ما و علی (ع)

 

رضا بابایی٭ :در جایی نوشته بودم: «قرائت و تلاوت قرآن خوب است! اما وقت آن رسیده است كه گاهی هم قرآن را بخوانیم.» منظورم از این جمله تناقض‌نما این بود كه ما قرآن را به معنای واقعی كلمه، نمی‌خوانیم و آنچه در جامعة ما رواج بیشتری دارد، قرائت‌های حرفه‌ای و ثواب‌جویانه و گاهی هم اخلاق‌گرایانه و معنویت‌طلبانه و تبرك‌خواهانه است. خواندن قرآن، به معنای تأثیرپذیری فكری و معرفتی از آن، در میان ما تقریبا فراموش شده است. كسانی هم كه بر عمل به قرآن تأكید دارند، بیشتر مرادشان «عمل اخلاقی» است كه در جای خود واجب است؛ اما «عمل به قرآن» به معنای اعتنای واقعی و عمیق به پیام‌های صریح و روشن آن در مسائل فكری و عقیدتی، ‌بی‌تأویل و توجیه، نوع خاصی از «خواندن» را می‌طلبد كه معمولا در قرائت‌های رایج و تلاوت‌های معمول در میان مؤمنان، غایب یا غریب است.

ماجرای ما و علی(ع) نیز بیش‌وكم همین است. ما بیگانگی خود را از مرام علی(ع)، زیر خروارها مدح و ستایش‌های بی‌مانند پوشانده‌ایم. راستی نصیب ما از علی(ع) چیست؟ مدح و نعت و جشن و عزا و فخرفروشی به عالمیان و آسودگی خیال در آخرت؟ علی را هم باید خواند. علی را باید روزها خواند و شب‌ها تلاوت كرد. باید دفتر تاریخ را دوباره ورق زد و یك‌یك برگ‌های آن را خواند و دید كه او با دوستانش چگونه بود و با حكومت چه كرد و چرا آن‌جا شمشیر زد و این‌جا مدارا كرد و جای دیگر گریست؟ می‌گویند انسان بزرگی بود؛ اما كمتر می‌گویند چرا بزرگ بود. آیا بزرگ بود چون عدد برگ‌های درختان و قطره‌های باران را می‌دانست؟ یا چون قاضی‌القضات بصره، یار وفادار و صحابی فاضلش، ابوالاسود دوئلی را از كرسی قضاوت به زیر كشید، تنها به جرم آن‌كه صدایش را اندكی از صدای متهم بالاتر برده بود؟ كسی با اسطورگی علی(ع) مشكل ندارد. مشكل آن‌جاست كه اسطوره‌ها، قهرمانان نامكرر و آفرینندگان داستان‌های ناممكن‌اند. علی(ع) نیز تكرار نمی‌شود؛ اما او امام است؛ پیش و بیش از آن‌كه اسطوره باشد. اسطوره‌ها، آمدند و رفتند و بازنخواهند گشت. اما ما نیاز به پیشوایی داریم كه هر روز در حد و اندازه‌های خود تكرارش كنیم و اگر از بی‌رغبتی‌اش به دنیا و حلمش با دشمنان می‌گوییم، نپنداریم كه این داستان‌ها برای آن‌ است كه شاعران بی‌كار نباشند و پیوسته مضمون بتراشند. از بی‌عیبی و غیب‌گویی و همه‌چیزدانی و كرامت‌های آسمانی و مقامات اخروی او سخن‌ها می‌گوییم؛ ولی به روی مبارك خود نمی‌آوریم كه او دروغ هم نمی‌گفت و كوچك را بزرگ نمی‌نمایاند و بزرگ را كوچك نمی‌شمرد و حقیقت را غلام مصلحت خود و دستگاهش نمی‌‌دید و حقوق آدمیان را به حق بودن آنان معلق نمی‌كرد، و اگرچه مقدس بود، خود را مقدس نمی‌نمایاند. معراج علی، فقط شب‌ها در نخلستان‌های مدینه نبود؛ او روزها در دارالحكومه هم به معراج می‌رفت. ردالشمس، كوچك‌ترین فضیلت او است؛ فضیلت بزرگ او، این بود كه دروغ نمی‌گفت و همه‌چیز را برای خود نمی‌خواست و ظلم نمی‌كرد؛ حتی بر دشمنانش. در ادبیات شفاهی و كتابخانه‌ای ما صدها بیت و ده‌ها قصیده می‌توان یافت كه مضمون آن، گریستن علی است بر ظلمی‌كه بر زنی یهودی رفته بود؛ به اندازه بیرون آوردن خلخالی از پای او. اما چرا داستان‌های علی به دیوان‌ها و شاعرانگی‌های ما كوچ كرده‌اند؟ آیا نیاز شاعران و سخنوران به این داستان‌های باورنكردنی، بیشتر از نیاز زنان و مردان جفادیده روزگاران است؟ روی سخن این حكایت‌های شگفت، با حكومتیان است یا مسجدیان بینوا؟ ما آن شعرها و قصیده‌ها را ساختیم و از فضیلت‌های علی سخنرانی‌های پر شور و احساس پرداختیم، تا وجدان‌مان آرام گیرد و سپس با این وجدان آرام و آسوده، خلخال‌‌ها را یك‌جا نذر امامزادگانی كنیم كه خود متولیان آنیم.
ما برای غم‌های علی اشك می‌ریزیم و نامش را بر فرزندان خود می‌نهیم و در عزایش سیه می‌پوشیم و زنجیر می‌زنیم؛ اما به تیغ تأویل و تبعیض، مرامش را هزارپاره كرده‌ایم و از هر پاره سندی ساخته‌ایم برای گفتارها و رفتارهای خود. ما به علی جفا كرده‌ایم؛ چون دفتر زندگی‌اش را اوراق كرده‌ایم و هر روز هر ورقی را كه به كارمان آید، برمی‌گیریم و همان را برای خلایق می‌خوانیم و باقی را برای روز مبادا نگه می‌داریم. از علمش می‌گوییم كه ترازویی برای آن نیست؛ اما حلمش را به دفترها و دیوان‌ها تبعید كرده‌ایم كه مبادا ترازو گذارند و ما را نیز وزن كنند. می‌گوییم با ابوذر و سلمان و عمار چنین كرد و چنان گفت؛ اما اگر كسی پرسید كه با اصحاب جمل و خوارج، پیش از آن‌كه دست به شمشیر برند، چه كرد و حرمت آنان را تا كجا نگه داشت، پاسخ ما اشك است و نوحه و اشارت به چاه‌‌های مدینه و كوفه. تیغ جفاكاری كه فرق او را شكافت، هنوز عریان است و بر بالای سر آنان كه همچون علی، دروغ نمی‌گویند و حقیقت را پشت قباله مصلحت نینداخته‌اند، می‌رقصد. از در و دیوار، حیله‌های عمرو می‌بارد و قساوت‌های فرزند ملجم. این است سزای مردمی‌كه علی(ع) را دارند؛ اما نمی‌خوانندش.
* رییس انجمن قلم حوزه علمیه قم

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)