بزنگاه زیر تیغ -4

یك جور عادت است دیگر. . .

گفت‌وگو با حمید لولایی بازیگر “بزنگاه”

 

مجید توكلی:با دردسر‌ها و حساسیت‌های سریال‌های مناسبتی و مخصوصا مجموعه بزنگاه چه می‌كنید؟
كنار می‌آییم. چون این كار زمان ندارد و همه جوره‌اش سخت است. آفیش‌های خیلی صبح زود، نصف شب. مثلا ما دوشب، شب‌كار هستیم، بعد دوباره از روز بعدش باید صبح زود بیاییم. حالا تو خوابت را چه جوری می‌خواهی تنظیم كنی؟ درست انگار با هواپیما از یك كشوری كه شب است می‌خواهی به یك كشور دیگر كه روز است بروی و بعد از آن به یك كشوری كه شب است بروی. تمام برنامه‌های غذایی و خوابت به هم می‌ریزد. زن و بچه هم باید با این موضوع بسازند دیگر. كار سختی است. ولی بعضی كار‌ها است كه مجموعه 26 قسمتی را در 9 ماه می‌گیرند. این خوب است ولی كار ما دشواری خودش را دارد. 

شما كه از سر زیر آسمان شهر با این روند كاری آشنا بودی پس چه جوری به این موضوع تن دادی؟
زیر آسمان شهر هم بود ولی قبلش سر ساعت خوش هم، اینطوری كار می‌كردیم ولی بعد از زیر آسمان شهر تداوم داشت. چون پشت سر هم كارهای 90 شبی و مناسبتی بازی كردم. 

خب این موضوع خسته‌تان نكرده؟

نه. الان كه داریم با هم حرف می‌زنیم شاید خسته باشم. ولی در كل نه . . . چون به این كار عشق داریم. فارغ از این قضیه كه شغلمان هست و درآمد داریم. ولی دوستش هم داریم. مخصوصا رسانه تلویزیون كه بیشتر به آن علاقه‌مندم. حتی قبل از بزنگاه دوتا پیشنهاد سینمایی‌ام را رد كردم چون به این جعبه جادویی علاقه شدیدی دارم. 

یك جورهایی بیشتر كارهای شما با رضا عطاران بوده. تجربه‌های موفقی هم داشتید. این تعامل بین شما و او از كجا و چگونه شكل گرفت؟

درست است. وقتی رضا می‌خواهد كاری را شروع كند از قبلش با هم قرار می‌گذاریم كه كار كنیم. مثلا می‌گوید من می‌خواهم یك سریال بسازم و تو آماده‌باش و به كسی قول نده. من هم می‌دانم كه نتیجه كار خوب در می‌آید و با رضا احساس راحتی دارم. چون همان چیزهایی كه رضا می‌خواهد را من اجرا می‌كنم و او هم برای من همینطور است. می‌دانیم كه از همدیگر چه چیزی می‌خواهیم و چه عمل و عكس‌العملی را می‌خواهیم بگیریم. رضا با من خیلی راحت است و من هم با او. 

خود رضا با بازیگرهایی راحت است كه خودش را كامل در اختیار او قرار بدهد.

رضا با آن‌هایی كار می‌كند كه آن جوری كه او دوست دارد بازی كنند. من هم به رضا اعتماد دارم. به خودم هم اعتماد دارم. به خاطر همین با هم حل می‌شویم. رضا با بعضی از بازیگر‌ها بحث می‌كند ولی ما اینجا بحث یا چرایی نداریم. اینكه چرا من توی این سكانس باید بخورم زمین یا چرا من این ادا را در بیاورم. چون می‌دانم كه رضا یك منطقی دارد كه این حرف را می‌زند. 

یعنی نتیجه‌اش را می‌دانید؟
دقیقا. بعضی از بازیگرها هستند كه می‌گویند برای من بد می‌شود كه این طوری بازی كنم یا از این دست حرف‌ها. ولی من با رضا این مشكلات را ندارم. درست به خاطر همان اعتماد است. مخصوصا كار رضا كه همه نوع سبكی در آن هست. رئال هست، كمدی هست. تراژدی هست و. . . 

حتی برای رسیدن به شخصیت‌ها هم با هم بحث می‌كنید یا نه؟ اینكه كاراكتری را كه بازی می‌كنید شبیه كارهای قبلی نشود.
رضا نمی‌گذارد شبیه بشود. اگر من هم ناخودآگاه بروم توی عالم كارهای قبلی، رضا حواسش هست و می‌گوید حمید اینجا شبیه ماشالله خان شده‌ای. یا شبیه خشایار شده‌ای. این مواقع رضا تذكر می‌دهد. حتی توی همین كار قرار بود ریش من پرپشت باشد و اول كار گریمور یك اشتباهی كرد و ریش من را كوتاه كرد و رضا گفت این كوتاهی من را شبیه ماشالله‌خان كرده. راست هم می‌گفت. بعد هم ریش مصنوعی گذاشتیم. چون برای رضا مهم بود. صبر كردیم تا كم كم ریش من بلند شد. منظور این است كه برای رضا این موضوع به شدت اهمیت دارد. چون می‌خواهد متفاوت باشد. 

من هم می‌خواهم به همین تفاوت برسم. این تفاوت كه می‌گویید بین این كار و كارهای قبلی رضا عطاران مشهود است؟
صد درصد. از لحاظ مضمون كه كاملا متفاوت است. داستان‌ها فرق می‌كند. ولی از لحاظ ساختاری به هر حال آدم بعد از هر كار پخته‌تر می‌شود. شوخی‌های این كار تا حدودی متفاوت‌تر از كارهای قبلی است. 

چرا اینقدر این مجموعه حاشیه‌ساز شده؟ واقعا بد آموزی دارید؟

این یك بحث كارشناسی است كه از بیرون دیده‌اند و گفتند بدآموزی دارد. ولی ما اینجوری نگاه نمی‌كنیم. می‌بینیم مردم همه آگاه هستند و هرچی توی لفافه صحبت كنی مردم دوست ندارند. دیگر زمان آن دوره گذشته كه بخواهی حتی به بچه بگویی این كه می‌بینی سیگار نیست و آب‌نبات چوبی است. این‌ها را باید گفت ولی بعضی‌ها انتقاد كردند كه بدآموزی دارد، منتها من حداقل فكر می‌كنم این كار بدآموزی ندارد. شما یك فیلم یا قصه‌ای را كه می‌بینی، یك شخصیت مثبت دارد و یك شخصیت منفی. آدم منفی باید مشخصات خودش را داشته باشد تا مردم تاثیر بپذیرند. تازه این شخصیت معتاد ما برشی كوتاه از یك آدم معتاد است. به طور حتم مردم بعد از دیدن آن به فكر فرو می‌روند. 

شاید این انتقاد‌ها بر می‌گردد به این موضوع كه كارهای عطاران به شدت تحت تاثیر واقعیت‌های روز جامعه ما است. حتی آدم‌هایش هم غریبه نیستند.

دقیقا همینطور است. واقعا عین زندگی است. خیلی كم پیش می‌آید كه بیرون از زندگی باشیم. به اعتقاد من اگر كار ما خوب دیده می‌شود یا تاثیر می‌گذارد به خاطر این است كه این جنس كار، آیینه است. آینه‌ای از زندگی روزمره ما. با لحظه‌های تلخ و شیرینی كه دارد. مثلا حتی ما در سكانس‌های عزاداری بار‌ها شده از چیزهایی كه خودمان دیده‌ایم استفاده كردیم. مثلا در همین سكانس عزاداری، من به رضا گفتم بیایم اینطوری بگیریم كه این آقایی كه دارد مداحی می‌كند بگوید برادر مرحوم الان دارد اشك می‌ریزد ولی برعكس، همان برادر مشغول شمردن پول باشد. شاید خیلی‌ها این صحنه‌ها را دوروبر خودشان دیده‌اند و از كنار آن به سادگی عبور كردند ولی ما تمركز می‌كنیم. 

این همزمانی فیلبرداری با زمان پخش مشكل ساز است یا به سود شما است؟حداقل به عنوان بازیگر.
به نظر من اگر زمان بیشتر داشتیم بهتر بود. این نوع كار‌ها همزمانی‌اش تاثیر ندارد. بیشتر در 90 شبی‌ها موثر است. چون می‌شود واكنش‌های مردم را آورد و روی آن كار كرد. اینجا ما 26 قسمت مفید داریم. باید حواسمان باشد كارمان درست باشد چون فرصتی برای از دست دادن نداریم. خیلی بتوانیم خوب كار كنیم روزی 7 دقیقه مفید بگیریم. ولی توی كار 90 شبی روزی یك قسمت فیلمبرداری می‌كنیم. خب این‌ها با هم فرق می‌كند. در برنامه‌های 90 شبی می‌شود خیلی تغییرات ایجاد كرد. 

به نظر می‌رسد، شخصیت خود شما با آنچه بازی می‌كنید فاصله دارد.
خیلی دور است. اصولا نقش‌هایی كه بازی كردم در من 10 درصد هم وجود نداشته. ولی مردم وقتی ما را بیرون می‌بینند دوست دارند همانطور باشیم كه توی سریال می‌بینند. به هر حال من هم شوخ طبع هستم ولی به اندازه خودم. نه آنطور كه در سریال هستیم. شخصیت من خیلی از كاراكتر‌هایی كه بازی می‌كنم دور است. 

معمولا در كارهای رضا عطاران حضور نابازیگر‌ها زیاد است. نقش‌های خوبی هم دارند. این اتفاق برای شما كه باید با آن‌ها سروكله بزنید و بازی كنید سخت نیست؟
این جا هم آن كنار آمدن وجود دارد. برای ما هم دیگر جا افتاده. البته سخت است چون باید بعضی سكانس‌ها را با 30 برداشت بگیریم، یعنی برای بعضی پلان‌ها 30 بار انرژی بگذارم. خب این كار دشواری است. ولی رضا خیلی دوست دارد شخصیت‌های فرعی‌اش عین مردم واقعی باشند. دوست ندارد از بازیگر حرفه‌ای استفاده كند. مثلا با بچه كاركردن اعصاب می‌خواهد. ولی ما با این فضا كنار آمده‌ایم. حتی من خودم وقتی می‌بینم كار دارد سخت جلو می‌رود و آن آدم نمی‌تواند دیالوگش را حفظ كند كمكش می‌كنم و می‌نشینم و با او تمرین می‌كنم. چون این كار را دوست دارم. 

برای بازی در این طور كار‌ها زمانی برای خداحافظی تعیین نكردید؟

در سینما كه زیاد مشتاق نیستم كار كنم. چون برایم تلویزیون مهم‌تر است. تا زمانی هم كه سینمای ما مانكن بازی باشد و مانكن‌ها حرف اول را می‌زنند؛ نمی‌شود روی‌اش حساب بازكرد. اما در تلویزیون دوست دارم نقش‌هایی را بازی كنم كه مردم دوست دارند. می‌خواهم دغدغه‌های مردم را نشان بدهم. برخوردی كه میان من و مردم پیش می‌آید را دوست دارم. این كنش و واكنش هم در كارهای 90 شبی و مناسبتی اتفاق می‌افتد. به خاطر همین فعلا تصمیم خاصی ندارم. همین كاری را كه می‌كنم، دوست دارم. 

خودتان نمی‌خواهید كارگردانی كنید؟
احتمالا به زودی یك كار روتین می‌سازم. پیشنهاد شده ولی گذاشتم قول‌هایی كه داده‌ام به سرانجام برسد تا بعد. خب من قبل از بازیگری تجربه كارگردانی دارم. یك كارتون بزرگ برایت می‌آورم از فیلم‌های سوپر هشتی كه ساختم. ولی بیشتر گرایشم به بازیگری بود. حالا یك مقدار دوست دارم به سمت كارگردانی هم بروم.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)