مجید رئوفی / مهدی معزی:بالاخره محسن چاووشی هم به جمع مجازها پیوست؛ خواننده و آهنگساز خوشذوقی كه در بیست و یكی، دو سالگی اولین آلبومش را منتشر كرد. به سبب شباهت صدای چاووشی و یك خواننده شدیدا شبیهخوان مجاز و مطرحتر بودن نام این خواننده در آن مقطع، بسیاری فكر میكردند این آهنگها هم با صدای همان شبیهخوان داستان ما ضبط شده است. پس از مدتی و با انتشار آلبوم”خودكشی ممنوع” اما، همان خیلیها هم متوجه شدند كه این صدای گرفته و بم كمترین شباهتی به صدای زیر خواننده شبیهخوان ندارد.
تب چاووشیپسندی تندتر میشد و شعرهای تیره او به خوبی روی صدایش مینشستند و حس فوقالعاده ملودیپرداز او هم، پكیج را كامل میكرد. آلبومهای “لنگه كفش” و “متاسفم” موقعیت ویژهای برای این خواننده و آهنگساز خوشذوق خرمشهری فراهم آوردند و و حضور صدای چاووشی در فیلم” سنتوری” طیف جدیدی از مخاطبان را به گستره دوستداران او افزود. او به یك پدیده تبدیل شده بود در حالی كه هنوز مجوز فعالیت رسمی نگرفته بود و به نظر میرسید حضورش در هر جریانی، میتواند سرنوشت متفاوتی را برای آن جریان رقم بزند؛ نمونهاش ناكامی سنتوری برای اكران و عزل رضا مهدوی از مدیریت حوزه هنری كه قصد داشت پس از انتشار “ترنج” محسن نامجو، آلبومی با صدای محسن چاووشی را روانه بازار كند. این اتفاقات اما با در حاشیه نشستن چاووشی همراه شد.
او كنار دوست و همراهش محمدرضا آهاری از حاشیهها دوری جستند و خیلی بیسروصدا به دنبال حل سوءتفاهمات رفتند. امروز هم خوشبختانه مشكلات حل شدهاند و حاصل همكاری چاووشی و آهاری آماده انتشار است. با این دو، درباره تلخیهای گذشته و وضعیت امروز و امیدهای آینده به گفتوگو نشستیم.
انگار دوره مشكلات و بدشانسیها به پایان رسیده و این بار دیگر واقعا آلبوم جدیدت را در بازار خواهیم دید. موعد انتشار همین روزهاست دیگر؟
قول و قرار ما با شركتی كه كار كردیم این بود كه بعد از شبهای احیای ماه رمضان، آلبوم “یه شاخه نیلوفر” را به بازار عرضه كنیم. آنها كمی دست به عصا حركت كردند و خواستند كه خبری در رسانهها منتشر نشود. نكته موردنظر مدیران آوای باربد این است كه حاشیههای پیشین تكرار نشود. البته بعضیها كه كمتر امیدی به فروش آلبوم هایشان دارند، تلاش دارند همزمان با انتشار این آلبوم، كارهایشان را به بازار بفرستند كه وقتی عدهای به فروشگاههای موسیقی میروند تا مثلا این آلبوم را تهیه كنند، آخرین كارهای عرضه شده را هم ببینند و به این صورت زمینه فروش برای آلبومهایشان پیدا كنند.
دلیل عمدهاش هم البته این است كه مردم خیلی كم برای خرید آلبومهای موسیقی به فروشگاهها میروند و شاید تا مدتها از انتشار یك آلبوم مطلع نشوند. به همین دلیل هم احساس میكنم كه شركت قصد دارد بیسر و صدا كارهایش را انجام دهد و انشاءالله بعد از عید فطر كار را به بازار بفرستد. البته من و شركت مشكلی با انتشار آلبومهای دیگر نداریم و امیدواریم كه كارهایشان پرفروش شود و بازار موسیقی از این حالت ركود خارج شود. اگر آلبوم من بتواند به این ماجرا كمك كند، خیلی هم خوشحال میشوم.
این بار ظاهرا مشكلات آلبومهای قبل و لو رفتنها كمتر شده، اما باز هم چند قطعه جدید در وب سایتهای دانلود قرار گرفته. ماجرای این قطعات چیست؟
یك سری از كارهایی را كه در یكی از استودیوها ضبط شده بود، پخش كردند. واقیعت این است كه اینها آدمهایی دوستنما هستند. من كه نمیتوانستم خودم را قرنطینه كنم. برای آلبوم جدید واقعا این كار را به سختی انجام دادیم و در آلبوم و كارهای بعدی تا آنجایی كه ممكن بود، هیچ اتفاقی نیفتاد. اما من باید با میكروفن جای دیگری مثل استودیوها میخواندم. ولی بعضی از آدمهای دوستنما از داخل استودیو كار را بیرون كشیدند. به همین دلیل هم جمع و كنترل كردن و جفت وجور كردن این كار خیلی سخت بود كه ما تلاش كردیم به هر نحو این كار را انجام دهیم. در این مقطع، ما فقط میخواهیم كه این كار، ساده به بازار عرضه شود. انشاءالله این آلبوم كه بیرون آمد و پخش شد، كار جدیدمان را خواهید شنید كه به اتفاق محمدرضا آهاری انجام دادهایم و به نظر خودم و محمدرضا و آنهایی كه كار را شنیدهاند، یك كار بسیار متفاوت و یك جریان جداگانه است.
محمدرضا آهاری: محسن بعد از اتمام كارهای آلبوم یه شاخه نیلوفر، یك سری تحقیقات موسیقایی را آغاز كرد. الان دو سال است كه ما كارهای تحقیقاتیاش را آغاز كردهایم و یك سالی هم میشود كه روی این آلبوم كار میكنیم. تا حالا كسی درباره این آلبوم حرفی نزده و من هم صحبتی نمیكنم. البته نظر من شرط نیست اما فقط میتوان بگویم كه آلبوم بعدی به نظر من آلبومی است كه در تاریخ موسیقی ایران ماندگار میماند. البته الان دیگر فصل آهنگ ماندگار دیگر گذشته ولی برای خود من هم جالب است كه آهنگهای اولیه محسن چاووشی را هنوز دارند گوش میكنند.
در آلبوم بعدی تقریبا از موسیقی پاپ خارج و وارد فضای دیگری شدهایم. در حقیقت آلترناتیو كامرشال شده.كار به جایی رسیده بود كه حتی محسن نامجو میگفت میخواهم یك قطعه مشترك با محسن كار كنم.
خب این فضای جدید چگونه است؟ اساسا با حال و هوای كارهای شما سنخیتی دارد؟
آهاری: این تحقیقات به جایی رفته كه موازی با كارهای قبلی محسن نیست.
چاووشی: موسیقی كلامیاش را بردهایم به فضای آوانگارد راك. یك فضای راك مدرن به علاوه فضاسازی در خوانندگی. یعنی موسیقی همچنان پاپ است و مردم با آن همزاد پنداری میكنند ولی آواهای جدید میشنوند. البته در “یه شاخه نیلوفر” هم آواهای جدید داریم. میدانید كار كمی مشكل است. یعنی ما نمیتوانستیم این كار را كامل بكنیم، چون در آن صورت، مردم ایراد میگرفتند. البته غیر از خود ماجرای موسیقی مشكلات دیگری هم بود. همان طور كه در جواب سوال قبلی گفتم یك سری از قطعات ما دست این و آن بود. مجبور بودیم این قطعات را در این آلبوم بگذاریم. این قطعات را خودم دوست دارم اما جزو كارهای دوسال قبلم است. قطعات بدی هم نیست. البته اكثر قطعات جدیدند. اگر واقعا این اذیتهای دوستنماها نبود، ما چندتا قطعه دیگر را هم در این آلبوم میگذاشتیم. به همین دلیل هم مجبور شدیم سه، چهار قطعه را دوباره تنظیم كنیم تا به روز شوند و با آنچه دوستان در اختیار دارند و ممكن است به زودی در سایتها بگذارند، تفاوت داشته باشد.
كه اگر این كار انجام شود دیگر قطعهای كه در اختیار آنهاست، میسوزد.
بله دیگر. همان كارهاست ولی ما تنظیمش را مدرنتر كردیم. سهتا از این قطعات را تا امروز بیرون دادهاند. مثل قطعه”تو ناز میكنی” این قطعه پخش شده و نمیتوانیم عوضش كنیم. یا یكی، دو تا قطعه دیگر مثل عصا و نرگس بیمار كه پخش شده و ما سعی كردیم تغییراتی در تنظیمها انجام دهیم. یكی، دو قطعه دیگر هم هنوز در اختیارشان است كه امیدواریم به بازار نیاید.
در این آلبوم چند قطعه گذاشتهاید؟
در این آلبوم دوازدهتا. میخواستیم 8 یا 9 قطعه باشد، اما مجبور شدیم آهنگهایی كه لو رفتند را تروتمیزش كنیم و در آلبوم قرار بدهیم تا به گوش مردم برسد و شنیده شود ولی 9 قطعه كاملا جدید است كه هیچكس هم این قطعات را در اختیار ندارد و خیلی همتر و تمیز و خوب است.
كارهایی را كه در استودیوی حوزه ضبط كردید، در این آلبوم گنجاندهاید؟
نه. آن پروژه، فعلا منتفی است.
آهاری: آن آلبوم، هم یكی از آن پروژههایی است كه محسن، تحقیقاتش را خودش شروع كرده بود و الان آماده است و جای تعمق دارد و باید مرور دوبارهای بر كارها بكنیم. ولی “ یه شاخه نیلوفر” آلبومی مردمیتر است.
“ یه شاخه نیلوفر” اولین آلبوم رسمی شماست كه بیرون میآید. معمولا اینطوری است كه اولین آلبوم خوانندههایی كه هنوز كار مجازی از آنها منتشر نشده، بیشتر برای اعلام حضور رسمی است نه مثلا فروش بالا و جریانسازی موسیقایی. برای شما هم همینطور است؟
نه. در این مدت ما خیلی پیشرفت كردیم. نظر خودمان را كاملا اعمال كردیم، شعرها قویتر شده و خودسانسوری هم نداشتیم. به نظر من این آلبوم به نسبت كارهای قبلی من خیلی قویتر است.
پس صرفا حضور نیست. یعنی یك حضور كامل است. مثلا رضا صادقی آمد و برای آلبوم اولش آهنگهای قدیمیاش را انتخاب كرد كه بگوید من آمدم. محسن یگانه هم همینطور مثلا چندتا از آهنگهای قدیمیاش را در آلبومش گذاشته كه اغلب شنیده شدهاند.
نه اصلا این طور نیست. همه كارهای ما برای این آلبوم جدید است. حتی این دو، سه آهنگی كه گفتم دوستان پخش كردهاند هم جدید بوده و شعرهایش هم خیلی قویتر است. مثلا نرگس بیمار كه یك شعر عاشقانه است كه پخش شده. خوشبختانه زیاد پخش نشده و امیدواریم كه در آلبوم شنیده شود.
راستی با همان ترانهسراهای قدیمیتان كار كردید؟
بله. حسین صفا، امیر ارجینی و اسلام علیمحمدی دوستانیاند كه مدتهاست با آنها كار میكنم. به ویژه حسن و امیر كه چند سالی است با هم همكاری داریم. خودم هم در این آلبوم یك ترانه دارم. در آلبوم قبلی هم یك ترانه داشتم. همان ترانه قطعه «مگه بهت نگفته بودم».
شعرهای خودتان در امتداد همان شعرهای دوستانتان است یا خیلی شخصیتر است؟
در همان مسیر است.
شما با یك سری ترانهسرای محدود كار میكنید، فكر نمیكنید كه فضای كارتان محدود شود؟
این آدمها خودشان را به روز میكنند و خیلی هم باهوش هستند. جدیدا هم مورد تایید خیلی از اساتید ادبیات قرار گرفتهاند وخیلی قبول شان دارند.
نمیترسید از این كه به تكرار برسید؟
مطمئن باش كه اگر روزی این اتفاق بیفتد، سختتر انتخاب میكنم.
بسیار خب. سوالی كه برای من در مواجهه با شما و دوستان دیگر كه از فضای غیر رسمی به فضای مجاز وارد میشوند، پیش میآید این است كه از اینجا به بعد میخواهید چهكار كنید؟
سوالی كهداری میپرسی توضیحی ندارد یعنی اینكه من نمیتوانم توضیحی بدهم. نه اینكه نخواهم؛ نمیتوانم.
آهاری: محسن در این مدت خیلی لطمه خورد. كاملا منزوی شد و این انزوا بیرونی شد و مردم هم متوجه شدند. خیلیها آمدند و گفتند كه این آدم اعتیاد دارد، درصورتی كه سیگار هم نمیكشد. این اتفاقات كه افتاد، برایش خوب نبود. همه هم به واسطه ارتباطات اشتباهی كه بود، به وجود آمد آن هم از سوی آدمهایی كه محسن برای آنها سكوی پرتاب شد. محسن این آدمها را كنار گذاشت و گفت كه میخواهم تحقیقات بكنم. هراتفاقی كه میخواهد بیفتد، بیفتد. من میخواهم خودم را بیشتر بشناسم. او شروع كرده به طی كردن این سیر. تكیهگاهش خداوند است؛ فقط و فقط. كل هم و غم من و محسن، من كمتر و خودش بیشتر، این است كه در هرزمان و هرشرایطی عشق را پررنگتر و معنویتر نشان دهد.
یعنی منظور شما این است كه آن اتهاماتی كه قبلا محسن چاووشی را به آن متهم میكردند مثل سیاهنمایی، تنهایی و انزوا، قرار نیست تكرار بشود؟
قبلا هم در این باره صحبت كردهام. گفتم كه دیگر كاری به آن سبك سیاه و نفرینی نخواهم خواند. فقط در آلبوم اولم، یك قطعه در این سبك خواندم. من اگر این كار را در سطح پایینتر انجام دادهام، به خاطر این بوده كه میخواهم بگویم درست زندگی كنید و واقعا به عشق بپردازید. البته میدانم كه به اشتباه گاهی اوقات حتی به نفرین هم كشیده شده، اما الان دیگر از آن كلام خبری نیست.
اما یك نكته دیگر وجود دارد. منظورم ترانه نفرینی و این صحبتها نیست. فضای ترانهها و آهنگهای تو كمی تیره است و هواداران فراوانت هم با آن آهنگهاست كه الان دوستدار محسن چاووشی هستند. اگر ترانه تو از آن فضا خارج شود، شاید هوادارانت را راضی نكند.
از سر آلبوم متاسفم این ورق برگشت.
این تغییر به خاطر این است كه زندگی خودت عوض شده؟ یعنی خودت در این آهنگها بودی یا اساسا انتخابهایت به این مسائل ارتباطی ندارد؟
به هرحال هركسی پیشرفت میكند و من هم پیشرفت كردم.
البته این مسالهای كه میگویم منهای مسائل تكنیكی است. یعنی حس ملودیپردازیات هنوز به صورت گذشته است؟ من یك سوال میكنم. تو از این كارهای اخیر بیشتر خوشت میآید یا قبلی ها؟
من كارهای گذشته و سیاه را دوست نداشتم.
چرا؟
چون با روحیهام سازگار نبود.
خب اكثر مردم هم با كارهای نفرینی موافق نیستند.
آن دوره یك موجی به راه افتاده بود كه من با آن موج آمدم. الان هم میگویم كه كارهای خوبی نبود. یك خواننده، وظیفهای دارد. من هم باید اول خودم را تربیت كنم بعد دیگران را. این همان اتفاقی است كه افتاده.
با این اوصاف، محسن چاووشی تبدیل شده بود به نماد كسانی كه كارهایشان به شدت موفق است و نمیتوانند به صورت رسمی كار كند. الان این بار از دوش شما برداشته شده؟چه حسی دارد؟
این بار برداشته شده ولی زیاد فرقی نكرده. فقط این كار به صورت رسمی آمده و من میتوانم از لحاظ مالی تامین بشوم. منظور شما این است كه من برای این كه بتوانم مجوز بگیرم از خودم دور بشوم؟
نه منظور من این نیست.
یك كلمه از آن شعرهایی كه ما برای مجوز دادیم، هم ممیزی نشد. در حقیقت همان چیزی بود كه من میخواستم. خیلی هم رفتیم و آمدیم تا این مجوز گرفته شد.
سوال من همین است. همین آمدن و رفتنها خیلی هنرمند را اذیت میكند. البته فراموش هم نمیكنم كه دفعه قبلی كه با هم صحبت میكردیم، میگفتید مطمئن باش كه من مجوزم را میگیرم.
خب به هرحال آدم باید صبور باشد. وقتی هدفی را دنبال میكنی باید وقت بگذاری و تلاش كنی. البته من كمتر تلاش كردم و محمدرضا آهاری بار من را به دوش میكشید.
محسن چاووشی یك صید فوقالعاده است. در این مدت چه اتفاقاتی از طرف دیگر شركتها افتاد؟ آیا برای گرفتن مجوز كارهایت و انتشار آلبوم سراغت نیامدند؟
خیلی خیلی اذیت كردند. شاید این همه وقتی كه تلف شد به خاطر همین اذیتها بوده.
آهاری: همه این آدمها محسن را به صورت گنجی میدیدند كه میخواستند از قبل او به جایی برسند.
وقتی مجوز را گرفتید، متوجه شدید كه چرا این همه مدت مجوز داده نمیشد؟
راستش ارشاد كمی دیر متوجه شد كه با چه شخصیتی روبهروست. همان شركتهایی كه گفتم، از من شخصیت خیلی بدی ساخته بودند. اولین روزی را كه به ارشاد رفته بودم، دقیقا به یاد دارم. شخصی كه مرا دید با تعجب گفت محسن چاووشی شما هستید؟ بعد از كلی صحبت فهمیدند كه اصلا من آدمی كه برایشان توصیف شده بودم، نیستم.
آقای احمدی منظورتان است؟
نه. مشكل من حراستی بود. یك سری سوءتفاهمها بود كه حل شد. خیال میكردند كه من در شهرستان هستم و به كارهای زیرزمینی و اینترنتی خط میدهم. صحبت كردیم و متقاعد شدند كه من یك سری قطعه ضبط كرده بودم كه دست این و آن افتاده است. حتی من به مسوولان این را هم گفتم كه وقتی میدیدم كارهای مرا با نازلترین كیفیت گذاشتهاند، كارهای باكیفیت خودم را بهشان میدادم. خب آنها كه داشتند پخش میكردند، حداقل با كیفیتاش را پخش میكردند تا مردم بفهمند كه چه چیزی میخوانم و چه میگویم.
این ماجرا برای چه زمانی است؟
خرداد سال پیش.
پس چرا وارد پروسه همكاری با حوزه هنری شدید؟ به خاطر این كه فعالیت آوای باربد معلق شد؟
وارد این بحث نشویم بهتر است. میخواستم تحقیقات خودم را ادامه بدهم.
در طول یك سال گذشته به نظر میرسد كه ارشاد رویهاش را تا حدودی تغییر داده و به نوعی به اغلب زیرزمینیها مجوز داده. محسن چاووشی هم یكی از این خوانندههای زیرزمینی است. چه قدر با این موضوع موافقید؟
آنها لطف كردند كه به من مجوز دادند. مسوولان ارشاد فقط میگفتند تو كه كارهایت لو رفته، چرا نیامدی اطلاع بدهی؟ من هم به آنها گفتم كه اصلا نمیدانستم وقتی كارهایم لو میرود باید بیایم و اعلام كنم. آنها هم حق داشتند كه این طوری فكر كنند كه چون سراغ آنها نیامدم، پس خودم منتشركننده قطعات بودم. بعد از من خواستند كه بقیه كارهایی را هم كه دست دیگران است، اعلام كنم تا اگر فردا این قطعات بیرون آمد، دوباره مشكل پیش نیاید. حتی این قطعاتی را كه در آلبومم هست و میدانم كه جای دیگر هم هست، اعلام كردم.
راستی اگر سال گذشته همه چیز درست شده پس چرا این قدر دیر مجوز صادر شد؟
مراحل اداری آن طولانی شد. اما هرچه بود، در نهایت لطف كردند.و مجوز را دادند.
در نهایت چه تاریخی، مجوز صادر شد؟
22تیر امسال.
چرا این قدر انتشار آن در بازار طول كشید؟
چند علت عمده داشت. اولین علت به خاطر اسپانسرینگ بود كه خودش كلی حاشیه دارد... فعلا بماند. بعد هم كه به ماه رمضان خوردیم كه اصلا موقع انتشار نیست. مشكل دیگر برای شركت توزیعكننده بود. حجم كار بالا بود و نگهداری آن مشكل. برای این كه این وسط كار بیرون نیاید، شركت دست به عصا حركت كرد.
در میان صحبتها خیلی این جمله را شنیدیم كه گفتی ممكن است یكی بیاید و بعضی قطعات را منتشر بكند. چرا كار محسن چاووشی به گونهای است كه این اتفاق برایش میافتد؟
3 قطعه از این آلبوم را كم كن. دیگر هیچ كس هیچ قطعهای ندارد. مثلا ما میرفتیم تا قطعهای از یك تراك را در استودیویی ضبط كنیم، بعد از ضبط، این تراك را از كامپیوتر آن جا هم پاك میكردیم. كاری كه فقط تست بوده. ولی صاحب استودیو میرفت و كامپوترش را ریكاوری میكرد و كار را منتشر میكرد.
خب چرا این قدر رقابت هست برای انتشار كارهای محسن چاووشی؟
برای این كه به شهرت برسند. یكی از این نفرات آمده بود و صدای خودش را با من میكس كرده بود. بعد زنگ زده بود و میگفت:« چرا من را در سایتت ضایع كردی؟ هرجا میروم دیگر حنایم رنگی ندارد.» من گفتم تو كار را دزدیدی! چه توقعی داری؟ گفت كه میخواستم زنگ بزنم و عذر خواهی كنم. قبلا شماره نداشتم. گفتم پس چه جوری الان شماره داری؟ گفت: «آخر 30 میلیون كار را فروختهاند و....»
رسمی شدن موقعیت تازهای را برای شما به وجود آورده؟
من دیوانهام آن عاشق خونین جگرم. نه. هیچ فرقی نكرده.
خواهی نخواهی تفاوت میكند.
اصلا برایم فرقی نمیكند كه به كارم مجوز بدهند یا ندهند. چون یك هدف بیشتر وجود ندارد. این كه خودم را بیشتر بشناسم. اگر هم آوایی بر اساس شور و شوقی هست به خاطر همان یافته هاست.
به هرحال زندگی ابعاد دیگری هم دارد. مسائل مالی هست، مشكلات هست و...
منظورم همین است. من دارم تلاشم میكنم تا این كلام را خیلی سلیس و ساده برای پاپیولار پیاده بكنم. اگر موسیقی امروز پاپ را نگاه كنی، در پایینترین سطح است. این كارهایی كه ارائه میشود به نظر شما كار فاخری است؟ نه دیگر. من همین هستم. برای من مهم نیست كه مجوز مرا بدهند یا ندهند.
چندین بار از تحقیق و خودشناسی گفتید. این تحقیقات اساسا چه هستند.
مطمئنا من به تنهایی این كار را نمیكنم. اصلا با این مسائل آشنایی نداشتم. الان میبینم كه من آن آدمی نیستم كه قبلا بودم. كل مطلب را بگویم كه آن چه از دل بر آید بر دل نشیند. حالا در آن دل چه میگذرد، بماند.
قبلا كه صحبت میكردیم، میگفتید كه در یه شاخه نیلوفر قطعات راك وجود دارد.
فضایی كه وجود دارد راك است. البته ادواتی كه در موسیقی راك استفاده میشود، این جا نیست. فضای لوس پاپ دیگر وجود ندارد. البته در یه شاخه نیلوفر چون مال گذشته است، این مسائل كمتر دیده میشود.
چه قدر امیدوارید كه این آلبوم مثل گذشته مقبول واقع شود؟
خیلی سخت است. جوابی نمیتوانم بدهم. اجازه بدهید یك قطعه را برای شما بگذاریم تا نظر شما را بشنویم.
(قطعاتی از آلبوم” یه شاخه نیلوفر” و قطعه بسیار متفاوت و گیرایی از آلبوم بعدی را شنیدیم كه بسیار جذاب بودند.)
آنچه در این قطعات به چشم میآمد، استفادهتان از سازهای ایرانی بود.
از این دست كارها در این آلبوم زیاد دارم. اما مردم نشنیدهاند. شاید به نظر مردم خیلی باید قویتر از كار قبلیمان باشد. ما در یه شاخه نیلوفر در هرقطعه سعی كردیم كه یك ساز ایرانی داشته باشیم.
یكی از علتهای موفقیت كارهای شما دلنشین بودن ترانههاست. چه قدر خود شما در این ترانهها دخیل هستید؟
منظور شما را متوجه نمیشوم. ترانه سراها، ترانهها را میگویند.
چه قدر به ترانهها جهت میدهید؟
اصلا این جور نیست. ترانهها جوششی است. امیر ارجینی وحسین صفا ترانههای خودشان را میگویند، اگر به حس من نزدیك باشد میخوانم. اگرنه كه هیچی. خیلی اتفاق افتاده كه شعری به من دادهاند و من نخواندم.
ولی فكر میكنم كه میدانند كه شما چه شعری را میخواهید؟
خب با محمدرضا، امیر و حسین خیلی هماهنگ هستیم. به نوعی هم صحبت هستیم. فضای زندگی همدیگر را میشناسیم. به هرحال دوستان صمیمی من هستند و میدانند كه در زندگی من چه اتفاقی افتاده. با هم یك مسیر را شروع كردیم و داریم میرویم، حالا ببینیم چه اتفاقی میافتد.
بعد از این همه مدت یك تحلیل شخصی از كارتان دارید. خب به غیر ترانه چه چیز دیگری را عامل
استقبال از كارهایتان میدانید؟
هرقسمت از كار سهم خودش را ایفا میكند. به نوعی مساوی است.
اما این پكیج به نوعی به همدیگر میآید؟تحریر، ترانه و ملودی.
بله همدیگر را تكمیل میكنند.
شاخصه این پكیج هم این است كه به نظر من هیچ موقع نمیتواند به سمت خواندن قطعات شاد برود.
آخر ژانری كه من دارم، ژانر شاد نیست. من یك ژانر شور و شوق را انتخاب كردهام. در عین این كه كار غمگین است، شور را هم به تو میبخشد و تلخت نمیكند.
بعد از آلبوم متاسفم احساس میكنم كه یك رهایی در صدایت به وجود آمده؟
منظورت این است كه صدایم را از یك چارچوب رها كردم؟
راحت میخوانی. هق هقت شنیده میشود. حسات مشخصتر است. وقتی میگویی “متاسفم براتای دل ساده...”
بله همین طور است. همان جوری كه اگر فرد مقابلت باشد، كلمهای را بیان میكنی، من هم كلمه را با احساس واقعیاش بیان میكنم. در واقع یك نوع روانشناسی كلمه. یك زمانی بود كه از كلمات میگذشتم ولی الان دیگر این جور نیست و نمیگذرم.
بعد از فیلم سنتوری، محسن چاووشی مخاطبانی از طیف گستردهتری پیدا كرد؛ كسانی كه برای اولین بار صدای محسن چاووشی را شنیدند و حتی به دنبال كارهایش رفتند. نقش سنتوری را در این باب چقدر میدانید؟
سنتوری برای من خیلی خوب بود. به هرحال فیلمی بود كه دست همه افتاد. بعضی خانوادهها این قدر فرصت ندارند كه حتی یك موزیك گوش بدهند. ولی با این فیلم دور هم جمع شدند و با این صدا آشنا شدند. برای چه دروغ بگویم، سنتوری برای من خیلی عالی بود.
از سوی دیگر، كارهایت یك تفاوت عمده با قبل دارد كه طیف مخاطبانت را گستردهتر كرده و باعث شده نخبگان جامعه هم كارت را تعقیب كنند. سازبندی جدید و آواهای جدیدی را در كارهایت میشنویم. ظهور پدیدهای به اسم محسن نامجو باعث نشد تا شما توجه بیشتری به سازبندیها كنید؟ با توجه به این كه محسن نامجو طیف نخبهتری را به موسیقی كشاند.
برای من فرقی نمیكند. من دوست دارم همه به موسیقی من گوش بدهند و لذت ببرند. حالا چه جوان باشند و چه پیر.
وفرقی نمیكند كه از چه طبقهای از جامعه باشند؟
یك بار محمدرضاحرف بسیار خوبی زد. میگفت رفتگری كه آن پایین جارو میزند هم دل دارد. قشر نخبه جامعه اصلا یعنی چی؟ هركسی حق دارد كه عاشق بشود و از زندگیاش لذت ببرد.
قبول دارم. ولی به هرحال زمانی كه شخصی در جامعه مطرح میشود.......
نه اصلا. من با محسن نامجو كاری ندارم. اصلا من محسن نامجو را نمیشناختم. قطعاتاش را هم نشنیده بودم.
این را قبول ندارید كه یك طبقه جدید به هواداران محسن چاووشی اضافه شدند؟
منظورتان را متوجه نمیشوم. بالاخره به خاطر نامجو یا سنتوری؟
فكر میكنم هردوی اینها در این قضیه موثر بودهاند.
راستش هركسی كه كار مرا گوش كند، برایم لذت بخش است.
آیا الان كارتان را این قدر جدی پیگیری میكنید كه به فكر خارج از مرزهای ایران هم باشید؟
این پروسه تحقیقاتی دارد كه تازه شروع كردم؛ مدرنتیهای كه در غرب وجود دارد را میآورم و با فرهنگ غنی شده شرقی خودمان تلفیق میكنم. فهم همین مساله تحقیق میخواهد. اگر بشود این كار را انجام میدهم. چون هر روز یك خواننده جدید میآید ولی میزان تاثیرگذاری آنها چه قدر است؟
چرا این كار تاثیرگذارتر است؟ چرا فكر میكنید تلفیق تاثیرگذارتر است؟ دوم این كه چرا اصلا تلفیق را انتخاب كردید؟
اگر آوای دشتی را برای شمایی كه ایرانی هستی بگذارند، توی فكر فرو میروید. الان تبادل مرزها و مكتبها مهم است. چرا نباید موسیقی اصیل خودمان را به رخ دنیا بكشیم. توی این مملكت یكسری حرف ناگفته است. چرا كریس دی برگ باید خیال كند كه ما هنوز شترسوار میشویم؟ اتریش مهد موسیقی جهان است. آنها باخ، بتهوون و موتزارت را دارند. به خدا ما هم میرزا عبدالله داریم. چرا ما نتوانستیم میرزا عبدالله را معرفی كنیم. تازه میرزا عبدالله گوشهای از میراث ماست.
آهاری: غرب به بن بست رسیده. چیز جدیدی به غرب تزریق نمیشود. راك میزنند و فقط صدایشان را بلندتر میكنند. بهترین كیفیت را دارند ولی آوای جدیدی در آن نیست.
الان دیدم كه زنگ موبایل شما هم صدای شجریان بود. از اول این قدر به موسیقی ایرانی توجه داشتید یا بعدا علاقهمند شدید؟
موسیقی ایرانی را دوست دارم. بابا ما ایرانی هستیم. ادبیات غنی داریم، به همراه موسیقی اصیل. به همین دلیل هم هست كه دوست دارم این ریشههای ایرانی را وارد كارم كنم.
البته در كارهای شما ردپایی از موسیقی ترنس هست ولی زیاد به آن نپرداختید.....
من اصلا ترنسباز نیستم. ولی اگر بخواهم ترنس هم كار كنم، ترنسی در حد بالا كار میكنم. در آلبوم یه شاخه نیلوفر دو قطعه ترنس هست كه فكر میكنم آن چیزی كه تو میخواهی هست.
گفتید كه ترنس باز نیستید. پس اینهایی كه هست به خاطر مخاطب است؟
نه این كه بدم بیاید. ولی زیاد هم ترنسباز نیستم. موسیقی ترنس خیلی دست مالی شده است. به نوعی، دیگر فصل موسیقی ترنس گذشته است. اما مثلا اسلوراك هیچ وقت كهنه نمیشود.
پس تمایل خودتان بیشتر همان كارهای اسلوست؟
بله. من كلا اسلوخوانم. موزیكهای اسلو را هم بیشتر دوست دارم و به آنها هم بیشتر میپردازم. ولی الان تحقیقات، مرا به سمت و سویی دیگر هم برده كه البته شرایط را هم برای ما سخت میكند. خیلی دوست دارم كاری را كه مشغولش هستم و شما هم شنیدید، الان به بازار بفرستم. ولی شاید یك سال و بیشتر طول بكشد تا به گوش مردم برسد. هر موسیقی هم تایم خودش را دارد. همین آلبوم یه شاخه نیلوفر، دو سال پیش ضبط شده ولی همین الان جذابیتهای خاص خودش را دارد.
آهاری: الان میخواهیم در یك موسیقی صرفا راك كه فضای سوررئال دارد، فضای ایرانی هم بگنجانیم. اگر بتوانیم الان این كار را بازار بفرستیم خودمان را بالا میكشیم.
قبلا این سوال را پرسیدم. ولی فكر كنم دوباره جای بحث دارد. چرا هرموقع بحثی از انتشار آلبوم میشود، یك قطعه از محسن چاووشی را روی سایتها میگذارند؟ دلیلش چیست؟
افكار كودكانه. در واقع دشمنی است. نمیدانم چی بگویم. توقع دارند همیشه متعلق به آنها باشم. وقتی در پیادهرو یكی قدش از همه بلندتر باشد همه میخواهند او را پایین بكشند. دلشان نمیخواهد كسی كه روزگاری كنارشان بوده، امروز بالاتر از خودشان باشد. دوست ندارند بالا برود چون در خودشان توانایی احساس نمیكنند. فقط طبع شهرتطلبی است كه باعث میشود كه فلان آدم صدایش را با صدای من میكس كند و به بازار بفرستد.
توی این دو سال خیلی سعی كردید كه از حاشیه فرار كنید. از همه لحاظ ایزوله بودید.این مدت چگونه گذشت؟
به راحتی و به سادگی گذشت. اگر مثلا شما با همین گوشی دستتان كارهایی را كه برایتان گذاشتم را ضبط كنید و به بازار بفرستید، من چه كاری باید بكنم؟ اصلا چه كاری میتوانم بكنم؟ ایزوله كردن نمیخواهد. فقط تصمیم گرفتیم كه از یكسری افراد دوری كنیم. به همین خاطر ارتباطم با آدمها خیلی محدود شده.
اذیتتان نمیكند؟
خیلی راحتترم. چون افراد بیشتر آدم را پایین میكشند تا این كه كمك باشند.
به هرحال این از مقتضیات شهرت است.
بله دیگر.
یك زمانی میگفتید كه اصلا دوست ندارم مشهور بشوم.....
واقعا دوست ندارم. خیلی بد شده. زندگی را سخت میكند.
پس این همه افرادی كه دوست دارند به شهرت برسند، برای چیست؟
آخرچرا باید اینجور باشد كه زندگی این قدر سخت شود. به همه شك داشته باشی كه نكند این آدم..... چند وقت پیش با یكی از دوستان داشتیم عكسهای موبایلش را بلوتوث میكردیم، به یك عكس رسیدیم؛ گفت محسن این تو نیستی؟ چند وقت مهمان یكی از دوستانم بودم. خوابم برده بود و یك دوست نمای دیگر... را كنار من گذاشته و عكس گرفته بود. این چیزی بود كه خودم دیدم. یك دفعه دیگر رفته بودند و شبیهترین فرد به من را پیدا كرده بودند و فیلمبرداریهای عجیب و غریب كرده بودند. من نمیدانم چه جوری این آدم را پیدا كرده بودند. باور كن خیلی سخت است. دوستم میگفت كه اگر با تو زندگی نكرده بودم، نمیفهمیدم كه تو نیستی! عكسهای وحشتناك. رفتارهای نامربوط. میروند بهترین گرافیستها را پیدا میكنند و با هم مچ میكنند كه مثلا من با سیاوش قمیشیام. بعضی وقتها این قدر كارشان عالی است كه خیال میكنم خودم هستم. به خاطر همین چیز هاست كه تقریبا 6 ماه است از خانه بیرون نمیآیم كه نكند این مسائل را برایم درست كنند. آخر من چه كار كردم كه با من این كارها را میكنند؟
اما تفاوت این دفعه این است كه دیگر شما را میشناسند. آن ماجرای خیابان انقلاب كه یادتان هست؟
بله. آقایی در خیابان انقلاب راه افتاده بود كه من محسن چاووشیام. یك بارانی سبز مغزپستهای پوشیده بود با یك شلوار قرمز. مردم هم از همهجا بیخبر دورش جمع شده بودند و امضا میگرفتند و روبوسی میكردند.
چرا این اتفاقات در مورد شما این قدر نمود دارد؟
دوستان توقعشان بالا رفته. توقع دارند كه من آنها را هم به شهرت برسانم. آنهایی كه حقشان بود، واقعا این كار را در حقشان كردم. ولی برای بقیه چرا باید این كار را بكنم. برای بعضیها هم احساس میكردم كه اگر به شهرت برسند دیگر خدا را بنده نیستند و به جان ملت میافتند. به همین خاطر وقتی خواستهشان را برآورده نمیكردم، لجبازی میكردند و شخصیت واقعیشان را نشان میدادند.
مگر از شما چه خواستهای دارند؟
توقع دارند یك قطعه دوصدایی بخوانیم یا برایشان آهنگسازی كنم. خیلی دوستانه به آنها میگفتم كه نمیتوانم این كار را انجام بدهم. وقتی این قضیه تمام میشد، آن روی این افراد نمایان میشد.
طبیعتا در این مدت پیشنهادهایی از این سو و آن سو هم داشتهاید.
بله خیلی زیاد است. ولی نمیخواهم كه چیزی در این مورد بنویسید...........
راستی بعد از سنتوری باز هم پیشنهاد فیلم داشتید؟
بله. ولی دیگر فكر نمیكنم كه از آقای مهرجویی كسی بالاتر باشد. اگر این كار را بكنم در واقع خودم را خراب كردم. یك بار این اتفاق افتاد، تمام شد و رفت. دیگر هیچ وقت در كارهای سینمایی كار نمیكنم.
اگر پیشنهاد مالی خوبی بشود، چه طور؟
نه اصلا.
حالا كه رسمی شدید، برای دیگران آهنگسازی میكنید؟
من قبلا هم برای 3 نفر این كار را كردهام. البته برای خیلی قبلتر بوده كه فكر میكنم آلبوم شان همین روزها به بازار بیاید.
به سبك كارهای خودتان است؟
نه. با صحبتهایی كه با دوستان دیگر آهنگساز داشتم، آنها هم میگفتند كه بهتر است شبیه نشود و خودم هم نخواستم كه شبیه شود.
با توجه به این كه در آلبوم اول صدایت شبیه سیاوش قمیشی بود؛ الان هم كسانی پیدا شدند كه خیلی سعی میكنند كه شبیه تو بخوانند. نظر خودت چیست؟
خیلی هم عالی است اگر بخوانند.
برای این كه سبك را جا بیندازند؟
من برای این كار نمیكنم كه سبكم را جا بیندازم. بلكه میخواهم آن چیزی را كه هستم، بخوانم. آنها هم هرجوری كه میخواهند بخوانند. مگر جای مرا تنگ كردهاند.
كسانی هم هستند كه میگویند صدایی كه در آلبومها میشنویم، صدای واقعی محسن چاووشی نیست.....
چرا میخواهید به این قضایا دامن بزنید؟
این شایعه از زمانی درست شد كه شما اجرای لایو را قبول نكردید.
شما توقع دارید كه من بدون مجوز اجرای لایو داشته باشم.
برای فستیوال كنسرتهای كیش از شما دعوت شد؟
آخر كنسرت دادن به این سادگیها هم كه میگویید نیست. اجرا نیاز به تمرین زیاد داشت كه من نداشتم. من جزو معدود افرادی هستم كه روی صدایم افكت نمیگذارم و فقط یك دیلی(تكرار صدا) به صدایم میدهم. حتی ریورب هم نمیگذارم. هیچ چیز روی صدای من نیست.
به فكر كنسرت نیستید؟
آخر مگر میشود كه كنسرت دلخواهت را برگزار كنی؟ كیفیت بد سالنها و محلهای برگزاری و مشكلات جانبی نمیگذارد.
اگر خارج ازكشور به شما پیشنهاد بدهند، چهطور؟
اگر در خارج از كشور هم كار كنم، دیگر این جا نمیتوانم كار كنم. من اصلا دنبال دردسر نمیگردم. اما این را بگویم كه شاید از من مسلطتر در زنده خواندن نباشد. چون كه همه كارش را خودم انجام میدهم. از خواندن گرفته تا آهنگسازی و تنظیم.
در این كارهایی كه دارید، فكر میكنید كه كدام یك به شما نزدیكتر است و در حال و هوای خودتان است؟
در همین آلبوم جدید من است.
اسمش را بگویید.
تو كه نیستی.
الان به جایگاه خودت در دنیای موسیقی واقف هستی؟ یا این كه در بین مردم و كسانی كه موسیقی را میشنوند........
راستش را بخواهید، چون من دنیای كوچك خودم را دارم، زیاد اطلاعی ندارم. ولی میدانم كسانی كه كار مرا میشنوند كم نیستند. نمیتوانی بگویی كه من بهترینم. چون به همان اندازه كه یك آدم دوست دارد، دشمن هم دارد.
ولی اگر كار قابلیت نداشته باشد، دشمنی هم پیدا نمیشود؟
فكر كنم جواب را خودت دادی. این زشت است كه من از خودم تعریف كنم. ولی واقعا به این چیزها فكر نمیكنم.