هادی خسروشاهین :تركیه امروز میزبان یك نزاع است؛ نزاعی كه میان طرفداران دموكراسی و اقتدارگرایی در جریان است: یكی خواستار اجرای آزادی است و دیگری خواهان اعمال محدودیت. یكی بر حقوق اقلیت پای میفشارد و دیگری بر اراده اكثریت ترك. اما حكایت نزاع در تركیه به همین جا ختم نمیشود چراكه دموكراسیخواهان در این سرزمین با مذهب گره خوردهاند و اقتدارگرایان نیز با سكولاریسم؛ اتفاقی منحصر به فرد كه كمتر نمونهای در جهان دارد. آنها كه در جهان بنیانگذار دموكراسیاند، قواعد آن را بهگونهای تنظیم كردهاند كه صرفا با فرهنگ و هنجاری خاص اوضاع سامان پیدا كند و این هنجار هم چیزی نیست جز سكولاریسم در اندیشه و عمل. از همین روی دموكراسی در غرب یك تاكتیك است و سكولاریسم یك استراتژی.
یكی اصل است و دیگری فرع، ولی این اصل و فرع تنها در كنار یكدیگر عمل میكنند و اگرچه دموكراسی نقش فرعی دارد ولی حكمدهنده به موضوعی است كه جز سكولاریسم توان سازش با آن را ندارد. دموكراسی به رای اكثریت اصالت میدهد و به هر آنچه اكثریت میخواهد، جامه عمل میپوشاند و با چنین ویژگیای نیز تنها سكولاریسم نسبیگرا سر سازش دارد كه در آن عقلانیت به ابزاری برای اداره و ساماندهی جامعه تبدیل میشود. اما سكولاریسم در تركیه تافتهای جدابافته از نسخه اورژینالش در غرب است. اگر سكولاریسم در غرب با تكیه بر عقلانیت ابزاری، به پدیده نسبی مبدل میشود تا دموكراسی در آن هضم شود، سكولاریسم در تركیه محتوایی مطلقگرایانه پیدا میكند كه همه در زیر چنبره آن قرار بگیرند.
در یك كلام سكولارهای تركیه، سكولاریسم را عرفی كردهاند تا رنگ و بوی شرقی پیدا كند و اقتدارگرایی در آن موج زند و در مقابل اسلامگرایانی در تركیه ظاهر شدهاند كه دموكراتهای مسلمانند تا نشان داده باشند سازگاری اسلام و دموكراسی تنها در حوزه عمل امكان ظهور مییابد.
این بار اسلامگرایان با دموكراسی آشتی و سكولارها با دموكراسی و رای اكثریت قهر كردهاند. پس باید آن قاعده را به فراموشی سپرد كه میان دموكراسی و سكولاریسم پیوند همیشگی برقرار میكند، گویی كه هر كس سكولار شد خود به خود یك دموكرات نیز هست. در تركیه امروز اسلامگرایانی پیدا شدهاند كه در عین مسلمان بودن و باور به شریعت اسلامی، سیاستمدارانی دموكرات هستند و بیشتر از سكولارها برای دموكراسی و آزادی دل میسوزانند. اما این تجربه گرانسنگ برای جهان اسلام چندی است كه در معرض خطر قرار گرفته است.
اقتدارگرایان قصد آن كردهاند كه تیشه به ریشه دموكراتهای مسلمان بزنند تا خیال تمام دیكتاتورهای سكولار و غیرسكولار از بر هم خوردن نظم مورد علاقهشان آسوده باشد. اما بعید است این بار دوباره دموكراسیخواهان قربانی دهند چراكه آنها برخلاف سایر جوامع اسلامی از نعمت جامعه مدنی قوی بهرهمندند، جامعه مدنیای كه پشت سر دموكراتهای مسلمان قرار گرفته است تا بار دیگر دموكراسی در یك جامعه شرقی به قربانگاه تاریخ نرود.