چه كسی پرفروش‌ است؟- 5

پاورقی‌نویسانِ امروز

 

علی‌اصغر شیرزادی :با نگاه به ساختار و فرم شماری از رمان‌ها و داستان‌های كوتاه می‌توان گفت كه قصه دارند. بین داستان و قصه تفاوت وجود دارد. داستان چند تعریف گسترده دارد و قصه تقریباً یك تعریف محدود. قصه بیشتر مبتنی بر جاذبه و كششی است كه یك پرسش محوری را در ذهن خواننده برمی‌انگیرد: «بعدش چه می‌شود؟» و غالباً با استقبال عام مواجه است. یكی از دلایل آن این است كه اینگونه داستان‌ها (یا شاید بهتر است بگوییم شبه‌داستان‌ها) چون مخاطب كثیرتر و وسیع‌تری را در نظر می‌گیرند و در بهترین تعریف خود (مثل رمان «سووشون» خانم «دانشور») می‌توانند هم خواننده عادی را پای مطالعه بنشانند و هم نظر خواننده حرفه‌ای را جلب كنند، این اقبال را پیدا می‌كنند كه خواننده‌های فراوانی داشته باشند و در فاصله‌ای كوتاه به چند چاپ برسند. 

دلیل دیگر این است كه شیوه رفتار با عنصر زبان غالبا در اینگونه آثار بسیار ساده است؛ گاه آنقدر ساده كه به نظر می‌رسد نثری ژورنالیستی دارند. البته گاهی یك كار می‌تواند در عین سادگی غنی هم باشد كه چنین نثری برای نویسنده دشوارتر است و كار هر كس نیست. این سادگی دشوارتر از پیچیده‌نویسی است و طبعا نویسندگانی كه اینگونه می‌نویسند توفیق بیشتری نصیب‌شان می‌شود چراكه كارشان را هم عوام می‌فهمند و هم خواص می‌پسندند. این بحث دیگری است و قصد، صحبت از رفتار ساده این نویسندگان با عنصر زبان بود.

 

گذشته از دلایل اقبال این آثار، اگر بخواهیم تاریخچه‌ای از پیدایش این داستان‌ها به دست دهیم، باید به پاورقی‌نویسان پیش از انقلاب رجوع كنیم. اسلوب این داستان‌ها تقریبا اسلوب و شیوه‌ای شبیه به پاورقی‌نویسان دوران پیش از انقلاب است. این گروه طی چند دهه پاورقی می‌نوشتند و غالباً هم داستان را - در هر شماره مجله - طوری تمام می‌كردند كه سرِ یك بزنگاه باشد تا خواننده هفته بعد به خاطر دنبال كردن داستان، مجله را بخرد. گاهی حتی خودشان هم نمی‌دانستند داستان به چه شكل پیش خواهد رفت؛ بی‌هیچ برنامه‌ای می‌نوشتند و بدون آنكه چیزی را از قبل تعیین كنند داستان را ادامه می‌‌دادند. درصد بالایی از اینگونه آثار (شاید بتوان گفت 99 درصدشان) صرفاً جنبه سرگرم‌كننده داشتند و هیچ عمقی نداشتند.

 

پاورقی‌نویسان جوابگوی خلأیی در جامعه بودند. الان هم كسانی هستند كه می‌نویسند تا به خلأی كه در غیبت آن پاورقی‌ها وجود دارد پاسخ دهند. این نویسندگان در حقیقت نویسندگان عامه‌پسند هستند كه آثارشان به فروش می‌رود و كتاب‌هایشان به چاپ‌های متعدد می‌رسد. اما نكته اینجاست كه در این دسته كارها از ادبیت به معنای راستینش خبری نیست. یعنی داستان‌هایی هستند فاقد ادبیات؛ فاقد مفهوم حقیقی و راستین و ماندگاری كه به سوی آینده راه دارد.

به هر تقدیر فكر می‌كنم آثار داستان‌نویسانی مثل روانشاد زنده‌یاد «احمد محمود» و نویسنده قدر، توانا و درجه اول امروز «محمود دولت آبادی» بگونه‌ای است كه هم جذاب است و هم عمق دارد و در قلمرو ادبیات راستین است. آثار این دو نویسنده‌ بگونه‌ای است كه هم نظر خواننده عادی را به خود جلب می‌كند و هم خوانندگان حرفه‌ای ادبیات و خوانندگان صاحب نظر آنها را دوست دارند و اگر رجوع كنید و بین مردم نظر بخواهید می‌بینید كه چنین است و آثار اینها مورد توجه است.

 

در این میان عده‌ای هم هستند كه فارغ‌اند از اینكه آثارشان حتما از جانب تمام طیف‌های خوانندگان مورد استقبال قرار بگیرد و خوانده شود. اینها نویسندگانی هستند كه (به غلط یا درست) به نویسندگان دشوارنویس معروف‌اند. دشوارنویسی این عده - در شكل اصیلش – به نوع نگاه و هستی‌شناسی‌شان بازمی‌گردد. این نویسندگان نمی‌خواهند و نمی‌توانند پدیده‌های مبهم را نادیده بگیرند و مفاهیم پیچیده را در سطوح ساده فروبكاهند؛ یعنی نمی‌خواهند مفاهیم پیچیده را ساده كنند. این عده هم جایگاه ارزشمند خود را دارند. بعنوان مثال بخشی از آثار زنده‌یاد «گلشیری» به این شكل است. یعنی خواننده نمی‌تواند روی نوشته به سرعت حركت كند.

 

در پایان باید گفت این مقوله مربوط به كشور ما نیست. تا آنجایی كه اطلاع دارم همه جا همینطور است. مثلا در كشورهای اروپایی نویسندگانی هستند كه برای سرگرمی می‌نویسند و رمان‌هایشان اصطلاحا به رمان «بولواری» معروف است. اینگونه آثار یك بار خوانده می‌شوند و كنار گذاشته می‌شوند و به هیچ وجه با آثاری كه ارزش ادبی دارند، قابل مقایسه نیستند. آثار بزرگ، عمق فلسفی-معنایی دارند. نویسندگان اینگونه آثار، هستی‌شناسی ویژه خود را دارند. آثارشان به سوی آینده هستند و معنای تأخیری دارند؛ به این معنی كه هر بار آثارشان را با یك فاصله‌ زمانی بخوانید می‌بینید مفهومی دیگر یافته‌اید و گویی ناتمام‌اند.

 

این؛ افسون اینگونه آثار است و راه جاودانگی را پیدا می‌كنند. حتی اگر نویسندگان این آثار رئالیست باشند، از لایه سطحی رئالیسم بیرون می‌آیند و نگاهشان به رئالیسم به معنای واقعی آن یعنی درك ریشه‌های بغرنج رفتار و كنش و مجموعه مناسبات انسانی است. خالقان اینگونه آثار، آثار جاودان خلق می‌كنند چراكه عمیقاً درگیر مفاهیم بشری هستند.

 

چرا برخی كتاب‌ها پرفروش می‌شوند

بلقیس سلیمانی :
هر كتابی برای خوانده شدن باید چاپ، پخش و تبلیغ خوبی داشته باشد، با این همه ممكن است كتابی با داشتن این سه ویژگی از فروش خوبی برخوردار نباشد.كتاب پرفروش كتابی است كه حرفی برای شنیدن داشته باشد، توجه كنید ممكن است كتاب حرفی برای گفتن داشته باشد، اما گوش خوانندگان آنرا نشنود. و یا در یك شرایط خاص نخواهد بشنود و كتابهای پرفروش عموماً كتاب‌هایی هستند كه نبض خواننده دستشان است و به قول معروف می‌دانند حرف‌هایی بزنند و چگونه این حرف‌ها را بزنند، تا دروازه گوش‌ها به روی آنها بسته نشود.كتابی ممكن است مورد استقبال نسلی قرار بگیرد و از جانب نسل دیگری تحقیر شود. پس كتاب‌های پرفروش محصول ذوق و خواست خوانندگان‌شان هستند. آنها از ذهن و روان خوانندگان برمی‌آیند، در اثر نویسنده‌ای شكل می‌گیرند و دوباره به خوانندگان تحویل داده می‌شوند.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)