برداشتی از كتاب «گفتمان مصباح»

دو مصباح در یك گفتمان

 

فرید مدرسی :كتاب «گفتمان مصباح» كتابی است كه به روشنی «دو مصباح» را به نمایش می‌گذارد؛ «مصباح مقابل خاتمی» و «مصباح مقابل هاشمی» اگر احمدی‌نژاد كاندیدای محبوب آیت‌الله «محمدتقی مصباح‌یزدی» بود و بر كرسی قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران تكیه زد تا سیاست‌های آیت‌الله را با یاری مریدانش اجرایی كند، اما در این كارزار جدید، ریزش نیرو هم ارمغانی دیگر بود كه نصیب آیت‌الله شد. نویسنده كتاب «گفتمان مصباح» كه دیروز پیش‌نویس این كتاب را در قالب كتابی تحت عنوان «مصباح دوستان» منتشر كرده بود و هنوز هم در درس اخلاق آیت‌الله حضور می‌یابد، ناخودآگاه در مسیر نگارش كتاب دچار یك اوج و فرود می‌شود.

 

آن زمان كه مصباح در مقابل جبهه دوم خرداد و رئیس‌جمهور وقت «سیدمحمد خاتمی» می‌ایستد و از گفتمان خود دفاع و اصولگرایی را در مقابل محافظه‌كاری رقبای خاتمی متولد می‌كند و اصلاح‌طلبان هم در برابرش زبان در كام فرونمی‌برند و با شدت و حدت بر فراق مطبوعات خویش علیه او می‌تازند، نویسنده كتاب، از ادبیات و پی‌نوشت‌هایی سود می‌جوید كه گویی شاگرد ارشد آیت‌الله است و دفاعیه‌نویسی او از تكالیف شاگردی به حساب می‌آید. اما آنگاه كه آیت‌الله، رقبای دیروز را بر مسند قدرت سیاسی امروز نمی‌بیند و خودی‌هایی در برابر او قرار می‌گیرند كه هم‌رای با او نیستند و بر فرماندهی این جبهه آیت‌اللهی دیگر (اكبر هاشمی رفسنجانی) نشسته است، انتقادات و هجمه‌ها نصیب هاشمی می‌شود و حواریون‌اش.

 

اینجا كاتب دفاعیه برای آیت‌الله، وارد عرصه‌ای دیگر می‌شود و منش دیروز (فصول گذشته) را نمی‌پسندد و در گوشه‌گوشه صفحات، بسیار مودبانه و ریزبینانه خط بطلان بر آرای آیت‌الله می‌كشد. اگرچه مولف كتاب، در زمره شاگردان آیت‌الله قرار ندارد و در موسسه او حضور نمی‌یابد، اما نمادی از مخاطبان و مریدان دیروز آیت‌الله است؛ آنانی كه هر هفته سخنرانی‌های پیش از خطبه‌های نماز جمعه را گوش می‌دادند، روزنامه‌های اصلاح‌طلب را به فحاشی متهم می‌كردند، هرباره در مجالس سخنرانی مراد خود حضور می‌یافتند و سطرسطر كتب استاد را بر دیدگان می‌نهادند و صحیفه‌ای برای مقابله با انحراف می‌خواندند.

 

اگرچه نویسنده كتاب «مصباح‌دوستان» و «گفتمان مصباح» یكی است و كتاب اول پیش‌نویس كتاب دوم است، اما در كتاب دوم مصباح دیگری متولد می‌شود كه رنگ و سیمایش همچون روزهای دولت اصلاحات نیست. اینگونه است كه كتاب جدید از دفتر جریان‌شناسی تاریخ معاصر اجازه چاپ نمی‌یابد و مدیر این مركز (حمید رسایی)، از مریدان آیت‌الله خط قرمز را برمی‌گزیند و در مقابل، «روح‌الله حسینیان» با منشی استقلال‌منشانه حكم بر انتشار آن در مركز تحت مدیریت‌اش می‌دهد.

روایت مصباح اول، سال‌هاست كه بر جریده‌های موافقان و مخالفان نگاشته شده، اما بازكاوی مصباح دوم فقط در محافل و مجالس رخ‌نمایی كرده است؛ مصباحی كه با احمدی‌نژاد متولد و گفتمانش بر سطور برنامه‌ها و طرح‌های دولت دیده شد. داستان مصباح و محمود از آن روزی كلید خورد كه احمدی‌نژاد در كلاس‌های درس آیت‌الله در نشست كانون بسیج اساتید در دانشگاه علم و صنعت نشسته بود و به منویات عالم دینی گوش می‌داد. (ص 879) اما در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری 84، او دیگر فقط شاگرد كلاس نبود، سربازی بود كه با آیت‌الله در خلوت به تبادل آراء و نظرات پرداختند: «فقط در مسائل فرهنگی صحبت شد» (همان) و پس از آن جلسه، روابط هر دو به گونه‌ای شكل گرفت كه نویسنده كتاب «گفتمان مصباح» در این‌باره نوشته است: «آنچه بیش از هر چیز در راهیابی دكتر احمدی‌نژاد به مرحله دوم انتخابات و امكان رقابت وی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی موثر واقع شد، حمایت حضرت آیت‌الله مصباح از ایشان بود.

 

چرا كه افراد تاثیرگذاری كه از توانایی ساماندهی میزان آرای دكتر احمدی‌نژاد در مرحله اول برخوردار بودند، تنها با ایمانی كه نظرات آیت‌الله مصباح داشتند، می‌توانستند تردیدهای خود نسبت به كارآمدی دكتر احمدی‌نژاد را به فراموشی بسپارند؛ تردیدهایی كه منشا آنها عدم تجربه وی در مدیریت كلان كشوری بود.» (ص 893)

البته آیت‌الله از ابتدای روزهای آغازین رقابت، به حمایت علنی از احمدی‌نژاد نپرداخت، پس چگونه حمایت‌های او تردیدها را به یقین مبدل كرد؟ حمایت با اهدای قطعه طلایی از سوی همسر آیت‌الله به ستاد انتخاباتی احمدی‌نژاد آغاز شد. هفته‌نامه «پرتو سخن» ارگان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در همان روزهای تبلیغات كاندیداها اینگونه این خبر را منتشر كرد: «از آن انگشتری كه توسط خانمی در مسجد دو طفلان مسلم [قم] به ستاد انتخاباتی‌اش [احمدی‌نژاد] اهدا شد، تا طلایی كه متعلقه حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی، این مطهری زمان، به ستاد انتخاباتی دكتر احمدی‌نژاد تقدیم كرد، همه نشانگر این است كه دكتر احمدی‌نژاد دل‌ها را بی‌قرار كرده و جان‌ها را مبتلای اندیشه‌های الهی خود كرده است.

 

اقدام همسر آیت‌الله مصباح، الگویی شد، برای بانوان دیگر، و از آن پس شاهد كمك‌های چشمگیر مردمی به ستاد بودیم.» (ص 861) آیت‌الله مصباح‌یزدی در این‌باره گفته بود: «خانواده و دوستان ما از جیب خودشان خرج كرده‌اند... نمی‌گویم به هیچ وجه [كاندیدایی را] معرفی نكردم. اوصاف كسی را گفتم كه بر ایشان [محمود احمدی‌‌نژاد] منطبق می‌شد... دوستان ما ایشان را مصداق این اوصاف كلی دانستند و طبیعی است كه من حق نداشتم به فرزندان و دوستانم بگویم كه شما از او [احمدی‌نژاد] تبلیغ نكنید. البته راضی هم بودم؛ برای اینكه تشخیصم این بود كه ایشان اصلح است.» (ص 880)

آیت‌الله مصباح یزدی، در ابتدا همفكران، مریدان و رهروانش را به حضور در انتخابات تشویق كرد: «در این شرایط كه برای تحقق دولت اسلامی راهی جز برگزاری انتخابات نیست، نباید از انتخابات غفلت كرد.» (ص 843) و سپس به نقد دول پیشین به ویژه خاتمی و هاشمی پرداخت: «بعد از رحلت امام(ره) تاكنون كه حدود شانزده سال است، مردم متدین خیلی خون دل خورده‌اند. همه ما كم و بیش می‌دانیم، چه بسا در بین شماها كسانی باشند كه نیمه شب‌ها اشك ریخته و از خدا خواسته باشند كه به این فسادها پایان دهد... (صص 878 – 877) در جمهوری اسلامی برای اسلام خطر وجود دارد... (ص 847) آنگاه اعضای كانون طلوع – از مجموعه‌های وابسته به آیت‌الله مصباح – را مورد خطاب قرار داد و از آنان به عنوان «هادی مردم» یاد كرد و در جمع دیگر حواریونش (خواهران میهمان دفتر پژوهش‌های فرهنگی) حكم داد: «ما تكلیف شرعی داریم كه اصلح را شناسایی و به او رای دهیم...» (ص 846) و در محفلی دیگر گفت: «بالاترین وظیفه و واجب‌ترین واجب شما این است كه تلاش كنید، برای دوره آینده كسی رئیس‌جمهور شود كه درد دین داشته باشد...»

 

(ص 851) آیت‌الله مصباح یزدی، در معرفی احمدی‌نژاد به عنوان كاندیدای اصلح روش سلبی و ایجابی را به كار گرفت؛ با ترسیم ویژگی‌های «شهید محمدعلی رجایی»، احمدی‌نژاد به‌عنوان نماینده آن نخست‌وزیر فقید معرفی شد: «باید رئیس‌جمهوری چون رجایی انتخاب كرد... زندگی ساده‌ای داشت و حاضر بود با دل و جان برای اسلام كار كند...» (ص 856) و از دیگر سو، در برابر امواج تبلیغاتی سایر رسانه‌ها و امیدبخشی به هواداران احمدی‌نژاد از تاثیر «دعا و توسل» سخن گفت: «هرگز نباید در امر انتخابات، تاثیر دعا و توسل به ائمه اطهار(ع) را به فراموشی سپرد...» (ص 858) تنها رسانه سیاسی هواداران آیت‌الله (هفته‌نامه پرتو سخن) نیز به صراحت رجایی زمان را «احمدی‌نژاد» دانست و در آن ایام در پی شایعات انصراف او از كاندیداتوری، به میدان آمد و خطاب به او نوشت: «اگر قرار باشد كه با این فشارها زود از میدان به در روید و تسلیم آنها شوید، چه بهتر كه از اول نمی‌آمدید... بمانید و یك بار دیگر خاطرات شهید رجایی را در اذهان مردم زنده كنید...

 

اگر نیامدید، باید بپرسیم جواب آن خانم‌ها را چه خواهید داد و هزاران نفر دیگر كه تحقق آرزوهایشان را در ماندن و انتخاب شما می‌جستند. آیا طلاهای آن خانم را به او برمی‌گردانید؟» (صص 862 – 861)
آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، علاوه بر روش ایجانی در حمایت از احمدی‌نژاد، با كلامی سلبی در برابر سایر كاندیداها به میدان می‌آید. او در كنار انتقاد از سیاست‌های 16 ساله دولت‌های خاتمی و هاشمی، از ریاست‌جمهوری «بنی‌صدر» یاد می‌كند و شرایط را «از مو باریكتر و از لبه شمشیر تیزتر» می‌داند: «به مردم بگوییم كه فریب لباس، عنوان، سابقه و پول افراد را نخورند...» (ص 863) او سه رقیب اصلی احمدی‌نژاد (هاشمی، لاریجانی و كروبی) را بدون نام آوردن از آنان هدف می‌گیرد و اعلام می‌كند: «به صرف روحانی بودن نمی‌توان كسی را اصلح از دیگری دانست (ص 864) صرف داشتن عمامه، مشكلی را حل نمی‌كند، بلكه اگر ضعف داشته باشد، ضررش بیشتر است...

 

متاسفانه امروز عمامه یك وسیله تبلیغ و بهانه خوبی است تا مردم ساده را بفریبند (ص 865) برخی آقایان كه خود روحانی یا از بیوت روحانیون بودند، اصلا سخنی در این‌باره [دفاع از اسلام و انقلاب] مطرح نكردند (ص 886)» او همچنین روش اصولگرایان برای رسیدن به اجماع میان آنان (نظرسنجی برای كاندیداهای اصولگرا و انتخاب فردی كه میزان آرای بالاتری دارد) را رد می‌كند: «ما بنشینیم و ببینیم چه كسی برنده می‌شود، بعد اعلام كنیم كه ما هم از او حمایت می‌كنیم. آیا این اصولگرایی است؟! (ص 886)... بر اساس نظرسنجی‌ها چه فرد یا تیمی بناست برنده شود، ما هم از او حمایت می‌كنیم؛ فكر می‌كنند كار درست و عاقلانه این است! اگر این‌طور فكر می‌كنیم، تنها خیال می‌كنیم كار درستی می‌كنیم؛ اما مصداق این آیه شریفه‌ایم: «قل هل ننبئكم بالاخسرین اعمالا» خاسرین هم نیستیم؛ اخسرین هستیم...» (ص 852)

آیت‌الله مصباح یزدی، در این ایام تیغ تیز انتقادات خود را به سوی مواضع آیت‌الله «اكبر هاشمی رفسنجانی» نشانه گرفت و بدون نام بردن از او گفت: «كسانی با عنوان آیت‌الله می‌گویند ما بودیم كه ولایت فقیه را درست كردیم تا بتوانیم با شاه مبارزه كنیم و كشور را حفظ كنیم، ما امام (ره) را به عنوان ولی فقیه در بین مردم ترویج كردیم و قائم‌مقام برایش درست كردیم؛ رهبری را ما درست كردیم، شورای رهبری را ما به رهبری فردی تغییر دادیم؛ بعد هم اگر دلمان بخواهد دوباره عوضش می‌كنیم... با اینكه عنوان آیت‌الله را دارند، متن مكاسب را درست نمی‌توانند معنا كنند... (صص 875 – 874) تا جایی كه كسانی كه از آنها انتظار نمی‌رفت، گفتند: ما ولایت فقیه را امری زمینی می‌دانستیم و می‌دانیم! این، همان حرفی است كه از دهان منافقین شنیده می‌شد...

 

سربسته به شما می‌گویم و انشاءالله همیشه سربسته بماند؛ كسانی كه شما باور نمی‌كنید، در صدد تضعیف موقعیت رهبری و ولایت فقیه هستند...» (همان) او همچنین نگرش «مصلحت در اسلام» را رد و اعلام كرد: «اگر كسی به تشخیص آنها اعتراض كند، می‌گویند این مجمع تشخیص مصلحت را امام(ره) فرمودند، و ضدیت با ما یعنی ضدیت با مجمعی كه امام پایه‌گذاری كرد، یعنی ضدیت با امام و انقلاب...» (ص 873)

آیت‌الله مصباح در همان روزها، در پی واكنش‌ها به اینگونه سخنان و «تخریبی» دانستن آن از سوی رقبا، این گفتارها را نه‌تنها تخریبی ندانست، بلكه آن را از مصادیق افشاگری و «غیبت واجب» عنوان كرد. او در تبیین این نظر گفت: «اگر همسایه‌تان آمد و گفت كه كسی برای خواستگاری دخترم آمده؛ به نظر شما كه او را می‌شناسید، آیا دخترم را به او بدهم یا نه؟ شما كه می‌دانید، این شخص شراب‌خوار و تارك‌الصلاه است، باید واقعیت را به او بگویید یا نه؟ اینجا واجب است غیبت كنی و بگویی این مرد شراب‌خوار است... همان كسی كه گفته غیبت حرام است، در یك جایی هم گفته واجب است، اگر كوتاهی كردید و عامل مخفی شدن حق و رواج باطل و فساد شدید و زمینه‌ای فراهم شد كه شخص ناشایستی سر كار بیاید و اختیارات شصت، هفتاد میلیون مسلمان را در دست بگیرد و انقلاب را به فساد بكشاند، مسئولید.» (ص 878 – 876)

از این رو، آیت‌الله مصباح‌یزدی در ایام رقابت‌های انتخاباتی در حمایت از محمود احمدی‌نژاد به گونه‌ای رفتار كرد كه نه‌تنها نویسنده كتاب «گفتمان مصباح» می‌نویسد: «گرچه آیت‌الله مصباح در طول انتخابات هرگز نامی از كاندیدای مورد نظر خویش نبرد، اما عملا جریان حامی دكتر احمدی‌نژاد را تا برگزیده شدن وی به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران مدیریت كرد.» بلكه احمدی‌نژاد نیز در اولین دیدارش با آیت‌الله بر این نقش اذعان كرد و خطاب به او گفت: «می‌خواستم تشكر بكنم از حضرتعالی كه با درایت و بزرگواری در این صحنه وارد شدید و مدیریت كردید و از همه عزیزان و یاران حضرتعالی، فضلا و طلاب و عزیزانی كه برای تداوم آن حركت عظیم حقیقی وارد شدند و تلاش كردند و زحمات فراوانی كشیدند.» (ص 862) اینگونه بود كه آیت‌الله پس از انتخابات، به صراحت به سخن آمد و دست نوازش خود را بر سر دولت جدیدالولاده از زیر عبا بیرون كشید.

 

او در اولین دیدار،‌ پس از انتخابات به احمدی‌نژاد گفت: «[این] انتخابات مشحون به كرامات و معجزات بود... عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) یار ملت ایران بود كه چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است كه این نفحه الهی كه در این زمان در جامعه ما دمیده شد و آثارش در علاقه بیشتر مردم به دین و اندیشه‌های اسلامی ظهور یافته، مرتبه‌ای از مراتب چیزی است كه در زمان پیامبر اسلام(ص) تحقق پیدا كرد و انشاءالله اثر كاملش در زمان ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) تحقق خواهد یافت...» (ص 882 – 881) پیش از این نیز گفته بود: «مردم به یك فردی كه هیچ امتیازی از نظر ظاهر و قیافه، پول و حتی سیادت ندارد،‌ علاقه‌مند می‌شوند و به او رای می‌دهند...

 

خانمی را سراغ دارم كه برای پیروزی آقای احمدی‌نژاد نذر كرده 40 زیارت عاشورا، 40 زیارت جامه كبیره، 40 زیارت آل‌یاسین و 14 ختم قرآن كریم بخواند. چند نفر از خانم‌ها 140 هزار صلوات نذر كردند و چقدر تضرعات، گریه‌ها، زاری‌ها و توسلات عجیب و غریب تا اینكه یك كسی پیروز شود... دیشب یكی از دوستان حاضر در جلسه نقل كرد؛ قبل از برگزاری مرحله اول انتخابات به محضر یكی از علمای اهواز رسیدم. ایشان گفت: نگران نباشید، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور می‌شود. ایشان گفته بود كه شخصی شب بیست‌وسوم ماه رمضان در حال احیا، پیش از نیمه شب به خواب می‌رود. در خواب به او ندا می‌شود كه بلند شو برای احمدی‌نژاد دعا كن، وجود مقدس ولی‌عصر(عج) دارند برای احمدی‌نژاد دعا می‌كنند. می‌گویند من حتی اسم احمدی‌نژاد را نشنیده بودم و اصلا او را نمی‌شناختم.

 

خود ایشان [محمود احمدی‌نژاد] نیز در تاریخ دهم دی ماه قاطعانه گفته بود كه من رئیس‌جمهور خواهم شد.» (صص 883 – 882) مصباح یزدی در نشست دفتر پژوهش‌های فرهنگی (وابسته به او) در مشهد به رد سایر كاندیداها در مقابل احمدی‌نژاد پرداخت و افزود: «بنده به خاطر نمی‌آورم كه جز رئیس‌جمهور فعلی، یكی از این اصولگرایان، اسمی از اسلام و انقلاب برده باشد كه اگر من رئیس‌جمهور شدم، از ارزش‌های اسلامی و انقلابی حمایت می‌كنم. گویا به همه آنها خط داده شده كه تبلیغات سكولار داشته باشید، دین را مطرح نكنید، به بهایی‌ها امید بدهید. اینها خوبان ما بودند!» (ص 887)

این مواضع در كتاب «گفتمان مصباح» جمع‌آوری شده و در پی‌نوشت صفحات، نویسنده برخی از آنان را نقد و حتی گاهی از «علامت تعجب» در برابر سخن آیت‌الله استفاده كرده بود تا رد خود را بر آرای استاد نمایان كند و در پایان نیز با جمله‌ای تردیدآمیز این بخش را به پایان رساند: «اینك باید دید كه «احمدی‌نژاد» چه كارنامه‌ای از خود در عرصه ترویج فرهنگ دینی كه مهمترین دلیل و خواسته آیت‌الله مصباح در حمایت از او بود، به جای خواهد گذاشت.» (ص 912)

در كتاب «گفتمان مصباح» به مصباح اول و دوم پرداخته شده است؛ اما مدتی پس از ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد با صدور اجازه حضور زنان در ورزشگاه و مخالفت آیت‌الله مصباح یزدی با این تصمیم، نطفه «مصباح سوم» به ارمغان آمد. اگرچه برخی از همفكران و مریدانش در مناصب دولتی از معاونت ریاست‌جمهوری تا مشاورت آن قرار گرفتند، ولی انتقادات و گلایه‌های آیت‌الله در دیدارهای وزرا با او بروز كرد؛ وزرای علوم، آموزش و پرورش و بهداشت. همچنین ارگان رسمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (پرتو سخن) نیز در كنار حمایت‌های خود از دولت، چشم بر انتقادات نبست و در گوشه‌های صفحات خود به برخی برنامه‌ها، تصمیمات و اظهارات دولتیان واكنش نشان داد. اكنون آیت‌الله مصباح یزدی با توجه به عملكرد دولت نهم باید چشمی بر دردانه خود بر مسند قوه مجریه ببندد و به دنبال راهكاری دیگر باشد تا «دولت اسلامی» آرمانی‌اش اجرایی شود و دیگرانی یافت شوند و آرزوهای آیت‌الله را محقق سازند. آیا مصباح سوم همچون مصباح اول و دوم با قدرت و صلابت متولد خواهد شد؟!

آیت الله در میدان منازعات
كتاب «گفتمانِ مصباح» گزارشی درباره سوابق مبارزاتی و مواضع فكری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آیت‏اللَّه محمدتقی مصباح یزدی از سال‏های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان نهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 است. فصل اول این كتاب نگاهی گذرا به زندگانی علمی و معنوی آیت‌الله دارد. در فصل دوم این كتاب به دوران مبارزاتی انقلابی و نقش او در این مبارزات پرداخته شده است كه برخی از مباحث این فصل عبارتند از: اتهام فرار و سرخوردگی از مبارزه، نقد سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین محتشمی‌پور، اتهام مخالفت با تحریم جشن نیمه‌ شعبان، اتهام مخالفت با تشكیل حكومت اسلامی و.... همچنین گوشه‌هایی از سوابق مبارزاتی آیت‌الله مصباح از زبان او یا مرتبطین با او نقل شده است.

 

فصل سوم این كتاب به گزارش فعالیت‌های آیت‌الله از پیروزی انقلاب اسلامی تا دوم خرداد 76 پرداخته شده است. در این فصل نیز پس از نقل مواضع مخالفان آیت‌الله مصباح، به مباحثی همچون آیت‌الله مصباح و دفاع مقدس، حمایت‌های امام خمینی از فعالیت‌های علمی آیت‌الله، حضور فعال او در انقلاب فرهنگی و دفاع تئوریك از نظام، مناظره با جریان‌های خاص فكری و... پرداخته شده است. فصل چهارم این كتاب با عنوان «آیت اللَّه مصباح، دكتر شریعتی و شهید بهشتی» به بیان نظرات آیت‌الله مصباح درباره‌ دكتر شریعتی و روابطش با شهید بهشتی می‌پردازد. در این فصل انتقادات آیت‌الله از دكتر شریعتی و دلایل نظری این انتقادات بیان شده است. فصل پنجم این كتاب، طولانی‌ترین فصل كتاب است.

 

این فصل كه عنوان مناظره را به خود اختصاص داده است، 18 موضوع را در بر می‌گیرد كه در هر یك از این موضوعات به گزارش نزاعی علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میان آیت‏اللَّه مصباح و گروه‏ها یا شخصیت‏های دیگر پرداخته شده است. این عناوین هجده‌گانه عبارتند از: 1- مسئله‌ آزادی، 2- درجه‌بندی شهروندان، 3- اتهام تئوری‌پردازی خشونت، 4- مخالفت با تساهل و تسامح، 5- وضعیت فرهنگی جامعه 6- قرائت‌های مختلف از دین، 7- مناظره با دكتر سروش، 8- نظریه ولایت مطلقه‌ فقیه 9- مردم‌سالاری و جمهوری اسلامی، 10- ماجرای چمدان دلار سیا، 11- داستان كاریكاتور روزنامه‌ آزاد و تحصن حوزه‌ علمیه قم، 12- عملكرد فرهنگی دولت خاتمی و مناظره با عطاء‌الله مهاجرانی، 13- مخالفت با شعار ایران برای همه‌ ایرانیان، 14- ماجرای تحصیل‌كردگان و مخالفت با اجرای حدود اسلامی، 15- لزوم اجرای حكم اعدام آغاجری، 16- ماجرای رشوه‌ 500 میلیون دلاری برای خرید مسئولان، 17- ماجرای رباخواری نظام جمهوری اسلامی و 18- نهمین دوره‌ انتخابات ریاست جمهوری. فصل ششم كتاب به «آیت‌الله مصباح از نگاه مقام معظم رهبری» اختصاص یافته است.

 

در فصل هفتم نیز كه به ضمایم كتاب اختصاص یافته است، به معرفی آثاری كه تاكنون از آیت‌الله مصباح منتشر شده و نیز ارائه‌ لیستی از مقالاتی كه در فاصله سالهای 77 تا پایان سال 84 درباره‌ آیت‌الله مصباح در مطبوعات منتشر شده، اختصاص یافته است. در اواخر كتاب نیز نمونه‌هایی از تصاویر اسناد مبارزات انقلابی آیت‌الله ارائه شده است. مراحل مختلف نگارش این مجموعه قریب به چهار سال به طول انجامیده و برای نگارش آن، بیش از 1100 مقاله و خبر در نقد سخنان آیت‏اللَّه مصباح، مورد مطالعه قرار گرفته است كه با حذف موارد مشابه به برخی از آنها در متن و یا پاورقی كتاب استناد شده است.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)