حبیب باوی ساجد* :1چهارم دیماه سال 1310، احمد محمود دریكی ازكوچه پسكوچههای شهراهوازدیده بر جهان فانی گشود. در هرگامیكه اورا به بلوغ میرساند، حادثهای سرزمینش رامیلرزاند:جنگجهانی دوم، اعتصابات كارگری،كودتا،اعدام وشكنجه وتبعید واینگونه ... ادامه
مسعود كیمیایی :درباره احمد محمود حرف زدن و خاطره تعریف كردن مشكل است. او نویسندهای در هوای خوب نبود و با مردم یاد گرفته بود كه هوای خوب در دور دست است. « آفتاب كاكل نخل را سایه روش زده است، خون خشك تمام دست را پوشانده است. انگشت كوچك دست از بند دوم قطع شده است و ... ادامه
ناصر تقوایی :پدر من كارمند گمرك بود. در واقع اجناسی وارد سرزمین ما میشدند بدون آنكه شناسایی یا قیمتگذاری بشوند و كار پدر من ارزیابی ورود این كالاها بود. من آن موقع نوجوانی 13-12 ساله بودم و كلاس سوم یا چهارم ابتدایی كه به پدرم ماموریتی سه – چهار ساله دادند در ... ادامه
جواد طوسی :نسل آرمانخواه من، احمد محمود را در یك ارتباط غیرمستقیم مرحله به مرحله كشف میكند. خود من در كتاب «همسایهها» با اخت شدن با «خالد»، به دنیایی غریب پا گذاشتم كه در آن مقطع سنی برایم یك تلنگر و نوعی احساس پرشور بود؛ حد واصل جدا شدن ... ادامه
مرحوم منوچهر آتشی :محمود شخصیتی بارز، جذاب و عزیز داشت. چنان انسان بینیاز و با عزت نفس بود كه همه از این اخلاقِ او حیرت میكردند. او سه بار جایزه برد كه یك بار جایزه را به او ندادند. و دوبار دیگر سر صحنه جایزه را برگرداندند و گفتند این را به جوانترها بدهید تا كار ... ادامه
مینو فرشچی :احمدمحمود، بنا به تعریفهای امروزی و به گمان من، برجستهترین نویسنده در شیوه خاص خویش است. خطوط متمایزكننده احمد محمود در كارنامه به نسبت طولانیاش را به سادگی و شفافیت میتوان ترسیم كرد. احمد محمود به نسلی تعلق داشت كه نوشتن رافقط به فرمان ذوق و ... ادامه
سیمین بهبهانی :آشنایی من با احمد محمود از زمان شروع مطالعه آثار ایشان بود. تا آن زمان خود استاد را از نزدیك ملاقات نكرده بودم، تا اینكه در مراسم بزرگداشتی كه آقای «محمد خلیلی» بر پا داشتند برای اولین بار استاد را دیدم و بعد از خواندن بهترین كار ایشان یعنی «درخت ... ادامه
بهزاد فراهانی :از سال 1340 كه ازدواج كردم معمولاً ایام عید به آبادان، اهواز و كلاً شهرهای جنوب میآمدیم در همین دوران بود كه با زنده یاد محمود آشنا شدم. آن زمان24-23 ساله بودم. آن موقع من «گوركی» میخواندم و به دنبال شیوه رئالیسم اجتماعیای كه ... ادامه
سارِك اعطا (محمود) :اتاق پدر صدایم میكند. وارد اتاق پدر میشوم. عكس قدیمی من بردیوار نگاهم را به خود میكشد. چهارساله هستم. مویم بلندبلند است. دماغم رابه شیشه پنجره چسباندهام. سرم را به پشتی مبل تكیه میدهم. مادرم تازه سفره شام را جمع كرده است. ... ادامه
امیر احمدی آریان :1بیش از شش دهه از انتشار آثار صادق هدایت گذشته است، اما هنوز گاه و بیگاه بحثهای مضحكی میشنویم نظیر این كه «ما كه هنوز مدرنیسم را از سر نگذراندهایم چطور میخواهیم پست مدرن شویم»، یا «ما كه هنوز رئالیسم را تجربه ... ادامه
عدنان غریفی :تاثیر نویسندههای جنوبی یك تاثیر ممتد است. یعنی هیچگاه این امر قطع نشده تا منتظر باشیم دوباره از سر گرفته شود. علتش هم كاملا واضح است، تقریبا میشود گفت همه نویسندههای جنوبی در راستای اجتماعی كار میكردند. جنوب یكی از عوامل تاثیر است، اما همه ... ادامه
صفدر تقیزاده :احمد محمود یكی از اصیلترین نویسندگان خطه جنوب ایران است. البته اگر كمی محدودترش كنیم میتوانیم بگوییم: تنها رماننویس استان خوزستان است. ما وقتی از جنوب حرف میزنیم مثلا شیراز و بوشهر و شهرهای آنطرف را هم شامل میشود. ما ... ادامه
مهدی یزدانی خرم :رنج مردم و روایت زندگی طبقات فرودست آرمان بسیاری نویسندگان ایرانی بود كه به خصوص بعداز شهریور بیست مصداقهای عینی متعددی پیدا كرد. بخشی از این تلقی رنج نگار به شرایط اقلیمی- تاریخی ایران بازمیگشت و بخش دیگر نیز در آموزههایی خلاصه میشد ... ادامه