گرد آمد و سوار نیامد - 14

قطب‌زاده اعدام شد

 
رئیس‌جمهور دست‌نشانده در لبنان
جمعه 5/6/61 : سرانجام پس از چند ماه مقاومت نیروهای فلسطینی در لبنان، هدف شوم آمریكا و صهیونیسم و مزدوران آنان در لبنان جامه عمل پوشید و فلسطینی‌ها را مجبور كرد كه خروج تحمیلی را از این كشور بپذیرند و در این هفته خروج نیروهای فلسطینی از لبنان آغاز شد كه به كشورهای دیگر مانند سوریه، اردن، تونس و دیگر كشورها بروند. اسرائیل و آمریكا نمی‌خواستند كه مقاومت فلسطین و نیروهای مسلمان دیگر خطرات جدی برای آنها ایجاد كنند و ناگزیر در شرایطی كه مسلمانان و مخالفان جدی و واقعی اسرائیل تحرك تازه‌ای یافته‌اند، تلاش كردند كه آن نیروها را از كنار خود دور سازند و متأسفانه موفق شدند. از سوی دیگر برای این كه لبنان نیز مانند دیگر كشورهای ارتجاعی منطقه مانند مصر، اردن، مراكش تحت اختیار آمریكا و اسرائیل باشد، «بشیر جمیل» رهبر فالانژیست‌ها را كه طرفدار اسرائیل و مخالف سرسخت نیروهای مقاومت فلسطینی و مسلمین است با یك انتخابات قلابی به قدرت رساندند و به نام رئیس‌جمهور حاكم به این كشور كردند تا در نهایت حافظ صهیونیسم و سركوب‌گر دشمنان واقعی اسرائیل باشد. در هفته گذشته امام طی یك سخنرانی كه از رادیو - تلویزیون پخش شد روی دو نكته با تأكید سخن گفتند یكی این كه در دادگاه‌ها و زندان‌ها نباید به زندانیان سخت گرفت و بر خلاف مقررات اسلامی با آنها رفتار كرد و اگر كسی یك فحش به متهم بدهد و یا یك سیلی به گوش او بزند باید قصاص كند و هم باید قاطعیت در مجازات مجرمین باشد و هم تبرئه بی‌گناهان و دوم این كه فرمودند من اعلام می‌كنم كه تمام قوانین غیرشرعی باید در دادگاه‌ها لغو شود و مطابق با شرع احكام صادر گردد كه اگر كسی بعد از این به بهانه اطاعت از قانون بر خلاف شرع حكم كند باید محاكمه شود و آنگاه اضافه كردند كه مسئولیت این كار به‌عهده من است. پیرو این سخنرانی شورای قضایی طی بخشنامه‌ای به تمام دادگستری‌ها قوانین خلاف شرع را منتفی اعلام كرد.... باید گفت كه واقعاً حق همین است كه امام گفتند.
تشرف به سفر حج
چهارشنبه 17/6/61: شب سه‌شنبه بمبی بسیار قوی در پارك‌شهر – جنب دادگستری – منفجر شد كه طی آن حدود بیست نفر شهید و بیش از 100 نفر مجروح شدند و خرابی‌های فراوان در محوطه انفجار پدید آورد. واقعا این اعمال جنایتكارانه با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. ضمنا امروز عازم زیارت خانه خدا هستم.
اعدام صادق قطب‌زاده
شنبه 10/7/61: روز 17 شهریور به قصد تشرف به حج از تهران به جده پرواز كردیم و صبح امروز به ایران بازگشتیم. در مورد حج و برداشت‌ها و رهاوردهایی كه داشته‌ام از آنجایی كه هم مفصل است و هم در دفترچه‌ای مستقل مطالبی را نوشته‌ام از این جهت در اینجا چیزی نمی‌نویسم و فقط یك جمله می‌توانم بگویم كه دریغ مسلمین دنیا از این كنگره عظیم فقط به عنوان یك مراسم عبادی استفاده می‌كنند. از وقایع مهم این ایام یكی كشته شدن «بشیر جمیل» رئیس‌جمهور قلابی لبنان و رهبر فالانژیست‌های آن كشور است كه بسیار مهم و قابل توجه است و این حادثه در اوج غرور و پیروزی آمریكا و اسرائیل ضربه محكم و كاری به پیكر امپریالیسم و صهیونیسم است و برادرش «امین جمیل» را فعلا به جای آن مزدور آمریكا نشانده‌اند... یكی دیگر از حوادث مهم انفجار 150 كیلو تی.ان.تی در میدان توپخانه نبش ناصرخسرو است كه شب گذشته، ساعت 5/8 صورت گرفت و با این انفجار حدود 70 نفر كشته و حدود 700 نفر مجروح شدند. شدت انفجار به حدی بود كه تهران را لرزاند و مغازه‌ها و ساختمان‌های فراوانی در پیرامون توپخانه ویران یا آسیب دیده شدند و ساختمان مخابرات نیز آسیب فراوان دید و دكل‌های مخابراتی لطمه خورد. گفته می‌شود و قرائن هم نشان می‌دهد كه باید كار عوامل عراق و احیاناً سلطنت‌طلب‌ها باشد. این حادثه ضایعه بزرگی بود. گویا آمریكا و دست‌نشاندگانش تصمیم بر این گرفته‌اند كه ناامنی و آشفتگی را در ایران دامن بزنند و زمینه بی‌لیاقتی دولت و سپس سقوط آن را فراهم كنند و آنگاه یك حكومت دست‌نشانده روی كار آورند. درست مانند زمینه‌چینی انگلیس در كودتای 1299 و روی كار آوردن رضاخان! امام به نخست‌وزیر دستور داد كه به خانواده شهدا و مجروحین و آسیب‌دیدگان این حادثه رسیدگی كنند و دولت فعلاً 50 میلیون تومان اختصاص به این كار داد... از حوادث دیگر اعدام صادق قطب‌زاده و سیدمهدی مهدوی و یك تن دیگر از نظامیان همدست آنان است كه به جرم اقدام برای براندازی جمهوری اسلامی در دادگاه ارتش محكوم به اعدام شدند... مطلب گفتنی دیگر این است كه در این فاصله سه هفته چند مصاحبه تلویزیونی از افراد و گروه‌های مختلف مانند پیكار، مجاهدین خلق، فداییان اقلیت، جبهه ملی و اعضای دفتر بنی‌صدر مانند حسین روحانی، تكمیل همایون، غضنفرپور، سودابه سدیفی، مسعود حجازی و... از تلویزیون پخش شد كه در آن افراد مذكور ضمن اظهار ندامت و محكوم كردن مواضع و عملكرد گذشته‌شان تحلیلی از تطبیق عملكرد این گروه‌ها با مواضع آمریكا ارائه می‌دادند ... . و نیز آقای خسرو قشقاقی در یك هفته قبل در شیراز اعدام شد. شب نهم مهر ارتش ایران در غرب به مواضع عراق حمله كرد و توانست تپه‌های مشرف به شهر مندلی عراق را به تصرف خود درآورد. چنان‌كه گفته می‌شود این پیروزی مهم و چشمگیری بوده است. در اول مهر به مناسبت آغاز سال تحصیلی امام ضمن پیامی از تمام افراد دست‌اندركار آموزش و پرورش و مدارس خواستند كه مراقب همدیگر باشند. البته چون در سفر بودم این مطالب را بر اساس نقل افراد می‌گویم.
نامه نهضت آزادی
شنبه 17/7/61: در هفته گذشته هنگامی كه از سفر بازگشتیم دیدیم كه نامه‌ای از سوی نهضت آزادی ایران به آقای هاشمی رفسنجانی نوشته شده كه متن تكثیرشده آن به نمایندگان را ملاحظه كردیم. در این نامه مطالبی در اعتراض به مسوولان نوشته شده بود كه مطالب اساسی آن اینها بودند: 1-‌ كسانی كه ناراضی هستند همه از ضدانقلاب‌ها و منافقین و بنی‌صدری‌ها و... نیستند بلكه از همین افراد مؤمن و معتقد اعتراض‌هایی دارند 2-‌شماها در ماشین‌های ضدگلوله آژیركش بادپا می‌نشینید و درد مردم را درك نمی‌كنید 3- مردم به گرانی، تورم، كمبودها معترضند و... روز سه‌شنبه هنگام نطق قبل از دستور آقای یارمحمدی در داخل محوطه پارلمان شروع به داد و فریاد كرد و خطاب به نمایندگان كه چرا با نهضت آزادی‌ها حرف می‌زنید، روبوسی می‌كنید و... اینها خائنند، اینها... و سرانجام با شعار مرگ بر بازرگان از جلسه خارج شد و افرادی دیگر مانند حجازی، خلخالی، هادی غفاری، اسدی‌نیا و... هم از جلسه خارج شدند و در بیرون پارلمان با صداهای بلند نسبت به بازرگان هتاكی و فحاشی می‌كردند كه من نمی‌فهمیدم كه چه می‌گویند. دیدن این صحنه مرا به یاد یك حادثه تاریخی مشابه دیگر انداخت. در مجلس چهارم یا پنجم مجلس مشروطه، در اوج درگیری اقلیت مجلس به رهبری مدرس و سردار سپه بود كه روزی در صف تماشاچیان، عده‌ای به نفع سردار سپه و عده‌ای به نفع مدرس شعار دادند و مؤتمن‌الملك رئیس مجلس دستور داد كه چون تماشاچی حق شعار در محوطه پارلمان را ندارد، شعاردهندگان را بازداشت كنند و كردند و حالا می‌بینیم كه این حادثه بار دیگر به شكل دیگر در مجلس شورای اسلامی تكرار شد. به دنبال این ماجرا روز جمعه – روز گذشته – آقای كروبی قبل از نماز جمعه تهران و آقای مشكینی امام جمعه قم انتقادات شدیدی به نهضت آزادی در مقام پاسخ گفتن كردند كه باید به حق گفت كه این پاسخ‌گفتن‌ها برای هر شنونده منصفی بسیار شگفت‌آور بود كه افرادی چون آیت‌الله مشكینی كه به تقوا و خداپرستی شهرت دارد و یا آقای كروبی كه آدم بسیار متقی و منصف و خدمتگزار و بی‌ریاست، این چنین به این اظهارات متوسل شوند. مثلا آقای كروبی گفتند كه آقای بازرگان اصلا مبارزه نكرده‌اند و اگر هم مبارزه‌ای كرده‌اند فقط با دولت‌ها بوده است نه با شاه و حال آنكه تاسیس نهضت آزادی در سال 40 براساس جلوگیری از سقوط جبهه ملی دوم در آغوش دربار و مبارزه با شاه بوده است و اعلامیه آیت‌الله طالقانی از چهره‌های تابناك روحانیت و نهضت آزادی تحت عنوان «دیكتاتور خون می‌ریزد» بعد از پانزده خرداد 42 حقیقت دیگری است. در سال 1343 كه نهضت آزادی دستگیر و در زندان محاكمه شدند آیت‌الله خمینی اعلامیه‌ای در پشتیبانی آنها داد. مدافعات آقای مهندس بازرگان در دادگاه رژیم شاه در سال 43 كه امروز به صورت یك كتاب 150 صفحه‌ای در دست است رژیم استبدادی 2500 ساله را به محاكمه كشیده است و از همه مهمتر در سال 57 كه امام آقای بازرگان را به نخست‌وزیری برگزید و یا نوشت كه: با توجه به ایمان راسخ شما به اسلام و با توجه به سوابق مبارزات ملی و اسلامی شما... آن وقت با توجه به این حقایق غیرقابل انكار نهایت بی‌انصافی نیست كه گفته شود كه شما اصلا مبارزه نكرده‌‌اید و با شاه هیچ وقت مبارزه نكرده‌اید. به هر حال، آقای كروبی در پایان خواستار دستگیری بازرگان و محاكمه نهضت آزادی شدند
 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)