«هیچ فرصتی برای مطرح شدن و معرفی «كافه پیانو» را از دست نخواهم داد. حتی اگر مخاطبان آن نشریه یا شمارگانش، به عدد انگشتهای دست هم باشند؛ من كسی نیستم كه هیچ فرصتی را از دست بدهم. چون نسبت به «كافه پیانو» احساس تكلیف میكنم.» این گفته «فرهاد جعفری» در مورد حد و مرز گفتوگوهایش بود كه بعد از پذیرش مشروطِ گفتوگو با مجله «شهروند امروز» روی سایت گذاشت. شرط آقای «جعفری» برای گفتوگو، «سیصد هزار تومان» بود كه پذیرفته نشد و فردای آنروز دلایل پذیرش مشروطِ گفتوگو از جانب ایشان عنوان شد. علت عمده عدم پذیرش گفتوگو با مجله “شهروند امروز” «رقابت نامنصفانه و ناعادلانه» عنوان شده بود كه در نوشتهای با عنوان «“كافه پیانو” یا “بیوتن”؟! كدامیك پرفروشترین و ركوردشكن بودهاند؟!» در سایت ایشان منتشر شد: نویسنده «جوان، با استعداد و خوشقلمی» یافت میشود.
توسط حاكمان پشتیبانی مالی و تبلیغاتی میشود. به سفر خارجه طولانی مدتی فرستاده میشود. در بازگشت، رمانی با خود به همراه میآورد. چون فقط چند روز به نمایشگاه بینالمللی كتاب تهران باقیمانده؛ «خارج از هرگونه روال اداری» با «دستور تلفنی وزیر محترم ارشاد» و «بدون بازبینی و بررسی محتوایی» و انطباق با معیارهای رایج؛ «یكی دو شبه» منتشر میشود. به نمایشگاه فرستاده میشود. در نمایشگاه «چهار پنج هزار نسخه» به فروش میرود. سپس تحت «حمایت رسانهای و تبلیغاتی كمنظیر»ی قرار میگیرد كه هرگز سابقه نداشته است... در چندین فرهنگسرا از موقعیت معرفی و برگزاری جلسات متعدد نقد و بررسی و انعكاس هرچه بیشتر برخوردار میشود و... حتی «شهروند امروز» هم، فقط یك هفته پس از برگزاری نمایشگاه، یعنی تقریباً بلافاصله؛ یك پرونده ویژه برای كتاب باز میكند و به طور مفصل با نویسنده گفتوگو كرده و نقدهایی در اطراف آن منتشر میكند....»
مخلص كلام اینكه شرایط مطرح شدن «بیوتن» با «كافه پیانو» از نگاه آقای «فرهاد جعفری» یكسان نبود: «قابل كتمان نیست كه تدارك و پوشش تبلیغاتی و رسانهای برای كتاب نخست [بیوتن]،... دهها برابر كتاب اخیر بوده است» و همین امر دلیل دریافت پول از مجله «شهروند امروز» بابت گفتوگو، عنوان شده بود كه البته با كامنتهای فراوان (و غالباً منتقد) مواجه شد. چه، رابطه علی و معلومی بین شرط درخواست پول از مجله و پرفروش شدن «بیوتن» (رمان رضا امیرخانی) چندان روشن نبود. غیر از اینها گفتوگوی مجله «شهروند» با «رضا امیرخانی» در شرایطی انجام شده بود كه ایشان (امیرخانی)، به عنوان یك نویسنده، هفتمین كتاب خود را وارد بازار كتاب میكرد و آقای «فرهاد جعفری»، كتاباولی به شمار میرود.
با اینحال ماجرا به همینجا ختم نشد و رضا امیرخانی بنابه اصرار یكی از دوستان چند جملهای در جواب به نوشتههای «فرهاد جعفری» گفت كه روی سایت قرار گرفت و از این قرار بود: «دوست عزیزمان گویا نمیدانند كه ادبیات جای رقابتِ اینگونه نیست. اگر هم رقابتی باشد، داورش زمان است، نه مردم. متاسفانه عمده قضاوتهای شخصیشان هم نادرست است. نه وزیر به این كار مجوز داده است، كه تسریع كرده است و رئیسِ وقتِ اداره كتاب به كار مجوز داده است، نه كسی بنده را به سفر آمریكا فرستاده است... اما اگر باز هم میپندارند كه شَأنی هست در همچه رقابتی، كُلِّ رقابت را به ایشان واگذار میكنم»!