ترجمه: كاوه شجاعی:از سال 1982، انجمن كتابخانههای آمریكا هر سال “هفته كتابهای ممنوعه” را برگزار میكند. این را مقایسه كنید با اولین فهرست كتابهای نهی شدهای كه پاپ پل چهارم در سال 1557 انتشار داد تا از كاتولیكها در مقابل ایدههای جنجالی محافظت كند. 409 سال بعد، پاپ پل ششم این رسم را برانداخت اما به هر حال هنوز كتابهایی منتشر میشوند كه جنجال میآفرینند، به اعتراضات دامن میزنند و ممنوع میشوند. هفتهنامه تایم نگاهی دارد به چالشانگیزترین كتابهای تمام تاریخ.
ساده دل (كاندید)، ولتر
این هجویه بهشدت محبوب فرانسوی هر چیز مقدسی را به سخره میگیرد؛ از ارتش و كلیسا و فیلسوفان گرفته تا دكترین خوشبین. كاندید در طول سال اول انتشار (1759) حدود 30 هزار نسخه فروخت و پرفروشترین كتاب سال شد. نویسنده روشنفكر كتاب با طنزی سیاه تعقل را تبلیغ كرده بود. قهرمان در ابتدا امیدوار ولتر بدترین تراژدیهای زندگی را به صورتی سریع، دقیق و بدون دلسوزی توصیف میكند و تاثیری همزمان مضحك و تكان دهنده بر جای میگذارد. شورای بزرگ ژنو و دولت پاریس بلافاصله بعد از انتشار كاندید خرید و فروش آن را ممنوع كردند. البته در سال 1930 كتاب فروشیهای آمریكایی از كاندید (نسخه دانشگاههاروارد) پر بود. در سال 1944 اداره پست ایالات متحده از دولت درخواست كرد نام كتاب را از لیست فروش پستی كتاب حذف كند.
ماجراهایهاكلبری فین، مارك تواین
در سال 1885، كتابخانههای عمومیماساچوست كتاب “هاكلبری فین” را – یك سال پس از انتشار - به خاطر “زبان بیادبانه”اش ممنوع كردند. البته پیش از آن هم منتقدین كتاب مارك تواین را، به خاطر استفاده از زبان عامیانه، مضر و بیاهمیت تشخیص داده بودند. یك منتقد آن را “واقعا آشغال” توصیف كرده بود كه “بیشتر به درد مردم هرزه میخورد تا اشخاص باهوش و محترم.” حتی لوئیزا میالكوت، نویسنده زنان كوچك به كتاب حمله برد: “اگر آقای كلمنس ]نام اصلی مارك تواین[ نمیتواند به چیزهای بهتری فكر كند تا به خورد دختران و پسران ما بدهد، بهتر است دیگر ننویسد.” ( البته كلمه كاكاسیاه كه حدود 200 بار در طول كتاب تكرار شده بود در ابتدای كار باعث جنجال نشد.)
تواین در سال 1905 در واكنش به اقدام مقامات بروكلین در جمع كردن كتابش از كتابخانههای عمومیگفت: “سانسور یعنی به یك مرد بگویی كباب درست نكن چون كودكان نمیتوانند آن را بجوند.” البته او خوش شانس بود كه تعداد طرفدارانش خیلی بیشتر از منتقدان بود. ارنست همینگوی یك بار نوشت: ماجراهایهاكلبری فین بهترین كتابی است كه تا حالا داشتهایم. تمام داستانهای آمریكایی از آن بیرون آمده اند؛ چیزی پیش از آن نبوده است.”البته با این وجودهاكلبری فین همچنان یكی از چالش انگیزترین كتابهای آمریكایی ماند، شبكه CBS هم در سال 1955 نسخهای تلویزیونی از ماجراهایهاكلبری فین را پخش كرد كه در آن حتی یك بار هم به “بردگی” اشارهای نشده است. در سال 1998 والدین شاگردان یك مدرسه در آریزونا مقامات آموزش و پرورش را به خاطر آنكه ماجراهایهاكلبری فین را جزو فهرست متون اجباری قرار داده بود به دادگاه كشاندند. خوشبختانه والدین در دادگاه ایالتی باختند.
دنیای قشنگ نو، آلدوسهاكسلی
كتاب سال 1932هاكسلی – درباره جامعهای تخدیر شده و راكد در آینده كه تمامیجنبههایش درگیر تولید انبوه شده است – به خاطر رویكردش به جنسیت، مواد مخدر و خودكشی بسیار چالشانگیز بود. داستان هجویهای بود بر كتاب “مردان به مانند خدایان” اثر اچ.جی.ولز وهاكسلی به كمك آن فرهنگ جوان پسند و مبتنی بر بازار ایالات متحده را تحقیر كرد. آدامس بادكنكی، كه در آن زمان - مثل حالا - سمبل مغازه روهای نوجوان عشق موسیقی به حساب میآمد، در كتاب هاكسلی به وسیله آرام كردن بزرگسالان آشفته - به كمك هورمونهای جنسی - تبدیل شد.
فیلمهای مستهجن نیز در كتابهاكسلی همین كاركرد را داشتند. در تصور هاكسلی از قرن بیستوششم، مردم هنری فورد، غول اتومبیلسازی ایالات متحده، را میپرستیدند و تصور تولید انبوه اتومبیل جای خود را به تكثیر انبوه آدمها داده بود. خانوادههای محافظهكار در دهه 30 بهشدت علیه كتاب موضع گرفتند، و حتی اخیرا، در سال 1993، گروهی از والدین تلاش كردند عرضه كتاب را در كتابخانههای كالیفرنیا “به خاطر نگاه به شدت منفی آن” ممنوع كنند.
1984، جورج اورول
هشدار سرد و تلخ جورج اورول نسبت به سانسور دولتهای توتالیتر همیشه در فهرست كتابهای چالشانگیز و گرفتار سانسور در نقاط بسیاری از جهان قرار داشته است. جورج اورول، نویسنده انگلیسی كه پیشتر به نام اریك آرتور بلر شناخته میشد، هنگامیكه با بیماری مرگبار سل دست و پنجه نرم میكرد داستان تلخ آیندهای را نوشت كه اختیار، حوزه خصوصی یا حقیقت در آن وجود نداشت. شماری از منتقدان كتاب را حمله به ژوزف استالین و دیگر حكمرانان شوروی سابق تلقی كردند، و البته در سال 1981 تعدادی از والدین در ایالت فلوریدا خواستار ممنوعیت كتاب به خاطر “كمونیستی بودن” آن شدند! حضور واژههای “برادر بزرگ” و “اورولی” در زندگی امروز ما نشان میدهد كه كتاب تاثیر فرهنگی عمیقی بر بشر گذاشته است، و اگر چه سالها از 1984 میگذرد پیام اورول هنوز نامربوط نشده است.
ناتور دشت، جی.دی. سالینجر
رمان سالینجر تنها دو هفته بعد از انتشار در سال 1951 به فهرست پرفروشهای نیویورك تایمز راه پیدا كرد. از آن زمان تاكنون ناتور دشت – كه داستان سه روز از زندگی یك پسر 16 ساله است – به گفته انجمن كتابخانههای آمریكا، به كتاب مورد علاقه سانسورچیان مبدل شده است. وقتی از سالینجر درباره ممنوعیت كتابش در نقاط مختلفی از دنیا و كتابخانههای آمریكا پرسیدند جواب داد: “تعدادی از بهترین دوستانم كودك هستند. در واقع، تمام بهترین دوستانم كودك هستند. اصلا نمیتوانم درك كنم كه كتابم را از دسترس آنها دور میكنند.” در سال 1960 مقامات یك دبیرستان در اوكلاهمای آمریكا یك معلم را به خاطر خواندن بخشهایی از كتاب برای شاگردان سال سوم دبیرستان اخراج كردند.
با وجود اینكه معلم با رای دادگاه به مدرسه بازگشت، كتاب همچنان در فهرست متون اجباری مدارس آمریكا جایی ندارد. یك گروه دیگر در اوهایو كتاب را “ضد سفیدپوستی” خواندند و خواستار حذف آن از كتابخانههای مدارس شدند. كتابخانهای دیگر هنگام ممنوع كردن كتاب آن را به “تبلیغ خشونت مفرط، در بر داشتن صحنههای جنسی، به چالش كشیدن اخلاق و زبان زشت” متهم كرد. با این همه كتاب تاثیر خود را گذاشت. به اعتقاد منتقدان سالینجر توانسته بود با تكیه بر تحول شخصیت به جای طرح مرزهای ادبی آن دوران را گسترش دهد. در جنجالی بودن كتاب همین بس كه وقتی مارك دیوید چپمن 25 ساله جان لنون، اسطوره گروه بیتلز، را جلوی خانهاش در منهتن به ضرب گلوله كشت، بعدا برای توضیح اقدامش نسخهای از ناتور دشت را تحویل مقامات پلیس داد.
لولیتا، ولادمیر ناباكف
كتاب اولین بار در 1955 در پاریس چاپ شد، آن هم توسط یك انتشارات هرزه نگاری. لولیتا را یك كودكآزار بسیار باهوش و البته متنفر از خود به نامهامبرت روایت میكند؛ لولیتا داستان عشق اوست به دخترخوانده 12سالهاش. كتاب را در پاریس “موهن” تشخیص دادند و فروش آن ممنوع شد. كمیبعد در انگلیس، آرژانتین، نیوزیلند و آفریقای جنوبی هم كتاب اجازه فروش پیدا نكرد. در طول سالهای اخیر به دختران جوانی كه از سنین پایین درگیر مسائل جنسی میشوند به اصطلاح لولیتا میگویند، و بدون شك ناباكف از شهرت این چنینی كتاب ناراضی بود. او به خاطر مخالفتش با چاپ عكس یك دختر روی جلد كتاب با چندین ناشر افتاد و دستنوشته كتاب را تقریبا سوزاند.
میدانم چرا پرندههای قفسی میخوانند، مایا آنجلو
این كتاب، كه اولین جلد از مجموعه پنج جلدی زندگینامه خودنوشت آنجلو به حساب میآمد، به خاطر نمایش تصویری نژادپرستی و مسائل جنسی گرفتار سانسور شد. انجمن كتابخانههای آمریكا این كتاب را پنجمین كتاب چالشانگیز قرن بیستم قلمداد كرده است. عنوان كتاب از شعر سال 1899 پال لارنس دانبر، یكی از اولین شعرای مطرح آفریقایی - آمریكایی، برداشت شده است. آنجلو در سال 1993 این شعر را در مراسم سوگند یاد كردن بیل كلینتون قرائت كرد. (در تاریخ ایالات متحده فقط یك شاعر دیگر دست به چنین كاری زده و او رابرت فراست بود كه در سال 1960 برای جان اف كندی سخنرانی كرد.)
كتاب آشپزی آنارشیست، ویلیام پاول
پاول تنها 19 سال داشت كه كتاب آشپزی آنارشیست در 1971 در آمریكا منتشر شد. این كتاب آموزش جنگهای چریكی نهفقط خشم مقامات دولتی را برانگیخت كه باعث عصبانیت چریكها هم شد. یكی از این گروهها پاول را به بد جلوه دادن ایدهآلهای چریكی متهم كردند و كمی بعد كتاب خودشان را با همین نام انتشار دادند. دیگر منتقدان اما شاید حق داشتند، بعضی از دستورالعملهای كتاب – مثل دستور ساخت بمب – به طرز خطرناكی پر اشتباه بودند. جالب اینجاست كه پاول خودش بعدها تلاش كرد كتاب را سانسور كند. او بعد از ایمان آوردن به مسیحیت، كتابش را رسما تقبیح كرد و در سال 2000 در پایگاه اینترنتی Amazon.com نوشت كه كتاب “محصول گمراه خشم دوران نوجوانی من نسبت به جنگ ویتنام بود.” با این حال پاول نتوانست جلوی چاپ كتاب را بگیرد، حقوق “كتاب آشپزی آنارشیست” دیگر به او تعلق ندارد.
آیات شیطانی، سلمان رشدی
انتشار این رمان باعث اعتراضات شدیدی در سراسر جهان شد؛ در سال 1989 پنج نفر در جریان به خشونت كشیدن اعتراضات در پاكستان كشته شدند و همین روند در هندوستان 60 زخمیبرجای گذاشت. رشدی به خاطر توهین به پیامبر اسلام مجبور به عذرخواهی شد، بنیانگذار انقلاب ایران، این نویسنده هندی - انگلیسی را مرتد شناخت. برای قتل سلمان رشدی جایزه تعیین شد. در ونزوئلا مجازات در اختیار داشتن یا خواندن كتاب 15 ماه زندان اعلام شد و در ژاپن هر كس كه نسخه انگلیسی كتاب را میفروخت جریمه میشد. كمیبعد یك مترجم ژاپنی به خاطر ترجمه كتاب با ضربات چاقو به قتل رسید. دو كتابفروشی بزرگ آمریكایی – والدن بوكز و بارنز اند نوبل – پس از دریافت تهدیداتی كتاب را از قفسهها برداشتند. رشدی، كه تحت محافظت دولت انگلستان قرار گرفته بود، ده سال بعدی را مخفیانه زندگی كرد.
كتابهای هری پاتر، جی.كی. رولینگ
واكنش منفی كلیسا البته قابل پیشبینی بود، اما در سال 2001، گروهی از پدر و مادرها در لویستون، در ایالت مین آمریكا، یك مراسم كتاب سوزی به راه انداختند تا داستانهای هری پاتر را به خاطر ترغیب نوجوانان به خشونت، جادوگری و پرستش شیطان آتش بزنند. (البته آتشنشانی پیش از روشن شدن اولین كبریت وارد عمل شد و معترضان مجبور شدند كتابها را قیچی كنند.) با وجود اینكه هری پاتر هنوز دوران نوزادی ادبیاش را طی میكرد، حماسه پسرك جادوگر تعداد زیادی مخالف پیدا كرد و در سراسر ایالات متحده اعتراضاتی مشابه صورت گرفت. با وجود آنكه خانم رولینگ كتاب را در جلد هفتم به پایان رساند، اما جنجال هری پاتر هنوز تمام نشده است؛ هنوز كودكان و نوجوانان لباسهای هریپاتر و رفقایش را میپوشند و هنوز برای دیدن فیلمهایش پشت در سالنهای سینما صف میكشند.