در تاریخ بیش از 100 هزار ساله انسان، ما از موجوداتی آسیبپذیر كه برای نگهداری موجودیتشان از زمین آویزان بودند به جامعه جهانی پیچیدهای تبدیل شدیم كه در هر وجب از آن دستكاری میكنیم. ما در فرصت كوتاهی جانور غالب روی این سیاره شدهایم. پس چرا ما داریم جهانی میسازیم كه گونه خودمان را تهدید میكند؟ برای تغییر مسیر كنونی كه به سوی تغییرات اقلیمی هرچه بیشتر، افزایش قحطی و خشكسالی و بیماریهای همهگیر میانجامد، چه میتوان كرد؟
دانشمندان مشهور دانشگاه استانفورد، پل ارلیك و آن ارلیك معتقدند كه پرداختن هوشمندانه به این پرسشها بستگی به درك روشنی از چگونگی تكامل ما دارد و اینكه ما چگونه و چرا این سیاره را طوری تغییر میدهیم كه آینده فرزندانمان را تیره و تار میكند. «جانور غالب» با ردیابی برهمكنش میان تغییر زیستمحیطی و تكامل ژنتیكی و فرهنگی از آغاز بشریت، خوانندگان را به این دانش مجهز میكند. آنها با نثری روشن و درگیركننده توضیح میدهند كه Homo sapiens چگونه با محیط اطراف خویش سازش یافت و سرانجام به شكلگیری فرهنگهای زنده، شناخت علمی وسیع و جادوی تكنولوژیكی كه میشناسیم رسید. اما ارلیكها روی دیگر سكه این داستان پیروزمندانه نوآوری و فتح را نیز بررسی میكنند. شاید ما با تراشیدن جنگلها برای افزایش محصولات زراعی و شهرسازی، بستن قارهها به هم با شاهراهها و ساخت مواد شیمیایی كه طبیعت تاكنون به خود ندیده، زیر پای خودمان را خالی میكنیم. تهدیدهای تخریب محیطزیست از روی تیترهای نشریات كاملا آشكار است اما این به هیچ وجه سرنوشتی نیست كه از پیش برای ما مقدر شده باشد. اگر از گذشته تكاملیمان درس بگیریم، انسان میتواند بار دیگر سازش یابد.
www.dominantanimal.org