اكبر منتجبی :هفته پیش شهروند امروز خبر داد كه مرتضی الویری شهردار اسبق تهران برخی از تكنوكراتها را گردهم آورده و طرحی را به همراه آنها نهایی كرده است كه از دل آن كاندیدای واحد اصلاحطلبان بیرون میآید. اما آنچنان كه پیشتر نوشته شد، مخالفت برخی از شخصیتهای حزبی با طرح او، باعث شد كه طرح الویری و تكنوكرات به رغم آن كه نهایی و آماده ارائه شده بود، دركشوی میز بماند.
انعكاس این خبر جدا از بازتابهایی كه داشت باعث شد آقای مرتضی الویری، طرح كامل خود را در اختیار شهروند امروز قرار دهد و یادآوری كند كه كسانی چون علیرضا علویتبار، روغنی زنجانی و محمدعلی نجفی در آن نقشآفرین بودند. این موضوع باعث شد تا گفتوگویی را با او انجام دهیم و از چند و چون كار باخبر شویم.
چگونه به این نتیجه رسیدید كه لازم است برای انتخابات ریاستجمهوری طرحی ارائه كنید؟
یكی از بزرگان اصلاحطلب پس از بحثی كه در مورد شرایط موجود داشتیم از من خواست طرحی تهیه كنم پیشنویس را تهیه كردم و به ایشان دادم تا اگر موافق هستند روی آن كار شود. وی گفت اگر من پیگیر این طرح باشم معنیاش اینست كه میخواهم كاندیدا شوم در حالی كه چنین قصدی ندارم. گفتند بهتر است من دخالتی در طرح شما نداشته باشم. بعد از این مطلب با تعدادی از دوستان هم فكر مشورت و طرح را پیگیری كردیم.
با افراد بهخصوصی مشورت كردید یا اینكه از طیفهای مختلف جریان اصلاحطلب برخی را انتخاب كردید؟
من با بسیاری از گروههای اصلاحطلب در ارتباط هستم و به تناسب با آنها بحث انتخابات مطرح بود. به همین خاطر به این جمعبندی رسیدم با افرادی از گروههای اصلاحطلب كه روی تحولات توسعه با ما هماهنگ هستند و به اقتصاد آزاد، توسعه فرهنگ و سیاست باز معتقد میباشند، مشورت كنم و طرح خود را به آنها ارائه دهم.
طرح تمام شده بود؟
نهایی نشده بود. به همین خاطر گفتیم افرادی را دور هم جمع كنیم و مشتركا به یك راهكار برسیم و كشور را از این مرحله بحرانی نجات دهیم.
خبری كه منتشر شد، حاكی از آن بود كه گویا در تنها جلسهای كه برگزار كردید، به نتیجه نرسیدید. درست است؟
جلسات ما بیش از یك جلسه بود. حدود سه ماه است كه این جریان ادامه دارد و چندین جلسه هم داشتهایم. چند جلسه كوچك و دو جلسه بزرگ برگزار كردیم و تبادل نظرات صورت گرفت ولی عملیاتی نشد.
چرا؟
چون بنا نداریم در كنار كارهای دیگری كه انجام میشود، یك كار موازی انجام بدهیم.
شما فكر میكنید دیگر جلسات اصلاحطلبان مثل نشستهای مجمع روحانیون كارآمد هستند كه شما جلسات خود را متوقف كردید؟
به هر حال ما اقدامیرا انجام دادیم و جمعبندی خودمان را نیز برای گروهها ارسال كردیم. اما چون جلسات آقای موسوی خوئینیها آغاز و قرار شد دوستان به شیوه دیگر به نتیجه برسند، ما كار خود را متوقف كردیم. بنا نداریم كه ما سازی برای خودمان بزنیم. به اندازه كافی كارهای موازی در حال انجام است. چون اینها نهتنها به وحدت كمك نمیكند بلكه موجب تفرقه میشود.
چه كسانی در تكمیل شدن این طرح، شما را همراهی كردند؟
افرادی كه حداقل یك جلسه در جلسات شركت داشتند آقایان دكتر اسلامی، علویتبار، محمدعلی نجفی، روغنی زنجانی، بهزاد نبوی، امینی از حزب اعتماد ملی، نیلی، جهانگیری از كارگزاران، مجید انصاری از مجمع روحانیون مبارز و صفدر حسینی از حزب مشاركت بودند.
نظر همه این آقایان نسبت به طرح مثبت بود؟
نه، برخی از افراد مانند آقای نبوی، صفدر حسینی و مجید انصاری روی آقای خاتمیتكیه داشتند و میگفتند كه ما وابسته به تشكیلات و حزب هستیم و حزب ما نیز خاتمیرا كاندیدا كرده است لذا حاضر نیستیم سراغ طرح و برنامهای برویم كه در آن تازه قرار است كاندیدا مشخص شود.
نظر دیگری هم وجود داشت؟
بله، برخی هم میگفتند كه بهتر است طرح آقای ناطقنوری مبنی بر تشكیل دولت وحدت ملی را پیگیری كنیم. سراغ یك كاندیدای معقول كه شخصیتهای معتدل در بین اصولگرایان و اصلاحطلبان روی آن وفاق دارند، برویم.
پراكندگی آرا در جمع شما چنین بود؟
بله، با این حال بهرغم پراكندگی آرا، بیشترین گرایش به آن چیزی بود كه نهایی شد. در واقع آنچه در قالب طرح ارائه شد، از آرای بیشتری برخوردار بود اما نتوانست اكثریت مطلق آرا را جلب كند .
یعنی طرح مصوب همه اعضا بود؟
خیر، اما جمع بیشتری این چارچوب را پذیرفت ولی از آنجا كه وحدتی حاصل نشد و این مجموعه نتوانست نظر فراگیری را به دست بیاورد، بنابراین ما به عنوان یك پیشنویس، طرح را برای گروهها و احزاب ارسال كردیم تا اگر خواستند از آن استفاده كنند.
جز افرادی كه از احزاب و گروهها نام بردید، آیا آقای خاتمی، كروبی نیز در جریان طرح شما بودند؟
نتیجه كار انجام شده را خدمت آقایان ارسال كردم. حتی دو بار با آقای كروبی برای همین طرح ملاقات داشتم و كار انجام شده را به اطلاع ایشان رساندم.
نظر آقای كروبی چه بود؟
نسخهای را از من دریافت كردند و قرار شد روی آن كار كنند اما استنباط مشخصی ندارم كه آیا ایشان چارچوبهای این طرح را پذیرفتند یا نه. به هر حال من میخواستم این آقایان را در جریان قرار بدهم تا در صورت تمایل از آن استفاده كنند.
نكتهای كه قبل از این طرح منتشر شد چنین بود كه طرح شما بر مبنای «منهای خاتمی– منهای كروبی» استوار است. درست است؟
نه چنین چیزی نیست. این طرح به جای اینكه سراغ انتخاب فرد برود، سراغ یك راهكار میرود تا در قالب آن راهكار، اصلاحطلبان به كاندیدای واحد و برنامه واحد اقتصادی، اجتمایی، فرهنگی برسند.
این طرح چه تفاوتی با پارلمان اصلاحات كه آقای نجفی ارائه كردند، دارد؟
تفاوت در این است كه در طرح آقای دكتر نجفی نحوه تجمع و تركیب افراد مسكوت گذاشته شده. در واقع تركیب را واگذار كردند به احزاب و گروهها اما در طرحی كه ما ارائه دادیم، پارلمان اصلاحات را متشكل از نمایندگان ادوار 8 دوره مجلس، وزرا و استانداران دوران بعد از انقلاب دیدیم.مزید بر اینكه در این طرح نهادهای مدنی در شهرستانها تحت عنوان شورای اصلاحطلبان شهرستان پیشبینی شده است.
شما به چه علت افراد را جایگزین احزاب كردید؟
علتش وزنكشی احزاب است. ما الان احزاب و گروههایی داریم كه تعداد اعضای آنها از سه نفر تجاوز نمیكند اما تابلویی به نام انجمن اسلامی یا حزب دارند. چون این سهمخواهی و وزنكشی احزاب، از جمله معضلات وحدت اصلاحطلبان است، بهترین راه را در این دیدیم كه افراد جایگزین احزاب شوند. در شهرستانها، نمایندگان مجلس دورههای مختلف، استانداران و وزرایی كه مربوط به یك حوزه هستند شورای اصلاحطلبان شهرستان را تشكیل بدهند و متناسب با جمعیت آنجا، نمایندهای را برای كنگره بزرگ اصلاحطلبان بفرستند. طبیعتا كنگرهای كه اینگونه تشكیل میشود، برآمده از نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی بعد از انقلاب است.
فكر میكنید نتیجهای بهتر از آنچه در حال حاضر رخ میدهد، به دست آید؟
به هر حال پشتوانه بهتر و بیشتری دارد. به نظرم این طرح عادلانهتر از آن است كه كار را به احزاب واگذار كنیم.
نقش احزاب چه میشود؟
احزاب در شوراهای اصلاحطلبان شهرستانها جایگاه خود را پیدا میكند چرا كه به تناسب كارآیی و توان احزاب، آنها میتوانند در هر شهرستان یا استان نقشآفرینی داشته باشند.
نكتهای كه وجود دارد این است كه زمان زیادی تا انتخابات ریاستجمهوری نداریم. با چه مكانیسمیمیخواهیم افراد را در این مدت زمان كوتاه جمع كنیم و چگونه میتوانیم از این جمع به نتیجه واحد برسیم كه یك كاندیدا از دل آن بیرون آید؟
اگر این طرح مورد قبول گروهها و احزاب قرار بگیرد، میتوان ظرف سه ماه با زمانبندی مناسب این كار را انجام داد.
فرض این طرح مورد پذیرش قرار گرفت اما اگر در پایان حزبی یا گروهی یا فردی به نتیجه نهایی كنگره تمكین نكرد، چه؟
اگر وفاق اولیه به وجود آمده باشد و آنها این برنامه را پذیرفته باشند احتمال اینكه كسی تمكین نكند بسیار ضعیف است.
مخالفین طرح چه كسانی بودند؟
برخی از افراد كه عضو حزب یا یك سازمان سیاسی بودند. آنها مقید به جمعبندیهای درونحزبی بودند و به همین علت گفتند نمیتوانند دیدگاههای حزبی خود را نادیده بگیرند.
پس چرا در جلسات شركت میكردند؟
دیگر شركت نكردند. در واقع بعد از اینكه نمایندگان مزبور با طرح مخالفت كردند، دیگر در جلسات شركت نكردند و گفتند كه كاندیدای ما مشخص است و مسیرهای دیگر برای ما پاسخگو نیست.
شما جلسات را ادامه دادید؟
نه، به علت اینكه ادامه كار منطقی به نظر نمیآمد. چون مجمع روحانیون نیز با هدایت آقای موسوی خوئینیها جلساتی را راهاندازی كرده بود كه در واقع آنها نیز به دنبال اعلام یك كاندیدای واحد بودند.ما هم نمیخواستیم كارمان منشا تفرقه و تشتت شود.
یعنی فكر میكنید نشستهایی كه مجمع روحانیون برگزار میكند، به نتیجه برسد؟
خوشبین نیستم كه نشستهای مجمع روحانیون به نتیجه برسد.تصور میكنم اگر گروهها و احزاب میآمدند و این طرح پیشنهادی ما را كه بدون هیچگونه انگیزه شخصی یا گروهی طراحی شده، میپذیرفتند و اجرا میكردند زودتر و بهتر به نتیجه میرسیدیم.
شما در حین طراحی این طرح، كاندیدای خاصی هم مدنظر داشتید؟
هیچكس.. هدف این بود در مسیر نجات كشور در این بحرانی كه به سر میبریم، از طریق یك روش دموكراتیك كه تمام نیروهای اصلاحطلب در آن حضور داشته باشند، نقشی را ایفا بكنیم. به همین خاطر هنوز فكر میكنم این طرح میتواند در یك ظرف زمانی سه ماهه – تا اواخر آذرماه – هم برنامه عبور از بحران را داشته باشد و هم یك كاندیدای واحد معرفی كند البته به شرطی كه گروهها و احزاب تمكین كنند. این امر لازمه پیروزی این طرح است.
شما موافق حضور آقای خاتمی در انتخابات هستید؟
در جلسات فوق دراین زمینه بحثی نشد. البته من شخصا مخالف حضور آقایان خاتمی و كروبی در انتخابات هستم ولی اگر خرد جمعی دوستان به این نتیجه برسد بدون تردید از آن حمایت میكنم.
دلایل شما در بیان مخالفت با این آقایان چیست؟
یكی از مهمترین دلایل این است كه نباید سرمایههای خود را هزینه خرابكاری دیگران كنیم. در سه، چهار سال گذشته خرابكاریهای زیادی بر جای مانده كه به هیچ وجه نمیشود در ظرف زمانی چهار سال، این ویرانگریها را اصلاح كرد. از طرف دیگر در یك افق چهارساله نیز نمیتوان انتظارات بهحق مردم را برآورده كرد. به همین خاطر ما مجاز نیستیم سرمایههای اصلاحات و انقلاب را برای جبران خرابكاری دیگران هزینه كنیم. البته دلایل دیگری هم هست كه به آقایان گفتهام.
طرحی كه شما ارائه كردید یا طرح آقای نجفی، اگر اجرا شود به احتمال بسیار خروجی آن آقای خاتمی خواهد بود. پس چرا سازمان مجاهدین انقلاب و مشاركت مخالفت میكنند؟
باید از خود آنها این سوال را پرسید. تصور من هم این است كه خروجی پارلمان اصلاحات یا كنگره ما، آقای خاتمی است.
گرچه من مخالف حضور آقای خاتمی در انتخابات هستم اما اگر ایشان خروجی این طرح باشند من با بضاعت ناچیز خود كمك میكنم. ضمن آنكه كاندیدای یك حزب را شورای نگهبان میتواند رد صلاحیت كند اما اگر همان كاندیدا، طیف وسیعی هوادار و پشتیبان در كشور داشته باشد امكان رد صلاحیت شدن آن بسیار ضعیف خواهد بود. شورای نگهبان نمیتواند با كاندیدای طیفی كه سراسر كشور از او حمایت میكند برخورد كند و او را رد صلاحیت كند. به همین خاطر امكان رد صلاحیت ضعیف است. اگر هم این اتفاق صورت بگیرد توجیه عقلی وشرعی و قانونی برای عدم شركت در انتخابات وجود دارد.
با توجه به اینكه گفتید بعید میدانید نشستهای مجمع به نتیجه برسد، فكر میكنید آقای خاتمی در انتخابات شركت خواهد كرد یا خیر؟
قابل پیشبینی نیست. ایشان شبهات و تردیدهای جدی دارد. آقای خاتمی میان دو موضوع متضاد قرار گرفته. از یك طرف مواجه است با مشكلات و تنگناهای زیادی كه در حال حاضر در كشور موجود است واقدامات غیرقانونی وتبلیغات یك سویه كه پذیرش مسئولیت را دشوار میكند و از طرف دیگر ایشان با ابراز تمایل احزاب و گروهها مواجه است كه از ایشان میخواهند این مسئولیت را بپذیرد. اینكه ایشان چه تصمیمی میگیرد، باید ماند و دید.