یك حركت اسلامی دیگر در فلسطین
جمعه 27/1/61: طی هفته گذشته حركت جدیدی در بیتالمقدس علیه اسراییل به وجود آمد و حادثه هم از آنجا آغاز شد كه مسلمانان در مسجد نماز جماعت میخواندند كه گلولهباران شدند و به دنبال آن تظاهرات و درگیری بین مسلمین و ماموران اسراییلی پیش آمد و برای نخستین بار شعارهایی مانند «اللهاكبر» و «لاالهالاالله» و... مطرح شد. به دنبال آن ایران یك روز را (چهارشنبه) تعطیل عمومی و راهپیمایی اعلام كرد تا حمایت از جنبش نوین فلسطین شده باشد. راهپیمایی عظیمی در روز چهارشنبه صورت گرفت و سفیر فلسطین در آن سخنرانی كرد و این حركت جدید در فلسطین میتواند طلیعه جنبش عمومی و اسلامی و مردمی در فلسطین باشد. مردمی كه در حركتهای صرف نظامی و اخیرا سیاسی ناامید شدهاند. باید خودشان بپاخیزند و به سبك نهضت ملت ایران انقلاب كنند. به امید پیروزی فلسطین و سقوط رژیم صهیونیستی اسراییل. دیروز (پنجشنبه) به مناسبت روز زن راهپیمایی باشكوهی در تهران و دیگر شهرها صورت گرفت.
اعتراف قطبزاده به انجام كودتا
جمعه 3/2/61: شب سهشنبه گذشته آقای قطبزاده طی مصاحبهای تلویزیونی مطالبی بیان داشت كه مهمترین آنها عبارت بودند از: اعتراف به كودتا- كوبیدن محل اقامت امام- كشتن سران كشور- تسخیر سپاه و ارتش و كمیتهها- تماس با شریعتمداری و قول تایید دادن آقای شریعتمداری پس از انجام عمل- تماس با «ویلآلون» و برخی شخصیتهای خارجی برای تهیه اسلحه- پذیرفتن قصاص. بعد از پخش مصاحبه تلویزیونی آقای قطبزاده مصاحبه آقای محمدی ریشهری حاكم شرع دادگاههای ارتش پخش شد كه به تفصیل از نقشههای گروه قطبزاده كه تحت عنوان (نجات انقلاب ایران) عمل مینمودند و همچنین از گروه «نیما»و «پارس» كه دو گروه نظامی زیرزمینی بودند صحبت كردند. روز بعد و روزهای بعد تظاهرات وسیعی در قم و تبریز و دیگر شهرهای عمده ایران علیه كودتاگران صورت گرفت كه همه خواستار محاكمه و اعدام عوامل اصلی توطئه بودند و ضمنا باید متذكر شد كه آقای عباسی داماد آقای شریعتمداری هم دستگیر شدهاند. مدرسین حوزه علمیه قم طی اطلاعیهای آقای شریعتمداری را به دلیل خروج از عدالت شایسته مرجعیت ندانستند و از كسانی كه هنوز مقلد ایشان هستند خواستند از تقلید برگردند و همچنین طلاب از گرفتن شهریه وی منع نمودند.
البته در همان شب مصاحبه آقای قطبزاده، مردم قم، دارالتبلیغ و دیگر خانهها و موسسات فرهنگی وابسته به آقای شریعتمداری را تسخیر كرده و به دست سپاه پاسداران دادند. به دنبال اعلامیه جامعه مدرسین، ائمه جمعه، روحانیت مبارز تهران، روحانیون آذربایجان شرقی و غربی، عدهای از نمایندگان (حدود 120 نفر) نیز نظر مدرسین قم را تایید نمودند. در مجلس هم طی این هفته در نطقهای قبل از دستور عمدتا روی این مسئله صحبت شد. شب گذشته (جمعه) آقای سیدمحمدمهدی مهدوی كه پیشنماز مسجد قلهك تهران بود و در رابطه با كودتا دستگیر شده است مصاحبه تلویزیونی داشت كه ایشان هم كه رابط آقای قطبزاده و آقای شریعتمداری بود مطالبی بیان داشت كه مهمترین آنها عبارت بودند از: اعتراف به شركت دركودتا- اعتراف به ارتباط با شریعتمداری- گرفتن پانصدهزار تومان پول از شریعتمداری و دادن به قطبزاده- سفر به خارج كشور و دیدن برخی سرمایهداران خارجی كه دوست قطبزاده بودند- اعتراف به گناه و پوزش خواستن از امام و مردم و این كه من به وسیله آقای شریعتمداری كه یك مرجع بود به این راه كشیده شدم. ضمنا ایشان از آقای دكتر جواد مناقبی نیز نام برد كه در ارتباط با كودتا بوده و در جلسات با آقای شریعتمداری شركت میكرده است. و آقای عبدالرضا حجازی نیز در صحبتهای آقای قطبزاده افشا شد كه در این رابطه بوده است.
كودتای كور
چهارشنبه 8/2/61: شب گذشته آقای عباسی داماد شریعتمداری كه در رابطه با كودتا بازداشت است طی مصاحبه تلویزیونی گفت كه آقای مهدوی چندی قبل به عربستان سعودی سفر كرده بود و در آنجا با امیر عبدالله یكی از شاهزادههای عربستان مذاكره نمود كه در این مذاكره از تصمیم براندازی جمهوری اسلامی و شریعتمداری حمایت كرده بود و هنگامی كه گفته شد كه آیا آنها حاضرند شریعتمداری را در صورت مسافرت به آنجا بپذیرند؟ در پاسخ گفته شد كه اشكالی ندارد ولی یك شرط دارد و آناینكه شریعتمداری در اینجا فعالانه علیه رژیم ایران تلاش كند و جالب است كه در مصاحبه آقای محمدی ریشهری حاكم شرع دادگاههای ارتش كه با عباسی مصاحبه میكرد اعلام كرد كه شریعتمداری اخیراً نامهای نوشته است كه اجازه بدهید به عربستان بروم. اگر این مطالب درست باشد، به خوبی سرنخ خارجیها و آمریكا را در رابطه با هدف براندازی نظام ایران نشان میدهد. و همچنین آقای عباسی گفت كه در روزهای اجرای نقشه براندازی قرار بود كه آقای شریعتمداری محل اقامتشان را تغییر دهد و در واقع مخفی شود. آقای دكتر علی امینی چند روز قبل در پاریس اعلامیهای منتشر كرد و از شریعتمداری حمایت كرد و همچنین سلطنتطلبان و دیگر ضدانقلابیون در اكثر كشورهای غربی به حمایت از شریعتمداری تظاهرات كردند و همچنین آقای امینی طی نامهای به آقای خویی در عراق خواهان اقداماتی به نفع شریعتمداری شده است. مجموعه این حوادث و صفبندیها نشان میدهد كه سقوط و افشا شدن شریعتمداری تا چه حد به نفع انقلاب بوده و تا چه حد دشمنان انقلاب را در سطح جهان مأیوس و ناامید ساخته است. به طور كلی سقوط شریعتمداری چند اثر مثبت داشته است:
1- ریز موضوع سبب شد كه خود به خود تصفیهای در روحانیت صورت گیرد و مسئولان سطح بالای روحانیت را وادار كند كه در فكر سازماندهی و اصلاح روحانیت باشند.
2- با این حادثه نشان داده شد كه دشمن در نهایت برای سقوط جمهوری اسلامی، محمدرضاشاهی را عمامه برسرش میگذارد و وادار به مخالفت با انقلاب میكند. در واقع از همان تز مذهب علیه مذهب، فقیه علیه فقیه و عمامه علیه عمامه استفاده میكند و این برای مردم آگاهیبخش است.
3- این حادثه از بت شدن و تقدس یافتن صرف سیاسی روحانی تا حدود زیادی جلوگیری كرد.
4- این مساله نشان داد كه اینگونه نیست كه عدهای یكسر باطل و التقاطی باشند و گروهی دیگر یكسر درست. خودسریها و به انحراف و جنایت كشیدهشدنها گاهی معلول بینش و عقیده است و گاهی معلول نفس اماره و هواهای نفسانی است.
اسناد جاسوسی برای آمریكا
جمعه 10/2/61: شب پنجشنبه آقای موسوی خوئینیها طی مصاحبهای رادیو و تلویزیونی اسنادی را از سری اسناد لانه جاسوسی ارائه دادند كه آقای شریعتمداری از سال 42 به بعد در رابطه مستقیم با سازمان «سیا» بوده است و آمریكا میخواسته است با مطرح كردن و به قدرت رساندن او یا رژیم شاه را حفظ كند و اگر نشد به وسیله خود او از به قدرت رسیدن امام خمینی جلوگیری كند و حافظ منافع آمریكا در ایران باشد و رابط این ارتباط فرزند شریعتمداری، سیدحسن شریعتمداری و تنی چند دیگر بودهاند و حتی آقای شریعتمداری از آمریكا تقاضای پول كرده بود برای اداره حزب جمهوری خلق مسلمان... آقای موسوی، شریعتمداری را امالفساد خواند و او را محور تمامی اعمال ضدانقلابی از سال 42 به بعد تا كودتای قطبزاده معرفی كرد... كه البته روز بعد اسناد مذكور در مطبوعات منعكس شد.