مریم شبانی :یك روز مانده به 18 تیرماه، در مقابل دكتر داود سلیمانی نشستم تا بازخوانی حادثه كوی را از زبان كسی بشنوم كه در روز حادثه در كوی حضور داشته است. سلیمانی آن روز معاون دانشجویی دانشگاه تهران بود و بههمراه دكتر كوهی، رئیس كوی، تنها مقام رسمی كه ساعتها قبل از وقوع آن رویداد تلخ در میان دانشجویان حضور داشت. سلیمانی اما در نه سالگی حادثه كوی در دانشكده الهیات دانشگاه تهران، پذیرای من شد و از سر حوصله رویدادهای آن روز را بازتعریف كرد. اگرچه خود میگفت كه هر سال در این روزها حسی دوگانه دارد. از یك طرف حس فرار و فراموشی آن رویداد و از طرف دیگر حس بازگویی خاطرههای آن روز تلخ. در دیدرا با ما سلیمانی از رویدادهای منتهی به حمله به كوی گفت و اتفاقات بعد از آن. او كه خود سابقه فعالیت دانشجویی و عضویت در دفتر تحكیم را در كارنامه دوران جوانی خویش دارد، در این بازگویی دلش تنها با دانشجویان است.
شما اصلیترین مقام مسئولی بودید كه ساعتها قبل از وقوع آن حادثه در كوی حاضر شدید. هم شاهد عملكرد دانشجویان بودید و هم نیروی انتظامی. اكنون اگر در مقام قضاوت برآیید تلقی شما از نقش این دو نیرو در به وجود آمدن آن رویداد چیست؟ چقدر دانشجویان در ملتهب كردن فضا نقش داشتند و چه میزان نیروی انتظامی فضای آن شب را بحرانی كرد؟
ببینید، یك زمان شاید در كوی اتفاق خارقالعادهای بیفتد كه پیشتر سابقه نداشته باشد. در این صورت آن رویداد حمل بر غائلهآفرینی از سوی دانشجویان میشود. در چنین وضعیتی میتوان دانشجویان را متهم كرد اما در حادثه كوی دانشگاه در 18 تیر چنین اتفاقی نیفتاد. حركت آن روز دانشجویان غیرمتعارف نبود و بارها در مسایل صنفی و سیاسی اتفاق افتاده بود و اكنون هم اتفاق میافتد. این پتانسیل در فضای دانشجویی همیشه وجود دارد. حتی زمانی كه در دهه 30 خفقان حاكم بود، دانشگاه تحرك خاص خود را داشته است. در قضیه توقیف روزنامه سلام هم اعتراض دانشجویان قابل پیشبینی بود.
اما چرا این اعتراض كه بیسابقه هم نبود تبدیل به حادثهای مثل 18 تیر میشود؟ در حالیكه آن حادثه میتوانست اتفاق نیافتد و اعتراض دانشجویان بهآرامی پایان پذیرد. اعتراض اولیه دانشجویان حتی با تشكر از كلانتری محل تمام میشود و به داخل كوی باز میگردند. بهتعبیری 20 تا 25 دانشجو بیرون كوی باقی میمانند. حتی ما وقتی نزد مقام رهبری رفتیم ایشان گفتند كه طبق اخبار رسیده تنها 10-15 دانشجو خارج از كوی باقی ماندند و ماجرا تمام شده است. پس اصلاً غائلهای در كار نبوده است.
یعنی طبق نظر مقام معظم رهبری در آن دیدار اعتراض دانشجویان مسئله حادی نبوده و به آرامی پایان یافته بود؟
بله. ببینید طبق گفته ایشان در حدود 15 دانشجو بیرون كوی باقی مانده بودند كه این تعداد قاعدتاً نمیتوانستند غائلهآفرین باشند. كمااینكه شاید با خویشتن دارای نیروی انتظامی مستقر در محل به فرماندهی سردار احمدی به آرامی همه چیز تمام میشد. اما خطاها در اینجا رخ میدهد. برخوردهای فیزیكی كه با آقای كوهی میشود و نوع مواجهه نیروی انتظامی، دانشجویان داخل كوی را تحریك میكند و دوباره آنان را به بیرون كوی میكشاند و درگیری آغاز میشود. به گمان من احمدی و بعد هم نظری تدبیر فرماندهی نیروی انتظامی لازم را نداشتند. آنها بدون در نظر گرفتن جوانب مسئله از همان ابتدا تصورشان این بود كه دانشگاه مثل یك كارخانه است.
با این دیدگاه بود كه آقا نظری مدام میگفت «ما این حركت را جمع میكنیم». من خیلی تلاش كردم تا به آنها بفهمانم كه با دانشجو بهعنوان یك قشر آگاه طرف هستند. ایشان اما میگفت كه داستان را تمام میكنم. به او گفتم كه شاید شروعكننده باشی اما تمامكننده نخواهی بود. بعد از واقعه بود كه نظری گفت باید كاری بكنیم. به او گفتم دیگر كاری از دست ما برنمیآید.
سردار نظری آیا در حین حادثه متوجه وخامت اوضاع شد یا بعد از پایان حمله؟
بعد از حادثه در صبح وقتی با وخامت اوضاع روبهرو شد در جلسه شورای تامین استان خیلی نگران شد و متوجه بود كه چه كار خبطی شده است لذا به ما میگفت كه مسئله را یك جوری حل كنید.
نیروی انتظامی مدعی بود كه مجوز ورود به كوی را از وزیركشور گرفته است. آیا در جلسه شورای تامین استان این سخن برای اول بار مطرح شد و پاسخ وزیر به آنها چه بود؟
وزیركشور در آن جلسه حضور نداشت اما نمایندگان ایشان (استاندار و آقای علیا) بودند و تكذیب كردند.
جناب وزیر هم با صراحت اعلام كرد این گفته صحت ندارد. البته یك حدس و گمان وجود داشت مبنی بر اینكه سردارنظری از سردار لطفیان كه مافوق خودش بود دستور گرفته است. یا در تماسهایی كه قبل از حادثه با مقامات بالاتر میگرفتند، این ظن را تقویت میكند كه هماهنگیهایی صورت گرفته است اما این هماهنگی قطعاً با دولت و وزارت كشور نبوده است. سردارنظری قبل از حادثه با افههای فرماندهی كه از خود نشان میداد، مشخص بود كه در تدارك مقابله است. هرچند او بعدها گفت كه به عنوان یك فرمانده باید از این قیافهها میگرفتم. ما هم گفتیم در شرایطی كه میشد بحران را با یك روش دیگر رفع كرد آیا نمیشد كه این روش را بروز نداد كه سردارنظری میگفت كه فرمانده میدان باید اقتدار داشته باشد. لذا به گمان من این حمله هیچ توجیه قانونی نداشت.
آیا در جلساتی كه بعدها برگزار شد و گزارشهایی كه نوشته شد سرانجام به این نكته اشاره شد كه مجوز برخورد از چه مقامی صادر شده است؟
خیر. این موضوع هنوز هم مبهم است.
قبل از بروز حادثه، شما در كنار مذاكراتی كه در صحنه با سردارنظری و احمدی داشتید، تماسهایی هم با مقامات رسمی دولتی در وزارت كشور و علوم داشتید تا آنها را نسبت به وقوع یك حادثه آگاه كنید. پرسش این است كه آیا شما در آن لحظات با فرماندهی قوای نظامی و مقامات بالای انتظامی هم تماس داشتید؟
من به آنها دسترسی نداشتم و خطوط ارتباطی آنها را نمیدانستم. ببینید ما آن شب در كوی مهمان ناخوانده داشتیم و جرقه ماجرا از اینجا آغاز شد.
منظور مشخص شما از مهمان ناخوانده چه كسانی است؟
برای كنترل فضا اگر نیروی انتظامی با لباس مشخص و تدبیر لازم برخورد میكرد چنین اتفاقی نمیافتاد. مهمان ناخوانده یعنی نیروهایی كه ما نمیشناختیم. مشخص نبود. آنها لباس شخصی بوده و سلاحهای غیرمتعارف مثل میلگرد، چوب و تیركمان داشتند. در زمان ورود به كوی یكی از این لباس شخصیها به عنوان فرماندهی وارد كوی شد. هویت آنها مشخص نشد و بعدها گفتند كه اینها نیروهای پدافند بودند.
در تماسهایی كه با مقامات بالاتر دولتی داشتید و ماوقع را برایشان شرح میدادید، توصیه آنها به شما چه بود؟
به دنبال آن تماسها از وزارت كشور آقای تعالی به كوی آمد و معاون سیاسی استانداری، آقای بابادی در صحنه حاضر شد.
آیا با شخص وزیر علوم و كشور هم توانستید ارتباط بگیرید؟
من فقط پیغام گذاشتم. از وزارت علوم هم آقا محسنی مدیركل حراست آمد و ما كاملاً با همهماهنگ بودیم.
پس مثلا با شخص دكتر معین تماسی نداشتید؟
به صورت مستقیم ارتباط نداشتم اما با دكتر ظریفیان كه معاون دانشجویی ایشان بود تماس داشتم. من با رئیس دانشگاه به عنوان مافوق خودم و بعد هم دكتر ظریفیان به عنوان همان معاونتی كه در آن مشغول به كار بودم ارتباط گرفتم. از وزارت كشور هم با معاونت سیاسی – امنیتی كه در آن زمان آقای تاجزاده بود ارتباطهایی داشتم. آقای تاجزاده هم آقای تعالی را فرستاد و از فردا خودش به كوی آمد. به هر حال تماسهایی كه من گرفتم باعث شد وزیركشور هم به نیروی انتظامی هشدار دهد كه غائله به خوبی ختم شود. بعدها در بازجوییها و جلسات كمیته تحقیق متوجه شدم كه تلاش مجموعه دولت این بوده كه درگیری گسترش پیدا نكند. اما متأسفانه گویی نیروی انتظامی در اختیار وزارت كشور نبود و بنابه تشخیص خودش عمل كرد.
البته آنها استدلال میكردند كه اگر مجرم فرار كند، حق ورود به محل اختفای او را دارند. اما تعجب این بود كه در جریان حمله به كوی، دانشجویانی كتك میخوردند كه خواب بودند. یادم میآید كه قهرمان قایقرانی دانشجویان كشور، با شلوار كوتاهی كه برای خواب پوشیده بود، وسط خیابان كوی فریاد میزد و میدوید. علت هم این بود كه در خواب به سرش ضربه زده بودند. خوب! آیا این قشر از دانشجویان مجرم بودند؟
آیا در زمانی كه هنوز حمله اتفاق نیافتاده بود و شما در حال مذاكره با فرماندهی نیروی انتظامی مستقر در محل بودید، پیشبینی میكردید كه حملهای به كوی صورت میگیرد؟
پیشبینی من این بود كه اگر نیروی انتظامی با تدبیر برخورد كند هیچ اتفاقی نمیافتد. مثلاً ما به نیروی انتظامی گفتیم كه از دید دانشجویان خارج شوند. آقای نظری هم به نیروها دستور داد كه مثلاً 5 متر عقب بروند. این لوث كردن ماجرا بود. ما بعد از صحبت با دانشجویان و آرام كردن آنها، قول دادیم كه نیروی انتظامی اقدامی انجام نمیدهد. متأسفانه همین كه از كوی خارج شدیم تا با نیروی انتظامی مذاكره كنیم، چند تیر هوایی شلیك شد و همه چیز را به هم ریخت. دانشجو كه كلت ندارد.
در جلسات كمیته تحقیق و بازجوییها آیا مشخص شد تیر را چه كسانی شلیك كردند؟
من البته در جریان تمامی پرونده نیستم. اما لباس شخصیها هم اسلحه داشتند و هم بیسیم. یك فیلم نیروی انتظامی از شب حادثه گرفته بود كه در آن از یك كلت شلیك میشود. پس حتماً حفاظت اطلاعات ناجا داستان را پیگیری كردند اما مهم این است كه كلت نمیتواند در اختیار دانشجویان باشد. ما هم كه هیچكدام مسلح نبودیم بنابراین مسلم بود كه یك غائلهآفرینی در حال شكلگیری است. از یك طرف من و آقای دكتركوهی و آقای دكتر محسنی دانشجویان را آرام كرده بودیم و به كوی بازگردانده بودیم و تلاش میكردیم باقیماندهها را هم به كوی بازگردانیم كه ناگهان تیراندازی میشود. حتی من از سوی دانشجویان مورد اتهام قرار گرفتم و گمان میكردند كه من با نیروی انتظامی هماهنگ هستم و حتی علیه من شعار هم دادند. از طرف دیگر نیروی انتظامی هم گمان میكرد كه فرماندهی عملیات دانشجویان با من است.
به هر حال گمان من این بود كه اگر نیروی انتظامی از دید دانشجویان خارج شود، میتوان دانشجویان را به كوی بازگرداند. اما نیروی انتظامی به این توصیه عمل نكرد. لذا بعد از شروع ماجرا و در آن 5 دقیقهای كه نیروی انتظامی اعلام كرد اگر به كوی باز نگردید، حمله میكنیم، پیشبینی میكردم كه وضع بسیار بد خواهد شد. لذا من و دكتركوهی سریع داخل كوی شدیم و متأسفانه از همانجا برخوردها را شاهد بودیم.
آیا شما دیگر باز هم تلاشی برای ارتباطگیری با مقامات رسمی داشتید یا این وظیفه را مثلاً به آقای تعالی و محسنی واگذار كردید؟
من باید به چه كسی منتقل میكردم؟
مثلاً مقامات بالاتر در دولت و شخص وزرا.
خوب من مثلاً تلفن آقای خاتمی را نداشتم. قاعدتاً این دیگر وظیفه سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی بود كه جریان را اطلاع دهند و البته تلاش میكردم كه به هر كسی كه به هر نحوی میتواند كمك كند، اطلاع دهم.
پس از ورود نیروی انتظامی و لباسشخصیها به كوی آیا خطر بازداشت شما هم وجود داشت؟
بله. بعد از اینكه با دانشجویان برخورد كردند بلافاصله سراغ ما آمدند و من و دكتركوهی از كوی فرار كردیم. میدانستیم كه قطعاً احتمال برخورد فیزیكی با ما وجود دارد. ما به دانشكده تربیت بدنی كه روبهروی كوی است رفتیم و دیدیم یك ماشین كه 4-5 نفر مسلح در آن بودند به تعقیب ما آمدند. نگهبان تربیت بدی خیلی مردانگی كرد و گفت اجازه ندارم قفل و زنجیر در را باز كنم. البته بعداً مجبور به باز كردن در شد اما در این فرصت ما از در دیگر تربیت بدنی خارج شده و به بزرگراه كردستان وارد شده بودیم. در بزرگراه با بچههای حراست وزارتخانه تماس گرفتیم و آنها ما را دوباره به كوی بازگرداندند. بعد از این بود كه با آمدن آقای دكتر ظریفیان به كوی و تشكیل جلسه شورای تامین استان، نوع برخورد با ما عوض شد.
وقتی وارد كوی شدید و با دانشجویان حادثهدیده مواجه شدید، اولین خواسته دانشجویان چه بود؟ آیا تقاضای حضور شخص خاصی را در كوی داشتند؟
یادم میآید كه دانشجویان خیلی نگران بودند و از «كشتهها» و «مفقودین» حرف میزدند. تصور میكردند كه در این ماجرا خیلی كشته شدهاند. تصور آنها از مفقودین هم مبتنی بر حقیقت نبود. مثلاً میگفتند كه 200 نفر مفقود هستند. به هر حال 200 نفر را نیروی انتظامی بازداشت كرده بود. در ساعات اولیه حادثه كمی بزرگنمایی میشد، البته اصل قضیه بزرگ بود. این بود كه دانشجویان خیلی نگران بودند. دانشجویان خارجی كه به شدت ترسیده بودند و تعدادی از دانشجویان ایرانی هم كه تاب تحمل داستان را نداشتند همان روز صبح به شهرستانهای خود بازگشتند. بالاخره اولین خواسته دانشجویان امنیت بود اما به مرور خواستار محاكمه حملهكنندگان به كوی شدند.
آنها خواستار حضور وزیركشور و حتی شخص خاتمی در كوی بودند. در حدود 400 شكایت اولیه در دفتر حقوقی دانشگاه ثبت شد اما تنها 5-6 تا از این شكایتها به پای عمل رسید. شكایتها یا پس گرفته شد یا دانشجویان عقب نشستند. علت هم فضای امنیتی – روانیای بود كه برای دانشجویان ایجاد شده بود و در این فضا كسی جرأت شكایت نداشت.
در جلسه شورای تامین استان چه مباحثی مطرح شد؟ مدعیات نیروی انتظامی در این جلسه چه بود؟
ببینید! نیروی انتظامی مدعیاتی را مطرح میكردند كه من اصلاً در شب حادثه ندیدم. البته بعد از حادثه و در روزهای بعد آن مدعیات روی داد اما ارایه آن قبل از وقوع برای من كمی عجیب بود. مثلاً نظری میگفت كه دانشجویان كوكتل مولوتف و فشفشه در پشتبامها گذاشته بودند و به نیروی انتظامی پرتاب میكردند. اما چنین چیزهایی در شب اول دیده نشد. همه دانشجویان روی زمین بودند و در پشتبامها كسی نبود. یا مثلاً نظری میگفت كه شعارهایی علیه مقامات كشور داده شده است. من در شب حادثه شعاری نشنیدم. شاید در روزهای بعد شعار داده شد اما آن شب حتی یك شعار در این زمینه نشنیدم. این ادعا برای من خیلی عجیب بود كه مسایلی در جلسه شورای تامین استان مطرح شد كه اتفاق نیفتاده و بعداً اتفاق میافتد. این برای من یك سئوال است كه چگونه ایشان از چیزی كه اتفاق نیفتاده حرف بزند و بگوید بعداً اتفاق میافتد.
حتی به من اتهام زده بودند كه میان دانشجویان موبایل توزیع كردهام و با موبایل دانشجویان را تحریك میكردم. گویی من یك ستاد فرماندهی داشتم و با توزیع موبایل در میان دانشجویان، هستههای مقاومتی ایجاد كردهام و هر جایی را اداره كنم میتوانم به هم بریزم. این تصویر از من ساخته شده بود. كمیته تحقیق كه مسئولیت آن را آقای ربیعی برعهده داشت، ریز مكالمات من را از مخابرات گرفته بود و اعلام كرد كه آقا سلیمانی چند جا بیشتر تماس نگرفته و مشخص است كه چه گفته است.
بعد از حادثه یك ستاد با حضور وزیر علوم و معاونان دانشجویی و حراست دانشگاه و نمایندگان تشكلهای دانشجویی در كوی تشكیل شد و این بحث در ستاد طرح شد كه از چهرههای اصلاحطلب برای حضور در میان دانشجویان دعوت شود تا همدردی آنها با دانشجویان به آرام كردن فضا كمك كند.
میخواهم بدانم بر چه مبنایی چنین تصمیمی در آن ستاد گرفته شد؟
مسئول و بانی آن جلسه من بودم و در آنجا این پیشنهاد طرح شد. احساس من این بود كه این بحران را میتوان با كمك چهرههای مورد اعتماد دانشجویان كه بر آنها نفوذدارند در آرامش حل كرد. لذا از برخی چهرهها برای حضور و سخنرانی در كوی دعوت شد.
آیا در دعوت از این چهرهها مرزبندی هم وجود داشت؟
خیر. همه را دعوت كردیم.
یعنی هیچ مخالفتی در برابر دعوت از چهرههای ملی – مذهبی و مثلاً آقای سحابی و دیگران صورت نگرفت؟
مرزبندی نبود و از شخص خاصی اسم برده نمیشد. اما در ادامه دیدیم كه اینكار از جهت اینكه به آرامش فضا كمك میكرد بسیار مورد تایید بود. متأسفانه در روزهای بعد مهمانان ناخوانده تحت عنوان دانشجو جریان را دامن زدند و مطالبات دانشجویان را فراتر بردند. این همان جریانی بود كه آقای نظری پیشبینی كرده بود و از روی دادن آن در شب حادثه به اشتباه سخن گفته بود.
این اعتقاد وجود دارد كه مجموعه دولت و شخص رئیس دولت در روز اول اتفاق كوی بسیار منفعلانه عمل كردند. این انتقاد همان زمان هم از سوی برخی از چهرههای اصلاحطلب مطرح میشد. شما كه از نزدیك درگیر این ماجرا بودید، چه پاسخی برای این انتقادها دارید؟
به گمان من در همان ساعات اول نیاز بود كه شخص آقای خاتمی یا وزرای مربوطه وارد ماجرا شوند. این تامل مورد اعتراض بود. من هم در دلم خیلی از این قصه ناراحت بودم كه چرا خاتمی وارد داستان نشد. بعدها كه از این و آن پرسیدم، پاسخ شنیدم كه ایشان تأملاتی را داشت كه مبادا بیگدار به آب بزند. به هر حال شاید آن زمان اعتراض خود را بیان نكردم اما دلگیر بودم.
اولین تماسها با آقای خاتمی چه زمانی آغاز شد؟
صبح اول وقت ایشان در جریان ماجرا قرار گرفتند. من شب حادثه با دفتر ریاستجمهوری و نه شخص رئیسجمهور تماس گرفتم كه تلفن روی ضبط بود. پیغام گذاشتم كه در كوی دانشگاه اتفاقی در شرف وقوع است.
در كل به نظر میرسد وزیران مربوطه و شخص رئیس دولت خیلی انتظارات شما را برآورده نكردند؟
در آن لحظه این طور بود. البته شاید توقع ما خیلی زیاد بود اما به هر حال گمان میكنم بهتر بود كه آنها زودتر اعلام موضع میكردند.
آقای نظری در مراسم تودیع خود اعلام كرد كه آقای خاتمی در جریان كوی دانشگاه از نیروی انتظامی تقدیر كرد. آیا این گفته آقای نظری صحت دارد؟
بله. در مجموع آقای خاتمی از اینكه غائلههای بعدی تا روز چهارشنبه بدون اتفاق ناگواری پایان یافت، از نیروی انتظامی تقدیر كرد. اما این تقدیر ربطی به حادثه شب اول نداشت. اما سخن خاتمی مصادره به مطلوب شد و آقای نظری در دادگاه و جاهای دیگر گفت كه خاتمی از كل قضایا تقدیر كرده است. حال اینكه فرماندهی نیروی انتظامی چنین اعتقادی نداشت و آقای نظری از سمتهای فرماندهی كنار گذاشته شد.
آقای نظری در نامه اول خود به آقای خاتمی یك جملهای را آورده است با این مضمون كه «برخی افراد شهامت پذیرش فرمان خود را نداشتند و از امضای دستور خود هم امتناع ورزیدند» از این جمله اینگونه برداشت میشود كه خطاب نظری، شخص وزیر كشور بوده است و نظری مدعی بودند كه وزیركشور مجوز ورود به كوی را به او داده است. در كمیته تحقیق این مدعای آقای نظری به چه نتیجهای رسید و چه پاسخی گرفت؟
در گزارش تحقیق چنین چیزی مطرح نشد. اگر فرمان وزیر را داشت میتوانست آن را به دادگاه ارایه دهد. من این نامه را تنها فرار به جلو میدانم وگرنه ایشان اگر سندی قوی داشت حتماً به دادگاه عرضه میكرد.
اگر كمی از حادثه كوی فاصله بگیریم، آقای ناطقنوری در كتاب خاطرات خود اشاراتی هم به ماجرای كوی دانشگاه داشتند و این جمله را نوشتند كه «ماجرا زیرسر نیروهای ملی – مذهبی» است و اعلام كردند كه در جلسه سران با رهبری از لزوم برخورد با آنها سخن گفتهاند. میخواهم بدانم شما كه از ابتدا داخل كوی بودید، این ادعا را چطور میبینید؟
نباید با این سخن، حضور لباسشخصیها در غائلهآفرینی را ندیده گرفت و حكم بر برائت آنها داد. من از این سخن به لحاظ انسانی – اعتقادی نمیگذرم. ایشان دانشجویان را مستحق تنبیه دانست. من به عنوان كسی كه مسئولیت داشتم این قضاوتهایی از این دست را غیرمنصفانه و ناعادلانه میدانم. این كلمات را به كار میبرم به این دلیل كه اعتقاد دارم.
من آن شب مظلومیت دانشجویان را با پوست و گوشت و استخوانم حس كردم و همان شب هم نقش پررنگ لباس شخصیها را در آن ماجرا حس كردم. اما همه اینها را كنار میگذارد و حذف میكند و تنها ملیـ مذهبیها و دانشجویان را مستحق مجازات میبیند. حال آنكه ملی ـ مذهبیها در روزهای بعد با دعوت ما برای كاهش تبعات ماجرا و مهار و كنترل غائله وارد كوی شدند و باید از آنها تقدیر و تشكر كرد. اما متأسفانه روحیه دشمنپنداری قدرت تحلیل را از ضعیف میكند.البته آقای ناطق نوری در مجموع آدم منصفی است و از خیلیها مردتر است و به قولی فتوتها و جوانمردیهایی دارد. اما در این داستان عادلانه قضاوت نكرد.
از مجموعه دیدارها و گزارشهایی كه تهیه شد، نظر مقام معظم رهبری نسبت به این حادثه و نقش دانشجویان چگونه بود؟
جلسه اول كه با مقام رهبری داشتیم، ایشان همدردی و همراهی زیادی با دانشجویان داشتند وحتی از فحوای كلام برمیآمد كه برخورد نیروی انتظامی را درست نمیدانستند. به گمان من به واسطه تحقیقات بیشتری كه انجام داده بودند، نظر مقام رهبری تعدیل شد. شاید طبیعی هم این بود كه روال قانونی تحقیق و تفحص انجام شود وآنگاه قضاوت كرد. اما در مجموع داوری ایشان به نفع مجموعه دانشگاه و دانشجویان بود. هرچند ایشان نیروی انتظامی را هم تضعیف نكردند. به هر حال در مجموع مقام رهبری با دانشجویان همدردی و همراهی داشتند.
به عنوان آخرین سئوال میپرسم كه به گمان شما چرا رویداد كوی دانشگاه اتفاق افتاد؟ چه بستر و زمینهای آبستن این رویداد بود؟
به نظر من دولت اصلاحات و مجموعه اصلاحطلبان توفیقهایی را حاصل كرده بودند كه برای برخی ناگوار بود. باید تسویهحسابی با مجموعه اصلاحطلبان صورت میگرفت و این تسویهحساب میبایستی بستر و زمینهای داشته باشد تا به دولت عدم كفایت بدهند.
یعنی به گمان شما نیروی انتظامی ابزار این تسویه حساب قرار گرفت؟
نیروی انتظامی آگاهانه یا ناآگاهانه ابزار این قصه شد و معركه گردانها، بهرغم اینكه در كوی خیلی تلخ عمل كردند، اما نتوانستند خواست خود را نهایی كنند و تیر آنها به سنگ خورد. اما خاطرهای تلخ به جای گذاشت كه ای كاش در كارنامه نظام وجود نداشت.