اكبر منتجبی:مهدی هاشمی یكی از سه پسر اكبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و البته سیاسیتر از دو برادر دیگر خود است. او در سال 84 ریاست ستاد انتخاباتی پدر خود را عهدهدار بود و از همین طریق با كاندیداها یا حامیان آنها از جناح راست تا جناح چپ ارتباط داشت و تحولات زیرپوستی شهر را پیگیری میكرد. گفتوگو با او به همین بهانه كه آیا همچنان فرزند هاشمی رفسنجانی انتخابات را پیگیری میكند و آیا از تحولات جناح راست و چپ آگاه است، انجام شد.
او البته از روابط سیاسی آقای هاشمی سخنی به میان نمیآورد و در خصوص اینكه آیا او دیدارهایی در اینباره با دیگران، چه نامزدهای چپ یا نامزدهای راست دارد، سكوت میكند و میگوید كه در این خصوص وارد بحث نمیشود و آنچه درباره آقای هاشمی رفسنجانی است باید از خود ایشان یا دفترشان پیگیری شود. مهدی هاشمی انتخابات ریاستجمهوری سال 88 را آخرین انتخابات جناح چپ میداند كه اگر پیروز شود میتواند حیات سیاسی خود را ادامه دهد و اگر شكست بخورد جناح چپ فرومیپاشد و برای همیشه از بین میرود.
شما در سال 84، رئیس ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی بودید و با تمام گروههای سیاسی نیز مرتبط بودید. آیا اكنون در سال 87 بازیهای سیاسی گروهها با سال 84 تغییر كرده است یا خیر؟
من انتخابات را به روشی كه در سال 84 پیگیری میكردم، امروز دیگر دنبال نمیكنم. اما پیگیر اخبار آن هستم و میدانم كه چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
به نظر شما الان وضعیت انتخاباتی در چه وضعیتی است؟
به نظر من در صحنه سیاسی كشور یك موضوع حایز اهمیت است و آن وضع موجود كشور است. الان وضعیت كشور در شرایط مطلوب و خوبی نیست. این را همه میدانند. تهدیدات خارجی بسیار زیاد است. وضعیت اقتصادی خوب نیست و تحریمها نیز جدی است.
میخواستم اشاره كنم كه همیشه تهدید وجود داشت.
نه همیشه تهدیدها اینگونه نبوده. ما كی تهدید نظامی داشتیم؟ چه زمانی؟ در گذشته كی اسرائیل به منطقه آمده و مثل حالا و برای تهدید ایران مانور نظامی اجرا كرده است. در سابقه 30 سال گذشته چه زمانی علیه ایران و به فاصلهای اندك چهار قطعنامه صادر شده است؟ در كدام تاریخ بانكهای ایرانی مثل امروز و در این سه سال تحریم شدند. شخصیتهای ما تحریم شدند كه حتی معاون رئیسجمهور ما نتواند به اروپا برود. پس شرایط خوب نیست. نارضایتیهای مردم افزایش یافته است. تورم اقتصادی افزایش یافته است.
خب قطعا این شرایط در صحنه انتخابات اثرگذار است. اما در جناح راست به نظر شما وضع چگونه است؟
جناح اصولگرا مطمئن شده است كه وضعیت موجود كاملا به ضرر آنها تمام میشود. لذا به دنبال گزینههای مختلف هستند. اما نكتهای كه وجود دارد بحث نظارت و اجرا در انتخابات است كه این سیستم كاملا همسو شدهاند. در 28 سال گذشته هیچ زمانی وجود نداشت ناظر و مجری انتخابات از یك آبشخور فكری و خاستگاه سیاسی واحد برخوردار باشند.
در انتخابات مجلس پنجم چطور؟ آقای بشارتی وزیر كشور و جزیی از جناح راست بود. شورای نگهبان نیز تعلقات خاص و همیشگی خود را دارد. جناح چپ در انتخابات مجلس پنجم نیز مهجور بود.
جناح چپ همیشه در دولت آقای هاشمی قدرت داشت. در كابینه اول 50 بعلاوه 2 قدرت داشت و در كابینه دوم 50 منهای دو. یعنی همیشه قدرت در دست یك گروه و یك جناح نبوده. اما الان كاملا یكطرفه و همهچیز یكدست شده است. این خیلی موضوع مهمی است. اتفاق دیگری كه در صحنه انتخابات رخ داد این بود كه جناح چپ و راست هركدام یك نامزد معرفی میكردند اما حالا دیگر اینگونه نیست. هر كدام از جناحها از این به بعد چند گزینه برای انتخابات معرفی میكنند.
اما الان در میان جناح چپ بحث تك نامزدی مطرح و بر آن تاكید شده است كه حتما با یك كاندیدا وارد انتخابات شوند.
ببینید جناح راست نمیتواند جلوی ورود نامزدهای متعدد خود را بگیرد، در نتیجه به چپ نیز فشار میآورند كه آنها نیز نامزدهای متعدد داشته باشند.
چگونه؟ با برنامهریزی؟
بالاخره روشهای مختلفی هست. میتوانند برنامهریزی كنند. یا اینكه با برخی از روشها امید در اصلاحطلبان از بین میرود. بالاخره در میان اصلاحطلبان، خیلیها میخواهند در ساختار قدرت قرار بگیرند یا در این ساختار بمانند. میخواهند وارد دایره قدرت بشوند. در صورت شكست، این افراد كه اتفاقا افراد موثری نیز هستند، خود راهشان را از دیگران جدا و حتی آن را اعلام میكنند. شكست انتخابات ریاستجمهوری سال 84، تبعات كمی برای اصلاحطلبان نداشت. آقای كروبی از مجمع روحانیون جدا شد. آقای خاتمی بارها و بارها درباره مشاركت و مجاهدین سخن گفت و از تندروی آنها گله كرد. جناح چپ در انتخابات 84 ترك خورد اما از هم فرو نپاشید. این بار اگر در انتخابات 88 پیروز نشود، از هم میپاشد.
یعنی شما فكر میكنید كه جناح چپ وضعیت خوبی ندارد؟
ببینید، قبلا دو جناح كشور را اداره میكردند. جناح چپ افرادی را داشت كه از آرای آنها محافظت میكردند. بالاخره اینها موثر است. اما الان دیگر اینگونه نیست. یك جناح كاملا با شورای نگهبان هماهنگ است اما جناح چپ آدمی را كه برود و از آرای او محافظت كند، ندارد. پس باید جناح چپ فكر دیگری برای این موضوع بكند تا مشكل خود را حل كند.
چه فكری؟
چپ باید انتخابات را مهندسی كند. ببیند كه كدام كاندیدا حدودا چه تعداد رای میآورد. اگر اختلاف آرا یك تا دو میلیون باشد، چپ نمیتواند نتایج انتخابات را كنترل كند. یعنی اگر اختلاف آرای نامزد چپ با آرای نامزد راست كم باشد، قابل كنترل نیست. بالاخره یكی از واقعیتهای انتخابات این است كه آقای احمدینژاد از جناح راست، كاندیدای سال آینده خواهد بود.
پس چپ امیدی برای پیروزی ندارد؟
دارد. اما در صورتی میتواند پیروز باشد كه فقط یك كاندیدا داشته باشد و آن هم كسی كه آراء او تضمین شده باشد. چون اگر آرای نامزد چپ كم باشد، نمیتواند شمارش را كنترل كند. اگر با دو یا سه كاندیدا بیاید، قطعا میبازد. چون رای او میشكند و امكان نظارت بر صندوقها را نیز ندارد و نتیجه آنكه میبازد.
جناح راست هم از تعدد كاندیداها رنج میبرد؟
نگران هستند اما مشكل شمارش آرا را ندارند. ضمن آنكه جناح راست نگران ردصلاحیتها نیست اما جناح چپ در این خصوص محدودیت دارد و نمیتواند هر كاندیدایی را كه میخواهد، وارد صحنه كند. در جناح چپ شاید تنها سه یا چهار نیرو وجود دارد كه میتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد بشوند اما در راست، تقریبا همه افراد شاخص آن میتوانند كاندیدا شوند.
به گفته شما چپ با 2 نگرانی پا به انتخابات میگذارد، عدم نظارت، محدودیت در انتخاب افراد.
بله. در این شرایط اگر آنها میخواهند بازی را ببرند، باید با چشم باز پا به انتخابات بگذارند. چپ هیچ راهی ندارد جز اینكه انتخابات را ببرد. چون اگر پیروز انتخابات نباشد بعید است بتواند به حیات سیاسی خود به صورت فعال ادامه دهد .
یعنی این آخرین انتخابات جناح چپ است؟
به چند دلیل بله. چون اگر پیروز نشوند نیروها از هم میپاشند. آنها الان به یك امیدی سرپا ایستادهاند. دیگر اینكه بین احزاب جناح چپ، اختلافات روز به روز عمیق تر میشود. شما نگاه كنید اختلاف اعتمادملی با سازمان مجاهدین و مشاركت را. مهمتر اینكه سن آدمهای سیاسی كه حرف همدیگر را میفهمیدند و با هم دوست بودند، افزایش یافته و آنها در حال بازنشستگی و كنارهگیری از سیاست هستند. شما به نهضت آزادی نگاه كنید. چند نفر پا به سن گذاشته دور هم جمع میشوند كه بین آنها اختلافاتی هم هست. شما چندان افراد جوانی در بین آنها نمیبینید.
اما در بین چپ نیروهای جوان زیاد است و آنها انگیزه دارند.
بله. اما به همان نسبت این جوانها حرف یكدیگر را پدر احزاب مختلف نمیفهمند. جوانان مشاركت با جوانان سازمان مجاهدین بعضا اختلاف دارند و آنها با جوانان اعتماد ملی سر یك سفره نمینشینند و حتی كارگزاران با آنها. در حالی كه در بین سران این گروهها رفاقت حرف اول را میزند اما در بین جوانان آنها رقابت از رفاقت مهمتر است. پس این انتخابات، آخرین شانس جناح چپ است. ضمن آنكه چپ چه چهره جوانی را توانسته معرفی كند كه سرآمد باشد؟ اتفاق دیگر این است كه جناح چپ در حال از دست دادن یك به یك نهادهای مدنی خود است. الان بحث انجمن صنفی روزنامهنگاران و لغو فعالیتها مطرح است. یا «انجیاو»های جناح چپ امكان فعالیت ندارند. یعنی نهادهای مدنی ساخته شده جناح چپ در حال تعطیلی و توقف است. پس چپ باید فقط و فقط برای برد پا به میدان بگذارد.
برد كه قابل پیشبینی نیست.
خب باید دنبال كسی بروند كه شانس بیشتری دارد.
اما جناح راست هم شانس پیروزی ندارد. مخصوصا با عملكرد فعلی دولت.
بله. الان انتقادات از آقای احمدینژاد و دولت او افزایش یافته است. اما این دلیل بر این نیست كه ایشان كاندیدا نشود.
یعنی نگران نارضایتی مردم نیستند؟
هستند. به همین خاطر بحث عبور از احمدینژاد در جناح راست مطرح شده است.آنها به دنبال گزینههای دیگری هستند. به دنبال فرد جدیدی هستند كه بتواند آرای لازم را نیز كسب كنند و او را جایگزین احمدینژاد كنند. جناح راست از این به بعد رشد میكند.
چرا؟
چون الان، جناح راست با عملكرد دولت احمدینژاد، در پایینترین حد محبوبیت و وضعیت خود قرار گرفته ولی اینگونه نیست كه شانس پیروزی نداشته باشد. وضع آنها از این بدتر نخواهد شد. در واقع جایگاه چپ و راست را نگاه كنید. چپ در بالاترین نقطه كه امكان پیروزی صددرصد است باید در انتخابات شركت كند و راست در پایینترین نقطه خود كه افزایش انتقادات از دولت بهوجود آمده در انتخابات شركت میكند. با این حال از همین نقطه ضعیف، احتمال پیروزی بسیاری را دارد. الان وضعیت خاموشیها در تابستان، نبودن گاز در زمستان، افزایش قیمت كالاها، تورم، همه و همه جناح راست را ضعیف كرده و این بهترین موقعیت تاریخی جناح چپ برای پیروزی است. چون راست در بدترین شرایط قرار گرفته و اگر جناح چپ الان پیروز نشود، سالهای بعد محال است، چون راست با كنار زدن احمدینژاد، نامزد قویتری میآورد كه این مشكلات را كاهش دهد .
پس جناح راست هم نگران است.
نگران است. بله. به همین خاطر دست از حمایت احمدینژاد برداشت. اگر این كار را نكند وضعیتش بدتر از قبل میشود.
یعنی راست از احمدینژاد عبور میكند؟
قطعا عبور خواهد كرد. اما آنها از جناح چپ عاقلتر هستند و اختلافات خودشان را بروز نمیدهند. ویژهنامه شهروند منتشر نمیكنند كه خاتمی را از آمدن منصرف كنند. بحث آمدن یا نیامدن خاتمی را مطرح نمیكنند. آنها اختلافات خودشان را در درون خود حل میكنند و با هم گفتوگو میكنند اما شماها در مطبوعات با هم حرف میزنید تا همه بفهمند چه میكنید. این اوج ناپختگی شماست. مردم میگویند وقتی شما خودتان نمیتوانید با هم حرف بزنید، ما چرا به شما رای بدهیم.
اما اختلافات در جناح راست نیز پنهان نیست. همه میدانند چه خبر است.
بله. ولی در جناح راست گروهها با هم اختلاف ندارند. ضمن آنكه گروهها خیلی پررنگ نیستند. افراد در جناح راست پررنگ هستند. لاریجانی، قالیباف، احمدینژاد، توكلی، حداد عادل. اینها پررنگ هستند.
یعنی این افراد فاقد پایگاههای اثرگذار هستند و خلاقیتهای فردی آنها باعث رشدشان شده است؟
تقریبا. ضمن آنكه جمعی دور آنها جمع شدند. ببینید لاریجانی عضو حزب نیست، احمدینژاد عضو حزب نیست، توكلی یا حدادعادل حزبی ندارند. هواداران حزبی دارند. قالیباف هم همینطور است. در حالی كه جناح چپ، افراد تاثیرگذار همه عضو حزب هستند. گروهها در جناح چپ حرف اول را میزنند و در جناح راست افراد. احزاب یا گروهها دنبال افراد هستند.
یعنی احمدینژاد، فاقد پایگاه حزبی است؟
بله. احمدینژاد در سال 84 طرفدارانی را برای خود دست و پا كرد كه الان خیلی از آنها ریزش كردند. ضمن اینكه لاریجانی و قالیباف با او رقابت میكردند و اكنون نیز همین افراد با او برای انتخابات آینده رقابت خواهند كرد.
آقای حداد عادل از جناح راست و به عنوان ضلع سوم لاریجانی – قالیباف، وارد انتخابات نمیشود؟
به نظرم وارد نمیشود. ولی لاریجانی و قالیباف وارد انتخابات میشوند. اینها برای عبور از احمدینژاد میآیند. جناح راست سه نامزد دارد. لاریجانی، قالیباف و احمدینژاد.
بحث عبور در سران جناح راست مطرح است یا در بدنه هم مطرح است.
در بدنه هم مطرح است.
به نظر شماتعدادشان زیاد است ؟
به نظرم تعداد قابلتوجهی هستتند.
احمدینژاد و تیم او از این ماجرا باخبر است؟
قطعا.
چرا احمدی نژاد ریزش نیرو داشت؟
طبیعی است. هر كسی كه كار اجرایی میكند با ریزش نیرو مواجه میشود و البته با رویش نیرو هم روبهروست.
چرا احمدینژاد مقابل ریزش نیرو را نگرفت.
كار خیلی سختی است.
و آیا آرای رقیبان آقای احمدینژاد در جناح راست، مثل آقای قالیباف بیشتر شده است؟
نمیتوان به صراحت در این باره سخن گفت.
یعنی ممكن است كه قالیباف یا آقای علی لاریجانی نیایند؟
بستگی دارد به روش انتخاباتی جناح چپ. اما آقای احمدینژاد حتما در انتخابات شركت میكند. اگر خاتمی در انتخابات شركت كند، جناح راست پشت احمدینژاد میرود.
كاملا؟ یعنی آقای قالیباف كاندیدا نمیشود؟
به نظرم هیچكدام كاندیدا نخواهند شد.
مگر شما نمیگویید جناح راست به دنبال عبور از احمدینژاد است؟
بله اما به شرطی كه خاتمی نیاید.
سران جناح راست، احمدینژاد را به خاتمی ترجیح میدهند؟
بله. ترجیح میدهند اصلا شك نكنید.
پس اینكه برخی میگویند ممكن است آقای ناطق از خاتمی حمایت كند یا عقلای جناح راست، تلویحا از آقای خاتمی حمایت كنند، چیست؟
اینها حرف است. بیشتر این حرفها سیاسی است و نباید آنها را جدی گرفت. اگر خاتمی بیاید، از آن طرف احمدینژاد میآید.
انتخابات دوقطبی میشود؟
بله و شك نكنید كه خاتمی پیروز انتخابات خواهد بود.
اگر خاتمی نیاید چه؟
بستگی دارد جناح چپ با یك نفر غیر از خاتمی بیاید یا با چند نفر اگر با چند نفر وارد انتخابات شود، طبعا میبازد.
اگر خاتمی بیاید چطور؟ دیگران نمیآیند مثل آقای كروبی.
هیچكس نمیآید. به نظرم آقای كروبی درایت به خرج میدهد و منافع بلندمدت را به كوتاهمدت ترجیح میدهد. در انتخابات شوراها و مجلس هشتم نیز نشان داد كه خودش شخصا با آقای خاتمی مشكلی ندارد و حاضر است فقط با او تفاهم كند. اما اگر خاتمی نیاید و فقط یك نفر دیگر، وارد انتخابات شود، چپ انتخابات را میبرد. یعنی راه پیروزی چپ این است كه تنها با یك نامزد مهم، حالا یا خاتمی یا فرد دیگری وارد صحنه شود. چون اگر خاتمی نیاید، جناح راست با چند نامزد وارد رقابت میشود و مطمئن باشید آنها انتخابات را میبازند.
و اگر چپ با چند نفر وارد انتخابات شود، چطور؟
در همان مرحله اول، جناح چپ انتخابات را میبازد. جناح چپ باید متوجه باشد كه زمانی برای تصمیمگیری ندارد. باید زودتر كاندیدای نهایی و فقط یك كاندیدا معرفی كند.
اما برخی در جناح چپ، مثل مشاركت و سازمان مجاهدین تاكید دارند یا خاتمی را باید كاندیدا كنیم یا هیچكس.
این حرف نسنجیدهای است. این حرف، حرف انحصارگرایانهای است. به نظرم جناح چپ، به جز آقای خاتمی و در صورت حضور یك نامزد، امكان پیروزی را نیز دارد. آنهایی كه شعار یا خاتمی یا هیچكس را میدهند، سیاسیكاری میكنند نه سیاستمداری.
شما فكر نمیكنید كه از طریق ایده پارلمان اصلاحات كه آقای نجفی مطرح كرد، میتوان به نتیجه رسید؟
ایده آقای نجفی خوب است اما نه برای این انتخابات چون زمان نداریم. چهار سال پیش باید این مطرح میشد. الان اجرایی نیست. چون مشكلات آن را باید با زمان حل كرد و الان این كار امكانپذیر نیست. جناح چپ فقط یك راه دارد. یا خاتمی یا یك نفر دیگر كه همه بر روی نام او تفاهم كنند.
اما هنوز كاندیداها اعلام حضور نكردهاند و برخی میگویند همچنان فرصت هست.
نه، حدود 250 روز تا انتخابات ریاستجمهوری فاصله داریم. هر دو جناح اگر عاقلانه نگاه كنند، متوجه میشوند كه زمان به سرعت در حال سپری شدن است. پس باید كاندیدای نهایی خود را سریعتر اعلام كنند. مخصوصا جناح چپ. چه آقای خاتمی بخواهد بیاید چه نخواهد بیاید، بهتر است كه هرچه زودتر نامزد نهایی جناح چپ اعلام شود.