11 انیمیشنی كه بزرگ‌ترها هم دوست‌شان دارند

كارتون‌هایی برای بزرگترها

 

«ای برادر، قصّه چون پیمانه است/ معنی اندر وی بسانِ دانه است...» وقتی‌ «جلال‌الدین محمّد بلخی»، در گوشه‌ای از قونیه، دفترِ دومِ «مثنویِ معنوی»‌اش را به «شَه حُسام‌الدین» تقریر می‌كرد و چُنین می‌سرود كه «دانه‌ معنی بگیرد مرد عقل/ ننگرد پیمانه را گر گشت نقل»، شاید گُمان نمی‌بُرد كه سال‌ها پس از سرودنِ این كتابِ مُستطاب، تمثیلِ «پیمانه و دانه» در شمارِ محبوب‌ترین تمثیل‌ها درآید و مردمانی در آن‌سویِ كُره خاكی، «قصّه»‌های خود را در قالبِ انیمیشن‌هایی راهیِ پرده سینما كنند كه هرچند ظاهری كودكانه دارند، بیش‌تر به كارِ بزرگ‌ترهایی می‌آیند كه دیگر حوصله هر «قصّه»‌ای را ندارند.

 

چُنین است كه در گوشه‌ای دیگر از جهان، افسانه‌ها و اسطوره‌ها و باورها و خواسته‌های قدیم و جدیدِ مردمانِ همه جهان، دستمایه داستان‌هایی شده‌ است كه هرچند تخیّلِ محض‌اند، ریشه در باورهایی دارند كه نمی‌شود به دستِ فراموشی سپردشان. و چندسالی هست كه از بخت‌یاریِ ما، اعتنای دوباره به این داستان‌ها، به این تخیّل‌هایِ محضی كه به‌چشمِ شُماری از مردمان هنوز «جدّی» نیست، ازنو، شروع شده و انبوه انیمیشن‌هایی كه روی پرده سینماها می‌روند، عملاً، از این دستمایه‌ها سود می‌جویند و تمثیلِ «پیمانه و دانه» را به‌شكلی استادانه پیشِ چشمِ تماشاگران می‌گذارند و الحق كه هیچ وِرد و سِحر و باطل‌السِحری را نمی‌شود سراغ گرفت كه از پسِ افسونِ چُنین افسانه‌هایی بربیاید. این انیمیشن‌ها، در شمار همان افسانه‌هایی هستند كه «برونو بِتِلهایم» در رساله خواندنی «افسونِ افسانه‌ها» [ترجمه اختر شریعت‌زاده، انتشاراتِ هرمس و مؤسسه گفت‌وگویِ تمدّن‌ها] به آن‌ها پرداخته است.

 

«بِتِلهایم» می‌نویسد كه قصّه‌هایِ پریان، یا هر قصّه‌ای كه به شیوه‌ چُنین قصّه‌هایی روایت شده باشد، بیش از هر قصّه و حكایتِ دیگری در حوزه فهمِ «كودك» می‌گُنجد و به‌واسطه همین قصّه‌هاست كه می‌شود مُشكلاتِ درونیِ آدمیان و ای‌بسا راه‌‌حل‌هایِ مناسب را با آن‌ها در میان گذاشت. مبارزه با مُشكلاتِ زندگی، به‌تعبیرِ «بِتِلهایم»، اجتناب‌ناپذیر است و آن‌چه در این داستان‌ها به‌چشم می‌آید، این است كه در مواجهه با ناملایماتِ زندگی، می‌شود پیروزِ میدان بود. 

این پرونده كوچكی‌ست درباره یازده انیمیشنِ طرازِ اوّلِ این سال‌ها كه هرچند ظاهری «كودكانه» دارند، سخت به كارِ بزرگ‌ترها هم می‌آیند و همین است كه به خودمان اجازه دادیم لابه‌لایِ «شگفت‌انگیزها» كه داستان حیرت‌انگیزی است درباره مقوله قهرمانی و «راتاتویی» كه یك موش كوچك آبی را به‌جای انسان‌ها راهی آشپزخانه یك رستوران پاریسی می‌كند تا نشان دهد ذائقه و قریحه در هر كسی كه باشد می‌تواند او را به آشپزی بی‌بدیل تبدیل كند و «سیمپسن‌ها» كه داستان یك خانواده عجیب و غریب را در سرزمینی روایت می‌كند كه ملت‌ها و فرهنگ‌های گوناگون در آن به چشم می‌خورند یا «شركت هیولاها» كه مقوله ترس بیهوده كودكان از لولو‌های زیرتخت و ترس متقابل هیولاهای عظیم‌الجثه را طوری روایت می‌كند كه چیزی از جذاب‌ترین فیلم‌های زنده تاریخ سینما كم ندارد، «یك اسكنر در تاریكی» را هم بیاوریم كه هیچ‌چیز «كودكانه»‌ای در آن نیست و فقط به كار بزرگ‌ترها می‌آید، داستان بزرگ‌ترهایی كه دست به ویرانی خود می‌زنند و قدم زدن در ابرها را به راه رفتن روی زمین ترجیح می‌دهند.

 

و البته «وال. ای»، تازه‌ترین محصولِ پیكسار، در این پرونده سهمِ بیش‌تری دارد؛ فیلمی كه به‌سرعت به یكی از محبوب‌ترین محصولات این كمپانی تبدیل شده است. این‌ها، انیمیشن‌هایی هستند برایِ تمام فصول و شك نكنیم كه شماری از آن‌ها، بی‌شك، در فهرستِ فیلم‌هایِ جاودانِ تاریخِ سینما جای دارند.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)